اتفاقا" چند وقت پیش یک موتور سوار به من حمله کرد وآن چنان با مشت به سرو صورت من زد که تا چند روز آثار ودردش را حس می کردم لیکن هنگامی که به نیروهای پلیس مراجعه کردم آنقدر بی تفاوت بر خورد کردند که دیدم با شکایت کردن از مهاجم فقط وقتم را تلف کرده ام وهیچکس پاسخگو نیست.باووجود اینکه با مشت ولگد به ماشینم خسارت وارد شده بود به ناچار از شکایت صرف نظر کردم.
فرزاد
|
|
۱۵:۵۳ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۵
0
160
پاسخ
ضمن تاسف از پيام فوق ، بايد قبول كنيم بي فرهنگ ترين رانندگي در سطح دنيا ، متعلق به ايران ماست...
ناشناس
|
|
۱۵:۵۶ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۵
1
67
پاسخ
همشهري عزيز زبان از دل ما گفتي ولي كو گوش شنوا
Mister
|
|
۱۵:۵۹ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۵
1
62
پاسخ
همون کل کل نکردن بهتره چون برای ما هم زیاد پیش اومده!!
شهاب خان
|
|
۱۶:۰۴ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۵
1
98
پاسخ
راست میگه.من هم یه موقع که شب با خانومم بیرونم احساس امنیت نمی کنم.وقتی هم خانومم که پزشک هست شب تنها بخواد بیاد از استرس و دلواپسی می میرم....
محسن
|
|
۱۶:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۵
0
40
پاسخ
بسمه تعالی:
جدای از این که میان دیگر کشورهای دنیا به عدم رعایت قانون هنگام رانندگی معروف هستیم، موضوعی که خصوصا در این چند سال اخیر شدیدا به امنیت اجتماع لطمه زده و خواهد زد، رفتار عجیب و حتی جنون آمیز رانندگانی است که در جادها و معابر عمومی رانندگی می کنند و متاسفانه هر روز بر تعدادشان آن هم نه کم افزوده می شود.
برای خود من که حداقل حدود بیست و پنج سال است به خاطر سفر به شمال و یا دیگر نقاط کشور در طول سال مسافرت های مکرری دارم دیدن چنین صحنه های رعب آوری سابقه نداشته و موجب وحشت عجیب من و همراهانم می شود، به طور مثال سال ها پیش وقتی به سفر خصوصا شمال می رفتم، می دانستم که ممکن است در طول سفر شش ساعته خودم از مبدأ به مقصدی که بیشتر می رفتم، شاید یکی دو بار با خطر تصادف آن هم به خاطر اشتباه سهوی خودم و یا رانندگان دیگر روبرو شوم که همان یک یا دو بار هم زیاد ولی قابل تحمل بود، اما اکنون از همان ابتدای حرکت از مبدأ به مقصد، یعنی از درب منزل، سایه مرگ و نا امنی حاصل از رفتار دیوانه وار رانندگانی که کم هم نیستند را همراه خودم احساس می کنم و این سایه تا رسیدن به مقصد بالای سر من و خانواده ام هست، راستی ریشه این رفتار های کاملا ناهنجار را کجا باید جستجو کرد و مسئولیت واقعی این رفتار ها که موجب کوتاهی عمر و افسردگی و خشم و حتی خدای ناکرده حس مقابله و انتقام می شود بر عهده چه نهاد و اشخاصی است!!! وجود و بروز چنین رفتارهایی موجب شده است که جایگاه شخصیتی ایران به شدت افت کند!! به گونه ای که با هیچ توجیهی نمی توان آن را ندیده گرفت، بیاییم از خدا بترسیم و این گونه دردها و بیماری های روانی را که موجب آسیب شدید به افرادی می شود که حتی در اوج مشکلات، قانون احترام عمومی را رعایت می کنند، درمان کنیم و از غضب خدای متعال بترسیم! باور کنید که ریشه بسیاری از مشکلات را باید در وجه اقتصادی جامعه دید و ثابت بوده و شده و خواهد شد، جامعه هر چه فقیرتر باشد، ناهنجاری اجتماعی در آن بیشتر به چشم می خورد مردم نیاز به اسلام عملی دارند و جالب اینکه ایران کشوری فقیر نیست
پارسیان
|
|
۱۷:۵۸ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۵
0
52
پاسخ
برادر خانموم منو تو میدون آزادی زدند ، زنگ زد 110 بهش گفتند باید نگهشون داری تا ما مامور بفرستیم یا تعقیبشون کنی و محلشونو پیدا کنی . دید از 110 دستش به جایی بند نمی شه رفت به کیوسک 110 همون حوالی گفت این ماشینو افرادش منو زدن مامور کیوسک گفته الان زنگ می زنم 110 (من بیسیم ندارم و ماشین هم ندارم ) کاری نمی تونم بکنم برو دنبالشون ؟؟؟!!! شما برو تعقیبشون کن ...
ناشناس
|
|
۱۸:۳۰ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۵
1
43
پاسخ
بهترين كاري كه مي توان كار توصيه به اين اندرز است كه:
در هنگام رانندگي تنها فرد عاقل خودت هستي.
ناشناس
|
|
۱۸:۵۱ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۵
0
60
پاسخ
نه عزیز اون ماشین دزدی نبوده، این مساله بارها و بارها برای من اتفاق افتاده و زمانی که با همسرم هستم سعی میکنم صبور باشم تا اتفاقی که برای شما افتاد برای من پیش نیاد. اما در عین حال نمیتونم از این لجام گسیختگی فرهنگی که به سرعت تو جامعه در حال گسترشه متاسف نباشم چون حیاتی ترین نیاز انسان که امنیت هست به سرعت داره تو جامعه ما از بین میره.
دکتر
|
|
۲۰:۴۰ - ۱۳۹۰/۰۸/۱۵
0
45
پاسخ
راست میگه بعضی ها واقعا وحشی اند برای منم شبیه این اتفاق افتاده ....مرسی از تابناک کهه این مطلب رو ثبت کرد حتما از تجربه ی این آقا استفاده خواهیم کرد