حضور دنیل توماس پاتس، باستانشناسی که در سال 1990 کتابی با عنوان مجعول «خلیج ع[...] در عهد باستان» چاپ کرد، در گردهمایی سالانه باستانشناسی ایران تعجب و اعتراض ایرانیان را برانگیخت.
کد خبر: ۴۸۱۴۰۶
تاریخ: ۱۶ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۹:۲۶
حضور دنیل توماس پاتس، باستانشناسی که در سال 1990 کتابی با عنوان مجعول «خلیج ع[...] در عهد باستان» چاپ کرد، در گردهمایی سالانه باستانشناسی ایران تعجب و اعتراض ایرانیان را برانگیخت. او در کتاب دو جلدی خود به طور مفصل درباره باستانشناسی خلیج فارس نوشته بود، اما در تمام متن نام جعلی این دریا را به کار برد. پاتس در گفتوگوی اخیرش گفته «اگر مردم ایران از من ناراحت هستند، اظهار تاسف میکنم و از آنها عذر میخواهم» اما به ایرانیان توصیه کرده که «نباید اینقدر تعصب داشته باشند.»
قانون درباره این موضوع و زوایای گوناگون آن، با دکتر مجید تفرشی، استاد تاریخ و سندپژوه مقیم لندن، که بیش از ۲۰ سال از عمر خود را در مجامع گوناگون علمی و آکادمیک جهان حضور داشته و درباره مسئله خلیج فارس نیز پژوهشها و فعالیتهای پرشماری داشته است گفتوگو کرده است.
برخی از باستانشناسان همایش را به دلیل حضور پاتس تحریم کردند و برخی دیگر موضعی نگرفتند. هر باستانشناسی به عنوان یک شهروند در موضعگیری آزاد بوده است اما آیا مسئولان برگزار کننده مراسم، به لحاظ منافع ملی نباید موضع خاصی میگرفتند یا اقدامی میکردند؟
- من به طور کلی، با این موضوع که گاهی به بهانه حفظ منافع ملی با آزادیهای آکادمیک برخورد شود مخالفم و در این موضوع تردیدی ندارم و به شدت هم مدافع آزادیهای آکادمیک هستم. ولی در همه جای دنیا وقتی که پای منافع ملی در میان باشد مسائل دیگر تحتالشعاع قرار میگیرد. چند سال پیش در یک کنفرانسی در مرکز اسلامی دانشگاه آکسفورد، سِر ریچارد دالتون را دیدم که در دهه ۱۹۹۰ سفیر بریتانیا در ایران بود. آقای دالتون درباره مسئله حقوق بشر در خاورمیانه سخنرانی میکرد و اشاراتی هم به ایران داشت و مطالبی هم مطرح کرد که برخی از آن مورد قبول من بود و برخی هم نبود که وارد آن نمیشوم. آنجا در بحث پایانی سخنرانی، من به ایشان سندی ارائه کردم که نشان میداد دولت بریتانیا در اواسط دهه 1970 میلادی، دستورالعمل داده بودند به نماینده بریتانیا در سازمان ملل که باوجود کارنامه غیرقابل دفاع حقوق بشری حکومت محمد رضا شاه، رأی منفی و حتی ممتنع به کارنامه حقوق بشری ایران ندهند، چون اینچنین رأیی متحد راهبردی بریتانیا را آزرده میکرد و بر روابط دوجانبه تاثیر منفی میگذاشت. پاسخ آقای دالتون برای من بسیار جالب بود. او گفت که برای دولت ملکه بریتانیا، مسئله حقوق بشر مسئلهای بنیادین است و همیشه برای ما اولویت دارد تا جایی که با منافع ملی بریتانیا مغایرت پیدا نکند. اما اگر مسئله حقوق بشر در کشورهای دیگر با منافع ملی ما مغایرت پیدا کند آن وقت به انتهای فهرست خرید و علایق بریتانیا سقوط خواهد کرد. این عین عبارت ریچارد دالتون بود. حتی اگر فرض کنیم که این فرد خدمات علمی هم کرده است، به نظر من منافع ملی حکم میکند که با او برخورد شود یا از او استقبال نشود و مورد تکریم قرار نگیرد که البته در این مورد حتی شرافت آکادمیک هم رعایت نشده است. به هر حال من مجبورم که جمله معروف لرد پالمرستون صدر اعظم بریتانیا در دوران ملکه ویکتوریا را تکرار کنم که میگوید بریتانیا نه دوستان ابدی دارد و نه دشمنان ابدی؛ چیزی که برای ما ابدی است منافع ملی ماست.
در مجامع آکادمیک و همایشهای این چنینی در کشورهای غربی چگونه تصمیمگیری میشود؟ اصولاً موضع غربیها در این مورد چیست؟
- جاهایی هست مثل دریای مانش یا دریای شمال که روی اسمش بین فرانسویها و بریتانیاییها اختلاف نظر هست، ولی در این اختلاف نامگذاری مسئله خطر برای تمامیت ارضی برای هیچکدام از آن دو کشور وجود ندارد. از اول دو تا اسم داشته و هر کشوری هم اسم خودش را به کار میبرده است و میبرد. اما جاهایی هم هست که اسم خاصی دارد و این اسم تاریخی است، بار عاطفی دارد، نیت سیاسی و غرض راهبردی پشت آن است و بر سر به کار بردن نام صحیح، تاریخی، رسمی و واقعی آن دعوای بینالمللی وجود داشته و دارد. مثلاً در برخی مناطق آمریکای لاتین یا حتی در خود کشورهای عربی. آنجا بحث منافع ملی و تمامیت ارضی در میان است. در اینجا حساسیتها خیلی بالاست و به نظر من در همه کشورها، نه تنها حکومت بلکه در درجه مهمتر، رسانهها و افکار عمومی، اجازه نمیدهد منافع ملی و تمامیت ارضی تحت هیچ شرایطی تحتالشعاع هیچ چیزی قرار بگیرد. این یک وجه قضیه است.
مسئله دوم بحث شرافت آکادمیک است. در کشورهای غربی در برخورد با واقعیات تاریخی هیچ وقت یک محقق جدی و حرفهای و شرافتمند بر اساس قرارداد و پولی که از فرد، موسسه یا دولتی دریافت میکند به خود اجازه نمیدهد که واقعیتهای تاریخی را قلب یا تحریف کند. بر اساس تجربه بیست و چند ساله خودم در خارج از کشور عرض میکنم که ما چند جور برخورد با موضوع خلیج فارس داریم. محققانی هستند که با پافشاری علمی و وجدان آکادمیک از کلمه خلیجفارس استفاده میکنند و تحت هیچ شرایطی هم حاضر نیستند از این موضوع کوتاه بیایند و به همین دلیل هم ممکن است کشورهای عربی بایکوتشان کنند. از سوی دیگر، محققانی هم هستند که میگویند ما وارد این دعوا نمیشویم و در کشورهایی که مشکلی ندارند خلیج فارس میگوییم و در کشورهای عربی دست بالا «خلیج» میگوییم و اگر شرایط بسیار خاصی باشد ممکن است به خاطر آنها خلیج ع[...] به کار ببریم. اما این هم خیلی ناچیز است و۹۹ درصد افراد در بدترین حالت در کشورهای عربی هم «خلیج» میگویند.
عمدتا با خود عربها هم که صحبت میکنیم، چه با سیاستمدارانشان و چه فرهیختگان و تحصیلکردههایشان، هیچکدام نمیگویند نام تاریخی این منطقه از قدیم خلیج فارس نبوده است و اصولاً شما کسی را پیدا نمیکنید که چنین چیزی را بگوید.
سالها قبل آقای فیصل بن سلمان بن عبدالعزیز در دانشگاه آکسفورد دانشجوی رشته مطالعات تاریخ و شرق شناسی بود و من در چند نوبت با او صحبت کردم. او الان دکترایش را درباره روابط ایران و سعودی گرفته و کتابش را هم منتشر کرده است. میدانید که او فرزند پادشاه جدید سعودی، یکی از مهمترین استراتژیستهای کشورش و ضمنا حاکم مدینه است. خود او میگفت که نام تاریخی و واقعی و قانونی، خلیج فارس بوده و از جهت آکادمیک شما درست میگویید ولی منافع ما حکم میکند که برای یافتن یک محور وحدت در بین اعراب نامتحد، این تحریف را آگاهانه انجام داده و نام اینجا را به سوی خودمان برگردانیم. ما میگوییم خلیج ع[...] و شما هم بگویید خلیجفارس. هیچ دعوایی هم با شما نداریم اما دوست داریم اسمش را عوض کنیم و نام مورد علاقه خودمان را بگوییم.
ولی وقتی یک آکادمیسین غربی اصرار دارد که در نوشتههایش به طور صریح، مستمر و منظم از عنوان خلیج ع[...] اسم ببرد، این فرد یا کسی است که عناد سیاسی و تاریخی با ایران دارد یا حقوق بگیر و قلم به مزد است. چنین آدمی بر اساس قاعده کاسبکارانه و سودمحور
«money talks» (پول تعیین کننده است) شرافت علمی خود را تماما به پولی که میگیرد واگذار میکند. من آدمهایی میشناسم که با پول کشور های عربی کارهای پژوهشی قوی و گسترده دارند و حقوقهای هنگفت گرفتهاند و یک نمونهاش آقای دکتر ریچارد اسکوفیلد، استاد دانشگاه کینگزکالج است که درباره جزایر سه گانه کتاب نوشته و حتی در کشورهای عربی که به او پول میدهند هم «خلیج» میگوید و «خلیج ع[…]» را معمولا به کار نمیبرد. اما کسی که اصرار به کاربرد خلیج ع[...] دارد یک معجونی است از فروختن شرافت آکادمیک و سوء نیت شخصی و چنین شخصی به نظر من ارزش و اعتبار آکادمیک نیز ندارد.
با این حال برخی باستانشناسان ایرانی معتقدند و چنین هم گفتهاند که باید مجموع کارهای ایشان را ببینیم و ایشان زحمت کشیده و پژوهشهای ارزشمندی درباره تاریخ ایران انجام داده و در آنها هم «پرشین گالف» نوشته است. به اعتقاد آنان این موضوع نباید باعث شود ما ارزش کارهای دیگر ایشان را نادیده بگیریم.
- آیا ایشان مجبور است نام خلیج ع[...] به کار ببرد؟ تا جایی که من میدانم پژوهشهای مستقلی که اعراب پولش را میدهند و از آن حمایت میکنند هیچکدام موظف به کاربرد نام خلیج ع[...] نیستند. نهایتاً مینویسند «خلیج.» آنهایی که موظف به کاربرد نام خلیج ع[...] هستند کسانی هستند که کاملاً تحتالحمایه و تحت سلطه پژوهشی کشورهای عربی هستند. در این مورد خاص من مطمئنم که کارهای ایشان بخشی از یک پروژه درازمدت و گسترده است برای دو هدف: یکم، ایران زدایی از خلیج فارس و دوم، ساخت و شکل دادن و جعل هویت و سابقه تاریخی و فرهنگی برای دولتهای تازه تاسیس حاشیه جنوبی خلیج فارس بدون توجه به وابستگی و پیوستگی و ارتباط دیرینه، منظم و مستمر این مناطق با ایران بزرگ و انکار هویت ایرانی منطقه. این یک پروژه دامنهدار و گسترده است. این کشورها عمدتا کمتر از پنجاه سال عمر دارند و نیاز به تاریخ و هویت دارند و بخشی از این هویت به باستانشناسی بر میگردد که بگوید اینجا تمدنهایی وجود داشته است و به افکار عمومی و بینالمللی دنیا ثابت کند که این تمدنها عربی بودهاند و ربطی به ایران نداشتهاند. برای این کار به تأکید و تکرار نام خلیج ع[...] نیاز است.
نکته دیگری که برخی مطرح کردهاند این است که از این باستانشناس تعهد گرفتهایم که دیگر این عنوان مجعول را به کار نبرد و قول هم داده است که کتابی مثل قبلی بنویسد اما این بار با عنوان درست باستانشناسی خلیج فارس.
- این که شما از آدمی تعهد بگیرید که ارتباطات و سابقه کارش با کشورهای عربی را میدانید و خود به هویت مالیاش در آنجا معترف باشد، دیگر قول مردانهای که به شما بدهد که من وجدانا دیگر این کار را نمیکنم هم به نظر من دو تا تعریف بیشتر نخواهد داشت: یا این آدم کلاهبردار است و شما را سرکار گذاشته و دروغ گفته است یا اینکه میخواهد این موضوع را بهانه کند برای فعالیتهای علمی و آکادمیک باستانشناسی در ایران و در واقع برای سوء استفادههای بعدی. پولی بگیرد و قراردادی ببندد و همان کاری که با عربها کرده را با ما هم بکند. در هر دو صورت در این مسئله نشانی از شرافت علمی و آکادمیک وجود ندارد.
به نظر شما در مقابل آن برنامه درازمدت و گسترده ما چه باید بکنیم؟ ما در خلیجفارس بندری مثل سیراف را داریم که سابقه دریانوردی بین قارهای هزار ساله دارد و جزو کهنترین بنادر جهان است اما الان برخی سایتهای تاریخی آن در ساعاتی از روز نگهبان هم ندارد یا حتی تابلویی درباره آنها وجود ندارد. آیا این که ما اینها را به جهان بشناسانیم، چه در قالب گردشگری و چه در قالب مقالات علمی و آکادمیک، به نوعی دیپلماسی عمومی منجر نخواهد شد که جایگاه ما را در این کشمکش تحکیم کند؟
-بدون تردید. شما در سؤالتان آنقدر دقیق گفتید که نیازی نیست من در این باره توضیح بیشتری بدهم. اما بگذارید یک نکته پایانی به شما بگویم. اینکه ایرانیها، در مسئله هویت ایرانی خلیج فارس و نام آن حساسیت دارند خیلی امر خوب و مثبتی است اما به اندازه لازم و کافی خوب نیست. همه این موارد و امثال آن بر میگردد به نداشتن اتاق فکر، گروههای لابی، اندیشکدههای مهم و جدی حاضر و تاثیرگذار در دیگر نقاط جهان و یک سری کارهای راهبردی در راستای منافع ملی ایران در غرب. تا زمانی که ما تعریف مشخصی از منافع ملیمان بین مقامات سیاسی و آکادمیک نداشته باشیم و غیرت ملی ما مانع آن نشود که چنین آدمهایی به عرصه علمی ایران بیایند و تا زمانی که در عرصه فعالیتهای فرهنگی و سیاسی و آکادمیک غربی از مدافعان و دوستان ایران دفاع نکنیم و تقویتشان نکنیم، از این مصیبتها کم نخواهیم داشت. در بحث احقاق حقوق، ما باید ده برابر و صد برابر بیش از عربهایی که دروغ میگویند، در مسئله خلیج فارس تلاش کنیم. این چند وجه دارد: هم کار سیاسی و لابی سیاسی میخواهد، هم کار فرهنگی میخواهد، هم ارتباط و تعاملات بینالمللی میخواهد و هم معرفی داشتهها و دانستههایمان از هویت و پیشینه تمدنی خودمان در مناطق مختلف بهخصوص خلیج فارس را میخواهد.
تا زمانی که ما این همت را نداشته باشیم دشمنان ما این کار را خواهند کرد و مثل ما به امید این نمینشینند که «مردم همه دنیا میدانند که خلیج فارس از آن ماست و مجبورند از حق ما دفاع کنند.» هیچکس مجبور نیست از حق ما دفاع کند. پول خرج میکنند و جعل هویت میکنند و به ریش ما هم میخندند. الان بهانه خوبی هم هست برای طرح یک موضوع دیگر و آن اینکه ما به دولت تدبیر و امید امیدواریم و به تدبیرش هم تا حدی اعتقاد داریم ولی برای اولین بار است که میشنویم که هیچ برنامه جدی برای برگزاری برنامههای مختلف گردهمایی و کنفرانس روز خلیج فارس در اردیبهشت ماه سال آینده وجود ندارد. من همیشه، به خصوص در طول مدت دولتهای نهم و دهم، در مسئله نحوه برخورد علمی و فرهنگی با موضوع خلیج فارس اعتراض میکردم که این جشنها و کنفرانسها و نمایشگاههای نیمبند ظاهری را باید عمیقتر کرد اما حالا باید خواهش کنم همان برنامههای نیمبند را لطفاً ادامه بدهید و قطعش نکنید.