تصوير خاطره انگيز قشنگي بود .ياد دوران پاكي و بي آلايشي خودم افتادم.ممنون
ناشناس
|
|
۰۷:۴۷ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
0
0
پاسخ
باز از اين كارها بكنيد و ما را به ياد دوران خوش كودكي ببريد دست شما درد نكند
ناشناس
|
|
۰۸:۰۱ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
0
0
پاسخ
آخرين تصوير...
آره همين آخرين تصوير...
ناشناس
|
|
۰۸:۰۲ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
0
0
پاسخ
تصویر آخر خاطرات روزهای دبستان، سادگی و صفای آنروزها را برایم زنده کرد و هیجانی عجیب به من بخشید .متشکرم
ناشناس
|
|
۰۸:۱۲ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
0
0
پاسخ
البته ان كوچه نبوده يك بن بست، بن بست!!
ناشناس
|
|
۰۸:۲۳ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
0
0
پاسخ
از بابت تصوير آخر سپاسگزارم.خيلي خوب بود.
ناشناس
|
|
۰۸:۲۴ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
0
0
پاسخ
واي حالمون رو با اين عكس گرفتين ، اشكمون رو در آوردين ، اين چه كاري بود كه كردين اصلا" اين عكس رو واسه چي گذاشتين، من كتاب سال اول اون موقع ها رو الان خيلي دوست دارم اما اون موقع چون تنبل بودم بدم مياومد. خيلي دوست دارم يكي از اين كتاب رو داشته باشم همه ورقاشو ببوسم و گريه كنم . چه دوراني بود و عمر گذشت و پير شديم و الان كتاب بچه هامون زياد به نظر ما جالب به نظر نميرسه(من خيلي احساساتي ام). اون موقع تنبل بودم اما الان واسه خودم كارشناس مهندسي شيمي موفقي هستم. يادش بخير اون روزاي اخراجي و روي يه پا وايسادن گوشه كلاس و مامانارو احضار كردن و توكلاس خرابكاري كردن
ناشناس
|
|
۰۸:۲۴ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
0
0
پاسخ
البته چوپان های دروغگو!!!
ناشناس
|
|
۰۸:۲۹ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
0
0
پاسخ
تصوير آخر خيلي باحال بود . عجيب رفتم به حال و هواي 25 سال پيش. دستتون درد نكنه صفحه عكسها بي نظيره اميدوارم هميشه موفق و پيروز باشيد. يا علي
ناشناس
|
|
۰۸:۳۱ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
0
0
پاسخ
وقتی خود چوپان دروغگو رو داریم دیگه تصویرش رو می خوایم چیکار، هر روز چشم مون به جمالش روشن می شه دیگه!!!!