مجتبی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۱۷ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۱
دایی من 302داشت خط تهران اردبیل.تعاونی آرتا سبلان یادش بخیر عاشق صداش بودم.مرسی.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۰۵ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۱
خاطره بازی خوب و جذابی بود مخصوصا برای ما دهه شصتی ها ولی بعید می‌دونم حتی یه نفر از شماها که کامنت گذاشتین حاضر باشین به سختی های اون دوران و سوار شدن به این اتوبوس ها حتی فکر هم بکنید بله گذر زمان و مرور خاطرات شیرین هست ولی تجربه بعضی خاطرات اصلا شیرین نیست
دم گزارشگر گرم. دلیل لک زد ولی اونم مشکل داره چون
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۰۸ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۱
دم گزارش گرم شیک نوشتی. راننده های پایه یک و ژیگول و ترو تمیز که دو سه تا عینک دودی ریبن هم رو داشبورد میزاشتن. تو سفر مخصوصا شیراز و با کمی فاصله مسیر اصفهان خانم های شیک معمولا رو صندلی های پشت راننده می‌نشستند.خلاصه‌حالی بود. البته سرباز ها هم خب طبیعی بود که لباس سربازیسان قدری بو بده. اصلا شرکت ایران پیما تو سوم اسفند با برند ۳۰۲ با روکش های مخما‌جدید برند و معروف شد. دم همه راننده های ۳۰۲ گر
Mhd
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۳۸ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۱
یادش به خیر ،زمان جنگ چقدر رزمنده جابجا میکردن.هیچ کس مثل آزاده ها این اتوبوس ها تو ذهن ش حک نشده.
یاسین
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۳۸ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۱
صدای زیبای و دلنشین اگزوز دولول و صدای ترمز دستی جق جق ای
اصغر دلاوری
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۵۳ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۱
یادش بخیر .صدای ترمز دستی که توی حالت خواب و بیدار وقتی راننده میخواست گازوئیل بزنه به گوشمون می‌رسید یا صدای پچ پچ دوتا همسفر که مبهم به گوشمون می‌رسید کاش به همون روزای سخت اما پر عاطفه برگردیم
احمدرضا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۰۶ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۱
یادش بخیر افسوس که گذشت وتکرار نمیشه
آریا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۱۸ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۱
خاطرات راتازه کردی من خودم راننده ۳۰۲بودم واقعا لذت بخش بود کاش همون روزگار بود
رضا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۲۳ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۱
همه چیزش خوب بود به غیر از اون یک لیوان که همه باهاش آب می خوردند و هم سفران خودخواهی که مراعات حال بقیه را نمی کردند و داخل اتوبوس سیگار می کشیدند. دلم برای اون گلهای رنگارنگ مصنوعی که زیر آینه وسط شیشه جلوی اتوبوس داخل گلدان شیشه ای گذاشته می شد تنگ شده. شبها پشت آینه جلو و داخل گلدانهای وسط و کناری لامپهای بنفش رنگ یا آبی روشن می شد که دل آدم برای زیباییش ضعف می رفت. اکثر راننده ها بعد از اخبار ساعت ۱۲ شب به برنامه راه شب رادیو گوش می دادند که هنوز هم بعضی شبها با شنیدن آهنگ و دکلمه ابتدایی برنامه راه شب با عنوان شب و سکوت و صدای دل انگیز ناله هاست دلم پر می کشه به اون روزها و جوانیی که خیلی زود بر باد فنا رفت. با اون مسافرت‌ها زندگی کردیم ولی الان فقط تنها یاد و خاطره ای ازش بر جا مانده با برف پیری که بر سر و صورتمان نشسته است. چه قدر زود دیر شد !!!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۵۲ - ۱۴۰۴/۰۹/۲۱
واقع عالی بود چه خاطره ای بود یادش بخیر
نظرات بیشتر