با سلام
تحلیل بسیار جالبی بود و دقیقا با وضعیت روز مسئولین ما مطابقت دارد.
اقایان دچار توهم و خودشیفتگی شدند.
چون در کشور هر چه میکنند و هر چه میگویند کسی جوابشان را نمیدهد و چرخش نخبگان انجام نمیشود به این درد گرفتار شدند
نیما
|
|
۱۶:۲۶ - ۱۳۹۱/۰۳/۱۷
189
11
پاسخ
سیاست زورگویی که در جهان حاکم است با این حرفها درست نمیشود - زور را با زور باید پاسخ گفت - اگر دیپلماسی منطقی حاکم بشود ، آنوقت میشود وارد این وادیها شد.کشتار مردم در سوریه را به دست شورشیان ، ببینید - نامردی به تمام معنا است - سرکوب مردم بحرین را ببینید - چه منطقی بر آن حاکم است - الا زر و زور و تزویر - آقای نویسنده یا این مقولات را ندیده و یا نخواسته ببیند - این صحنه جایی برای مقولات کلاسیک نیست برادر ارجمند...
پاسخ ها
ناشناس
||
۲۰:۵۱ - ۱۳۹۱/۰۳/۱۷
بد فهمیدی . مراوده با جهان به معنی تایید ظلم در جهان نیست . راهی است برای حفظ قدرت و بقا در دنیای درنده امروز
ناشناس
||
۲۱:۳۷ - ۱۳۹۱/۰۳/۱۷
آقا نيما توصيه ميكنيم 3 تا روزنامه خارجي را كه خودت انتخاب مي كني به مدت يك هفته بخون بعد تراوشات ذهنيتو كامنت كن !!!!
شاپور شیخ پور
|
|
۱۶:۲۷ - ۱۳۹۱/۰۳/۱۷
172
13
پاسخ
وقتی ازارتباط وتعامل سخن بمیان آید از بمبباران و قتل عام اماکن روستایی افغانستان و یا .... حوادث و بحران های اجتماعی اقتصادی واقع شده در سایه این تعامل هم سخن باید گفت . شاید تعداد زنان در جایگاهای سیاست از نشان های تعامل مناسب سطوح اجتماعی باشد ولی نتایج حاصل در 30 سال دیگر و بیشتر را بااین تعاملات صددرصد مرتبط دانستن نشانه سطحی نگی فراوان نویسنده بنظر میرسد. درخصوص برزیل وچین ومکزیک و...... وقتی درخصوص اقتصاد سخنی ابراز میگردد و از عوامل دخیل در توسعه اجتماعی و اقتصادی بصورت مجرد و تک تک بدون تاثیرات متقابل و مخالف و همزمان عوامل مختلف نتیجه گرفته مثل آنست که اشعار حافظ وسعدی و... نیز مثل چهار عحمل اصلی در ریاضیات تلقی نماییم مطمئنا کار سنجیده و مناسبی نبوده و یک مدعی عالم علوم اجتماعی و سیاسی نباید چنین برداشتی را بعنوان نظریه ابراز نماید . همچنین اظهار نظر برحجم تولید ناخالص داخلی بدون توجه به سرانه تولید ناخالص داخلی و عدم توجه به نحوه توزیع درامد و تعداد جمعیعت نیز از اشکالات اساسی نویسنده مقاله و یا از عدم اطلاع وی درخصوص مسائل اقتصادی بنظر میرسد. تسلط بر زبانهای خارجی بعنوان ابزار بسیار توصیه شده ولی آگاهی از از دانش زبان مادری و یا دانشهای زبانهای دیگر مهمتر از زبان دانی است چه بسیار اند اشخاص کم دانش و بی تجربه و حتی افراد مغرض که به دو یا چند زبان مهارت کافی داشته اند . در خاتمه با پوزش از زیاده گویئ و اغلاط املائی و انشائی متن حاضر . ذکر این نکته که صراحت در بیان واندیشه با توجه به جمیع جوانب علمی از سرعت در نوشتن مناسب تر و ضروری تر بنظر میرسد
ناشناس
|
|
۱۶:۳۱ - ۱۳۹۱/۰۳/۱۷
3
25
پاسخ
دیدگاه عالی بود ایکاش دولتمردان ما از این دیدگاه ها و افراد استفاده کنند.
موحدی
|
|
۱۶:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۳/۱۷
126
20
پاسخ
استاد گرامی سریع القلم دیدگاههای قابل توجهی داشتند و شایسته است چند نکته ذیل که دغدغه های عده دیگر است را در تحلیل های آتی مد نظر قرار دهند یا پاسخ ارائه فرمایند:
1 - تقابلی که جناب استاد می فرمایند تنها مربوط به ایران با کل جهان نمی باشد و ظرفیتهای بالایی از تقابل در بین دیگر کشورها خصوصا کشورهای قدرتمند وجود دارد.
2 - تقابلی که الان به شکلی با بخشی از جهان (قدرتهای غربی) وجود دارد در چارچوب منافع و اهداف ملی تعریف شده و در تقابل با منافع آنان قرار گرفته است که این طبیعت رقابت و نزاع است. برای مثال داستان انرژی صلح آمیر هسته ای ظرفیتی را برای ایران ایجاد می کند که در مقابل تحدید و تهدیدی برای غربیها است.
3 - آیا واقعا قرار است همیشه رابطه قدرت در نظام بین الملل به شکل یکسان باقی بماند. تاریخ که این را نشان نمی دهد و نزاعها و درگیریها در این جهت بوده است.
4 - با نگاه ارزشی به رقابت و مقابله بین ایران و غرب، طرفین بدنبال تحمیل ارزشهای خود بوده و خواهند بود و این برای حصول اهداف هست.
5 - انصافا باید گفت طرفهای غربی یا دیگرانی که در حال تقابل با ایران هستند (یا ایران با آنها) درک صحیحی از تحولاتی که در حال اتفاق است ندارند و این همیشه بوده و تاریخ نیز شاهد این است. تا دو دهه قبل و زمانی که در درس استاد سریع القلم حاضر بودیم هیچ کس این تحلیل را نداشت که روزی چین به جایگاه کنونی از ابعاد اقتصادی و سیاسی برسد.
6 - بالاخره اینکه جهان صحنه رقابت بین کشورها و واحدهای قدرت برای وصول به اهداف و حصول منافع بر اساس ظرفیتهای خود بوده و خواهد بود و مهم این است که هر واحدی بداند چه دارد و چطور آن را بکار ببرد و در این صورت درصد ریسک پذیری را نیز کنترل خواهد کرد.
خسروي
|
|
۱۶:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۳/۱۷
74
7
پاسخ
به مثابه فرنگ برگشته سابق هستند كه فكر مي كنند آن ها حاضرند يك كشور كوچك مثل ايران اسلامي حق بگويد و آن ها حق را قبول كنند. آن ها تنها به منافع خودشان فكر مي كنند و همه دنيا بايد تسليم بدون چراي آن ها شوند كه اين در دين ما تعريف نشده است.
محمد
|
|
۱۶:۳۲ - ۱۳۹۱/۰۳/۱۷
10
50
پاسخ
بسیار عالی. حالا ما بیاییم و هی دشمن دشمن کنیم. همهی جهان را با خود دشمن بدانیم، غرب و شرق کنیم. روی ورودی وزارتخانهیمان بنویسیم نه شرقی نه غربی جمهوری اسلامی. آقا شما اگر جمهوری اسلامی را میخواهی و راست میگویی بیا و بگو هم شرق و هم غرب، جمهوری اسلامی خودش میرود در کالبد اینها. بیا و ببین چه چیزی به نفع اسلام است، به نفع مسلمین است به نفع مردم است. این همه سال نه شرقی نه غربی کردید، چه شد؟ مردم را از دین خدا راندید، مردم میگویند اگر دین خدا این است، نخواستیم. نیاز به دین ثانویه است. ما در اولیهمان ماندهایم.