خدا رحمتش كند. اولين بار كه اشعارش را با صداي محمد اصفهاني شنيدم از خود بيخود شدم اشعار بعدي را كه شنيدم بدون آن كه بدانم شعر از قيصر است و بدون آن كه ايشان را بشناسم گفتم اين اشعار از يك نفر آن هم يك عاشق است. بعدا فهميدم كه شعر ها از او هستند. يادم ميآيد روزي وارد محل كار خود شدم از درب دانشگاه كه وارد شدم "آفتاب مهرباني او را شنيدم. چنان از خود بيخود شدم و حالت مستي به من دست داد كه تا محل كارم گريه كردم. آفتاب مهرباني او بيانگر عشق بيكران او است. و نميدانم اين چه سري است كه اين شعر مرا ريشه كن مي كند و آنقدر مي گريم كه اطرافيان تعجب مي كنند. واقعا كه عجيب هنرمندي بود. به نظر من قيصر رويا بود. خداوند رحمتش كند.
فرهاد فرزين
|
|
۰۸:۲۲ - ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
0
9
پاسخ
تا بود ندانستيم كه بود.زماني كه رفت تازه فهميديم كه چه كسي را از دست داده ايم.
ناشناس
|
|
۰۸:۴۹ - ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
1
7
پاسخ
قیصر اهل گتوند بوده و هست قابل توجه دزفول
محمد مهدی بهداروند
|
|
۱۰:۳۶ - ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
0
4
پاسخ
دورودبر سید حبیب که با قلمش مارا تاخاطرات ناب قیصرراهنمایی کرد.من تصور دیگری از واژه ناگفته ها داشتم
علي
|
|
۱۱:۳۴ - ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
0
7
پاسخ
نميرد هرگز آنكه دلش زنده شد به عشق
مرده آنست كه نامش به نكويي نبرند
به زاستي كه وصف حال ان عزيز سفركرده همين گفته هاي استادش و اين بيتي بود كه اينجانب در مطلع سخن عرض كردم.
يادش گرامي
ابدالی محمدی
|
|
۱۱:۵۶ - ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
2
7
پاسخ
مرده آنست که نامش به نکویی نبرند. قیصر همزاد عاشقان جهان بود. تا عشق هست. تا انتظار هست, قیصر هم هست ....
ناشناس
|
|
۱۳:۲۲ - ۱۳۸۹/۰۸/۰۸
1
12
پاسخ
خدایش بیامرزد و روح بلندش را با با اولیا محشور کند.
ناشناس
|
|
۰۹:۰۹ - ۱۳۸۹/۰۸/۰۹
2
4
پاسخ
بجاي بردن يكدسته گل بر روي مزارش يك شاخه گل درزمان حياتش ميبرديد
احمدی...آرش
|
|
۱۴:۵۵ - ۱۳۸۹/۰۸/۰۹
1
6
پاسخ
ازبرادر حبیب پور تشکر میکنم، اهل هرکجا باشیم اعتقاداتمون مارو با هم دوست وعلاقه مند میکنه ،دزفولی وگتوندی روولش...
مخلص همه بچه بسیجی های کشورمون هستم،...
مرگ حق است تبسم کن وبگذر قیصر...آقا سید مارو ازنوحه های جدیدت بهره مند کن