در فضاي کنوني ورزش کشور، چندان دور از ذهن نبود که انتخاب سرمربي تيم ملي فوتبال، همچون انتخابات اين فدراسيون، به حالتي فرسايشي مبدل شود و در نهايت گزينهاي خارج از اعلانات رسمي فدراسيون فوتبال، هدايت نيمکت تيم ملي کشورمان را بر عهده بگيرد. گزينهاي که در بدو ورود به تيم فوتبال ملي، همچون هنگامه حضور کلمنته در ايران، مورد حمايت قاطع رسانهها قرار گرفت و نگين انگشتري فوتبال ايران خوانده شد و نقادين حايز صراحت قلم نيز براي پيشگيري از متهم شدن به تخريب سرمربي تيم ملي، تنها بخشي از آنچه بايد بيان ميشد را مرقوم کردند تا همچنان فضاي رسانههاي ورزشي سياه و سفيد باقي بماند.
سکاندار تيم ملي فوتبال در چنين اوضاعي يا قهرمان است و يا خيانتکار، چرا که ميانه اين دو رويکرد براي بسياري از قلمبهدستان حوزه ورزش تعريف نشده و هنوز تصويري از انسانهاي خاکستري در ذهنها قابل ترسيم نيست.
علي دايي يک روز بزرگترين عامل زمين خوردن فوتبال ملي ميشود و حتي براي دورهاي، ميان نيمکتنشينان تيم ملي نيز جاي نميگيرد و دورهاي ديگر برابر با يک اسطوره جهاني مربيگري، هدايت فوتبال ملي را برعهده ميگيرد و در اين اوضاع بازيکنان ملي پوش، مربيان و به طور خاص بلاشغلها، پيشکسوتان و در برخي موارد کارشناسان از دايي بت ميسازند تا بدين ترتيب حمايت بدون چون و چرا از سرمربي جوان حکم وظيفه را داشته باشد.
اما همانگونه که انتظار ميرفت، با عدم کسب نتيجه مقابل تيم ضعيف بحرين و تساوي دو بر دو ملي پوشان ايران برابر تيم ملي فوتبال کويت، به نظر ميرسد فضاي مستطيل سبز به آن سو ميرود که دايي يک بار ديگر در معرض شديدترين نقدها قرار گيرد و حاشيه، دامان تيم ملي را سخت بفشارد.
در اين فضا نقدي منصفانه که در برگيرنده نقاط ضعف و قوت تفکرات و تصميمات شهريار فوتبال ايران باشد، به مثابه «خير الامور اوسطها» است. از اين رو فرصت را مغتنم شمرده و پيش از آتش تهيهاي که دير يا زود براي مقلوع ساختن دايي از مسئوليت کنوني اش در سطح رسانهها و ساير حوزهها خرج خواهد شد، فرصتها و تهديدهاي پيش روي نيمکت تيم ملي فوتبال مدلل مورد بررسي قرار گرفت و با اين صرير، نيم نگاهي به راههاي بهره برداري از ظرفيتها و تبديل يا تعديل تهديدها به فرصتها همراه شده است.
نماي خارجي فوتبال ايران فارغ از دانش آکادميک
ابتدا بايد به بررسي سوابق و شخصيت حرفهاي علي دايي پرداخت. او فوتبال را از تيم استقلال اردبيل آغاز کرد و پس از آن به ترتيب پيراهن تيمهاي تاکسيراني، بانک تجارت، پرسپوليس، السد قطر، آرمينا بيله فلد، بايرن مونيخ، هرتابرلين، الشباب امارات، پرسپوليس، صبا باتري و سايپا را بر تن کرد. دايي در سطح ملي نخستين بازي رسمي خود را در رقابتهاي مقدماتي جام جهاني 1994 آمريکا مقابل عمان تجربه کرد و پس از آن با رکوردي نزديک به 150 بازي ملي و به ثمر رساندن 109 گل، عناوين برترين گلزن ديدارهاي ملي، برترين بازيکن گلزن آسيا، قهرماني در ليگ آلمان، نايب قهرماني جام قهرمانان اروپا، قهرماني در ليگ و جام حذفي ايران به انضمام عضويت در باشگاه صد گلههاي جهان و عضويت در کميته فني فدراسيون جهاني فوتبال را در ويترين افتخاراتش گردآوري کرده است.
اين افتخارات، نشان از شايستگيهاي غيرقابلانکار دايي به عنوان يکي از بازيکنان تراز اول جهان دارد و بر اين مبنا شايد برگزيدن نماي خارجي فوتبال ايران براي سکانداري فوتبال ملي را بتوان با کاري که در آلمان با «کلينزمن»، در ايتاليا با «دونادوني» و در هلند با «فان باستن» تجربه شده، مقايسه کرد. علي دايي با وجود سوابقي كه بدان اشاره شد، فاقد مدرک مربيگري بينالمللي به عنوان دانش آکادميک هر مربي ميباشد و قطعاً منشأ انحاء هدايت تيم ملي ايران توسط او، بيشتر به تجربياتش در طول يک دهه اخير باز ميگردد. البته بايد اشاره داشت نمونههاي خارجي همچون دونادوني نيز بدون مدرک مربيگري اين مسئوليت را پذيرفتهاند، اما در اينجا اين مسئله مطرح ميشود که آيا اين بيان نمونههاي خارجي موفق ميتواند عدم گذراندن دورههاي آکادميک را براي مرد شماره يک نيمکت تيم ملي فوتبال توجيه کند؟ او ميبايست در حاشيه هدايت تيم ملي، با دانش روز مربيگري آشنايي کامل يابد و تعاملاتش را با مربيان موفق جهان با هدف بهرهبرداري از تجربياتشان، مرتب افزايش دهد.
از ديگر ويژگيهاي دايي عدم برخورداري از روابط آنچناني با پورسانت گيرها، دلالها و واسطههاست و حداقل فايدهاي که حضور او در تيم ملي دارد، اين است که ديگر در لابي هتل محل اقامت مليپوشان فوتبال، شاهد مراودات سرمربي تيم ملي با اين قبيل اشخاص نخواهيم بود و انتظار ميرود با آمدن او به راس تيم ملي، بازيکنان با نظر مستقيم سرمربي انتخاب شوند، نه توصيه يا مراودات معمول با واسطهها. همچنين او جزو معدود اشخاص داراي صراحت لهجه در فوتبال کشورمان است و بازيکنان با مردي تمرين ميکنند که رودررو مشکلاتش را بيان ميکند. شايد همين موضوع که عدم پيچيدگي دايي را به اثبات ميرساند، موجبات قابل پيش بيني بودن تصميمات و عکسالعملهايش را فراهم ساخته است.
از آستانه تحمل تا برخوردهاي چکشي
اگرچه برخي مدعي هستند علي دايي پس از پذيرش نقش سرمربي تيم سايپا و پس از آن تيم ملي به کلي متحول شده و برخي رفتارهاي گذشتهاش را به فراموشي سپرده است، اما برخي برخوردها و اظهارنظرهاي اين سرمربي جوان در ايام پاياني سال 86 ثابت مينمايد او بايد هنوز در برخي موارد به صورت جدي تجديدنظر کند. آستانه صبر و تحمل دايي پايين است و اين امر مدتهاست آشکار شده است. دايي در پاسخ به گفت و گوي مهدوي کيا با يکي از رسانهها پيرامون عدم تماس فدراسيون با او در اظهارنظري تند عنوان داشت: قرار نيست با تک تک بازيکنان تماس بگيرم، مگر آن زمان که من دعوت نشدم، کسي با من تماس گرفت؟! البته اين اظهارنظر دايي ناقض حرفهاي گذشتههاي نه چندان دورش است که توقع داشت فدراسيون فوتبال جوياي احوال لژيونرهاي ايران که يکي از آنها خودش بود، باشد و اين امر نشان ميدهد دايي در برخي لحظات، حتي مسائلي خلاف تفکراتش بيان ميکند. او به دليل همين آستانه پايين نتوانسته با خبرنگاران نيز رابطهاي دوستانه و مسالمتآميز برقرار کند و برخي موارد اين مواجهه به برخوردهاي چکشي منتهي شده، کما اينكه در پاسخ به گفتههاي مجري برنامه 90 چندين بار الفاظ تندي را نثار اين مجري کرد.
دايي اكنون كه هدايت تيم ملي را در اختيار گرفته، بايد آستانه تحملش را ارتقاء ببخشد و حتي برابر نقدهاي غيرمنصفانه و رفتارهاي غير منطقي با سعه صدر برخورد کند و بدين شکل پاسخگوي انتظاراتي باشد که در موقعيت تازه او دو چندان شده است. دايي ميبايست فرابگيرد که حتي تماسهاي بدترين دشمنانش را بي پاسخ نگذارد و با آرامش بدون آنکه کاسه صبرش لبالب شود، پاسخگوي آنها به عنوان سرمربي تيم ملي فوتبال باشد و اجازه ندهد به واسطه کلامي که ادا ميکند، فوتبال ملي به صعوبتي گرفتار شود.
هدايت تيم ملي، شغل دوم شهريار و دستيارانش!
مشکل ديگر کادر فني تيم ملي که تنها متوجه علي دايي نمي شود، حضور سرمربي و دستياران يا مربيان زيرمجموعه اش بر روي نيمکت يکي از تيمهاي ليگ فوتبال است. به عبارت ساده تر هدايت تيم ملي شغل دوم شهريار فوتبال ايران و دستيارانش تلقي ميشود. برخي شواهد و قرائن نشان ميدهد علي دايي که پيش از گرفتن حکم سرمربيگري تيم ملي هدايت سايپا را برعهده داشت، قصد ندارد افتخار حضور در ليگ قهرمانان آسيا را با خودروسازان از دست دهد و تا پايان اين رقابتها دوشغله باقي خواهد ماند. محمد احمدزاده سرمربي ملوان بندرانزلي که استعفايش در زمان ورود به اردوي تيم ملي پذيرفته نشد، نخستين دستيار دايي است که با دوشغل اوقاتش را حداقل تا پايان فصل دنبال ميکند و بهزاد غلامپور دروازه بان سابق تيم ملي و مربي فعلي دروازه بانان تيم ملي در باشگاه سرخپوشان مشغول است.
آنچه مسلم است، اگر دوشغله بودن مربيان تيم ملي از پروازي بودن آنها بدتر نباشد، بهتر نيست چرا که مربي پروازي حضور فيزيکي در کنار تيم ملي ندارد ولي مربي دوشغله حضور ذهني کنار تيمش ندارد و دوپارگي ذهني به مثابه عاملي بازدارنده براي طراحي دو استراتژي مستقل براي پيروزي تيم باشگاهي و تيم ملي روبرو است. از اين رو ضروري است، کادر تيم ملي فوتبال ظرفيت فکري شان را در يکي از دو جبهه متمرکز کنند و با پايبندي به قواعد و اصول حرفهاي گري، ارزش و اصالت تلاشهاي خويش را محفوظ دارند. آنچه مسلم است با تمرکز رسانهها بر روي اين مسئله، مربيان تيم ملي مجبور به انتخاب يکي از دو نيمکت خواهند شد، اما ضرورت آن است كه سرعت عمل در اين ارتباط مدنظر قرار گيرد و کادر فني پيش از وقوع برخوردهاي ايجابي، تصميم نهايي را اعلام نمايد.
فوتبال ملي و برنامهمحوري
هنوز فراموش نکردهايم علي دايي پس از انتخاب به عنوان سکاندار فوتبال ملي، در گفتوگو با برنامه 90 پيرامون عدم ارائه برنامه براي هدايت تيم ملي به فدراسيون کشورمان، از زندگي در ايران سخن به ميان آورد و به نحوي الفاظ را گردهم آورد که تصور شد در سطح ورزش کشور برنامه محوري کوچک ترين معنا و مفهومي ندارد و تنها در شعار خلاصه ميشود و با چنين طرز بياني اين ذهنيت را پررنگ تر نمود که فوتبال ملي فارغ از برنامه محوري پيش ميرود . او ملزم به تجديدنظر پيرامون برنامه محوري است، چرا که چنانچه حداکثر تلاش براي دستيابي به يک هدف بزرگ به کار گرفته شود، اما خط مشي لازم جهت رسيدن به هدف مدنظر تبيين نشود، جز بيهودگي ارمغاني به کف نخواهد آمد.
تبديل جاده دوطرفه تيم ملي و باشگاهها به خط ويژه با مجادله!
تمامي بازيکنان تيم ملي فوتبال، پيش از آنکه اردونشين شوند، در باشگاههاي متبوعشان توپ ميزنند و تابع دستورات آن باشگاه عمل ميکنند چرا که درآمدشان براساس قراردادي که با باشگاه دارند تامين ميشود و حضورشان در ترکيب تيم ملي، جز افتخار، حاصلي براي گذران ايام به همراه نخواهد داشت. از اين لحاظ در صورتي که قرار باشد بازيکنان فوتبال ميان تيم ملي و باشگاهشان ملزم به انتخاب يک گزينه باشند، به اتفاق راهي تمرينات تيم باشگاهي شان خواهند شد. اين موضوعي است که همه چيز را براي باشگاهها و ملي پوشان بغرنج کرده و تشنج را به ارمغان ميآورد. در اين اوضاع اگر چه باشگاهها ملزم هستند بازيکنانشان را براي اردوهاي تيم ملي در اختيار فدراسيون فوتبال قرار دهند، اما در صورت عدم رضايت باشگاهها از اين امر و موافقت اجباري با اين مسئله، اين بازيکنان هستند که براي حفظ جايگاهشان در تيم باشگاهي شان، از موقعيت مليشان ميگذرند.
علي دايي در موضع گيريهاي ابتدايي اش پيرامون اين موضوع با ادبياتي تاکيدي اين نکته را يادآور شد بازيکناني که تيم ملي براي آنها ارجحيت داشته باشد مورد بيشتر مورد توجه واقع ميشوند و به نوعي به استقبال تقابل با باشگاهها رفت. او در ادامه رسماً اعلام کرد استقلال تهران در ديدارهاي حساس ليگ فوتبال بدون جباري و صادقي، دو بازيکن موثر آبيپوشان بازي ميکند. اگر رفتار دايي در خصوص بازيکنان ساير باشگاهها نيز تکرار شود، دور از ذهن نيست باشگاهها بازيکنانشان را تحت فشار بگذارند تا قيد تيم ملي را بزنند و با اين روش به مقابله با دايي بپردازند که در اين موقعيت فوتبال در حيطه ملي بيش از حوزه باشگاهي متضرر ميشود.
بدون شک دايي ميبايست به رسم تمامي مربيان تيمهاي ملي، تعاملي پايدار را با باشگاهها برقرار نمايد و رويه مجادله برانگيز در اين مورد، زمينه ساز تبديل جاده دوطرفه تيم ملي و باشگاهها به خط ويژه براي تيم ملي نشود، چرا که باشگاها در اين خط ويژه آنقدر سرعت گير خواهند گذاشت که اين يکسويهنگري بازدهي به همراه نداشته باشد!
جوانگرايي بهانه محذوف ماندن بزرگان تيم ملي
دايي در حالي براي برخي چهرههاي با سابفه تيم ملي فوتبال به بهانه جوانگرايي جايي در ليست سي نفره در نظر نگرفته که خود در دوراني با 35 سال سن بازيکن بود و نهايتاً جو مسموم فوتبال ايران نسبت به او، زمينه ساز خداحافظي اش از مستطيل سبز شد. البته «فابيو کاپلو» نيز از فوتباليستهاي توانمندي همچون ديويد بکام عبور ميکند و به اين موضوع نميتوان ايراد گرفت چرا که مربي حق انتخاب دارد و بايد به تفکراتش احترام گذاشت. مربي براساس شاکله فکري اش، سيستم مسابقاتي و تاکتيک بازي را با در نظر گرفتن نحوه برنامه ريزي حريفان طراحي ميکند و با توجه به نياز تاکتيک مورد نظرش به انتخاب بازيکنان و چينش آنها در زمين ميپردازد، با اين حال آيا اصلاحات و جوانگرايي در اوج رقابتهاي مقدماتي جام جهاني فوتبال منتج به آثار مثبت خواهد شد و مدعوين جوان ميتوانند خلع مهرههاي کليدي و باتجربه همچون رضايي، مهدويکيا، هاشميان، عنايتي، نکونام، خطيبي، سامره، کاظميان و طالب لو را بگيرند؟! انتخاب 5 بازيکن از سايپا و 6 بازيکن از پرسپوليس اين تفکر را القاء ميکند که برگزيدن هر مربي داخلي براي تيم ملي به مفهوم حضور گسترده هم تيميهاي دايي در ليست سي نفره است، کما اينكه علي دايي نيز با اختصاص بيش از يک سوم ليست به تيمهاي فعلي و سابقش به اين شائبه قوت بخشيده است. در زمان حضور برانکو توجه بيش از حد به لژيونرها باعث تبعيض ميان داخليها و خارجيها شده بود ولي اين بار به نظر ميرسد دايي از عقب پشت بام افتاده و اين بار نسبت به لژيونرها تبعيض شده است. سکاندار تيم ملي فوتبال بايد اسامي تمامي آنهايي که روزگاري در چشمانش خيره ميشدند و مقابلش جبهه تشکيل داده بودند به فراموشي بسپارد تا احياناً تيم ملي فوتبال که داراي وجهه ملي و متعلق به همگان است مستمسک رفتارهاي شخصي قرار نگيرد. البته اگر او 3000 انتخاب هم داشت، اشکال تراشي وجود داشت اما اين ليست ميتواند سرآغاز انتقادات و جدلهاي گسترده نسبت به دايي باشد. در حال حاضر در اردوگاه محذوفين سکوت حرف اول را ميزند، اما در صورتي که هيچکدام ازاين بازيکنان در ليست 30 نفره تيم ملي فوتبال براي بازي امارات متحده عربي قرار نگيرند، شمشيرها از رو بسته خواهد شد و حرفهاي مکتوم باقي مانده از لسان غايبين فعلي شنيدني خواهد بود!
به هر شکل اميد ميرود سرمربي جوان تيم ملي فوتبال پيش از آنکه اسير پاسخگويي به نتايج منفي عدم توجه به موضوعات فوق الذکر شود، در نشانه گذاريهايش براي جام جهاني قدري تجديدنظر کند چرا که با اين هدف گيري امکان وصول به هر نقطهاي جز آفريقاي جنوبي وجود دارد و با اتصال اين چالشها به مشکلاتي که در راه است ميبايست حضور در جام جهاني 2010 را به فراموشي بسپاريم و از احتمال قرار گرفتن ملي پوشان ايران کنار ساير تيمهاي آسيايي حاضر در اين رويداد بزرگ ورزشي بکاهيم.
دوست عزيز اگر كمبودي هم در تيم باشد متوجه فدراسيون است نه آقاي دايي.ايشان اعتبار و اسطوره فوتبال ايران هستندو هيچگاه خيانت به ورزش نكرده اند.اين درست نيست كه در مقابل اينهمه زحمات ايشان براي تيم ملي، ايشان اينگونه تخريب كنيد البته تقصير شما نيست ، در ايران وقتي كسي رشد و پيشرفت مي كند اينگونه برخورد مي شود.شما هروقت فوتباليستي آوردي كه بالاي 100 گل ملي داشت آنوقت اظهار نظر فرماييد.
اینها همه برای خراب کردن علی دایی طراحی شده. خر خودشون هستند
نقد با تخریب فرق می کند خواننده عزیز. بیچاره نویسنده بدبخت منصفانه نوشت
بالاخره کاپلو هم دیوید بکام را به تیم ملی دعوت کرد!!!
زنده و پاينده باد علي دائي.
كاروان مي رود سگي مثل تو واق واق ميكند.
30 گل ملی به مالدیو
نظرات نویسنده مقاله کاملاً منطقی و به دور از اغراض شخصی است. ایشان بدون تجربه لازم برای مربیگری تیم ملی و دانش آکادمیک مربوط به مربیگری این رشته دایی با قبول پیشنهاد اغوا کننده مربیگری تیم ملی به خودش و تیم ملی خیانت کرد.
به نظر من ما باید کمی حوصله بخرج داده و به آقای دایی وقت بدهیم . ما حتما به جام جهانی می رویم (تردید نکنید ) .
دليل مغرضانه بودن تحليل مقاله اين است كه از بحرين بعنوان تيم ضعيف اسم برده درحاليكه همين بحرين 5 روز بعد از مسابقه با ايران ، تيم ژاپن را شكست داد.
ناراحت نباشيد من هم اگر پارتي داشتم تا40
باآقاي دايي براي صعودازمرحله اول به دعاونذرونيازاحتياج داريم .ايشان بايدبه تجارتشان برسند.قدرقلعه نوعي رابعدها ميفهميم كه خيلي ديراست.
در پاراگراف يكي مانده به آخر خط هشتم لغت خلا را اشتباها خلع نوشته ايد(تصحيح بفرماييد لطفا)
ابتدا تشکر می کنم ار نویسنده مقاله که حداقل سعی کردند که جایگاه مقدس نقد منصفانه را زنده کنند که به نظر حقیر تا حدود زیادی موفق بودند ، و همچنین از اینکه یک ورزشی نویس از کلمات موجه ، پر بار استفاده می کند بسیار خوشحالم، و با نظرات ایشان در اکثر موارد چه مثبت و چه منفی موافقم. امیدوارم که تمامی اصحاب رسانه این انصاف را رعایت کنند و متوجه باشند مخاطبین باید نقد منصفانه و بی طرفانه را از قلم آنها بخوانند نه تراوش تمایلات و سلایق شخصی که متاسفانه گاهی به ناسزا ، توهین و افترا نزدیکتر می شود.
دلیلی وجود ندارد که یک بازیکن خوب یک مربی خوب هم باشد.ایشان اگر نتیجه هم نگیرد بهانه برای در رفتن از زیر بار مسوولیت دارند .همون چیزی که ما ایرانی ها بهش عادت داریم
بهترین میوه را اگر زود از درخت بچینید هنور نرسیده است.
سلام.مشکل دایی نیست.عدم هماهنگی است.علت دیر مشخص شدن رییس فدراسیدن است.آن هم به دلیل دموکراسی قوی در انتخابات ریاست فدراسیون بود.
نوشته بالا بنظر تخريب آقاي دايي نمي آمد (در نظرات كاربران آمده بود) بلكه من فكر ميكنم به اين نوشته ها نقد منصفانه و دوستانه مي گويند. آقاي دايي زحمات زيادي براي تيم ملي كشيده اند، درست، گلهاي زيادي زده اند، درست، اسطوره فوتبال ايران هم هستند ولي قرار نيست مربي تيم ملي - حالا هركسي هست - نقد نشود. به نظر من اين سكوت رسانه اي و عدم انتقاد پزيري ايشان در نهايت با يكي دو نتيجه ضعيف باعث توفان ميشود كه هم ايشان ضرر ميكنند هم تيم ملي. من با مقاله ايشان كاملاَ موافقم
دايي از سالها پيش (از زمان برانكو)سرمربي اعلام نشده تيم ملي بوده است. بنا براين توقعي از اين تيم او بويژه صعود به جام جهاني نبايد داشت .
ba salam va khaste nabashid besiar matlabe bitarafane va mofidy boood
به نظرم تحلیل منصفانه ای بود.
البته اينكه آقاي دائي آدم بزرگي است حرفي نيست ولي اينكه چون او صد گل زده بتواند هدايت تيم ملي را به عهده بگيرد و موفق شود حرف درست و استدلال خوبي نيست . بايد فكري كرد تا دير نشده بعدا افسوس نخوريم كه چه حيف شد .
علی دایی که بزرگتر از پله نیست .بزرگترین بازیکن تاریخ فوتبال جهان هیچگاه بوسیله فدراسیون برزیل به عنوان مربی انتخاب نشد .مگر هرکس بازیکن بزرگی باشد حتما مربی بزرگی هم خواهد بود.
چقدر غمگینید شما دوستانی که حسادت مانند گره ای ناگشودنی سرتاپای وجودتان را فرا میگیرد.
مهدی عزیز،
سلام من برای ایشان احترام قایلم ولی ترکیب تیم اصلا نمایانگر یک تیم ملی نیست.از مرد بزرگ و فهیمی مانند
موافقم
به نظرم کسی که 100 گل ملی داره دليلی نداره بی عيبو ايراد باشه و اين هم يه نقده و توهينی توش ديده نميشد
inam az mahsoulate dolate khedmatgozare felieh!
ali daee kheyli zod ghozashteye khod ra faramosh kardeh va be yad nemiavarad ke ba hemayate hamin mardom be in jayeghah resideh
اقای دایی هنوز کم تجربه است و توان کافی برای سرمربیگری تیم ملی را ندارد. بهتر بود همان مربی خارجی را در دستور کار قرار دهند شاید سواد مربیان داخلی به سطح بین المللی ارتقا یابد. مشکل به علی دایی ختم نمی شود. اساس ورزش ما از دانش روز دنیا تهی است وگرنه این همه نتیجه نامطلوب و مداوم بدست نمی امد
در هر حال باید به اقای دایی فرصت کافی داد. دوباره با یک قوره سردیمان نشود.
اگر تيم ملی در مقابل کويت مساوی نمی کرد باز هم اين تحلیل را ابراز می کرديد ؟ اين رفتار گزينشی ماست که روال طبيعی امور را دچار تزلزل می کند .
alidae bazekhon khobe bod valedalele nest ke morabe khobe bashad yohankoraygh holande setare oropa marodona dar morabeghre mofhgh nabodan
Lotf farmode as kharab kardan aghaye Daei dast bardarid.
آقای دوست عزیز،
مربی که در عرض 2 ساغت انتخاب بشه بهتر از این نمیشه
اقای عزیز، لطفاٌ و خواهش می کنم ، اسم شهریار قداست دارد و روی هر کسی نمی توان ان را گذاشت. چندین نفر در تیم ملی فدا شدند تا دایی در اثر روابط ( رانت ) به این موقعیت برسد.دلیل اینکه در مقابل او جبهه تشکیل میشد چه بود؟ به همین دلیل دست به جوانگرایی زده است زیرا بازیکنان قدیمی با وی مشکل دارند.اگر منصفانه همه حقایق گفته شود و منصفانه تحلیل گردد ، ایسان نه اسطوره هستند و نه شهریار.
من از طرفداران دایی هستم ولی کاش ایشان پیشنهاد مربیگری تیم ملی را الان قبول نمی کرد چون به نظر میاد همه اعتبار دایی را از طرف سازمان ورزش و فدراسیون مورد سو استفاده قرار گرفته است و این موضوع را آینده مشخص میکند
اظهار نظرتان دراين مورد بهتر از اظهارت وتحليلهايي است كه درباب سياست به ويژه انتخابات داريد كمي در تحليلهاي سياسيتان تجديد نظر كنيد براي خودتان بهتر است
تعداد گل های زده در دوران بازیگری دلیل بر خوب بودن جهت هدایت تیم ملی نمی باشد .
باید از افراد به اندازه ظزفیتشان انتظار داشت . انتخاب دایی به عنوان سر مربی تیم ملی شتابزده و غیر عقلایی بود. دایی بازیکن بسیار خوبی بوده ولی هنوز به سطح مربی یک تیم ملی ارتقاء نیافته است زیرا که چنین جایگاهی شخصیت رشد یافته و با سعه صدری می طلبد که در دایی جوان هنوز شکل نگرفته است حتی اگر تیم ملی به جام جهانی برود نه به حکم مدیریت و کادر فنی بلکه در استعدتد بازیکنان ایرانی است و گرنه بحرین چند هزار جمعیتی آنچنان حیثیت ملی ما خدشه دار نمی کرد . جالبتر اینکه جناب دایی در اظهاری عجیب بازی تیم ملی را بسیار خوب و برنامه دار می دانست . کافی است این بازی را بار دیگر ببینید و سطح تحلیل و تفسیر بازی را از سوی مربی عزیز با بازی مقایسه کنید.
گناه بی برنامه گی فدراسیون فوتبال را به گردن دایی نیندازید.
امیدوارم با نقدهای منصفانه وارایه راهکارهای کارشناسی ، مربی توانا وافتخار افرین ایران اسلامیمان را جدا حمایت نماییم.
البته به مالدیو و پاکستان و...
فقط شما و برخي خبرنگاران و حاشيه سازان مقصر نيستند، نخبه كشي درد بي درماني در كشور ما است كه گهگاهي عود ميكند.
مگر همين آقاياني كه مي فرماييد با غرض ورزي حذف شده اند قبلا در تيم ملي نبوده اند و تا به حال جه گلي بر سر ما زده اند..بازيكني كه با صراحت تيم باشگاهي اش را به تيم ملي ترجيح مي دهد نمي تواند ونبايد به اين تيم دعوت شود..
متاسفانه بجای توجه به تجزیه و تحلیل انجام شده پیرامون تیم ملی و کادر فنی آن بلافاصله و مطابق معمول با چماق سوابق و افتخارات آقای دایی انتقاد کننده مورد تهاجم قرار میگیرد.صرفنظر از چگونگی کسب این سوابق که خود قابل بحث است در حال حاضر هر آنالیزی که بتواند نقاط ضعف و قوت را آشکار نماید جهت ترمیم وحصول نتیجه مفید فایده خواهد بود.
مگر فوتبال پنكه هست كه كليد ان را بزنيم به چپ يا راست بچرخد! بابا صبر كنيد حداقل 3 ماه ايشان با تيم ملي كار كنند بعد بگوئيد فلان و چنان حتي 3 ماه هم كم است حداقل 6 ماه وقت لازم است تا يك كار تيمي خوب شكل بگيرد
گل زدن به مالديو و ماكائو ؟!!!!!!!!!
دوستان گرانقدر اگر مي بينيم که تيم ملي کشورمان با آن بازيکنان پرادعا که هنوز نمي دانند کجابايد دربيل زد وکي وچطورپاس داد واينگونه نتايج شرم آور راکسب مينمايد فقط وفقط فدراسیون فوتبال مقصر مي باشد نه مربي جوان بي تجربه!
با سلام
100گل ملی به چه تیم هایی زده شده ودیگران درتیم ملی هیچ نقشی نداشتند .جوجه هارادرفصل......
آقای دایی بهتر است جهت نتیجه گرفتن تیم ملی بازیکنان سایپا را راهی میدان کند ایشان با قبول سرمربیکری تیم ایران اسطوره بودن خود را زیر سوال برده وفاتحه آنرا خوانده است
براي من جالب است كه از نگاه برخي مطبوعات تساوي در مقابل سوريه در ايران نتيجه خوب قلمداد مي شود و تساوي در مقابل كويت در كويت نتيجه ضعيف! اين واقعا بي انصافي است.
اسلام ضمن احترام به نقد شما واميد به اينكه آقاي دايي ومشاورانش(اگر داشته باشد)از اينگونه نقدها درجهت ارتقا كيفيت كار خود حد اثر بهره راببرد ذكر اين نكته ضروري است كه مسائل ومشكلات تيم ملي به ساختار مديريتي كشور وبي برنامگي فدراسيون مربوط است.واينكه آقاي دايي حاضر شده است آبروي خود را گرو بگذاردقابل تحسين بوده وباتوجه غيرت وخصوصيات اخلاقي ايشان انتظاري غير ازاين نبود.اما درمورد دوشغله بودن قطعا" نياز به تجديد نظر دارد. باتشكر
در اينكه آقاي دايي در جهان فوتبال داراي اعتبار است شكي نيست..... از طرف ديگر بنده به درستي يا نادرستي انتقادات فني در مورد عملكرد ايشان كاري ندارم.... فقط يك نكته مهم به زعم اينجانب وجود دارد كه مهمتر از بحثهاي فني است و آن نوع تفكر عجيب! ايشان نسبت به طلسم! شدن تيم سايپا و استفاده از دعا براي شكستن! طلسم است!!!!!! چنين تفكر خرافه پرستانه اي برازنده يك سرمربي تيم ملي با تحصيلات دانشگاهي (مهندسي مواد از دانشگاه شريف) آن هم در قرن 21 و البته در سال نوآوري و شكوفايي نيست...... به نظر بنده هيچ كس با اين نوع تفكرات (اعتقاد به جادو و طلسم و ...) نبايد در مشاغل مهم ملي (چه ورزشي چه سياسي چه ...) حضور داشته باشد!
باز تمام مسایل به فراموشی سپرده شد و مشگل مملکت و فوتبال شد علی دایی
کلیه نظرات فوق متعلق به اقوام وهمشهریان اینجانب نمیباشد ببخشید
بايد همه دست به دست بدهيم تا سرمايه كشور خود (علي دائي)را حفظ كنيم به هر وسيله ممكن و او را نسوزانيم ولو با ارشاد درست و نقد مشفقانه ،صد البته كه ايشان نيز نيازمند سعه صدر بيشتر و حتما استواري در راه برگزيده هستند.من كه آرزو دارم موفق شود چون تيم ملي ما موفق ميشود.ضمنا"ترديدي ندارم بسياري از نكات فوق الذكر درست و بجا است اما فراموش نكنيم علي دائي فقط و فقط يك نفر است و نه بيشتر ،او را براي فوتبال اين مملكت نگاه داريم....
يه جوري ميگيد 100 گل هر كه ندونه فكر ميكنه به بهترين تيمهاي ملي و باشگاهي دنيا گل زده!!!
به فدراسیون چه ربطی دارد اگر آقای دایی مسولیت قبول می کند باید جوابگو هم باشد .کسی ایشان را به زور مربی نکرد خود علی دایی قبول کرد
بنظر می رسد از الان شما دعا می کنید تا تیم موفق نشود و شما با قلم تان یکه تازی نمائید!!!؟
سلام
باسلام مجدد
چرا همه فكر ميكنند با اين گونه مديريت و برنامه ريزي تيم ملي ايران بايد در سطح برزيل و ايتاليا باشد؟ اين 85 درصد ظرفيت تيم ملي ايران بود كه در مقابل بحرين و كويت بازي كرد .
هنوز 1 ماه از مربیگری آقای دایی نگذشته که اینطوری دارن شروع به تهاجم علیه ایشان می کنند . بابا حداقا بزارید سه چهر تا بازی بشه بعد . دایی اگه توانایی این کار رو نداشت مطمئنا خودشو خراب نمی کرد . به موفقیت آقای دایی و تیم ملی ذره ای شک ندارم . خدا یار یاورت باشد علی دایی
ادب مرد به ر دولت اوست
هنوز 1 ماه از مربیگری آقای دایی نگذشته که اینطوری دارن شروع به تهاجم علیه ایشان می کنند . بابا حداقا بزارید سه چهر تا بازی بشه بعد . دایی اگه توانایی این کار رو نداشت مطمئنا خودشو خراب نمی کرد . به موفقیت آقای دایی و تیم ملی ذره ای شک ندارم . خدا یار یاورت باشد علی دایی
هنوز 1 ماه از مربیگری آقای دایی نگذشته که اینطوری دارن شروع به تهاجم علیه ایشان می کنند . بابا حداقا بزارید سه چهر تا بازی بشه بعد . دایی اگه توانایی این کار رو نداشت مطمئنا خودشو خراب نمی کرد . به موفقیت آقای دایی و تیم ملی ذره ای شک ندارم . خدا یار یاورت باشد علی دایی
چه خوبست که فدراسیون و آقای دایی در این مقطع حساس با دلجویی از آقای قطبی از وجود ایشان در کنار تیم ملی مثلا به عنوان مشاور و آنالیزور بهره بگیرند چون:
باسلام مجدد
آقای دایی فوتبالیست خوبی بود و پرونده آن بسته شود تجربیات و افتخارات او بعنوان بازیکن هیچ ربطی به توانایی او برای مربیگری ندارد.
من هم فکر می کنم بزرگ ترین مشکل آقای دایی برای هدایت تیم ملی آستانه پایین تحمل ایشان است و مشکلات دیگر در درجه دوم اهمیت هستند در ضمن من در این نقد چیزی که تخریب آقای دایی باشه ندیدم . در ضمن کاش ایشون بعضی وقت ها شجاعت معذرت خواهی هم داشته باشن گفتن این جمله که کسی مربی تیم ملی خواهد شد که لابی قوی تری داشته باشه اگر چه جمله درستی بود اما گفتن اون در یک برنامه زنده کار اشتباهی بود واشتباه بودن اون حالا که خود آقای دایی سر مربی شدن بیشتر نمود پیدا کرده و با گفتن اینکه من با خدا لابی کردم نیمشه اون رو جبران کرد
بایدفرصت داد
در هر مساله اي بايد ظرف زمان و مكان را در نظر گرفت. اينكه دايي در دوران بازيگري چند گل زده مهم نيست. در اين صورت پله يا مارادونا بايد بهترين مربيان تاريخ مي شدند. چون بهترين بازيكنهاي تاريخ بوده اند. ولي كمي واقع بين باشيم. درست است كه مربي بايد شهامت داشته باشد. كاريزما باشد. سابقه خوبي داشته باشد. ولي اين دليل نمي شود كه در جواب هر خبرنگار و گزارشگري حتي در پخش زنده مهمترين برنامه ورزشي سيما كار را به جايي برساند كه به بي ادبي تعبير شود. دايي نيازي ندارد كه براي اثبات خود قطبي را زير سوال ببرد. يا ...
در مملکتی که برای عینی ترین مسائل برنامه وجود ندارد ساده لوحی است که انتظار داشت مربی تیم ملی فوتبالش با برنامه و بر اساس یک تفکر کلان انتخاب شود. مشکل دایی ، قلعه نویی و یا ... نیست مشکل نوع تفکر ماست . ما اگر نفت نداشتیم از گرسنگی می مردیم
با سلام
ازنوع انتخاب دائی برای مربی گری تیم ملی وپاسخهائیکه به منتقدین وسئوال کنندگان میده بوضوح شاهدسلطه لمپنیسم برفوتبال ملی این بارازنوع علی دائی هستیم!!این شخص آنقدرمغرور وخودپسنده که بایدمنتظرمشکلاتی دیگرازنوع فاجعه برای تیم ملی باشیم .تاوقتیکه لمپنیسم برورزش وفوتبال ایران حاکم باشه وضع بهترازاین نمیشه.
انتخاب دایی اشتباه بود و بدنبالش هم اشتباهات فاجعه امیزی خواهد اورد
ای کاش بازیکنان بی عرضه و پر ادعای تیم ملی کمی غیرت علی دایی را داشتند . من در تیم ملی بازیکنی نمی بینم جز چند نفر که هر کدام مدل مویی دارد و فقط دنبال توپ می دوند.
آقاي مورينيو بدون سابقه مربيگري و بازيگري يكي از بزركترين مربيان جهان شده است، دايي به درد تيم ملي نمي خورد از الان به فكر جام جهاني 2012 باشيم چون با اين مربي 2010را از دست مي دهيم. زارع
نخبه کشی هنر امثال نویسنده توانایی مثل نگارنده متن بالا است.
علی دائی قربانی برای بی برنامه گی فدراسیون فوتبال است.
کسانی مثل شما(نویسنده این مقاله) باعث ناکامی هاست نه آقای دایی-
کسانی مثل شما(نویسنده این مقاله) باعث ناکامی هاست نه آقای دایی-
متاسفانه برخی انتظار دارند یک شبه فوتبال ایران جای برزیل را بگیرد !
حتما شما توقع داشتين كه دايي، مهدوي كياي مصدوم يا هاشميان رو كه نمي خواد مال تيم ملي بازي كنه رو به زور به تي ملي دعوت مي كرد تا شما به به و چه چه مي كرديد
ما همانیم که امیر کبیر را رگ می زنیم و سپس به اشک می نشینیم . این خاصیت جهان سوم بویژه ایران است که بهترین های خود را حمایت نمی کند بلکه آنان را به تباهی و نابودی میکشد...
تو که ظرفیت این رو نداری نظرات رو تایید کنی و فیلتر گذاشتی ، بیخود میکنی نظرسنجی گذاشتی بیشعور بی ظرفیت متحجر احمق ...
بیچاره اونایی که بعد حذف تیم ملی سکته میکنن
نقد خوبه، ولی اگه منصفانه باشه! من کاری به نقد شما ندارم، چون به نظرم میرسه که بیشتر نظرات دیگرون رو جمع کردید و قصدتون خیر بوده؛ اما اونجایی که بعضی آقایون از بازیکنای پشت خط مونده، به انتقام آقای دایی تعبیر میکنن واقعا مضحکه!
نتیجه این انتخاب را از حالا هم میتوان پیش بینی کرد وزیاد هم دور نیست تا پاییز همه چیز مشخص میود ولی جای تاسف است که رسیدن به این نتیجه برای فوتبال کورمان بسیار گران تمام خواهد شد.
باخت به بحرینی که یک چهار قشم است و مساوی با کویت فقط نتیجه بی عدالتی و انتخاب دو ساعته مربی درس نخوانده این فوت و فن و کلاس نرفته مربی گری است.
در پاسخ دوست عزيزي كه فوتبال را با پنكه مقايسه ميكند ،بايد عرض كنم به طور معمول اين وسيله برقي در يك جهت كار ميكند و چپ گرد ، راست گرد نميشود . ولي در مورد آقاي دائي بايد اين واقعيت را قبول كرد كه ، ايشان براي سرمريگري تيم ملي فوتبال گزينه مناسبي نيست و آقاي دائي با قبول اين مسئوليت دست به انتحار زده است .
مشخص است اين انتقادها و نظرات از سر عناد نوشته شده است والا همه كس مي داند كه تيم ملي با هعمه اين نفراتي كه آقايان ادعا مي كنند چرا دعوت نشده اند به هيچ جايي نرسيد و روش بازي تيم ملي سر از ناكجاآباد در مي آورد چون هميشه اين لژيونرها بودند كه فارغ از هر چيزي در تيم جا داشتند در كنار اينها آقاي دايي از مصدومين دعوت نكرده است و كساني مانند سامره هم در بازي با سوريه نشان دادند كه در شرايط فعلي قادر به كار مثبت براي تيم نيستند عنايتي نيز از سال گذشته تاكنون همين را نشان داده است كاظميان نيز كه اظهر من الشمس است از طرف ديگر كي مي خواهيم ياد بگيريم كه انسانها همه انسان هستند چرا از دايي انتظار داريم در حد يك سوپرمن ظاهر شده و در همه حال حتي با معاندين كه هيچ منطقي را قبول ندارند با حسن نيت رفتا ركند مگر خود فردوسي پور و اين آقاي منتقد چنين اند كه اين نسخه را براي ايشان مي پيچيند به راستي اگر مي خواهيم تيم ملي در مسير صحيح قذدم بردارد بايد از شانتاژگرها مدعي مانند فردوسي پور برحذر باشيم
متاسفانه طرفداران آقای دایی که لیشتر همشهریانش هستند هیچ گونه نقد منصفانه ای را درست مثل خود ایشان بر نمیتابند.
از سایت شما بدلیل امانت داری و درج نظرات تشکر میکنم، امیدوارم مسئولین هم نگاهی به آنها داشته باشند.
عالي
چرا نظرات ما رو نشون نمیدین میترسین از شما معروفتر بشیم اخه حیوونکیها
یا علی مدد
تقصيردايي نيست تقصير روزنامه وسايته كه بايدپر بشه حالاباهرخزعبلي.نويسنده خودش بهتر از همه ميدونه باتوجه به سابقه يكماهه دايي درهدايت تيم ملي طرح موضوع چقدرزودوعجولانه هست ولي سايت بايد پر بشه حتي به بهاي تحميق خواننده
آقاي دايي توسط فدراسيون انتخاب نشده:بلكه او را علي آبادي منصوب كرده "ضمنا آقاي دايي به خاطر109 گل زده "قرار نيست به كسي جوابگو باشه.
علی بهترین بازیکن بهترین مربی و باشخصیت ترین فوتبال ایران است
انتخاب آقای دائی کار هوشمندانه ای بود... فدراسیون از اوضاع ناجور فوتبال و کارهای این چندماهه اخیرش خبر دارد و در این میان چه کسی از دائی بهتر که پشتش قایم شود و در آخر همه تقصیرها را گردن او بیندازد(علی دائی سابقه تخریب همه جانبه را دارد)
Dorud, Man ein matno khundam ,dar yek negah farsiyeh ama vagean farsi nist. ezafeh mikonam ke matn besiyar keder va navazeh ast.Por az ezhareh nazarhayeh koli va gheireh gabeleh andazeh giri ba hich mizani. Albateh salhast ke dar tamameh motuni ke dar Iran neveshteh misheh hamin masael ro misheh did.
نقد خوبه، ولی اگه منصفانه باشه! من کاری به نقد شما ندارم، چون به نظرم میرسه که بیشتر نظرات دیگرون رو جمع کردید و قصدتون خیر بوده؛ اما اونجایی که بعضی آقایون از بازیکنای پشت خط مونده، به انتقام آقای دایی تعبیر میکنن واقعا مضحکه!
انتخاب دائی بعنوان سر مربی کاملا شایسته وبجاست تنها کسی که تیم ملی را نجات خواهد داد دایی است ایشان همه چیز دارند مقام ثروت وغیره دایی از جان گذشتگی وایثار کردن تا با تجربیات ودانش خودبه تیم ملی نشاط و تاکتیک تزریق کند چرا زود قضاوت میکنید
خدایی فقط علی دایی هست که میتونه تیم ملی رو جمع و جور کنه، چرا از مدت زمانی که علی دایی تیم ملی رو تحویل گرفته در تحلیل به اصطلاح کارشناسانه خودتون ذکری نکردید؟
باسلام علی دایی بهترین انتخاب و مقتدرترین شخص برای تیم ملی است ولی موجودات زیادی هستند که اخلالگری مینمایند مثل مجری 90و سایر افراد بیسواد
بیکاری بد دردیه!!!!!
به نظر من از اونجايي كه كلا ملت رشيد ايران يك مقداري جوگيرند؛ وقتي مطرح ميشوند ديگه بدرد نمي خورند. بنابراين بي تجربهها خيلي بهتر از با تجربه ها بازي ميكنند. آقاي دايي هم به شرح ايضاً...
امیدوارم کار رو بدست کار دون بدهند علی دایی این کاره نیست
دايي مردفوتبال ايران است وبدرستي اززيروبم هاي آن آگاهي دارد امان ازدست حسودان وآدمهاي هميشه ناراضي ومخالف وباندهاي خرابكار ذهن مردم!!
ایران باید خواب جام جهانی که هیچ بلکه بالا امدن از گروه راببیند
علی دایی چه از لحاظ ورزشی و چه مدیریتی و اقتصادی بسیار فرا تر از ایرانه .