مگه جز تهران و چندتا شهر بزرگ دیگه جایی هم مدرسه درست و حسابی هست؟؟؟؟؟
یک هموطن
|
|
۱۳:۴۱ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۱
2
14
پاسخ
به نام خدا
باسلام ، والله حق دارند که به شهرها،
مهاجرت می کنند . نظام باید ، رسیدگی
مخصوص ، برای روستاها و اهالی آن ،
انجام داده و هدف ما
آن زمان که انقلاب کردیم ، خدمت به
مستضعفین بود ، یادمان نرود .
یک جامعه سالم و مستقل ، باید کشاورزی و صنعت مستقل و قوی هم
داشته باشد . و رسیدگی به روستاها
و شهرهای کوچک ، جزو الویت اول ،
نظام جمهوری اسلامی شود .انشاءالله.
با تشکر
fazel
|
|
۱۳:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۱
1
34
پاسخ
من به اين شهرستان رفتم و روستاهاشو از نزدیک دیدم.از این دردناک تر هست
ناشناس
|
|
۱۴:۰۱ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۱
0
25
پاسخ
بخاری های استاندارد شده!! مدارس در چندین عکس دیده می شود. چقدر باید از این مساله آسیب ببینیم تا وعده ها عملی شوند.
ناشناس
|
|
۱۴:۱۷ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۱
3
31
پاسخ
آخي...
اونوقت بعضي از بچه هاي همسن و سالشون تو تهران از شكم سيري و وفور امكانات هار شدن...
ببخشيد كه لفظ بدي به كار بردم ولي واقعاً همينطوره وقتي ميبينم بعضي ها چقدر بچه هاشونو لوس ميكنن داغ ميشم...
البته همين بچه هاي روستايي فردار ميشن وزيرو وكيلو دكتر و مهندسو استاد دانشگاه... انشاالله...
فقط اميدوارم وقتي به اونحا رسيدن خون مردمو تو شيشه نكنن ...
پاسخ ها
بابا
||
۱۴:۵۶ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۱
چرا صورت مساله را پاك مي كنيد. در واقع امكانات را بايد در شهرستان ها زياد كنيم تا مثل تهران شوند. چرا زود و بي قافيه قضاوت مي كنيد.
بابا
|
|
۱۴:۲۰ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۱
1
17
پاسخ
درود بر اين معلمان كه قطعا خداوند بزرگ به آنها نظر ويژه هاي خواهد داشت. با تمام محروميت كه در چشم كودكان ديده مي شود نقطه اميد و آينده اي روشن از آن آنها و همه بچه هاي اين مملكت خواهد بود انشاالله..
ناشناس
|
|
۱۴:۲۷ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۱
1
21
پاسخ
لطفا اينهارو نشون مسئولين هم بديد
ناشناس
|
|
۱۴:۲۸ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۱
0
32
پاسخ
لعنت به فقر و بی برنامگی!
حسین عباسی
|
|
۱۵:۰۱ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۱
0
2
پاسخ
باسلام متشکرم از اینکه عشق آموختن در سالهای پر از صمیمیت کودکی را به یادمان آوردی من از پشت نیمکت همان مدرسه ها آموختم وبا عشق خدمت به همنوعان حقوقدان موفقی هستم بیهد معلمهای خوبم1-لطفی2-عینی3-بیک لگ4-طباطبائی-روستای داشبلاغ بازار
پروین
|
|
۱۵:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۹/۰۱
0
4
پاسخ
من هم 30سال پش معلم همین روستاها بودم (ناچیت)روستایی که هیچ نداشت حتی راه با تراکتورهای جهاد قره اغاج ویا پیاده می رفتیم یاد همکارم پروانه به خیر که موقع آمدن ب شهر ورفتن به حمام بعداز 3ماه از اسب افتادروی سنگ یخ بسته وبرای همیشه دستش معلول شد.ولی بازهم دلم برای آنجا وآدماش تنگ می شود خیلی از این عکسها من هم گرفته ام وهمیشه جلو چشمم هستند.