ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۵۳ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
اولا اينكه اون 2 نفر نبايد پشت سر اقاي كني حرف بزنند.نه اقاي كني نه كسي ديگه....
دوما اين قدر زود قضاوت نكن چون سيب توي سيني است و سيني در دست پسر پس دروغي در كار نيست...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۲۳ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
27 سال از اون دوران میگذره!
آب، بابا، سیب، سینی؛ ته دلم خالی شد و بعد ....بغضم ترکید!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۲۵ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
27 سال از اون دوران میگذره!
آب، بابا، سیب، سینی؛ ته دلم خالی شد و بعد ....بغضم ترکید!
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۲۷ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
قابل توجه کارشناسان و مسولان محترم دفتر تحقیق ئ تالیف کتب درسی . کتاب باید این گونه تاثیر روانی داشته باشد تا بچه های زرنگ و تنبل بعد از مدت ها که اونو می بینند خاطرات خوب و بد همه خوب به نظرشان بیاید نه آن که کتاب را با لگد تو زباله دان بیندازند.کار روانشناسی شده این گونه تاثیر دارد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۳۴ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
اگر نتونستيد متن آخرو بخونيد ؛ يا بايد برگرديد همون سالها و از كلاس اول شروع كنيد و يا از روي دهقان فداكار 100 مرتبه بنويسد تصميم كبرا بود كه ريزعلي لباسش را براي راه آهن آتش زد .
ناشناس
|
Germany
|
۱۶:۵۳ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
سلام

با دیدن تصویر آخرتون دلم برای همه خوبیهای کشورمون تنگ شد. 23 سال از اون روزها برای من گذشته و شما امروز برای من همشونو دوباره زنده کردید.

ممنونم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۱۴ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
یاد باد ان روزگاران یاد باد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۱۷ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
عکس آخر محشر بود. ممنون
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۴۰ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
ياد دبستان افتادم سال 63 و همكلاسي هاي اول ديستان شهيد حسن جعفربان اقاي مژده رئيس مدرسه با همكلاسي هامون ايمان دهقان محمدرضا دباغيان و محمدرضا دهشيد و خانم كعلم صفي خاني و ... لطفا چاپ كنيد.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۱۱ - ۱۳۸۷/۰۵/۰۷
یاد دفتر 100 برگم افتادم که با کاغذ رنگی سبز رنگ جلد گرفته بودم و اولین مشقی که تو این دفتر نوشتم اگه اشتباه نکنم این درس بود چون بالای صفحه عکس سیب رو هم کشیده بودم.
نظرات بیشتر