فدای هر چی شهید و روح پاک آنها بشم . قربون همه شهدا .... اونا رفتن ولی حالا همه و همه دارن خون ریخته شده انها را پایمال می کنند ................. همه دنبال حکومت . پول قدرت و......... یکم فقط یکم راه انها را ادامه بدین .... نمی خواهد مثه اونا باشین چون توانایی مثه اونا بودن لیاقت می خواهد که ما ها نداریم ......
یک جانباز 70درصد
|
|
۱۷:۲۵ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
0
3
پاسخ
به نزد شهیدان آزادی و آزادگی را آموختیم تا درسی باشد برای نسلهای بعد و بعد وبعد
سيروس
|
|
۱۸:۳۶ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
1
4
پاسخ
اميد است خداوند تعالي بهما توفيق دهد راه شهدا را ادامه دهيم و در صحراي محشر شرمنده رويشان نباشيم.
حسين
|
|
۱۹:۱۶ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
0
4
پاسخ
مي بينيد دوستان ...آنچه كه همه روي آن توافق داريم عظمت و پاكي شهدايمان است. مي بينيد كه امثال حاج حسين منفي نمي گيرند . ما عزت و ابرويمان را مرهون حاج حسين ها هستيم.حرمت زنده هايشان را داشته باشيم تا خدا حرمت ما را نگهدارد.در شگفتم از كشاني كه در قيامت اميد به شفاعت شهدا دارند اما به خاندان آنان بي مروتي روا مي مي دارند.
ناشناس
|
|
۱۹:۳۴ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
2
4
پاسخ
لیاقت مردان خالص خدا شهادت بود...
حجت اله
|
|
۱۹:۵۳ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
1
3
پاسخ
روحش شاد این قسمت از وصیت نامه اس همیشه راهنماو ورد زبانهاست خدایاصاحب مقام و پیروزی ترا می دانم وبس
ناشناس
|
|
۲۰:۰۵ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
0
5
پاسخ
سلام بر ارواح پاک شهیدان...
lمحمد
|
|
۲۰:۱۸ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
2
4
پاسخ
خواستم تا بگويم از شهادت -مرگ مردان خدا را در رشادت
خواستم تا بگويم از مرگ سپيد -مرگ لاله خون سرخ يك شهيد
شهادت يعني كه پرواز بلند -رستن از دنياي زشت پر كمند
شهادت يعني ماندن پرچم سرخ و سه رنگ- كودكان بي كس و دلهاي تنگ
شهادت ععني قاب عكس يك شهيد-آرزوهاي دختري در خود كشيد
شهادت يعني در ميان اين همه مردان شصت- اي شهيد نيست؟يك نفر هم رنگ تو هست؟
شهادت يعني از قبر هر شهيد-پرسش بي پاسخي امد پديد
(از طرف فرزند يك شهيد)
یک رزمنده لشکر 14 امام حسین علیه السلام
|
|
۲۱:۴۴ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
1
3
پاسخ
یادش بخیر. سردار مظلوم لشکر 14 امام حسین. از همه برگزار کنندگان این مراسم تشکر می کنم . به امید شناساندن همه ویژگیهای این سردار شهید یه جوانان این دیار.
یادم هست یک شب در اروند رود در نیمه های شب در حال رزم شب با بچه های گردان یونس (ع) در داخل آب کارون بودیم. از دور یک قایق با سرعت به سمت ستون می آمد هر چه شبرنگ های مخصوص علامت دادیم باز به سمت ستون به سرعت می آمد. تا نزدیکی سر ستون ایستاد. یکی یکی بچه های گردان را داخل قایق می کشید با گریه معذرت می خواست و می بوسید و به داخل آب می انداخت. بعدا فعمیدیم برای نماز شب که بیدار شده بود هنگام وضو از شدت سرما به خود لرزیده بود و به کسی که برای نماز بیدارش کرده بود گفته بود "نکند یونسیها داخل آب باشند" و از آنجا تا کارون دویده بود و بعد با مسئول یگان دریایی سراغ ما آمده بود. ............
آن شب همه ی ما شاهد گریه حاج حسین بودیم
مسافر جامانده
|
|
۲۳:۰۳ - ۱۳۸۹/۱۲/۰۷
1
3
پاسخ
سلام منم دلم میخواست اونجا باشم اما نشداگه فیلم یادبود حاج حسین تو وزارت داری برام بفرست خیلی دعات میکنم