REZA
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۲۸ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۳
ک عمر زحمت توی جبهه ها خدا رحمتش کنه فاتحه مع الصلوات
کمیل"ستاری"
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۵ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۳
در طول جنگ ،حاج بخشی و حاج بخشی های زیادی دیده بودم ولی حاج ذبیح الله جور دیگری بوی عطر جبهه به خود گرفته بود و اینک با رفتنش حال و هوای آن روز پرواز ملکوتی حاج احمد کاظمی به سراغم آمد و تسکین دردم جز پناه بردن به کتاب آسمانی و ذکر فاتحه چیز دیگری نبود.روحش شاد.
راوی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۹ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۳
رضوان خدا بر روح بلند مجاهد خستگی ناپذیر حاجی بخشی
حميد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۵ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۳
حاجي روحت شاد ماراهم دعايي بكن گرفتاريم
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۳ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۳
لطفامراسم را اطلاع رساني كنيد.خدارحمتش كند
صفری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۲ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۳
انشا الله با شهدا محشور شود ایشان یکی از ذخایر انقلاب بودند
جواد هاشمی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۲ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۳
یادش بخیر خدا رحمت اش کند ان لحظه که بلند گوهای ماشین تویوتا لندکروز خود را در سه راه شهادت روشن کرد تا روحیه رزمندگان را بالا ببرد چند لحظه طول نکشید که عقب خودرو را عراقی ها زدند. آن لحطه پشت دژ عراق در عملیات کربلای 5 در سنگر نشسته بودم و شاهد آن لحظه بودم.او شهیدی جا مانده از شهدا بود.
جواد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۲۲ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۳
یادش به خیر
کربلا,کربلا ما داریم میاییم....................
جا مانده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۲۶ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۳
باز امشب یاد یاران است و من.
خاطرات این شهیدان است و من.
یادگاران جنگ و آئینه های تمام نمای مقاومت و ایثار یکی یکی می روند.
وجود حاج بخشی تداعی گر خاطرات جنگ و صحنه های حماسه سازی رزمندگان در شلمچه و دیگر میادین جنگ بود ، روحش شاد و یاد و خاطرش گرامی باد
بی سنگر27
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۴۳ - ۱۳۹۰/۱۰/۱۳
تو فاز دوم یا سوم عملیات کربلای یک در مهران آماده می شدیم که به خط دشمن بزنیم اما بنا به مصالحی دستور لغو عملیات صادر شد.
با بچه های مهندسی رزمی لشگر محمدرسول الله(ص) با یه وانت لندکروز مشغول برگشت به عقب بودیم که ماشین حاجی بخشی از پشت سر رسید و خیلی آرام پشت بلندگو چند تا شعار داد و گفت ناراحت نباشید بزنید بغل کارتون دارم.
ما هم چراغ خاموش و خیلی آرام زدیم بغل .
و یکی از بچه های مهندسی پیاده شد تا ببینه حاجی چیکار داره .
حاجی از تو ماشین یکی دو تا طالبی یا خربزه به رفیقمون داد و گفت فعلا اینارو بخورید و غصه نخورید فردا شب انشااله میزنیم تو سر دشمن و دوباره پیشروی میکنیم. یادش بخیر خدا با شهدا محشورش کنه.
نظرات بیشتر