تصاویری که بر مبنای آن ادعا میشود ایران ماهواره دوستی را به فضا پرتاب کرده است؛ پرتابی که چون رسما توسط مسئولان اعلام و رسانهای نشده، نتیجه میگیرند که قرین با موفقیت نبوده است. اتفاقی مسبوق به سابقه که موجب شده این استقرا، مورد توجه بسیاری از رسانهها و تحلیلگران خارجی قرار گیرد و به شدت بازتاب وسیعی در رسانههای دیگر کشورها بیابد.
هدیهای بزرگ که معلوم نیست، چگونه به این شرکت رسیده؛ هرچند برخی نامها در این خصوص مطرح میشود و برخی بر این باورند که پای روابط خویشاوندی در میان است. مسائلی که امیدواریم مسئولان در خصوص آنها شفاف سازی کرده و توضیح دهند، چگونه مدیران یک سایت حق العملکار از یک ماه پیش در جریان تصمیم دولتمردان بودهاند؟!
در حالی که نیمی از وعده رئیس جمهور برای پرتاب دو ماهواره ایرانی محقق شده و قرار است نیم دیگر این وعده در روزهای آتی محقق شود، شواهد حکایت از خروج یک ماهواره دیگر ایرانی از صف پرتاب دارد!
قوانینی ناکارآمد که ظاهرا به سادگی قابل شکستن و زیر پای گذاشتن هستند و تنها زمانی عواقب شکستن آن گریبان افراد را میگیرد که فیلمی از آنها منتشر شود و افکار عمومی را جریحه دار کند، یا به ثبت آثاری بینجامد که غیرقابل کتمان و لاپوشانی هستند؛ آثاری مانند شکستن انگشت دانش آموزی که تنبیه شده است.
پاسخی که میشود برای هر پرسش مشابهی استفاده اش کرد. مثلا اگر کسی گفت چرا خودرو گران شده، بگویند خدا را شکر کن که هست یا اگر کسی از فقدان داروی بیماران خاص حرفی زد، او را به بازار سیاه دارویی هدایت و تأکید کنند که وجود این بازار، هرچند قیمتها در آن نجومی است، باز جای شکرگزاری دارد!
سازمان حفاظت محیط زیست کشورمان که مدت هاست سیاستهایی انتقاد برانگیز را در پیش گرفته و پیرو انتقادات برخی رسانهها از این سیاستها، از دعوت خبرنگاران رسانه های منتقد به نشست های خبری سازمان هم دریغ میورزد، قصد برگزاری دورههایی ویژه برای آموزش به خبرنگاران دارد!
رویدادهایی پرشمار که فیلم زیر یک نمونه از اوج گیری آنهاست؛ فیلمی که در روزهای اخیر در فضای مجازی منتشر شده و اطلاعات چندانی از آن در دست نیست، جز تفسیرهای پرشمار کاربرانی که برخی آن را به لعن و نفرین معلم تبدیل کرده اند و بعضی مدعی هستند که زمینه ساز شکل گیری آن دانش آموز بوده که استحقاق کتک خوردن را داشته.
انبوه کارگرانی که حقوق نگرفتهاند، بازنشستگانی که معوقاتشان پرداخت نمیشود، سرمایه گذارانی که مایملکشان از دست رفته و دیگر معترضانی که به ستوه آمدهاند و چارهای پیش رویشان نمانده، الا تجمع؛ این حال و روز برخی هموطنانمان است که حالا با گشوده شدن پروندهای جدید، ممکن است دیگر مجالی برای مطالبه گری نیابند!
آمارهایی که اگر به شورای معاونین این وزارتخانه محدود شوند، حکایت از جوانتر شدن پنج ساله این ترکیب دارد؛ عددی برآمده از قیاس میانگین سنی شورای معاونین وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در دوره وزارت علی ربیعی و محمد شریعتمداری که حکایت از کاهش چشمگیر این میانگین از ۵۵.۲ به ۴۹.۹ دارد.
دعوت شهردار تهران و دیگران به دوچرخه سواری برای شکل گیری مطالبهای جدی برای سامان دادن به مشکلات منجر به آلودگی هوا، نوعی دعوت به فعالیت خطرناک ورزشی و به مخاطره انداختن سلامت شهروندان هم هست؛ اشکالی که شاید مهمتر از گفتن انگشت اتهام به سمت شهروندان باشد.
تداوم نظارتهایی که تا اینجا به متوقف شدن فعالیت هاى اقتصادى عمده در جمعیت هلال احمر و زیرمجموعه هایش و همچنین ضرورت برکناری برخی از مدیران این مجموعه منجر شده و البته تصویب یک پیشنهاد جدید که بر اساس آن، شرکتهای وابسته به هلال احمر موظفند فعالیتهای خود را در کمیسیون معاملات انجام دهند.
چرخه تولید و عرضه هواپیماهای جدیدتر که در نهایت به از دور خارج شدن بوئینگهای به خدمت گرفته شده در ایران هم منجر شد تا اینکه چند سال پیش اعلام شد تنها کاربر تجاری ۷۰۷ در ایران، یعنی ساها هم قید استفاده از آن را زده و در نتیجه تنها بوئینگهای ۷۰۷ نیروهای هوایی به خدمت خود در ایران ادامه میدهند.
آیا این ایراد به جز در فرودگاه فتح و پیام در استان البرز، در جای دیگری هم نمود و بروز یافته است؟ اگرچه پاسخ به این سوال در محدوده جغرافیای کشورمان به دلیل لاپوشانیهای پرشمار ساده نیست، اما باز میشود نمونههایی یافت که ثابت میکنند این دست اشتباهات به وقوع پیوسته است. رویدادی که یک نمونه از آن حدود یه دهه پیش در عسلویه به وقوع پیوسته و...
در روزهایی که فیلترینگ اینستاگرام محتمل به نظر میرسد و حتی برخی اخبار، حکایت از صدور حکم قضایی برای این منظور دارد، فیلمی در فضای مجازی دست به دست میشود که به نوعی به اینستاگرام گره خورده و به باور برخی، ممکن است حکم تیر خلاصی بر پیکر فعالیت این شبکه اجتماعی در کشورمان را داشته باشد!
سوز و سرما از راه رسیده و کافی است چند دقیقه در معرضش باشیم تا به محض رسیدن به محل گرم، خودمان را به بخاری یا رادیاتور برسانیم و تلاش کنیم سرما را از تنمان بیرون کنیم، اما غافلیم از آنهایی که در این شرایط، هیچ محل گرمی برای فرار از سرما و مرگی که دست در دست آن انداخته ندارند.
وضعیتی وخیم که اگر بدانیم شمار مهدهای کودک مجاز استان تهران دو برابر و نیم مهدهای غیرمجاز است (دقیقا ۷۹۰ مهد کودک)، پیچیدهتر به نظر میرسد؛ اما باز گویای وضع موجود نیست، مگر آنکه بدانیم منظور از مهدهای کودک مجاز و غیرمجاز چیست و چگونه است که رئیس بهزیستی به جای تعطیل کردن مهدهای غیرمجاز، شمارشان را اعلام میکند؟