باور کنید ما گرفتاری دیگری هم داریم، از همین یادداشت هایی که برایتان فرستاده شده این گرفتاری خودنمایی می کند، تا سخن از پالایش زبان فارسی به میان می آید، شمار بسیاری هرآنچه در توان دارند به کار می گیرند تا زبان عربی را به بهانه ربان رسمی دین اسلام از این کار جدا کنند، و می گویند زبان عربی زبان قرآن است، اگر این شیوه اندیشیدن را بپذیریم پس ما چون فارسی سخن می گوییم، مسلمان نیستیم، یا شهروندان اندونزی که عربی سخن نمی گویند مسلمان نیستند، اسلام دینی جهانی است و نیاز به، بکارگیری واژه های عربی در زبان فارسی ندارد. بیش از 60 درسد (درصد) واژگان روزانه ما را واژه های عربی فرا گرفته، پس بیشترین پالایش برای این واژگان است. (چه سختی کشیدم تا این نوشته را فارسی بنویسم)
ناشناس
|
|
۱۴:۰۲ - ۱۳۸۷/۰۷/۱۵
0
0
پاسخ
با سپاس از شما..........رسانه ملی که دیگر هیچ اهمیتی به واژ ه های فارسی نمیدهد.....خدای دیشب داشتم به همین فکر میکردم که امروز نوشته شما را دیدیم..باز سپاسگزارم.خواستم همین را گفته باشم......
ناشناس
|
|
۱۴:۴۲ - ۱۳۸۷/۰۷/۱۵
0
0
پاسخ
دوستان عزیز درست است در زبان ماکلمات عربی زیاد است مثل کلمه ادبیات ومجریان و اتوبوس(انگلیسی) ولی اینان در زبان ما امیخته شده انداما بعضی کلما ت این شرایط را ندارند وجایگزین های فارسی انها راحتر وزیباتر است مثل(الباقی و مع الهذا)که خودمانی بگویم زیاد عربیند
ناشناس
|
|
۱۵:۰۰ - ۱۳۸۷/۰۷/۱۵
0
0
پاسخ
زبانهایی که امروز در جهان هنوز زنده و بالنده بشمار می آیند بر پایه کاربرد واژها و زایش واژه های تازه در دوران نو به این جایگاه رسیده اند. هر زبانی که واژه های آن بکار بسته نشود دیر یا زود میمیرد زیرا هر دوره ای با پیشرفتهای فنی و مردمی همراه است که به انبوهی از واژه های تازه نیاز دارد. زبان پارسی پس از یک رشد کما بیش جهشی در دوران پس از قاجار، اکنون گرفتار بی توجهی شده و بسیاری از جا افتاده ترین واژه های آن در ادارات و تریبونها و نوشته ها و قوانین و بخشنامه های رسمی بکار گرفته نمیشود و بجای آن واژه های زبان عربی کاربرد سنگینی دارد. کاربرد انبوه واژه های عربی در دستگاههای رسمی کشور بجایی رسیده که زبان فارسی تنها در اندازه حروف اضافه در میان واژه ها دیده میشود و رفته رفته خواهیم دید که انبوه واژه های عربی گوینده را وادار به کاربرد دستور زبان عربی و کنار گذاشتن حروف اضافه فارسی نیز خواهد کرد. در این میان فرهنگستان زبان فارسی را میتوان پر مسئولیت ترین و کم کار ترین دستگاه بشمار آورد زیرا این فرهنگستان میتواند بخشنامه ها و یا قوانینی را پیش ببرد که بر پایه آنها دستگاههای رسمی کشور ناچار باشند که کارشناسانی را برای ویرایش گفته ها و نوشته های که میان همگان پخش میشود بکار بگیرند. برای نمونه اگر بخشنامه های دستگاههای دولتی که بدست کارمندان یا مدیران نوشته میشود، پیش از پخش از مسیر ویرایش فارسی بدست دفتر کارشناسی در زمینه زبان فارسی بگذرد، ما خواهیم دید که کاربرد واژه های فارسی از سرچشمه آغاز میشود زیرا این بخشنامه ها و نوشته ها پایه بسیاری از گفته ها و نوشته های دیگر خواهند بود. دست اندر کاارن بلند پایه کشور نیز باید رفته رفته بیشتر در یابند که آنها از بیشترین فرصت برای سخن گفتن و پخش سخنان خود بر خوردارند و نباید اینگونه در کاربرد واژه های غربی زیاده روی کنند. چرا یک دست اندر کار حکومتی بجای اینکه بگوید فلانی "تغافل" میکند، نمیگوید فلانی "خود را به نادانی میزند." آیا دست اندر کاران کشور براستی در این اندیشه هستند که کاربرد واژه های عربی مایه ارجمندی آنهاست. در دید مردم اینگونه نیست. یک بار در گزارشی از یک برخورد و رخداد رانندگی در صدا و سیما شنیدم که گزارشگر بجای اینکه بگوید "موتور سوار" میگفت "راکب موتور." پس ازشنیدن آن گزارش تا روزها غمگین بودم که چه بر سر زبان فارسی دارد می آید. اینکه در صدا و سیما و یا رسانه ها به جای "خاموش کردن آتش" میبینیم که میگویند "اطفای حریق" یکی دیگر از این نمونه هاست و براستی میتوان بیشمار نمونه از این بی مهری ها و نا آگاهی ها به زبان فارسی نشان داد که نه تنها واژه های تازه ساخته نمیشود بلکه از کاربرد جا افتاده ترین واژه های فارسی که در همین دهه های گذشته ساخته شده خود داری میشود.. یادمان نرود که اگر واژه های تازه فارسی آفریده نشوند این زبان میمیرد و تنها راه آفرینش و زایش واژه های تازه، کار برد ریشه ها و واژه های همان زبان است. بدینگونه است که ما امروز واژه "پیامک" را بجای اس ام اس داریم. آیا اگر دولت به گسترش زبان فارسی نیاندیشد، مردم به تنهاییی میتوانند نام یک دستگاه را از عدلیه بکنند دادگستری، یا نام بلدیه را بکنند شهرداری. این مسئولان هستند که باید راه را از سرچشمه باز کنند و جلوی کجروی ها را از سرچشمه بگیرند. اکنون باید ببینیم دولت در این زمینه چه گام استواری را بر خواهد داشت.
ناشناس
|
|
۱۲:۴۴ - ۱۳۸۷/۰۷/۱۶
0
0
پاسخ
با سلام
بسیار پسندیده است که شما در سایت خود یک صفحه واژه نامه درست کنید و از واژگان اصیل فارسی بهره برید. بالاخره یکی باید این کار را آغاز کند. همه ما مسئولیم. چرا شما بع عنوان یک سایت پر بیننده نه؟
ناشناس
|
|
۱۳:۱۶ - ۱۳۸۷/۰۷/۱۶
0
0
پاسخ
من به تابناکيهای گرامی پیشنهاد می کنم شما در کار پاسداشت پارسی به ويژه در گزارشها و خبرها پيشگام شوید تا خیل حمایت ها از سایت خود را از سوی میهن دوستان مشاهده نمایید.
ناشناس
|
|
۱۳:۲۹ - ۱۳۸۷/۰۷/۱۶
0
0
پاسخ
اگر گذشتگان ما در پاسداشت زبان فارسی کوتاهی کردند دلیل می شود که ما هم اشتباه آنان را مرتکب شویم.چقدر دست روی دست بگذاریم تا فرهنگستان مثلا کاری کند.اگر زبان خود را اصلاح نکنیم زمانی بالاخره خواهد مرد این قرن نه قرن دیگر.
ناشناس
|
|
۱۴:۲۳ - ۱۳۸۷/۰۷/۱۶
0
0
پاسخ
شهرياران بود و خاك مهرباني اين ديار
مهرباني كي سرآمد شهرياران را چه شد
اگرچه در قديميترين نمونههاي نثر پارسي نويسندگان از آوردن شعرهاي تازي و حديثها و آيههاي قرآن به عنوان تأييد موضوع يا آرايش سخن و نيز از به كار بردن لغتهاي تازي خودداري نميكردند، ليكن با بررسي دقيق نوشتههاي پيش از مغول اين واقعيت روشن ميشود كه نويسندگان آن روزگار در نگهباني از زبان فارسي از نفوذ زيانبخش قاعدههاي صرف و نحو تازي كوششي بسزا داشتهاند. براي مثال، در نوشتههاي بلعمي و بيهقي و نصرالله بن عبدالحميد، مؤلف كليله و دمنه، و جز آنان به ندرت به كلمههاي تنويندار چون اتفاقاً، نسبتاً، حقيقتاً، واقعاً، عمداً، مسلماً و جز اينها بر ميخوريم. آنها بدين اصل توجه داشتهاند كه داخل شدن واژههاي بيگانه در زبان نه تنها زياني بدان نميرساند، بلكه مايهي وسعت و توانگري آن هم ميگردد. باز هم بدين واقعيت واقف بودهاند كه آن چه به استقلال و موجوديت يك زبان زيانهاي جبران ناپذير ميرساند، رخنهكردن ويژگيهاي صرف و نحوي يا دستوري بيگانگان است.