ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۳۶ - ۱۳۸۷/۰۷/۲۵
من نمي فهم چرا اين همه آدم به اين آقا انتقاد مي کنند بدون آن که منظور او را بفهمند ... سخن او غلط نيست.
اين تجربه را من هم داشتم و اسمش را مديريت هزينه گذاشتم و ظرف يک سال ، يک ميليون و دويست ميليون تومان هزينه را به دويست هزار تومان تقليل دادم . دفتري داشتم پر هزينه : درآمد آن بر اساس سيکل زماني ، کاملا متغير و هزينه آن کاملا ثابت ... با محاسبه اي ساده متوجه شدم که اين وضعيت در عمل مرا در شرايط بحران ثابتي قرار داده است ، لذا با تغيير در برنامه هاي خود ، مديريت هزينه کردم و به لطف خدا از بحران خارج شدم . اگر اين کار را نمي کردم با توجه به دزدي بزرگي که بعدها توسط دستيارم در دفتر صورت گرفت ، من حالا بايد کاملا ورشکست مي شدم ، اما آن را هم با مديريت هزينه کنترل کردم : چه نتيجه اي مي خواهم بگيرم :
1- اين روش من هرچند کمي پيچيده بود ، اما به پيچيدگي روشهايي نيست که در غرب و ژاپن وجود دارد و به شکل سازمان يافته آموزش داده مي شود ، پس دولت مي تواند در اين زمينه راهنماي مردم باشد .
2- اين روش به شکل سنتي در بعضي شهرهاي ايران از جمله اصفهان اجرا مي شود ، اما متاسفانه در تهران به آن خساست گفته مي شود . در حالي که خانواده هاي اصفهاني خوب خرج مي کنند ، اما ولخرج نيستند و به همين جهت در اين بحران يزرگ کمتر ضربه خورده اند ....
ناشناس
|
-
|
۰۹:۲۲ - ۱۳۸۷/۰۷/۲۷
به نظر من اين حرف ها را بايد يك نويسنده يا مشاور اقتصادي خانواده و يا يك روانشناس بگويد،نه وزير رفاه! .كه حتي اگر نويسنده اي هم اين حرف را زده بود يك بعدي حرف زده بود.ضمنا بد نيست ايشان بدانند كه اكثر مردم ما مديريت اقتصادي و يا به زبان خودماني تر با سيلي صورت خود سرخ نگه داشتن را آموخته اند
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۳۹ - ۱۳۸۷/۰۷/۲۷
آخ عنوان و خوندم حيفم اومد جوابشو ندم.مطمئنا پشت بنز و در ويلاي چند ميلياردي نشستن فكراي بهتري به مغز اين اقا نبايدم خطور كنه.بقول دوست ما من واقعا تا بحالا نمي دونستم كه چقدر ثروتمندم كه ماهي يه بار هم جرات خريدن يه مرغ رو ندارم.اهاي ايهاناس اينجا ايرانه و ملت اينجوري بدبختن.