از تقاطع هنگام عبور یکمرتبه درب اتومبیل من باز شد و خانمی با حدود سنی 18 ساله داخل ماشین شد و سر خودش را بزیر داشبود برده و التماس که اقا جون مادرت منو نجات بده ماموران منکراتی دنبال من کرده که بازداشت کنند منو . راستش دلم سوخت . راه باز بود و تخت گار از محل گذشتم و گفت منو نجات دادی الهی خیر ببینی من امروز بعد از 4 روز اومدم شاید بتونم مبلغی گیر بیارم که هم شیر خشک بچه ام رو بخرم و هم برای فردا که ملاقات پدرش میرم پول راه و مخارج ملاقات رو بدم. پرسیدم بیمارستانه گفت نه با موتور مسافر کشی میکرد و تصادف کرد و پیرزنی را زیر گرفت و برای دیه زندان مونده و شاکی هم بیچاره حاظره نصف دیه بگیره ولی من دو ماهه کرایه خونه هم ندادم . خواستم بهش بگم که با فحشا چرا برو سر کار . یادم افتاد خودم 4 تا بچه دانشگاه دیده بیکار دارم کو کار . از نظر روحی داشتم منفجر میشدم . انگار دختر خودمه تا جائی مه مسیرم بود رسوندمش و یک قطعه چک بانکی 50 هزاری هم بهش دادم . و آدرس هم گرفتم سلطان آباد بعد از اسلام شهر . خیابان مطهری . کوچه شهید.... . چاره ای نبود مادر 84 ساله ام را با خود برداشتم روز جمعه به آدرس رفتم . بیچاره ذره ای دروغ نگفته بود . بیچاره مادرم اعتقاد داشت که او فاحشه نیست روزگار و بیمه تمامی حکومتگران را مسئول میدانست . بهر تقدیر 9 ماه تمام در خانه مادرم ماند و روزی که شوهرش آزاد شد من نگفتم که او را کجا دیدم . شما بودید چه میکردید .
ناشناس
|
|
۱۷:۳۳ - ۱۳۸۹/۱۱/۲۴
7
122
پاسخ
یعنی این مساله را هم پذیرفته اید مانند اعتیاد که جرم نیست و ...