حاجی - خوزستان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۰۵ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۰
دورد خدا به شهر ابادان شهرحماس جوانها
شرمنده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۰
شهدا شرمنده ایم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۵۳ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۰
بپذيريم كه خيلي ها نمي خواهند آبادان دوباره آبادان شود .
ليلا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۵ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۱
يا حق
درود بر مرد آهنين، درود بر شجاعت و صلابتت شهيد زنده، به راستي كه تو از خورشيد آمدي. دعاي خير خوبان بدرقه راه و گامت خواهد بود و خداوند نگهدارت
هادی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۰ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۱
سلام دکترعباسی
1اول باید بگم اون دوستمون درست گفت این فریادها جا داشت قبل از اینه گفته شود
اما دکتر عباسی خیلی اهل صندلی نیست
دوم این پایتخت اون نیست چیه همه مملکت جونشون فدا کردن بعد شما دعواتون سر خرابهاست مرشور ایرانی که پایتختاش این شهراست و این شکلی ویرانند
علي
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۴۷ - ۱۳۹۰/۰۷/۱۱
اين بار دومه كه اين كامنتو ميذارم از آنجايي كه نه به نظام توهين كردم و نه امنيت ملي رو زير سوال بردم و به قانون اساي هم التزام دارم پس خواهشا يكاري نكنيد كه ديگه حتي واسه خوندن خبرم به سايت شما سر نزنيم چون من خوزستاني به خاطر عرقي كه به آقا سبزوار(محسن)دارم ميام اينجا ميدونيد كه حس ناسيوناليستي خوزستانيا تو دنيا تكه در حد اهالي باسك پس منو بيشتر از اين از دست خودتون نرنجونيد تا همين دوستاي مجازي بمونيم
يا حق و اما اصل داستان:
آه اي يقين گمشده تو را باز نميابم...
اي آباد اي آبادان اي سرزمين آدمهاي بزرگ اي يادگار همه خوبيها در تو اي خواستگاه همه ماي سفر كرده اما هميشه به يادگار در اذهان همه ما مانده تورا اي مرز و بوم صداقت و صفا اي يگانه آبادان دوست ميدارمو هميشه از اينكه به واسطه نام بزرگ تو اسم كوچك من هم جلا گرفت به خود ميبالم...
آري منم كزين گونه تلخ ميگريم منم منيك آباداني مهاجر مثل همه آنهايي كه يا برنگشتند به شهر آبا و اجدادي و يا اگر هم مثل ما بازگشتند بعد از جنگ از ان همه زيبا شهر تنها و تنها خاطره اي تركش خورده و يادي در محافل خصوصي و فاميلي باقي مانده است براستي چرا اينچنين شد آيا اراده اي از بالا و وراي تصورات ما ابادانيهاي هميشه دلتنگ وطن شهر عزيزمان را اينچنين به تاريخ پيوند داد و ما را براي هميشه از تكرار تمام ان خاطرات ناب محروم نگه داشت...
نميدانم اما يك چيز را خوب ميدانم كه با همه احترامي كه براي ساكنين كنوني آبادان قائلم اما همه برادران و خواهران من با رفتن ما از اين شهر دوست داشتني اين سرزنده ترين شهر دنيا در عزلي همشگي فرو رفت و هر روز پير و پيرتر شد و چون در درون خود آن همه جنب و جوش و يكدلي آدماي قديم را هم نميديد از درون شكست آبادان ما و چون غرور خصوصيت به ارث رسيده از اين ديار سربلندي در وجود همه ما آبادانيها به يادگار مانده است با همين غرور نمونه شهر عالم آبادان عزيز ما به سرطاني دچار شد ناشناخته اما اين درد يبه جا مانده از همه ما آشنايانيست كه اين ابر شهر را تنها گذاشتيم قبول كنيم بد كرديم به يگانه شهرمان...
آري منم حرف شما را باور دارم همه ما با ياد و خاطره ابادان قديم زندگي ميكنيم ولي آيا خود ما در مقابل اين شهر سربلنديم؟!
سر بلند كن كوكا بمن نگو به خودت بگو آيا ما هم مثل همه رها نكرديم شهرمان را و پي زندگي كه يكبار اتفاق مي افتد رحل ديار گفتيم و آبادان را به همين انزوا تبعيد كرديم!
آري براستي همه ما چه كرديم براي شهرمان ميدانم نخواستند نشد و هزار و يك دليل ديگر اما ما كه با اسم آبادان هر جا كه باشيم از خود بيخود ميشويم و هر جاي دنيا دنبال يه همشهري ميگرديم تا با او در ديار غربت از خاطرات گذشته بزرگ شهرمان بگوييم چرا اينچنين بي تفاوت شديم نسبت به شهري كه اينهمه براي ما بزرگ و دوست داشتني بود و هست...
آري منم با اشك وارد ابادان ميشوم و با يك چشم اشك و با چشم ديگر خون از اين ديار نيستي خارج ميشوم اين حق آبادان ما نيست بوالله نيست اين نبود اون تصوري كه ما نسبت به اين شهر داشتيم.
شايد از همه ما ها وفادارتر به آبادان شيخ ما رحمته الله عليه حاج آقا جمي بود كه در بدترين شرايط جنگ و بمباران هميشگي نازنين شهرمان يك تنه ايتاد و لقب وفادارترين امام جمعه همه دوران را از آن خود كرد،خداييش بيامرزاد.
و اما منو تو من و توايي كه با هم ما ميشويم بايد براي اعتلاي نام آبادان عزيز كاري كنيم كارستان همه را گفتم و ميدانم چرا از همين جا كه هستيم دست به دست هم ندهيم و با هم خودمان شهرمان را آباد كنيم همه ابادانيهاي اصيل همه آنها كه از بوي زمين گيسي و جاده كنار پليت و بريم و بووارده و انكس و الفي و اميري و شاهپور خاطره دارند همه ما دست در دست هم دهيم به مهر تا ميهن خود را كنيم آباد خارج از شعارهاي مرسوم اين روزها همه ما آبادانيهايي كه بسته به جور روزگار از موطن اصلي خويش دور افتاديم،همه ما آري همه ما...
همين الان هم دير شده آدماي نو كيسه و كيسه دوخته براي اين شهر گوهر دار بعد از 20 سال آزمون همگي مردود شده اند و ما نمايندگاني از خود ميخواهيم كه آبادان را به غرور دوباره برسانند.
اين وظيفه تك تك ماست كا...
به اميد سربلندي نام تو آبادان
جاويد باد نام تو
كه هنوزم با نام تو به عرش ميرويم و سوار بر بال غرور ميشويم و به همه ايران فخر ميفروشيم كه آري اين منم زاده آبادان ديار صميميت گرمي و صفا و مهرباني و برادري و دوستي
دست همه شما خواهران و برادران را به گرمي ميفشارم بگذاريد يكبار براي هميشه خودمان سرنوشت خود و شهرمان را تعيين كنيم فارغ از هر زنده باد و مرده باد...
همه شما آبودانيها را دوس دارم از ته ته وجودم و به همه شما افتخار ميكنم...
يا علي مدد