بحث بر اسم و رسم و ملیت نیست. بحث فهم و درک ایثار، از خودگذشتگی و فداکاری به یک دانش آموز دستانی است که به بهترین نحو بیان شده است حال چه واقعی باشد و چه افسانه!
nima
|
|
۲۳:۰۹ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۳
2
13
پاسخ
آقای ای کیو بلا......
شاید وقت نداشته.....
تا چوب پیدا میکرده ، یک سد آب توی دهن اش میرفته....
اصغر پلنگ
|
|
۲۳:۳۴ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۳
8
24
پاسخ
الکی گندش کردن چه سوراخی چه سدی چه کشکی.پتروس داشته سوراخ می کرده شهرو آب ببره مامورا دیدن زود دستشو کذاشته روی سوراخو بقیه داستان هم که...
aman
|
|
۲۳:۳۷ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۳
1
24
پاسخ
هميشه نميتونيم به اين راحتي نظر بديم.
اگر اين جوريه فكر كنيم پس چرا حسين فهميده نارنجك ها رو زير تانك نينداخت بلكه اونا رو به خودش بست و زير تانك رفت؟
به نظرم آدم تا وقتي تو شرايط خاصي نباشه نميتونه در مورد اون شرايط نظر بده.
kamran
|
|
۲۳:۴۴ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۳
12
11
پاسخ
اصلا ازنظر مهندسی یه سوراخ تو سذ بوجوذ نمیاداون امکان پذیر نیست مسخره است سذ با انگشت جلو خراب شدنش گرفته بشه .
حامد
|
|
۲۳:۵۶ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۳
20
15
پاسخ
اتفاقا یه سوالاتیم واسه من همیشه بوده که این پتروس اونموقع پشت سد چی کار میکرده؟ قدش چجوری به سوراخ سد به اون بزرگی ومرتفعی رسیده؟ چجوری سد که اینقد قطوره(ده ها متر قطر) به اندازه انگشت دستش سوراخ شده بوده؟(دوستان صحبته یه سده نه یه تکه مقوا و سوراخش)
فکر کنم این داستان از ازل تخیلی باشه!
مراد
|
|
۰۰:۰۷ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۴
1
29
پاسخ
یه روز یه فرد دانایی انگشت اشاره اش رو به ستاره ای در آسمان نشان داد و به فردی گفت: اون ستاره رو تو آسمون می بینی؟ اون فرد هم نگاه به سرانگشتان مرد کرد و گفت : کدوم ستاره؟
آقاااااااااایون
چوب بعد از چند دقیقه در میاد با اون فشار آب
ولی انگشتش رو میتونسته هی جابه حا کنه
ناشناس
|
|
۰۲:۵۰ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۴
1
25
پاسخ
چرا چوب. میگم چطوره دور رولپلاک یه کم تفلون میپیچید بعد توی سوراخ کار میگذاشت. اینطوری مشکل کامل حل میشد.
اکبر
|
|
۰۳:۳۶ - ۱۳۹۰/۱۲/۲۴
3
31
پاسخ
خوب دهقان فداکار هم به جای لباسش می رفت یک مشعل از اونهایی که تو المپیکا ازش استفاده می کنند بر می داشت. کلاً ماها عادت داریم همه چیز و خراب کنیم و مدعی باشیم فقط خودمونیم که آدم حسابی هستیم !!!