سلام من باپسری که خیلی دوستش داشتم ازدواج کردم کاری نداریم که پدرو مادرمو خواهرو برادرام چقدر کوبیدن توسرم که این به دردت نمیخوره.به هر حال ازدواج کردم.متاسفانه بلد دوسال بچه دار شدم.الان دخترم 7 سالشه.واقعا از دست شوهرم خسته شدم.خیلی بهم بی اهمیته هروقتم ازش پرسیدم دوستم داری گفت نه.خلاسه همه کاراش رومخمه.1000 بارم میخواستم خود کشی کنم اما جراعت شو ندارم......نمیدونم چه کار کنم به نظر شما طلاق بگیرم.یا ادامه بدم؟؟؟