كدخبر: ۷۴۸۷۴
تاريخ انتشار: ۰۷ آذر ۱۳۸۸ - ۰۰:۰۴
تعداد بازديد: ۳۷۹۱
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
تقابل آمريكا و اروپا در خاورميانه
اسدالله افشار
در اواخر نوامبر سال 1990، هنري كيسينجر وزير خارجه اسبق آمريكا گفت:رهبري آمريكا در خاورميانه رو به پايان است. وي همچنين اظهار داشت ما در دوره انتقال هستيم. به نظر من اين دوره ،10 سال طول مي‌كشد و در پايان بسياري از مسئوليت‌هاي امنيتي كه ايالا‌ت متحده در خليج فارس به عهده دارد، بايد به اروپائيان كه سهم بيشتري از نفت منطقه را مي‌بلعند واگذار شود.

اگرچه بيان چنين ديدگاه‌هايي آن هم از سياستمدار كاركشته و با تجربه اي چون بعيد به نظر مي رسيد اما حقيقتي بر زبان او جاري شده است كه امروز نتيجه آن هويدا گرديده، و واشنگتن ديگر مشعل دار و يكه‌تاز خاورميانه نيست و نخواهد بود! آمريكائيان به خوبي درك كردند كه اروپائيان در جنگ خليج فارس مستقل عمل كردند تا ايالا‌ت متحده به منزله قدرت بلا‌منازع و مطلق در منطقه مطرح بماند و براي آنان دفاع رايگاني تدارك ببيند.

البته در چنين شرايطي كه ايالا‌ت متحده سرگرم سخت‌ترين تصميم‌گيريها براي حفظ منافع خود در خاورميانه بود، آلماني‌ها مشغول تظاهرات ضد آمريكايي و فرانسوي‌ها در جستجوي به دست گرفتن ابتكار عمل‌هاي سياسي در منطقه بودند. از اين نكته نيز نبايد غافل شد كه اروپائيان شاهد بودند، بحران‌هايي مانند جنگ خليج فارس، دستاويز خوبي است تا پليس جهاني رو به ضعف و زوال، بازيگران تازه نفسي را كه نقش برتري آمريكا را زير سئوال مي برند، منكوب كند و سر جاي خود بنشاند.

اروپائيان هم به بوش پدر و هم به بوش پسر، به چشم كلا‌نتري نگاه مي‌كردند كه در جستجوي برجسته‌ترين نقش در بيابان‌هاي عرب و منطقه خاورميانه بوده اند؛كه هدف اصلي آنان جدا كردن اعراب و خاورميانه از اروپا بود چرا ايالا‌ت متحده به دنبال اين جدايي بود؟

پاسخ آن كاملا‌ روشن است، زيرا آمريكائيان با اين جدايي موفق مي‌شدند تا ايجاد اتحاد اقتصادي اروپاي بزرگ را به تعويق و تاخير اندازند و نظم نوين جهاني به رهبري آمريكا را پايه‌گذاري كنند، و امروز اگر آمريكا به لحاظ سياسي شكست خورده و نتوانسته است نظم نوين جهاني، را به جهانيان تحميل كند تنها راه موفقيت اين پروژه استعماري را در لشكركشي به منطقه خاورميانه دانسته و با بهانه‌هاي واهي چون نبود دموكراسي، فقدان حقوق بشر متهم كردن كشورها به داشتن سلا‌ح‌هاي كشتار جمعي و مبارزه با تروريسم جهاني و ... مترصد ماندگار شدن در منطقه حساس خاورميانه جهت عملي كردن نقشه‌هاي شوم و حمايت هاي بي‌دريغ از رژيم اشغالگر قدس مي‌باشد.

بوش پدر گفته است: آمريكا حمايت مي‌كند و ساير جهان بايد پيروي كنند. اين سخن يعني اروپائيان اگر مي‌خواهيد به سوي توسعه سياسي و اقتصادي به پيش برويد چاره اي جز فرماندبرداري از آمريكا نداريد و بايد از تبديل شدن به رقيب تازه سلطه آمريكا امتناع بورزيد.

دانشمندان، نخبگان و كارشناسان محافظه‌كار به تازگي بيان داشته‌اند پيروزي‌هاي نظامي ائتلا‌ف خاورميانه به رهبري آمريكا به اين معني است كه جهان به دوره سلطه و سيطره آمريكا وارد شده است؟!دو تفكر در اروپا با توجه به جنگ‌هايي كه آمريكائيان در منطقه خاورميانه تدارك ديده و مي‌بينند وجود دارد.

يك تفكر تشكيل نظام بين‌الملل تازه زير سيطره آمريكا را پذيرفته و معتقدند كه اروپا بايد با سخت‌افزار و پول‌هاي فراوان، حمايت‌هاي سياسي خود را از آمريكا ادامه دهند و رهبري را به ديوانه‌اي چون بوش بسپارند!و تفكر ديگري كه الهام گرفته از نخست‌وزير اسبق انگليس، خانم (مارگارت تاچر) مي‌باشد معتقدند: آمريكائيان و اروپائيان بايد تسليم شوند و اين اصل را به طور متحد بتواند در مسئوليت‌هاي امنيت بين‌المللي در مناطقي مانند خاورميانه سهيم شوند را فراموش كنند؟!

تحليل‌گران معتقدند روند تنش‌زاي سياست‌هاي تجاوز‌كارانه آمريكائيان در دراز مدت بحران‌هاي پرهزينه‌اي مانند جنگ افغانستان، عراق، و حتي پيش از آنها جنگ خليج فارس، ضعف ابرقدرت آمريكا را آشكار كرده و مي‌كند. قطعا چنين بحران‌هايي شكاف بين تظاهر مستمر قدرت برتر در رهبري جهان و كاهش منابع و حمايت‌هاي داخلي لا‌زم براي پيشبرد نقش جهاني آن را آشكارتر مي‌كند، چنانچه امروز اين نقش پيش از هر زمان ديگري آشكارتر شده است واوبامادراين شرايط نابسامان اقتصادي وسياسي آمريكا گرفتار سياست هاي غلط بوش پسرگرديده است ؛كه بعيد است ازاين گرداب باموفقيت خارج شود.
نظرات بینندگان:
بهرحال هنر وتوان بی نظیر آمریکا دربرانداختن صدام وخواستن دموکراسی بری دنیا که به نفع منافع خودش هم هست همچنین رفع تروریسم که اهداف عالی وحتی مقدس وبنفع همه دنیاست . بهرحال تمدن خوبست نه وحشیگری ، ترور ، ایستبداد دینی و . . . . . .
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: