متأسفانه در دوران نوجواني و حدود سالهاي ابتدايي دهه 60، خودم به چشم شاهد بودم كه از آجرهاي اين ديوار در منطقهي بندر تركمن و در دهي به نام باغوكناره، كشاورزان براي خود خانه و كومهاي برپا ميكردند. تقريبا در همه جا ميشود آجرهاي سرخ رنگ كم ارتفاعي را دي كه قدمت از سر و رويشان ميباريد. كساني كه بعضا از بستگان من نيز بودند از لابلاي عرفهاي هرز و كشتزارهاي خود اين آجرهاي زيبا را كه مكعبي كم ارتفاع بودند را جمع كرده و از آنها در ساخت خانه استفاده ميكردند. خدا ميداند چه حجمي از آجرهاي به يغما رفته است. اما بايد از باقي ماندهاش محافظت كرد.
البته اين نكته را هم اضافه كنم كه هيچ بنايي كه بشود از آن به عنوان ديوار نام برد در آن منطقهديده نميشد. در واقع ديوار قرنها بود از بين رفته بود و اينجا و آنجا آجرهايش پخش بودند.
ناشناس
|
|
۰۷:۲۷ - ۱۳۸۹/۰۳/۰۹
1
3
پاسخ
از 1350 تا حالا تازه سازمان میراث فرهنگی یادش افتاده و از خواب بیدار شده خوب خلیج همیشگی فارس هم با این تاخیر ها به خطر افتاد است
ناشناس
|
|
۰۷:۳۸ - ۱۳۸۹/۰۳/۰۹
1
2
پاسخ
بنازم به ایران خودمان، چی ها که نداره.
حميدرضا
|
|
۰۸:۳۸ - ۱۳۸۹/۰۳/۰۹
2
2
پاسخ
متاسفانه بعد از ساليان سال بايد در سال 78 به ثبت ملي برسه! يعني حدودا چند سال بعد از استان شدن منطقه گرگان كه بي اربتاط با بي توجهي مسولين مازندراني در چند سال پيش از اون نيست.
بهر تقدير به نظرم در اون منطقه آثار باستاني دور و نزديك بسيار زيادي وجود داره كه حتي پتانسيل ثبت در ميراث فرهنگي و آثار ملي و جهاني رو هم داره
ويوا گرگان
البته اين نكته را هم اضافه كنم كه هيچ بنايي كه بشود از آن به عنوان ديوار نام برد در آن منطقهديده نميشد. در واقع ديوار قرنها بود از بين رفته بود و اينجا و آنجا آجرهايش پخش بودند.