آااای علی هاشمی!
چقدر خوشحال شدم که بعد از سالها در کنار عزیزانت در وطن و زادگاهت آرام گرفتی
مثل روز برایم روشن است که پدرم نیز چون تو آرزو دارد به زادگاهش در میان عزیزانش بازگردد
و باز مثل روز برایم روشن است که دلتنگیهای پدرم بسیار بیشتر از دلتنگیهای تو است و دلتنگیهای من بسیار بیشتر از دخترت چراکه تو از اهواز خوزستان ساکن هور شدی و پدرم از گرمه خراسان
شما احساس دوریتان کمتر بوده است اما من و پدرم....هیهات
سردار خوش به حال دخترت که خوب درکش میکنم داشتن مزار پدر برای درددلها چه نعمتیست
سردار قسم ات میدهم به جان دخترت دعا کن من نیز پدرم را بیابم
سردار خوش به حال مادرت که از چشم انتظاری بدرآمد،مادربزرگم قریب به 27 سال است با صدای زنگ در پابرهنه حیات را میدود که...آمد ولی هیهات که همه آمدند جز او که منتظرش است
سردار اگر گمشده ام را دیدی به جان فاطمه به او بگو دوستش داشته و دارم و تا زنده ام منتظرش میمانم،بگو خوب می دانی دردهای تورا نداشتن را به هیچکس نگفته ام گذاشته ام تا خودت بیایی،بگو درد درک نشدن در میان اطرابیانم را با انتظار آمدنت مرهم میگذارم،بگو چه وقتها که حجاب و چادرم را مسخره نکردند ولی مسخره شدنم را با یاد رضایت تو بی اثر کردم،بگو سختترین اوقات برایم زمانی بوده که پدری در مقابلم دخترش را در بغل گرفته و نوازش کرده است،بگو نه از حسادت که از نبودن تو،بگو عزیزانی دارم ولی هیچکس جای تورا برایم پر نکرد
بگو سردار بگو! تو خود دختر داری و در این 40 روز دردهای نبودنت را برایت گفته است پس همه را برای پدر من هم بگو.
چقدر سبک شدم سردار!راستش اولین بار است درباره دلتنگیهایم برای پدرم راحت با کسی درد دل کردم شاید برای اینست که تو نیز چون پدرم دختر داری و خوب میدانی نیاز دختر به پدر را
سردار دعا کن همیشه در راه پدرم و همرزمانش بمانم و روزی که دیدمش هرگز شرمنده اش نباشم و تو شاهد باش که هرگز قدمی از اصولش عقب ننشسته ام و انشالله نخواهم نشست
سلام خدا بر تمام شهیدان ایران و اسلام
ناشناس
|
|
۱۱:۵۰ - ۱۳۸۹/۰۴/۰۴
0
0
پاسخ
بسم تعالی. این تیتر واین محتوا درد زمانه ماست .این دردسرکه ای است که با وارد شدن درعسل انقلاب ان را بدل به ضد خود خواهد کرد.دردی که مولای ما علی ان را چون گوش شنوا نیافت به چاه گفت وامروز اگر درمان نشود معلوم نیست بعدش با چند خلیفه ناحق دنبال شودوعلی زمانه ؛ولی امر مسلمین نیز شاید اگر ما نشنویم مجبور شود به چاه زمزمه کند و.....
سارمی
|
|
۱۴:۳۹ - ۱۳۸۹/۰۴/۰۴
0
0
پاسخ
در انتخاب تیتر خبر دقت کنید و خدا را در نظر بگیرید... ازاده باشید...
ramin
|
|
۱۵:۰۶ - ۱۳۸۹/۰۴/۰۴
0
0
پاسخ
سلام کوچک تر از ان هستم که در باره شهید وشهادت چیزی بکویم بنده يكى از همرزمان آن شهيددرسال4/4/67
روحش شادحالا حالا بایستی بگذرد تاقدرحاج محسن رابسناسیم وبفهمیم
زهیر
|
|
۱۲:۲۶ - ۱۳۸۹/۰۴/۰۵
0
0
پاسخ
در این فضای پرغبار رسانه ای این چه تیتری بود که بی رحمانه بر استخوان این شهید عزیز تاختید؟
لعن الله امتا اسرجت و الجمت و تنقبت لقتالک
ناشناس
|
|
۰۴:۵۰ - ۱۳۸۹/۰۴/۰۶
0
0
پاسخ
واقعا اف بر شما برای این عنوانی که انتخاب کرده اید .
آیا این عنوان ، گمراه کننده و شایعه ساز نیست ؟
محمد فرهادی
|
|
۰۸:۳۱ - ۱۳۸۹/۰۴/۰۶
0
0
پاسخ
برخی تیتر های شما واقعا مشمئز کنندس
ناشناس
|
|
۱۲:۲۷ - ۱۳۸۹/۰۴/۰۶
0
0
پاسخ
به جاي اظهار شرمندگي به شهدا بياييم كمي جهاد اكبر كنيم و ذره اي آدم شويم!
چقدر خوشحال شدم که بعد از سالها در کنار عزیزانت در وطن و زادگاهت آرام گرفتی
مثل روز برایم روشن است که پدرم نیز چون تو آرزو دارد به زادگاهش در میان عزیزانش بازگردد
و باز مثل روز برایم روشن است که دلتنگیهای پدرم بسیار بیشتر از دلتنگیهای تو است و دلتنگیهای من بسیار بیشتر از دخترت چراکه تو از اهواز خوزستان ساکن هور شدی و پدرم از گرمه خراسان
شما احساس دوریتان کمتر بوده است اما من و پدرم....هیهات
سردار خوش به حال دخترت که خوب درکش میکنم داشتن مزار پدر برای درددلها چه نعمتیست
سردار قسم ات میدهم به جان دخترت دعا کن من نیز پدرم را بیابم
سردار خوش به حال مادرت که از چشم انتظاری بدرآمد،مادربزرگم قریب به 27 سال است با صدای زنگ در پابرهنه حیات را میدود که...آمد ولی هیهات که همه آمدند جز او که منتظرش است
سردار اگر گمشده ام را دیدی به جان فاطمه به او بگو دوستش داشته و دارم و تا زنده ام منتظرش میمانم،بگو خوب می دانی دردهای تورا نداشتن را به هیچکس نگفته ام گذاشته ام تا خودت بیایی،بگو درد درک نشدن در میان اطرابیانم را با انتظار آمدنت مرهم میگذارم،بگو چه وقتها که حجاب و چادرم را مسخره نکردند ولی مسخره شدنم را با یاد رضایت تو بی اثر کردم،بگو سختترین اوقات برایم زمانی بوده که پدری در مقابلم دخترش را در بغل گرفته و نوازش کرده است،بگو نه از حسادت که از نبودن تو،بگو عزیزانی دارم ولی هیچکس جای تورا برایم پر نکرد
بگو سردار بگو! تو خود دختر داری و در این 40 روز دردهای نبودنت را برایت گفته است پس همه را برای پدر من هم بگو.
چقدر سبک شدم سردار!راستش اولین بار است درباره دلتنگیهایم برای پدرم راحت با کسی درد دل کردم شاید برای اینست که تو نیز چون پدرم دختر داری و خوب میدانی نیاز دختر به پدر را
سردار دعا کن همیشه در راه پدرم و همرزمانش بمانم و روزی که دیدمش هرگز شرمنده اش نباشم و تو شاهد باش که هرگز قدمی از اصولش عقب ننشسته ام و انشالله نخواهم نشست
سلام خدا بر تمام شهیدان ایران و اسلام