فقط مي خوام بگم اشك منه سنگ دل و راحت در اوردين. من نوكراين اقايون هستم. بي تعارف. من همچين از جنگ دور نبودم هم پدر نظامي هميشه ماموريت هم زير بمبارون اما انها كجا ما كجا ما اصلا هيچ اينها رو يكي دريابههههههههههههههههههههههههه.
هادی
|
|
۱۲:۳۸ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۱
2
25
پاسخ
ای کاش یک لحظه باورشان می کردیم.
محمدی
|
|
۱۲:۴۶ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۱
2
25
پاسخ
کم آوردم
علی
|
|
۱۲:۵۲ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۱
3
24
پاسخ
نکند اینان آهی بکشند و خداوند بخاطر کم محبتی به اینان ما را به بلا دچار کند بلائی که بخشهائی از جامعه به دچارند و علی رغم داشتن ثروت انبوه از زندگی خود ناراضی هستند .
ali
|
|
۱۲:۵۶ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۱
2
30
پاسخ
سرمشق های آب بابا ٬ یادمان رفت
رسم نوشتن با قلم یادمان رفت
شعر خدای مهربان را حفظ کردیم
اما خدای مهربان یادمان رفت
بیژن
|
|
۱۳:۰۰ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۱
2
22
پاسخ
چرا هیچ شماره حسابی از این مراکز در اختیار مردم قرار نمیدین که بتونیم کمی کمک کنیم و اسباب اسایش عزیزان رو فراهم کنیم. گرچه فداکاری این هارو نمیشه با پول جبران کرد
ناشناس
|
|
۱۳:۰۲ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۱
2
25
پاسخ
در عکسی که برادر بزرگوارمان روی خود را با پتو پوشانده دل من کباب شد و اشک در چشمانم جمع شد برادر بزرگوار هنوز ایرانیانی هستند که عاشق وطن هستند و بر داشتن انسانهای مثل شما افتخار میکنند
ناشناس
|
|
۱۳:۰۶ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۱
2
28
پاسخ
پدرمن جزء یکی از اینها بود که بالاخره بعد ازسیر بیماری اعصاب وروان به مدت 23 سال و سرطانی که بواسطه بمبهای شیمیائی گرفتار شد. دعوت حق را 21/1/89لبیک گفت. ولی هیج وقت او را درک نکردیم. واو را نفهمیدیم.مطمئن باشید که دیگر مانند این مردان پیدا نخواهد شد. خدا حافظ این مردان بی ادعا باشد.
ali
|
|
۱۳:۰۶ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۱
2
21
پاسخ
روح هاي بلندي كه فداكارانه در حصار ناقص جسم به انتظار نشسته اند.