متن زيبا و بجايي بود. انشالله كه بايگاني نشود . حميد
ناشناس
|
|
۱۲:۲۲ - ۱۳۹۰/۰۱/۳۱
8
9
پاسخ
فقط با الفاظ بازي کرده... حرف و گلايه رو با سادگي و بي پيرايه بايد بگي نه با سجع و نظم و جناس و شعرگونه. مجريان صدا و سيما کدومشون با سوادند و در خور توجه که اونا باشن.
مهدی دقیقی
|
|
۱۵:۱۶ - ۱۳۹۰/۰۱/۳۱
4
7
پاسخ
سلام دکتر فرزاد جمشیدی عزیز!!
آب در هاون نمی کوبی! اگر این را بگویم بی انصافی کرده ام اما فکر نمی کنم خودت هم به نتیجه کارت امیدوار بوده باشی! راست نمی گم خدا وکیلی کلاه تو قاضی کن! انصافا می خواهی با نوشته ای از سر احساس ودرد نتیجه ای توام با موفقیت بگیری! بازهم نمی خواهم بگویم آب در هاون می کوبی !نه تو عزیز تر از آن هستی که بخواهم شیشه نازک خیالت را با سنگ کلمات درشت بشکنم ولی دوست هم ندارم در خیال نازک بمانی!چرا که ظاهر امر این است که حیطه مدیریت ها حیطه پوست کلفتان نامه دیده است از بس نامه دیده اند (والبته نخوانده اند) نازک خیالی های گذشته از یادشان رخت بربسته ونازک خیالان در محدوده ذهن آنان طفلک های هستند که واقعیت های اجتماع خودشان را نمی دانند وهی الکی فقط بلد هستند دست به قلم ببرند!!! وخاطر عاطر مدیران زحمت کش فرهنگی را مشوش نمایند وبا این کار استکبار جهانی وصهیونیسم پلید را یاری رسانند.
فرزاد جان!
چه دلیلی دارد روح لطیف خودت را دلخوش طوفان ها کنی، وظیفه خودت را بشناس قصه پر غصه اصحاب فرهنگ ودین را در نمودار گذشتگان بررسی کن!ببین نصیب آنان در همیشه تاریخ تیغ و دشنه و آه بوده است.
یک چله زیارت عاشورای ارباب بی کفن گرفته ام تا امام غریبِ آواره بیابانها بر دل کویری ام بارانی از لطف بباراند وخداوند ( جل جلاله وعم نواله) مرا با وطیفه ام آشنا کند.
عمرت بلند به آن بلندی که در خیمه یوسف زهرا همدیگر را ببینیم.
daghighi.blogfa.com
یک کارشناس رسانه با 30سال تجربه
|
|
۱۳:۴۴ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۱
1
1
پاسخ
جمشیدی راستش را بگوکه مجریان تلویزیون چه سودها که از شغل خود نمی برند. حضور در برنامه های مناسبتی و تبلیغاتی شرکت ها و وزارتخانه ها, گرفتن پروژه های تبلیغاتی گزاف از این اداره و شرکت,امتیازهای رنگارنگ وسفرهای داخلی و خارجی متعدد. عزیزم مظلوم نمایی حدی دارد. با کران و کوران روبرو نیستید. سالهاست دربرابر کاری که می کنید پول و امتیاز می گیرید, آن وقت خودتان را با کشاورزان مظلوم مقایسه می کنید... وای بر حرص وای بر طمع وای وای وای ...
سلام اين مسايل مبتلابه تمام مجريان در تمام شبكه هاي سيماي جمهوري اسلامي ايران است . چه شبكه هاي ملي زير نظر معاونت سيما و چه شبكه هاي استاني زير نظر معاونت امور استانها
ناشناس
|
|
۱۳:۴۹ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۴
0
2
پاسخ
کلام و نثر زیبایی بود. سحر ماه رمضان با این ادبیات آشنا شده بودم
رستگار
|
|
۱۴:۳۶ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۴
0
3
پاسخ
داش فرزاد عزيز به سهم خودم تشكر ميكنم و بر خود ميبالم كه فرهيختگاني همچون جنابعالي در عرضه فرهنگ و هنر قلم ميزنند اما برادر عزير آنجه بر جائي نرسد فرياد است ...
ناشناس
|
|
۱۵:۲۴ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۴
0
2
پاسخ
آقای جمشیدی عزیز،چرا فقط به جلسه سال گذشته با آقای دکتر دارابی اشاره کرده اید؟اشاره ای هم به جلسه اخیر و تقدیرات بی نظیر از مجریان توسط آقای دارابی می کردید!؟واقعاسر درآوردن مجریان از جلسات شادی و پاتختی منحصر به زمان بیکاری آنهاست؟درآمد آنها و از جمله جنابعالی که در مدت یک ماه چیزی از درآمد یک کارمند در طول سال کم ندارد.به این مقدار مبالغ تقدیر ها را هم بیفزایید،ضمن اینکه مجریانی که رسمی سازمان هستند از امنیت و حقوق مستمر هم برخوردارند و در صورتیکه اجرا داشته باشند مبلغی هم که البته قابل توجه است در قبال آن دریافت می کنند،شرایطی که شما برشمردید ویژه مجریانی است که علاوه بر اجرا ،در سازمان های دیگر هم شاغل هستند.مجریان اینچنین که از اثر هم افزایی شهرت در سازمان و اجرا در محیط های دیگر بهره مند هستند برای اجرا در برنامه تلویزیونی مدتها ناز می کنند و شرط شروط می گذارند و گاه تمام عوامل برنامه بیش چند ماه در بلاتکلیفی پاسخ مجری برای اجرا باقی می مانند!با شما موافقم که تلویزیون باید قدر سرمایه های خود را بداند،اما مجریانی هم که از معبر تلویزیون به شهرت و ظرفیت های شغلی جدید رسیده اند بایستی قدری وفاداری کنند.
محمدحسن آغاز
|
|
۱۰:۳۴ - ۱۳۹۰/۰۲/۰۶
1
3
پاسخ
لذت بردم از اينكه به سربازان جبهه فرهنگي اشاره كرديد . در حالي كه سازمان به چيز ديگري فكرمي كند. همه انرژي سازمان به دشمن شناسي رفت و غافل از اينكه سربازان جبهه فرهنگي امروز تبديل به كارمنداني شده اند كه ناراحتي شان اين است كه تا اول برج حقوقشان كفايت كند. اين سربازان ممكن است نامش مجري باشد و ممكن است پژوهشگر ويا ممكن است برنامه ريز . به جز عده كمي از تهيه كنندگان بقيه هم مثل ما مشكل مالي دارند .ان وقت چگونه مي توانند به جنگ نرم فكر كنند. اگر كسي هم در تشكيلات كمي تخصصي فكر مي كند ،به گونه در بدنه مورد غضب ميكروفيزيك قدرت قرار مي گيرد كه بايستي براي هميشه با متن خداحافظي كندو حاشيه نشين شود.