بعد از سالها يك پرسش ويك جواب منطقي بدون حاشيه و خودخواهي ديديم انشا الله شروعي برپايان ادبيات رايج شده بين مسوئلين در طي اين چند سال باشد
مشایخی
|
|
۰۲:۴۱ - ۱۳۸۹/۱۱/۱۷
51
13
پاسخ
اقای مطهری درمحضرپدری بزرگ شده که باکتابهایش انقلاب رابیمه کرده ومابه اینچنین فرزندانی افتخارمیکنیم وبرایشن عاقبت به خیری راارزومندیم
علی- از تبریز
|
|
۰۸:۰۵ - ۱۳۸۹/۱۱/۱۷
72
20
پاسخ
من خودم جزو کسانی هستم که در انتخابات به آقای موسوی رای دادم. با این حال همیشه از کسانی که فکر می کردند اگر آقای موسوی رییس جمهور شود حجاب و چیزهای دیگر آزاد خواهد شد انتقاد دارم.چه آقای موسوی و چه آقای احمدی نژاد و چه آقای مشایی و هرکس دیگری نباید فراموش کنند که اینجا کشور مصر و یا پاکستان نیست که اسلام فقط در حوزه عبادی افراد خود را نشان دهد.اینجا ایران است با ارزشها و معارف بر گرفته از اهل بیت (ع).
بی شک هر دولتی بخواهد بر سر کار بیاید باید در چارچوب ارزشهای حاکم بر این ملت حرکت نماید چرا که در غیر این صورت به عاقبت رضا خان میر پنج دچار خواهد شد.
پاسخی به آقای مطهری
|
|
۰۹:۰۶ - ۱۳۸۹/۱۱/۱۷
4
116
پاسخ
آقای مطهری عزیز اولا آزادی مفهومی سلبی نیست بلکه ایجابی است.
آزادی به معنی برخورداری از حق طبیعی(یعنی حقی که با انسان متولد می شود و قابل سلب نیست)در انتخاب شیوه زندگی است و اصولا قوانین بشری برای حفاظت از این حق در مقابل دیگران شکل گرفته اند.
دوما دموکراسی شیوه ای مسالمت آمیز برای تعیین حافظان آزادی است و اصولا حق آزاد بودن را نمی توان به رآی گذاشت. مثلا اگر تمام مردم ایران در رفراندمی رآی دهند که آقای مطهری نمی تواند ریش داشته باشد آیا می توان این حق را از شما سلب کرد؟
از آنجایی که حق مالکیت بر جسم انسانها نیز حقی طبیعی است و تنها خود انسان در مقابل عواقب آن پاسخگو است پس در مورد پوشش انسان نیز نمی توان رآی گرفت و قانون وضع کرد.
البته واضح است که تمام انسانها بنا بر عرف اجتماعی خود مسائلی را رعایت می کنند اما تبدیل عرف به قانون مضراتش برای جامعه بسیار زیانبار است
محمد
|
|
۰۹:۴۸ - ۱۳۸۹/۱۱/۱۷
56
4
پاسخ
انسان باید آگاهی وبصیرت،بتواندحق رااز باطل تشخیص دهد تا تاریخ اسلام تکرار نشود .و نا اهلان از دین استفاده ابزاری می نمایند .ومردم هم پذیرا هستند
مسئولین ودلسوزان دین باید بصیرت خصوصا بصیرت دینی را تقویت نمایند تا انشا ء اله به گمراهی قدم نگذاریم.
ناشناس
|
|
۱۱:۲۵ - ۱۳۸۹/۱۱/۱۷
0
73
پاسخ
اي کاش فرصتهاي بيشتري براي تضارب آرا وجود داشته باشد......
در ضمن اي کاش جناب مطهري ميفرمودند که انتخاب بين "آزادي غربي" و "آزادي در چارچوب ايدئولوژي" توسط چه کسي و چگونه تعيين ميشود
چه بسا اگر امروز اين انتخاب به مردم واگذار شود، نتيجه آن با نظر آقاي مطهري باشد
نبائی
|
|
۱۳:۳۷ - ۱۳۸۹/۱۱/۱۷
116
8
پاسخ
جواب بسیار عالی و کافی بود . بهتر از این نمی شد . آقای تاج زاده از نظر من در دستان خود هیچ چیزی جز یک ادعا ندارند.
ناشناس
|
|
۱۳:۴۲ - ۱۳۸۹/۱۱/۱۷
9
45
پاسخ
پاسخ خوبي است وچه اصولگر ايان وچه اصلاح طلبان بايستي چهار چوب تعريف شده از ديدگاه اسلامي را مد نظر قرار دهند ولي اگر اين گفتگو ها به شكل مناظره تلويزيوني و با رعايت ادب واخلاق باشد قابل استفاده تر خواهد بود
بنده خدا
|
|
۱۳:۴۹ - ۱۳۸۹/۱۱/۱۷
2
128
پاسخ
بنام خدا
ضمن موافقت با برداشت آقای مطهری از مفهوم آزادی، رعایت انصاف این بود که عین نامه آقای تاج زاده را بدون کم و کاست می نوشتید و بعد پاسخ آقای مطهری معنی دارتر و قابل فهم تر می شد. فبشر عبادی الذین ستمعون القول فیتبعون احسنه را برای خوانندگانتان باقی می گذاشتید.
حسین کلانتری
|
|
۱۵:۵۷ - ۱۳۸۹/۱۱/۱۷
1
31
پاسخ
نماینده محترم مجلس شورای اسلامی، جناب آقای مطهری گرامی:
ایرادات و انتقادات جنابعالی به هواداران جنبش سبز را مطالعه کردم و فکر میکنم که نکاتی در آن میبایستی بیشتر مورد توجه و عنایت جنابعالی و دیگر قانونگزاران و مجریان و دست اندرکاران جمهوری اسلامی قرار گیرد. در پاسخ خود اشاره ای به اهمیت هماهنگ بودن رشد ارزش های انسانی گوناگون در جامعه اسلامی در آثار پدر فقید خود نمودید و اینکه نمیبایستی به عنوان نمونه ارزش آزادی را مقدم بر ارزش های دینی تصور کرد. این ادعا شاید اساسی ترین و پایه ای ترین مورد اختلاف یک فرد سبز مثل من با آن بخش از اصولگرایان متعهد به سنت ها باشند که اگر چه بنابر گفته خود شما با دموکراسی سازگاری ندارند اما آزاده اند. امر به معروف و نهی ازمنکر و دعوت واقعی به سوی خدا، دعوت برای آزادی انسان است. آن ارزش های دینی که مانع آزادی اندیشه و بیان و تجمعات انسان هاست بیشتر با استبداد همگراست و عکس این امر نیز صادق است و چنانچه فرد یا نهادی که به نام آزادی با آزادی انتخاب دین انسانها به جنگ بر میخیزد نیز آزادی انسان را نشانه رفته است.
هیچ راهکار موثر دیگری برای شکوفایی و رشد و نهادینه شدن باور به وعده های پروردگار در یک جامعه به غیر از ایجاد جامعه باز و آزاد وجود ندارد و آنچه که جوامع بسته و استبدادی در بهترین حالت ایجاد نموده اند نحله های تفکر پیشرو مذهبی بوده است.
نکته دیگر مورد اختلاف که در نوشته جنابعالی به ان اشاره شد، مسئله زنان است. من نمیدانم چرا اصولگرایان ما علاقمند هستند که اختلافات ما را در این مورد صرفا به مسئله حجاب تقلیل دهند در حالیکه من به تمامی قوانینی که در زمینه ازدواج، طلاق، کار، حضانت و برخی دیگر از امور اجتماعی در مورد زنان در قوانین کشور به تصویب رسیده به حق خواهی از جانب همسرم، دخترم، مادر و خواهرانم اعتراض دارم.
درک ما از مصلحت فرد و اجتماع نیز متفاوت است. جنابعالی تشخیص مصلحت فرد و نهایتا جمیع این افراد را به حکومتی میسپارید که امیدوارید تا با تشخیص حق و باطل جامعه را به سوی بهشت رهنمون سازید. اینجاست که تعریف مومن و کافر قانونی میشود و دین حکومتی میگردد و دیندار واقعی لزوما نه به جنابعالی اطلاق میگردد و نه به اینجانب بی ادعا. ما و شما انتظار فرج و رستگاری از بارگاهی را داریم که به زعم خویش ما را هم بی دین و هم متخلف میپندارد. من و جنابعالی هم محارب با خدا قلمداد میگردیم و هم متجاوز به قانون. دین دولتی به نام رستگاری و مصلحت در پی انقیاد و از بین بردن آزادی اندیشه و بیان و رفتار ماست. اصل پذیرش آزادی فردی و اجتماعی تا حدی که آزادی دیگران را تهدید نکند، اگرچه که ممکن است در غرب زاییده شده باشد اما الهی است.
در جایی دیگر از مثال اجبار در امر واکسیناسیون صحبت فرمودید. برای من روشن نیست که مشخصا از کدام اجبار سخن میگویید و چه تنبیهی برای کسانی که از واکسیناسیون امتناع میورزند در نظر گرفته اید. امری که مردم را به واکسیناسیون ترغیب میکند و نه مجبور آموزش است. مردم آموزش میبینند و از عواقب عدم پیشگیری آگاه میشوند و به آن روی میاورند. موازی سازی حجاب اجباری با واکسیناسیون اختیاری نتایج درستی به بار نمی آورد. تاسف جنابعالی از نحوه پوشش بانوان در کشور خود نشانگر آن است که اجبار به آن با توفیق عمومی روبرو نگشته و کاریکاتور حجاب در کشور به نوعی بیانگر مبارزه با نهادینه کردن این فرهنگ است.
من از جنابعالی گله کوچکی هم دارم که در جوابیه خود به نقاط اشتراک سبزها و گرایش اصولگرایانه احمدی نژادی اشاره فرمودید که امیدوارم به قصد کم لطفی به ما نباشد. اجازه بفرمایید خاطر نشان کنم که این تنها طیف موسوم به گرایش احمدی نژادی در میان اصولگرایان نیست که خود را با گفتارهایی که به زعم خوشان نزدیک به باورهای ماست سعی در جلب آرا دارد. آقای احمدی نژاد مخالفت عمیق خود را با مضامین ارزشی سبزها از قبیل آزادی و حقوق بشر و احترام به قانون را هم در بیان و هم در عمل به اثبات رسانده است. همچنین ایشان هیچ اختلاف نظری در مورد قوانین موجود در مورد زنان و پوشش اسلامی با طیف های گوناگون اصولگرایان ندارد. هیچ وجه اشتراکی در باورهای ساختاری سبزها با طیف آقای احمدی نژاد وجود ندارد. آنهانمیتوانند به یارگیری از میان ما دلخوش باشند. امید آنها کسب اکثریت در طیف خودی هاست.