ما و مجنون همسفر بوديم در صحراي عشق/ او به منزلها رسيد و ما هنوز آوارهايم
يادتان بخير اي ستارههاي رهايي. ما را از شفاعتت محروم نكنيد. ما چند قدم با شما فاصله داشتيم.
پيام
|
|
۰۸:۴۳ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۵
1
5
پاسخ
شهيدان خراميدندو رفتند ... يادشان گرامي
ناشناس
|
|
۰۹:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۵
1
5
پاسخ
روحش شاد و راهش پررهرو باد.
علي نجفي
|
|
۰۹:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۵
1
3
پاسخ
خدايا در روز قيامت ما را در مقابل شهدا شرمنده مفرما و ما را غافل از راه انان مگردان
جانباز
|
|
۰۹:۱۴ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۵
1
3
پاسخ
ای شهدای عزیزترازجانمان شمارابه ان راه مقدسی که رفتیدقسم میدهیم دست مارانیزبگیریدچه سعادتی
ناشناس
|
|
۰۹:۲۶ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۵
1
3
پاسخ
خدا رحمتت كنه اي بزگوار شفاعت ما را هم بكن الهي آمين
سعیدامیرصادقی
|
|
۰۹:۴۲ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۵
1
2
پاسخ
نقد جان دادندقومی درهوای وصل یار-ماهنوزاندرهوای سود و سودا مانده ایییم ------اولوتانری هامیسینارحمت اله سین بیز یازیخ غافللره ده رحم
ناشناس
|
|
۰۹:۵۰ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۵
1
4
پاسخ
براي دل خودم مي نويسم :
چه خوب مي شد پرده ها كنار مي رفت و ما مي ديديم كه شهدا الآن چكار مي كنند . مثلا :
يك دفعه نو ر شديدي كه چشمها را مي زد تمام شد ... از بلندي صداي همهمه مي آمد ... جلو كه رفتند امام بود و شهيدان باقري همت باكريها كاظمي خرازي بروجردي و ... بابايي كه با هلي كوپترش آن كنار ايستاده بود تا بچه هارا سوار كنه ... دوران رفت جلوي امام و گفت آقا دستور چيه كحا بريم ... امام به رويش لبخندي زد و گفت حالا كه اينجاييم و پيش مردم بگذار كمي با آنها خلوت كنيم ... دستش را گذاشت توي دست شهيد گمنام و آمد پايين تپه صداي صلوات مردم بلند شد كه سه بار صلوات فرستادند ... متوسليان هم آمده بود امام گفت پسرم دلت امد مردم را اين همه سال در غيبت خودت زجر بدهي كه احمد با همان خنده هميشگيش گفت ما مخلص اين مردميم . بچه شهيدها كه ديگه براي خودشون مردي شده بودن بدنبال پدرعلم كاروان حسيني بدست داشتند و حالا آمده بودند تا به همراه بابا به جهاد اكبر بپردازند ... آب شيرين داخل بطريها مزه شربت بهشتي ميداد حاج احمد روبه امام كرد و گفت ما فدايي شما هستيم و اين مردم ديگه تحمل دوري ندارند آيا نمي خواهيد كمي باي آنهاصحبت كنيد كه امام فرمود من دست و بازوي اين مردم را مي بوسم و به ان بوسه هم افتخار مي كنم و چقدر شيرين است اين كلام ، كلامي كه يادآور فتح خرمشهر است ... و من و شما در حسرت يكبار ديگر ديدن امام و شهدا مي مانيم آيا ميشود چنين شود
اصغر
|
|
۱۰:۱۱ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۵
3
1
پاسخ
تمام دوستانی که دارید از دست این اوضاع مملکت پس از شهادت شهیدان می نالید.به نظر من اگر شهیدان بودند چندان از این وضعیت تعجب نمی کردند.بله،از کاستی ها خون به جگر می شود،مشکل هست،ناملایمات جان فرسا هست،اما مگر از اول قرار بود راه انقلاب یک مسیر ساده و هموار باشد؟
فارغ از همه هیاهوها من فکر می کنم انقلاب دستاوردهای کمی نداشته است.مهمترین دستاوردش این است که به رغم همه خیانت ها و نفاق ها،انقلاب دارد در مسیر درستش پیش می رود
رزمنده هشت سال دفاع مقدس -مازندران
|
|
۱۰:۲۱ - ۱۳۹۰/۰۷/۰۵
1
2
پاسخ
برادر عزيز عبدالله كه نشتي بلند شيد و ببينيد كه بعد شما چي شد ، خيلي ساده هست خون همان عزيزان فذش زيرپاي دختران و پسران رپي و بي بنبار شده و كسي سوراغي از شهدا نمي گيره ، الام كنرگره هم شده قصه گويي بدون ............... چرا نمي دانم.
يادتان بخير اي ستارههاي رهايي. ما را از شفاعتت محروم نكنيد. ما چند قدم با شما فاصله داشتيم.