صمد مهدی پور
|
-
|
۱۳:۵۱ - ۱۳۸۹/۰۷/۱۸
با سلام

بنده به عنوان يک فرزند شهيد بعنوان کسي که پدرم و دو عمويم در سالهاي 60-61- 62 به درجه رفيع شهادت نائل شدند به همه مسئولان از بالاترين تا پايين ترين ميگويم قرار شهداي عزيز و ايثارگران 8 سال دفاع مقدس اين نبود.از دست دادن والدين براي کودکان خيلي سخت و طاقت فرسا است شما که پدر هستي و فرزندي داري توجه کن چقدر وجودت براي فرزندانت مهمه.فرزندان شهدا غم فقدان پدر را از يک طرف و مصائب و رنجهاي ديگر زندگي را بر دوش کشيدند اما انتظار اين روزها را نداشتيم. در انبوه مسائل و رنجها له و خرد و شکننده شديم .پدرمان يک بار شهيد شد و رفت و خوشا به حالشان.اما ما هم، غم از دست دادن پدر را داشتيم هم ناملايمات و بي مهر و محبتي هاي روزگاررا .خودمان بدليل فقدان بهترين يار و ياور(پدر) در سختي ها و ناملايمات روزگار همواره دلمرده وغمگين شده ايم و متاسفانه الان هم که خودم پدري هستم انگونه که شايسته فرزندانم هست نمي توانم با مهر و محبت با انها برخورد کنم مي داني چرا؟ شمع نا يافته از هستي بخش کي تواند که شود هستي بخش.جنگ تمام شد ولي پيامدهاي آن بدتر از خود جنگ است.شايد بعد از جنگ چندين نسل همواره از پيامد هاي ناشي از ان اسيب ببينند.اگر اين بي عدالتي ها ،ظلم ها وتضييع حقوق ها وتبعيضها را نمي ديديم کمتر غصه مي خورديم. بنده بعنوان يک کارشناس، 14 ساله در دانشگاه صنعتي اصفهان مشغول خدمت هستم. ولي در همين دانشگاه که يک نهاد دولتي و علمي است تضييع حقوق،ظلم و بي عدالتي بيداد ميکند. اگر در اين مملکت کسي خود را مسئول و متعهد مي داند بيايد تا برايش بگويم ظلم ،بي عدالتي ،تضييع حقوق،پارتي بازي وسوء استفاده از اختيارات يعني چه.چون همواره صادقانه و با صراحت گفته وباز هم ميگويم از هيچ چيزي وکسي جز خالق هستي خداي مهربان ترس و واهمه اي نداشته و ندارم.پس خودم را همواره معرفي کرده ام و باز هم ميکنم .فاش مي گويم واز گفته خود دل شادم بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم.نه به دنبال بدست آوردن چيزي يا منفعتي هستم ونبوده ام و نه چيزي دارم که از دست بدهم .يک جان داريم مثل مرده متحرک.
صمد مهدی پور
09132169346
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۰۸ - ۱۳۸۹/۰۷/۱۸
ما را چه شده است؟ این یك معمای پیچیده است. همه در آرزوی كسب چیزی هستند كه من با آن جنگیده‌ام و جالب آنكه باید خدمتكارشان باشم در حالیكه دست و پا ندارم گاهی چشم، زبان و به گمان آنها حتی شعور! من بی‌دست، بی‌پا، زبان، گاهی چشم و به گمان آنها حتی شعور در دورافتاده‌ترین اتاق بداخلاق‌ترین بیمارستان وظیفه حفاظت از مرزهایی را دارم كه تمام روزنامه‌ها و شبكه‌های تلویزیونی حتی رفقای دیروزم - قربتاً الی‌الله - با تلاش تحسین‌برانگیز سرگرم تجاوز به آنند. جالب آنكه در مراسم آغاز هر تجاوزی با نخاع قطع شده‌‌ام باید در صف اول باشم و همیشه باید باشم چون تریبون، گلدان و صندلی باشم تا رسیدن نمایندگان بانك‌ها سپس وظیفه دارم فوراً به اتاقم برگردم.
سید حسین
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۱۵ - ۱۳۸۹/۰۷/۱۸
با سلام
گفتن دیگر دردی دوا نمیکند
آیا واقعا نمی توان بگونه ای عمل نمود که عزت و غرور این عزیزان پایمال نگردد و برای هر خواسته بحقشان که اجابت آن وظیفه مسئولین هست بدون دغدغه و ابزاری برخورد نمودن مشکل را حل نمود. انتظار جانبازان اول پاسداشت حرمت و سپس احقاق حقی که در قانون نیز دیده شده است بدون منت
نادر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۴۰ - ۱۳۸۹/۰۷/۱۸
خدا پاداششان دهد این غیور مردان را.
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۴۱ - ۱۳۸۹/۰۷/۱۹
سلام

من فرزند جانبازم. از وقتي يادم مي آيد پدرم هر چند ماه مدتي را بستري مي شود و چند ماه بعد بر مي گردد. هميشه با عصا. هميشه نا آرام. هميشه غمگين. بگذريم از سختي هاي ناگفتني زيادي كه در اين سالها كشيديم. بگذريم از زخم زبانها، بي مهري ها، كج شدن راهي كه قرار بود راست باشد و ...
ما امروز فقيريم. بسيار فقير. پدرم شرمنده خانواده اش است و من شرمنده پدرم كه نميتوانم كمكي كنم. امثال پدر من بسيارند. جانبازاني كه توانايي هايشان را براي انقلاب و جنگ دادند و امروز .....................

بازهم آفرين به غيرت تابناكي ها كه يك اشاره اي كردند. پدرم هميشه مي گويد جانباز ها فراموش شدند. كارشان با ما تمام شده و ما فراموش شديم.

پروين
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۰ - ۱۳۸۹/۰۷/۱۹
سلام.جان بي مقدارم فداي جانبازان جنگ حتي 5 درصدشان.اما .ولي. شمارابه خداحرفي ازاون بچه هاي جنگ كنيدكه درصدجانبازي ندارن...................