اما در کنار همه اينها، اگر ما در استدلالات خود براي نقد سياست خارجي آمريکا درباره تکنولوژي هستهاي ايران، يکجانبه و بيپروا به اين گزارش استدلال کنيم، معنايش اين است که پذيرفتهايم سازمان جاسوسي آمريکا بر روند گسترش تکنولوژي هستهاي ايران، دستكم در هفت سال اخير، اشراف داشته است و اظهارات پيشين اين سازمان را که دستهاي خود را در صحنه اطلاعاتي و امنيتي ايران بسته ميديد، نفي کردهايم و اين بدون شک، ميتواند تأثيرات بسيار منفي و ناخوشايندي بر تحولات داخلي کشورمان داشته باشد. همه اين امور، متأسفانه در مواضع رسمي داخلي که روز سهشنبه اعلام شده، ناديده انگاشته شده است.
از سوي ديگر، اگر روي دوم سکه گزارش را با دقت نگاه کنيم، درخواهيم يافت که بيهيچ استدلالي با گزارشهاي «محمد البرادعي»، رئيس آژانس بين المللي انرژي هستهاي در تضاد است. در واقع، انتشار اين گزارش، خدشهاي جدي بر اظهارات و گزارشهاي البرادعي ايجاد ميکند که بارها تاکيد کرده دليلي که ثابت کند ايران در راه دستيابي به سلاح اتمي بوده است، در ايران پيدا نکردهايم.
به عبارت ديگر، اظهارات دوپهلوي البرادعي درباره تکنولوژي هستهاي ايران به مراتب آثار منفياش کمتر از گزارش اخير NIE آمريکاست. وي بارها گفته است كه نميتواند بگويد: آيا ايران به دنبال استفاده نظامي از تکنولوژي اتمي هست يا نه؟ البرادعي با اين اظهارات، تأکيد کرده است: تاکنون هيچ دليلي بر نظامي بودن مسير تکنولوژي هستهاي ايران ندارد، اما گزارش NIE تأکيد ميکند که ايران تا سال 2003 به دنبال سلاح هستهاي بوده و در واقع، اين گزارش بيش از هر چيز، گزارشهاي رسمي آژانس بينالمللي انرژي هستهاي را مخدوش ميکند. به همين دليل، به نظر ميرسد در مواضع رسمي، بايد در استناد به اين گزارش، با احتياط کامل رفتار كرد.
هيچ گاه نبايد از اين نکته غفلت کرد که آمريکاييها در برخي موارد با ارايه اطلاعات نادرست، درصددند تا برخي مواضع ناخواسته را به ما تحميل کنند و آنگاه با گرفتن بهانههاي موردنظر، برنامههاي خود را تحميل کنند. بهترين دليل براي اين که ثابت کند اين گزارش به شدت مشکوک است، اظهارات جورج بوش، رئيسجمهور آمريکاست که تنها چند ساعت پس از ارايه اين گزارش در يک مصاحبه مطبوعاتي گفت.
وي گفت: برنامه هستهاي ايران همچنان خطرناک است و تأکيد نمود که آمريکا گزينه نظامي عليه ايران را همچنان در دست دارد. وي عملا نشان داد که هيچ اعتقادي ندارد که گزارش دستگاههاي اطلاعاتي رسمياش از عزم او براي برخورد با ايران کاسته است.
اين در حالي است که همين نهاد اطلاعاتي آمريکايي، پيشتر در سال 2005 گزارشي خلاف آنچه امروز اعلام کرده، منتشر نموده بود؛ چيزي که هم شايبه فقر اطلاعاتياش را ثابت ميکند و هم احتمال ابزار سياسي بودنش را.
وقتی متوجه هدف واقعی امریکا از انتشار این گزارش شویم خیلی دیر است که ان را رد کرده یا زیر سوال ببریم.
احسنت برشما.واقعا از مقامات سیاسی کشور بعید است که اینگونه (چون من عوام) دچار احساسات وجوزدگی سیاست های امپریالیسم -دشمن قسم خورده ملت بزرگ ایران - شوند.عزیزان مسوولان سیاسی کشور، خاضعانه از شما استدعا دارم با مسائل بین المللی واینگونه موارد با احتیاط بیشتری عمل برخوردکنید.یادمان باشد که نباید از تعریف دشمن لذت ببریم.آیا اگر فرداهمین سازمانها(ببخشید نهادها)ی جاسوسی امریکا اعلام کنند که ایران سلاح هسته ای دارد واکنش ما چه خواهد بود؟ به خدا پناه ببریم تا او کمکتان کنيم.موفق باشید.
يك ديپلمات
تحلیل دقیقی است به نظر من مسئولین ایران نباید با این گزارش خرسند و شاد شوند چون شادی ما صحه گذاشتن بر دخالت و مطلع بودن آمریکا از فعالیتهای صلح آمیز هسته ای ایران است. ایران مطالباتش را تنها باید از طریق آژانس انرژی اتمی پیگیری نماید.
با توکل به خدا حتما" پیروز می شویم.
ولن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا .
باز هم ممنون
تفسیر بسیار عاقلانه و فنی می باشد,
مگر ما تا به الان منتظر تایید یا رد آمریکا یا هر کشور دیگری بوده ایم که حال با خوردن یک کشمش گرمیمان کند و با خوردن یک مویز سردی, مملکت صاحب داردو سیاست آن مشخص و مدون است طرف مقابل ما هم هیچ کشوری نیست که حالا بخواهد اظهار نظر کند ,
ما NPT را پذیرفته ایم طرف ما هم آژانس می باشد , آیا واقعا اگر سازمانهای اطلاعاتی ما در باره آنها خبری را اعلام نمایند آنها پاسخی در سطح سران خواهند داد, این گزارش NIE تنها یک ارزش دارد که اگر هم راست بگویند و اطلاعاتی در دست داشته باشند، بايد بررسي شود که اطلاعات درست یا غلط از چه ناحیه ای در حال هرز رفتن می باشد.
ایرانی سربلندباشید.
انشاءاله كه بتوانيم در كنار الطاف الهي و دعاي خير آقا امام زمان در صلح و ثبات به علوم روز برسيم .