بزرگترین رویداد علمی کشور در برج میلاد با حضور  پروفسور مسعود حیدری و مهندس شعبانعلی
      وسایل پرمصرف را عصر و غروب بکار نگیریم            فقط در مواقع تماشا تلویزیون را روشن کنیم       
به‌روز شده در: ۰۱ آبان ۱۳۹۳ - ۰۱:۱۸
تعداد بازدید: ۴۱۴۲۶
تعداد نظرات:
۲ نظر
کد خبر: ۱۰۸۷۵
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۹:۱۳ - 17 May 2008

به گزارش «برنا»، حجت‌الاسلام عليرضا پناهيان با حضور در جمع تعدادي از دانشجويان دانشگاه اميرکبير به سخنراني درباره رابطه زن و مرد پرداخت.

وي در اين سخنراني ابراز اميدواري کرد، زماني بتوان در جامعه، راحت‌تر و شفافتر از امروز، درباره ارتباط زن و مرد و ازدواج آنان صحبت کرد. پناهيان يکي از ابعادي که در ارتباط‌هاي قابل تصور بين زن و مرد، چه در قالب ازدواج و آشنايي و چه رابطه‌هاي ديگري چون رابطه پدر و دختر و خواهر و برادر و ارتباط‌هاي اجتماعي وجود دارد، بعد عرفاني و معنوي اين ارتباط دانست که به آن توجهي نشده و مغفول مانده است.
 
بنا بر اين گزارش، در ادامه اين جلسه به دو بعد ديگر رابطه بين زن و مرد پرداخت؛ بعد عاطفي و مادي(جنسي) که «برنا» مشروح اين سخنان را بدين شرح براي مخاطبان خود منتشر مي‌کند:
عاشقان لب‌بسته ‌در مقام شهدا هستند
حجت‌الاسلام پناهيان درباره رابطه بين زن و مرد اظهار داشت: در بعد عاطفي رابطه بين زن و مرد اشتباه بزرگِ بين‌المللي به نام «عشق» رخ داده است. خدا بين زن و مرد «جاذبه‌اي» قرار داده و در قرآن فرموده است: «و جعل بينکم مودة و رحمه...». مودت آن است که با زبان ابراز مي‌شود و محبت آنچه با چشم منتقل مي‌شود. خدا بين ما و اهل بيت(ع) مودت را واجب کرده‌است. محبت به اهل بيت(ع) بايد ابراز شود؛ مثل زماني که براي امام حسين(ع) سينه مي‌زنيم.

خدا بين زن و مرد هم مودت قرار داده است. اين به دو معنا است؛ نخست اين‌که اگر به همديگر محبت پيدا کنند، حتما به هم ابراز خواهند کرد. دوم آن‌که اگر رابطه‌اي بين زن و مرد برقرار شد، بايد به هم محبتشان را ابراز کنند. در روايت داريم که زن و مرد بايد قربان صدقه يکديگر بروند.

پناهيان به نامه امام(ره) به همسرشان اشاره کرد و ادامه داد: اين طور روابط از سفارش‌هاي دين اسلام است. رابطه عاطفي بين زن و مرد از جنس محبت ابراز شدني است؛ محبتي که بايد ابراز شود و با اين ابراز شدن تقويت شود.

گاه محبتي از جنس مخالف در دل شخص مي‌افتد و نمي‌توان کاري کرد. اين محبت تا زماني که ابراز، تقويت و به معصيت نکشانده نشد، چيز بدي نيست. شخص نبايد به دليل وجود اين محبت، خود را معصيت‌کار تلقي کند. حتي در روايات داريم اگر کسي محبت شخصي در دلش افتاد و از ابراز، ميدان دادن و عشوه‌ آمدن نابجا پرهيز کرد، در مقام شهدا وارد صحراي محشر مي‌شود. محبت بين زن و مرد بايد ابراز شود، اما به تازگي اين محبت با کلمه‌اي به نام عشق اشتباه شده است.

حجت‌الاسلام پناهيان به معناي عشق در بعد عرفاني پرداخت و گفت: عشق در معناي عرفاني، به ويژه آنچه در زبان فارسي رواج پيدا کرده و معنايش عاطفه‌اي است که تمام دل انسان را تسخير کند. مصداقش رابطه عاطفي بين زن و مرد قرار گرفته است و عامل توليد بزرگترين نفرت‌ها و استرس‌ها در رابطه زن و مرد قرار گرفته است.
انسان ظرفيتي دارد که در ادبيات عرفاني به آن عشق و در ادبيات قرآني «اشدُ حبً...» (شديدترين محبت‌ها) مي‌گويند. اين شديدترين محبت‌ها هيچ‌گاه بين دو انسان به شکل معمولي و عادي شکل نمي‌گيرد. هيچ‌گاه ظرفيت رابطه زن و مرد در شديدترين رابطه عاطفي و عاشقي به جايي نمي‌رسد که بالاترين درجه و هيجان محبت را ايجاد کند. بين زن و مرد مي‌تواند بهترين رابطه‌ها را متصور شد، اما عشق را نه!

آن عشقي که مي‌گويد:
به تيغم گر زند دستش نگيرم
وگر تيرم زند منت پذيرم
عشقي که مي‌گويد:
گر از درت براني گر نزد خود بخواني
رو کن به هرچه خواهي، گل پشت و رو ندارد
اين عشق را نمي‌توان در رابطه بين زن و مرد متصور شد. رابطه زن و مرد در عاطفي‌ترين شکلش، اصلا اجازه گفتن چنين چيزي را نمي‌دهد: رو کن به هرکه خواهي گل پشت و رو ندارد.
رابطه زن و مرد اين است که هر دو براي هم و با هم باشند. عشقي که ما در ادبيات فارسي داريم در رابطه بين زن و مرد امکان داشتن، وجود ندارد. در برخي از حادثه‌ها و داستان‌پردازي‌ها، فداکاري است که البته اين فداکاري مي‌تواند در رابطه بين پليسي که براي نجات دادن کودکي اقدام مي‌کند و جانش را به خطر مي‌اندازد، هم وجود داشته باشد.

عشق غربي يا توهم عاشقي!
کلمه عشق آسيب‌هاي زيادي به رابطه بين زن و مرد زده است. نخست بايد از اين قضيه آسيب‌زدايي کرد. اين آسيب هم نقشه صهيونيست‌هاست كه در فرهنگ مسيحيت و جوامع ديگر، اين وضعيت را پديد آورند که مفهوم عشق و عالي‌ترين نوع عاطفه در رابطه بين زن و مرد ديده شود و تجلي و خلاصه آن ‌هم در رابطه جنسي باشد. نخستين اثر مخرب آن (که اگر در ابطه بين زن و مرد بالاترين عاطفه را انتظار داشته باشي) اين است كه در مقام برقراري ارتباط دچار اشتباه مي‌شويم.

وي با آوردن نكات بالا، يكي از مخرب‌ترين و بحران‌ آفرين‌ترين حالت رابطه بين دو جنس را انتظار برآورده شدن كمبود محبت‌ها دانست و تصريح كرد: بسياري از افراد رابطه عاطفي بين زن و مرد را محل ارضاي کمبودهاي عاطفي خود مي‌دانند. من در مقام مشاوره، روبه‌رو ‌شدم با جوان‌هايي که از همسر يا دوست خود انتظاراتي دارند که ناشي از کمبودهاي عاطفي‌شان در خانواده است. اين بحران‌آفرين است، در مقام انتخاب دچار انتخاب‌هاي عجولانه مي‌شوند، کسي را انتخاب مي‌کنند که حتي مورد پسندش هم نيست. به خاطر کمبود عاطفه‌اي که دارد اولين جرقه‌هاي عاطفي، آتشي در جانش مي‌اندازد که منجر به انتخاب نادرست مي‌شود. دومين عارضه اين است كه اولين جرقه‌هاي نامرادي منجر به ايجاد تنفر مي‌شود؛ مثل مردهايي که رابطه‌هاي عاطفي با زن‌ها برقرار مي‌کنند و بعد او را به دور مي‌اندازند.

وي در ادامه علت سرد شدن رابطه بين زن و مرد در خانواده‌هاي مذهبي و بالا بودن آمار بالاي طلاق در كشور را اينطور عنوان كرد: آنها از يکديگر، بدون دليل، انتظار عشق دارند. زن و مرد بايد به همديگر وفادار باشند، براي هم گرم شوند و دل‌لرزه بگيرند. اگر عشق يعني شديدترين محبتي که قلب انسان را احاطه مي‌کند، پس بايد براي عشق کلمه ديگري پيدا کرد تا زن و مرد وجودشان با يک عشق مشترک گرم شود که عالي‌ترين نوع ارتباط اين است؛ هر دو چيزي را دوست داشته باشند که در حد پرستش به آن عشق بورزند. آيا اين دو عيب يکديگر را تا آخر عمر خواهند ديد؟ آيا از هم جدا خواهند شد؟

دومين آفت تصور اشتباه در رابطه عاطفي و عشق قرار دادن اين رابطه، اين است که توقعات زن و مرد از يکديگر زياد شده و زود هم از يکديگر متنفر و حتي بدون دعوا از هم جدا مي‌شوند. با تعابيري چون: رابطه من با تو سرد شده است، براي هم عادي شده‌ايم... چون برايش عادي شده بزرگترين اشتباه را انجام داده است، زيرا او براي هيجاني که با عشق اشتباه گرفته شده، با او ارتباط برقرار کرده است.

وي ادامه داد: در يک ازدواج و رابطه عاطفي متعادل، بين زن و مردي که کمبود محبت ندارند، جايگاه عشق را اشتباهي نگرفته‌اند، انتظار نابجا از عاطفه يکديگر ندارند، ديده مي‌شود كه آن ‌دو چقدر زيبا به همديگر محبت دارند و از اين محبت لذت مي‌برند و مايه آرامش همديگر هستند. زن و مردي که در عين محبتي که به هم دارند نمي‌گويند: يا همه يا هيچ، يا عشق من را تأمين مي‌کني يا از کوچکترين عيب‌هاي تو نمي‌گذرم، يا بي‌عيب هم باشي از تو تنفر پيدا خواهم کرد! اين شيوه آدم‌هايي است که کمبود محبت دارند.

حجت‌الاسلام پناهيان، مخربترين جريان را در رابطه زن و مرد فرهنگ منحط غربي دانست و ادامه داد: ببينيد در غرب چيزي از عشق باقي مانده است؟ چرا در غرب همجنس گرايي بازار پيدا مي‌کند، زندگي سرد و تنها شده، ازدواج و رابطه همسري در حد نياز مادي پايين آمده است. آنها که بيشتر از هر کسي دم از عشق مي‌زدند، پس چرا عشق بينشان رواج پيدا نکرد!
وي تأکيد کرد: بايد پيش از ازدواج، کمبود محبت‌ها را سامان داد، وگرنه با ذره‌اي محبت خيلي داغ مي‌شوي و وقتي تازگي‌اش که از بين برود، يخ مي‌کني که در هر دو صورت ايجاد بحران مي‌کند. زن‌ها در با اين قضيه مسلط‌تر برخورد مي‌کنند. چون در خانه بيشتر محبت مي‌بينند و بايد هم اين طور باشد. رابطه عاطفي بين زن و مرد را بايد معقول نگاه کرد.

شعار برابري زن با مرد، آغاز انحراف
در بعد مادي(جنسي) رابطه بين زن و مرد بايد بدانيم که اين رابطه يک معصيت بزرگ نيست. عده‌اي ابراز کردن نياز جنسي را جرم تلقي مي‌کنند. اسلام به اين نياز مثل نياز به خوردن و آشاميدن نگاه مي‌کند.
 
پناهيان در بخش ديگري از سخنان خود، با بيان جملات بالا درباره نياز جنسي ادامه داد: چرا اصرار مي‌کنم نگاه به نياز جنسي بايد يک نگاه متعادل باشد؟ خوب همان گونه که نتوانستم خود نياز جنسي را کاملا تشريح کنم، نمي‌توانم دليل اين را بگويم که اين نگاه چرا بايد متعادل و معقول باشد. جزييات نياز جنسي آقايان و خانم‌ها در چه مقوله‌اي است؟ چه کسي مديريت مي‌کند؟ مديريت توسط خانم‌ها به چه شکلي است؟ مديريت آقايان به چه شکلي است و بايد درست برخورد شود... بدتر آن است که درباره رابطه عاطفي زياده‌گويي کنيم و آن را آميخته کنيم با معصيتي که نامش نياز جنسي است، نتيجه چه خواهد شد؟ انسان‌ها را گروه گروه بي‌دين مي‌کند. انسان دچار معصيت و گناه‌زدگي خواهد شد.

وي در رابطه بين زن و مرد به عنوان همسر، که الگوي رابطه‌اي است که در بقيه روابط هم قابل رويت است به اختلاف بين زن و مرد اشاره كرد و افزود: وقتي مي‌خواهيد اين رابطه را در مقام ازدواج يا هرگونه رابطه‌اي تعريف کنيد، نخست به اختلاف‌هاي زن و مرد در مقام ارتباط توجه کنيد. به اين اختلاف که توجه شد کليد طلايي دستتان مي‌آيد که با آن در ازدواج و تربيت کودک بسيار موفق خواهيد شد. بالاترين بهره را از ازدواج خواهيد برد و به زيباترين شکل نياز جنسي در اين رابطه برطرف و رابطه عاطفي در آن، تأمين خواهد شد. اين کليد طلايي را با تمام جسارت عرض خواهم کرد؛ كليدي كه فرهنگ غرب، سعي کرده آن را دفن کند و اين همه بدبختي را پديد آورد.

مسلمان‌ها هم گاه، مرعوب فرهنگ غرب، اين اختلاف بين زن و مرد (كليد طلايي) را پنهان مي‌کنند، به بهانه مساوات بين آن ‌دو. ارزش زن و مرد با هم برابر است، اما هر کدام نيازهاي متفاوتي دارند. نياز را پنهان مي‌کنند که بگويند اسلام بين زن و مرد فرقي قايل نيست! نتيجه‌اش اين مي‌شود که بسياري از احکام ديني را نمي‌توانيد تبيين کني. بچه‌ها هم در خانه‌اي که اين کليد طلايي وجود ندارد، بد تربيت مي‌شوند. اين کليد طلايي اگر قفل ارتباط بين زن و مرد را باز نکند، مي‌توان آثارش را در بچه‌ها ديد. اگر اين کليد نباشد، بي‌ديني رواج پيدا مي‌کند و انسان‌ها دچار کمبود محبت مي‌شوند.

حرکت بر مبناي کليد
رابطه بين زن و مرد (ابعاد عرفاني آن را کنار مي‌گذاريم) مگر نبايد نياز عاطفي و مادي را برطرف کند؟ اگر اين کليد نباشد، اين نيازها به خوبي برطرف نخواهد شد. مردها پس از ازدواج، هرزگي و زنها پس از ازدواج (درصورت نجابت) دچار بيماري‌هاي اعصاب و روان خواهند شد. وقتي زن و مرد در قاعده اين کليد طلايي حرکت نکنند، دچار اين مشکلات خواهند شد.
پناهيان اضافه کرد: در بخش نخست اشاره شد که اين رابطه ابعاد عرفاني دارد که بايد به آن فکر کرد. گفتيم دو بعد مادي و عاطفي هم دارد. در بعد مادي (جنسي) مبالغه شده در معصيت تلقي کردن اين نياز. جرأت نمي‌كنم برخي امور را بازگو كنم(!). برطرف کردن نياز جنسي در برخي شرايط و موارد (كه توضيح نمي‌دهم) ثوابي دارد كه در خوردن و آشاميدن نيست. در بعد مادي رابطه زن و مرد نگاه افرطي معصيت‌گونه كه به آن مي‌شود، بايد تعديل شود. در بعد عاطفي نيز افراط و زياده‌روي‌هايي كه ناشي از كمبود محبت است، بايد برطرف شود تا رابطه‌اي معقول شكل گيرد. براي ايجاد اين رابطه معقول بايد به كليد طلايي توجه شود.

فرماندهان حقوقي و فرماندهان عاطفي
حجت‌الاسلام پناهيان ادامه داد: اين كليد در انواع و اقسام ارتباط‌ها كاربرد دارد كه توضيح آن بماند. اما در باب ازدواج و گفت‌وگوي پيش از آن كاربرد فراواني دارد. مرد از زن چه انتظاري و زن از مرد چه انتظاري دارد؟ پاسخ به اين پرسش يكسان نيست. نمي‌توان گفت مرد از زن انتظار دارد كه زن او را دوست داشته باشد و بعد بگوييم زن از مرد انتظار دارد كه او را دوست داشته باشد. اگر بخواهيم دقيق توضيح دهيم، مردان بايد به فطرت خود دقت داشته باشند، خانم‌ها هم همينطور.

زن دوست دارد توسط يك مرد مورد محبت قرار گيرد؛ محبتي كه قلبش به آن مطمئن باشد. نتيجه اين محبت هم چيزي جز نوازش نيست. ولي مرد از زن انتظار دارد مورد اطاعت صميمانه قرار گيرد. در اين‌ صورت، مردي كه فرمانده حقوقي است و زني كه فرمانده عاطفي، در كنار همديگر به تعادل مي‌رسند. مادر به فرزندان بايد بگويد: از پدر خود اطاعت كنيد تا عالي‌ترين تعادل در اين خانواده شكل گيرد. فرزندان بدون تربيت و تعليمات مذهبي خاص، به متعادل‌ترين وضعيت و اوج خلاقيت و شكوفايي مي‌رسند. در مقابل، پدر بايد به بچه‌ها بگويد: به مادر محبت كنيد. پدر بگويد مبادا دل مادر بشكند و مادر بگويد مبادا غرور پدر بشكند. اين‌ها تعابير گوناگون كليد طلايي است.
زن بايد غرور مرد را حفظ كند و مرد عاطفه زن را. گاه زن‌ها در مديريت بسيار هوشمندترند؛ مثل پادشاهان قديم كه وزير هوشمندشان به خوبي مي‌دانست چطور اقتدار پادشاه را حفظ و او را مديريت مي‌كنند. زن زيرك؛ زني است كه اگر خواست مردش را اداره كند، او را در موقعيتي از سلطنت قرار دهد.

زن ريحانه‌اي است كه نبايد دلش را شكست
پناهيان دو حالت طبيعي در رابطه بين زن و مرد قائيل شد و ادامه داد: زن دو نقش را براي مرد بازي مي‌كند، مرد هم دو نقش براي زن؛ اين‌ها تعابيري از همان كليد طلايي است. زن در ارتباطش با مرد، گاهي حكم مادر اين پسر را دارد و گاه حكم دختر اين پدر. هم در رابطه همسري هم در رابطه‌هاي آزاد. اگر غير اين دو باشد، از طبيعت خود خارج و دچار بحران هستند و از زندگي لذت نمي‌برند.
گاه زن دوست دارد مثل مادر، نوازشگر مردي باشد كه حتي از خودش مسنتر است. بسياري از اوقات ديده شده دختري بيشتر از آنكه تشنه محبت پسري باشد، به خاطر دل‌رحمي با او ارتباط برقرار كرده،‌ تقاضاي محبت پسر را ديده و حس مادري و زنانه‌اش جوشيده است ( اين‌كه در محدوده شرع اين عمل فساد است يا نه، بحث ديگري است). البته مردها نبايد رندي كرده و از حس مادري دخترها سوءاستفاده كنند!

پناهيان در همين زمينه افزود: گاه هم همين زن دوست دارد براي مرد دختري باشد و او را جاي پدر خود ببيند؛ پدري كه دختر را مورد نوازش و محبت خود قرار مي‌دهد. اصلا رابطه زن و مرد را نمي‌توان مساوي تلقي كرد! برعكس اين رابطه براي مرد صادق است. گاه مرد دوست دارد مانند پدري كه دختر را اداره مي‌كند فرمان دهد و گاهي مثل پسري تمناي محبت و نوازش از مادر را دارد.
وي تصريح کرد: پدر و پسر هر دو بايد غرورشان حفظ شود. هيچ مادري حق ندارد طوري به پسرش محبت كند كه غرورش شكسته شود و هيچ پدري حق ندارد دل دختر خود را بشكند. پيامبر اكرم(ص) سفارش فرمودند: به دختران خود بيش از پسران محبت كنيد. زن نياز به اين عاطفه دارد.

فلسفه بسياري از احكام جاري بين زن و مرد كه در آن تبعيض مي‌بينيد، همين قاعده است: زن از مرد عاطفه مي‌خواهد و مرد از زن اطاعت. اين رابطه قطع شده است و زن و مرد به صورت مساوي به هم علاقه دارند! رابطه بسيار شكننده، گيج كننده و دروغي. در سريال‌ها هم به وفور ديده مي‌شود كه زني جلوي ميليون‌ها بيننده غرور مردي را مي‌شكند. دعواي نمكي بين زن و مرد اصلا بد نيست، اما رسانه بايد دعواهاي زيبا نشان دهد. دل زن نبايد شكسته شود، غرور مرد همين‌طور. حكم مو و شانه را دارد. شانه سخت است و مو نرم، اما شانه شيارهايي دارد كه تعامل بين شانه و مو را هنگام شانه كردن برقرار مي‌كند. كليد طلايي اين است كه مرد در مقام مرد بودن بداند زن از او چه مي‌خواهد، زن در مقام زن بودن هم همين‌طور.

بنا بر اين گزارش، پناهيان خطاب به زن‌ها گفت: خانم‌ها بدانند راهي كه مردها به زن‌ها ظلم نكنند، اين نيست كه به او بگويند رئيس نباش، به آن‌ها بگويند رئيس باش و وقتي او خود را در موقعيت رياست ديد ظلم نخواهد كرد، وگرنه اگر مرد رئيس زن نباشد و ذليل او باشد، نه تنها ظلم خواهد كرد، بلكه خيانت هم مي‌كند. چاره اينكه زني حق خود را از مردي بگيرد (عاطفه و دل او را) اين نيست كه زن بر مرد سيطره داشته باشد. نمي‌گويم رئيس زن باشد يا مرد. يك نوع رياست براي زن است و يك نوع ديگر براي مرد. رياست حقوقي كه كارش با فرماندهي و اطاعت سامان پيدا مي‌كند براي مرد، و رياست عاطفي كه مرد بايد تمام عمر مواظب باشد كه مبادا دل همسر خود را بشكند را به زن.

وي افزود: مرد نبايد بنشيند با زن مذاكره كند، بايد ببيند از چه چيز دلش مي‌شكند و از آن پرهيز كند. نبايد از گل نازكتر به زن گفت و او را ريحانه‌اي تلقي كرد كه بايد لطافت‌ روحي او حفظ شود، در عين حال زن غيرت و محكمي مرد را هم مي‌خواهد. اميدوارم از كليد طلايي رابطه زن و مرد (توجه به اختلافات بين اين دو) بهره برده و البته از آن سوءاستفاده نكنيد.

حجت‌الاسلام عليرضا پناهيان در پايان سخنان خود، زن‌ها را از اطاعت‌هاي بي چون و چرا و نابجا نهي و تصريح كرد: توجه خانم‌ها را به سودجويي در جامعه جلب مي‌كنم كه تنها يك شيرمرد ـ مقام معظم رهبري ـ به آن اعتراض كرد؛ آنه م منشي شدن زن‌ها در ادارات است. با اين تفكر كه زن اطاعت‌پذير است. زن يك اطاعت‌هايي (نه اطاعت مطلق) را دوست دارد از مرد داشته باشد و از اين طريق ارضا مي‌شود، اما همين زن كه استعداد بعضي اطاعت‌ها را راحت‌تر دارد، در ادارات مورد سودجويي قرار گرفته و وقتي به خانه مي‌رود به او مي‌گويند: از مرد خود اطاعت نكن! پررو مي‌شود.
بازگشت به ابتدای صفحه
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 0
در انتظار بررسی: 0
انتشار یافته: 2
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
07:29 - 1387/02/29
0
0
عشق از ماده ع ش ق( هرسه با فتحه)به معنی نیلوفر که با پیچش وپیچیدن دورساقه ای رشد ونمومی کند است بنابراین در مقام عرفانی یا مادی انتخاب با مسمایی است
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
07:52 - 1387/02/29
0
0
بسيار مطالب ارزشمندي رو بيان كردند
نام:
ایمیل:
* نظر: