بنده خدا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۰ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۳
دکتر سلام
من حتی نوشته و مطلب را نخواندم فقط می گشتم دنبال جایی که به شما یه چیزی بگویم بگویم من 50 سال سن دارم تو جنگ بودم و تهیه آتش عراق را تنگه رقابیه تجربه کرده ام . اما سردار گذشته از عقایدسیاسی و همه این چیزها یی که این روزه شده سوژه برای دوری از هم شما و همه انهایی را که جنگیدند دوست دارم . همه اونهایی را اگه الان خوب بوشان کنی هنوز بوی خاک جبهه را دارند که با عطر کوثر قاطی شده . بوی خون همه انهایی را داره که بی ریا صدات میکرند حاج محسن . بوی نزدیکی و هم جواری امام را داره بوی جوانهایی را داره که توی جبهه وقتی آقا سید علی خامنه ایی را میدیدند بخودی خود شاد می شدند . و قوت می گرفتن . همه . همه را دوست داشتند . نگاه ها مهربان بود . بین همه فقط محبت تقسیم می شد . حالا گاهی وقتها روایت فتح را که نگاه می کنیم می بینیم چندان تنگ تنگ همدیگر به آغوش می گرفتند موقع خدا حافظی انگار سالها با زندگی کرده اند مثل برادر بعدش معلوم میشه یکی از شمال و یکی از جنوبه ذوق اینکه چند جوان که هنوز هیچ ریشی سفید نکرده اند فرمانده ها این جنگند کیفی داشت و وقتی چند ریش سفید را در حال دعا کردن برای این جوانها می دیدی دلت قرض میشد . حالا همه اینها به یک طرف وقتی این دلاور ها می امدند جمران و فقط نگاه میکر دند امام می زنند زیر گریه تازه عشق را معنا می کردی اگه مرخصی بود برای خانوادش نبود دنبال کار دوستان دلاورش بود . اصلا هیچ کس برای خودش نبود همه شده بودند یک نفر . وای که چقدر خوب بود ان روزها . و چقدر دل تنگ ان روزهام . خدا وند بحق قمر منیر بنی هاشم آقا و مقتدای ما سید علی خامنه ایی را نگه داره . که بودش قوت قلبه . خدا آقای هاشمی را نگه داره که وجودش خیره . خدا حاج محسن نگه داره که یاد آور ایام خوش وصله . خدا همه اونهایی که قلبشون برای ایران عزیز و شیعه غریب و عزت این مردم بزرگوار و نجیب می طپد را نگه داره . و خداوند به قلبی بده که همدیگر را دوست داشته باشیم . و همه ید واحده بشیم برای نابودی اونهایی که عزت و افتخار بزرگی این کشور را نمی توانند ببیند .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۰۱ - ۱۳۸۹/۰۵/۱۳
تشکر