ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۴۲ - ۱۳۸۷/۰۵/۱۱
تصویر اخر هر خطش یاداور روز های کو دکی است .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۵۷ - ۱۳۸۷/۰۵/۱۱
ياد باد ياد گذشته شاد باد اين دل زرد وتهي در حسرت ديدار باد.
ناشناس
|
Croatia
|
۲۱:۰۹ - ۱۳۸۷/۰۵/۱۱
تیترو زدید سیب و سینی،گفتم حتما چیز جدیدی مثل چماق و هویج که چماق=سینی/هویج=سیب است اومده
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۵۴ - ۱۳۸۷/۰۵/۱۱
خيلي جالبه احساسات همه ماها كه اون سالها اين درسها رو خونديم چقدر مشابهه ؛ كاش مي شد بر مي گشتم به اون دوران ساده و صميمي ؛ كاش مي شد بوي كتابم رو دوباره حس مي كردم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۸ - ۱۳۸۷/۰۵/۱۲
مثل ديگران، تصوير آخر براي من هم تداعي خاطرات كودكي بود.
چقدر نوشتن سيني سخت بود!
سـ (سياه) ـيـ (قرمز) ـنـ (سياه) ـي (قرمز)
همه‌اش مجبور بودم مداد سياه و قرمز رو عوض كنم! راهي كه پيدا كرديم اين بود كه اول حروف سياه رو بنويسيم بعد قرمز D:
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۷ - ۱۳۸۷/۰۵/۱۲
اگه بدونی این اشک خاطره هاچقدرقشنگند.45 دقیقه فقط به این صفحه نگاه کردم.متشکرم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۷ - ۱۳۸۷/۰۵/۱۲
بعد از كلاس اول و آن كتابهاي زنده (برخلاف كتابهاي الان) ميخواستيم به كلاس دوم برويم كه جنگ شروع شد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۲۹ - ۱۳۸۷/۰۵/۱۲
سن ما بيشتر از اينها است كه اين تصوير برايمان خاطره باشه زمان ما شاهزاده خوشبخت بود كلاس دوم دبستان يا كلاس اول- در س آن مرد آمد- آن مرد با اسب آمد و....
راستشو بخوايد از اين تصوير مرد ريشو اصلا" خوشم نمياد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۴۵ - ۱۳۸۷/۰۵/۱۲
یاد معلم کلاس اولم بخیر. خانم فریبا نصیری سال 59 . دستتان را می بوسم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۹:۵۷ - ۱۳۸۷/۰۵/۱۲
يادش بخير قديما مدرسه باز باران با ترانه مي خورد بر بام خانه روزهاي خيلي خوبي بود
نظرات بیشتر