داشتن دیدگاه علمی و گزینش این پژوهش برای ارائه تحلیل در زمینه مشکلات جامعه بسیار جالب و قابل تحسین است لیکن اشتباه بزرگی که نیت نویسنده را تا حدودی زیر سوال میبرد تناقض آشکاری است که مشاهده میشود و در جایی پدیده قتل های زنجیره ای به عنوان یک نمونه بارز معرفی شده و سپس خطر این پدیده فقط منحصر به سطوح پایینی مدیریت دانسته میشود. نویسنده محترم به این سوال پاسخ دهند که صحنه گردان های قتل های زنجیره ای در وزارت اطلاعات آن زمان جزء کدام دسته از مسئولین نظام قرار میگیرند آیا آنها در سطوح پایین مدیریتی قرار داشته اند؟ بدیهی است که با تجارب گذشته نمیتوان ادعا کرد که در نظام ما چنين آسيبپذيريهايي به سطوح بالا و ارشد نفوذ نميكند و صرفا در سطوح مديريتي پايين ميماند چرا که امکان وجود اشکال در ماهیت استانداردها و همچنین ضعف در بکار گیری معيارهاي اخلاقي و شرعي در گزینش و تعیین مسوولین رده بالا همچنان وجود دارد.
ناشناس
|
|
۱۲:۰۸ - ۱۳۸۷/۰۳/۰۴
0
0
پاسخ
سلام علیکم
مقاله خوبی است و به معضلات واقعی جامعه پرداخته شده است. البته اگر در قوانین و دستورالعملهای، ساختارهای اداری و امنیتی و مرزهای بین منافع نظام و افراد و همینطور مرز بین مشروعیت و غیر مشروعیت به طور مشخصی درج گردد و فرمانده و فرمانبر نسبت به این مرز توجیه باشند و تخطی از آن به روشنی و به وضوح مشخص و معلوم گردد آنگاه است که می توان امیدوار بود از خطاهای فرمانبران در اطاعت محض در موارد غیر مشروع جلوگیری گردد.
انشاالله.
ناشناس
|
|
۱۳:۵۲ - ۱۳۸۷/۰۳/۰۴
0
0
پاسخ
سلام. اولا از طرح چنین بحث هائی باید استقبال کرد زیرا بزرگ ترین مشکل در حامعه ما نهادینه نشدن اخلاق است. فعلا با علل این موضوع کاری ندارم که خود شرح مفصل دارد. ثانیا فقدان معیار های اخلاقی در جامعه است که ناشی از اعمال سلیقه صاحبان قدرت است . این مساله به این معنی نیست که کسی از اخلاق ومعیار های آن چیزی نمی داند ,بلکه همه آن را مطابق منافع و خواسته های خود تفسیر می کنند و زمانی موضوع پیچیده می شود که حکومت نیز معیار های خود را وارد می کند و در این صورت باید انتظار داشت که بی اعتمادی در همه ارکان جامعه رخنه کند و جامعه ای را که ادعای پیروی از معصومان را دارد دچار شرائطی نماید که مردم به حال جوامع دیگر غبطه بخورند. تنها یک راه وجود دارد. همه باید از خود شروع کنند وکلمه همه شامل صدر تا ذیل قدرت و روحانی و غیر آن و بنده و جنابعالی می باشد.
ناشناس
|
|
۰۹:۵۴ - ۱۳۸۷/۰۳/۰۵
0
0
پاسخ
سلام
مقاله بسيار جالبي بود . در واقع خود شما از طريق نگارش و انتشار اين مقاله گامي در جهت روشن نمودن افکار و ترويج اگاهي نموديد. اميدوارم به همه ما کمک کند تا نگاهي به رفتارهاي خود بيندازيم و نقش خود را در چرخاندن چرخ دنده هاي اين سيستم بيمار و معيوب پيدا کنيم و اگر نمي توانيم ان را اصلاح کنيم حداقل اب به اسيابشان نريزيم
ناشناس
|
|
۱۹:۱۰ - ۱۳۸۷/۰۳/۰۷
0
0
پاسخ
جای سپاس فراوان دارد که به این موضوع پرداخته شده است.
تشکیلات.سازمان.انجمن.مجمع -اگر ساختار عملیاتی و تئوریک (فرمانبری)هرمی -متوالی داشته باشد.چنین مشکلات و فجایع حتمآ پیش خواهد آمد (به درجات و کم وکیف متفاوت).ولی اگر ساختار عملیاتی و تئوریک موازی (رای گیری)داشته باشد احتمال بروز اتفاقات پیشگفت خیلی پائین است.
ساختار نوع اول بیشتر به جوامع بدوی-باند های جنائی -برخی گروه های دینی-و کلا به شرایط اجتماعی اقلیمی خاصی که معدل درجات تحصیلات و دانش پائین باشد و نظام مربوطه بخواهد با استفاده از دانه بندی افراد متشکل آن- مقررات اطاعت بلد از نابلد را-یانادان از کمدان و کمدان از دانارا-اعمال کند جبرآ سیستم به انحرافات دچار خواهد شد.
در جوامع کنونی که عصر دانش و اطلاعات است سیستم عملیاتی غیر موازی بر اساس رآی فردی مطرود است.حتی الآن نظام ارتشی کشور ها تصمیمات غیر معدل آرائی را ضد ارزشی می دانند.
باید دانایان به بقیه یاد بدهند تا جامعه مترقی اخلاقی داشته باشیم.
نهایتآ تقصیر با آن هائی است که میدانند.
هرکه دراین میکده هوشیار تر/بر قدح ریخته گنهکارتر.
هرکه در این وادی مفسر تر است/بر سر نادانی مقصر تر است.
www.medical3000.blogfa.com