به‌روز شده در: ۱۲ شهريور ۱۳۹۳ - ۰۹:۱۲
تعداد بازدید: ۸۵۰۰
تعلل ایرانیها در برنامه ریزی برای حفظ جایگاه مفاخر به جای رسید که ترکیه مولانا را مصادره کرد تا حداقل از کنار آن توریست را به کشورش آورد و جاذبه های گردشگری را رونق بخشید
کد خبر: ۶۶۵۲۶
تاریخ انتشار: ۰۸ مهر ۱۳۸۸ - ۲۱:۲۴ - 30 September 2009
مهر: هشتم مهر ماه مصادف با بزرگداشت روز مولانا امسال در سکوت مبهم سپری شد.

هشتصد واندی سال پیش که مولانا جلال الدین محمد بلخی به عنوان بزرگترین شاعر مثنوی سرای در بلخ جایگاهی عظیم داشت، هیچ کس حتی خوش بین ترین افراد هم فکر این را نمی کردند که روزگاری مردمان ایران زمین که هموطنان مولانا هستند او را از یاد برده و هشتصدو دومین سالروز تولدش را در سکوت خبری و بدون برگزاری حتی یک مراسم کوچک سپری کنند.

مولانا جلال الدین محمد بلخی در ششم ربیع الاول سال 604 هجری در شهر بلخ که جزئی از خراسان امروزی بود و هم اکنون جزو افغانستان تولد یافت اما سبب شهرت او به رومی و مولانای روم، وفاتش در سال 628 هجری در شهر قونیه از بلاد روم بوده است.

مولوی در این عصر تکنولوژی، در این بازی نور و تصویر، نامش و یادش در زادگاهش به فراموشی سپرده شده است تا دیگران به سادگی او را به نام خود مصادره کنند هر چند شاید هنوز هم مثنوی معنوی، فیه ما فیه را بشود در کنج قفسه های کتابخانه ها پیدا کرد اما افسوس که جوانان امروز ایران زمین او را از خاطر برده اند.

تعلل ایرانیها در برنامه ریزی برای حفظ جایگاه مفاخر به جای رسید که ترکیه مولانا را مصادره کرد تا حداقل از کنار آن توریست را به کشورش آورد و جاذبه های گردشگری را رونق بخشید.

ترکیه قطار مولانا را در سال 2007 که سال مولانا بود به راه انداخت، قطاری که از قونیه در ترکیه به راه افتاد و از 17 کشور جهان گذشت، در 11کشور در ایستگاه توقف کرد تا به ترویج اندیشه و افکار ملوی در جهان بپردازد اما گویی این قطار هرگز به ایران نرسید و از آن عبور نکرد و نخواهد کرد.

انواع برنامه های موسیقی و فرهنگی و هنری و ادبی به مناسبت سال 2007 برگزار شد تا فرهنگ و هنر مولانا که عمده اش ایرانی است به جهانیان معرفی شود اما بی تردید باید همه را مرهون لطف ترکیه و نامگذاری سال مولوی از سوی این کشور دانست.

در ایران در سال بزرگداشت مولوی کنگره بزرگداشت بین المللی مولانا برگزار شد، اما سئوال اینجاست که توقع مولوی از ایرانیان که نه، توقع خودمان از خودمان برآورده شد و اصولا چقدر در آن کنگره به مولوی پرداخته شد.

مولانا متولد بلخ بود. همان خراسان بزرگ، روزگاری که هنوز نامی از افغانستان نبود. اما در عصر جدید آیا تقسیمات جغرافیایی، عامل جدایی مولانا از ایران شده است و آیا ما یادمان رفته که بیشترین اشعار مولانا به فارسی است.

امسال مسئولان کشوری، استانی، کانون مفاخر استان و دانشگاهها هیچکدام برنامه ای برای بزرگداشت وی برگزار نمی کنند، علتش را که می پرسیم می گویند کمبود بودجه.

پس مفهوم کار فرهنگی چیست؟ اینکه سازمانها و نهادهای فرهنگی هر کدام بزرگداشت مولانا را به یکدیگر پاس می دهند؟ و هر گاه احساس قلیان فرهنگی به برخی مسئولان دست داد فغان برآورند که ای دل غافل مولانا از آن ماست؟!

بعد از کلی گشت و گذار در میان شاعر شناسان که همه از قضا یا عطارشناس هستند یا حافظ شناس می رسیم به مولوی شناس. اما باز هم انگار مولوی شناس کیمیا شده همانند مولوی که برای جوانان ترکیه ای شناخته شده است و لباسهایی با نقش اشعار او می پوشند و در کشور ما کمتر جوانی می داند که چه کیمیایی است.

عرق ملی به مسئولان فرهنگی ایران باید تزریق شود

محمد هادی حسینی جهان آبادی که تاکید بر استفاده کامل نامش را داشت در خصوص مولانا می گوید: ما فقط مولوی را از دست نداده ایم، ابن سینا نیز به سرنوشت مولوی دچار شده است یا رودکی هم همین است و تاجیکها او را از آن خود کرده اند و تمامی اینها حاصل ضعف مدیریت فرهنگی در سطح کلان است.

رئیس هیئت موسس انجمن شعر مشهد این نکته را نیز خاطرنشان می کند که باید به مسئولان فرهنگی ایران عرق ملی تزریق شود که کاش می شد با سرنگ نیز بتوان آن را تزریق کرد.

وی ادامه داد: غالب اشعار مولوی به زبان فارسی سروده شده است و بعد از فارسی قسمت اعظم اشعار وی را عربی تشکیل داده است و این بحثهای حاشیه ای که بگوییم وی شیعه یا سنی بوده است فقط یک نتیجه دارد و آن هم این است که افتخارات خود را از دست می دهیم.

از بزرگداشت مولوی می پرسم که چرا شاعران حداقل کاری برای این روز انجام نداده اند و او در پاسخ به من می گوید که شاعران سرخورده ترین قشری هستند که در ایران وجود دارند.

وی می گوید و می گوید که ما شعر را به عنوان متعالی ترین محصول فرهنگی شرق می دانیم اما هیچ توجهی از دید مسئولان شرقی دیده نمی شود.

جهان آبادی گریزی هم به اشعار مولانا می زند و این نکته را تصریح می کند که مولانا به دنبال حقیقتی به نام خداوند و در پی رابطه انسان با معبود خویش بوده است که محبت، عشق، شعور و حقیقت اصلی وجود انسان در اشعارش موج می زند.

غفلت جغرافیایی و بازگشایی مدارس، علت کم توجهی به مولانا

در ادامه استاد محمدجعفر یاحقی که عضو هیئت علمی دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی نظرات متفاوتی در این خصوص دارد و به علتهای کمرنگ شدن اشعار مولوی در ایران از زاویه ای دیگر اشاره می کند و می گوید: این جای خوشبختی است که وجود شخصیتهای متعدد در فرهنگ و ادب این مملکت و توجه مضاعف به فردوسی، حافظ و سعدی خود به خود موجب غفلت از مولوی می شود.

یاحقی بحث سرقت ادبی را نادرست می داند و ادامه می دهد: وجود آرامگاه مولانا در خارج از ایران و باز هم بحث شیرین جغرافیایی و کم توجهی مسئولان فرهنگی شاید مانع از یادآوری مولانا شده است.

وی به یک نکته جالب هم اشاره می کند وآن هم هشتم مهرماه و آغازین روزهای بازگشایی مدارس است که با این احوال و جنب و جوش دانش آموزان دیگر خیلی بعید به نظر می رسد، مولوی به خاطر سپرده شود.

وی به رازهای اشعار موجود در شعر مولوی اشاره می کند و می گوید، عظمت وجود انسان و اینکه انسان آیه ای از آیات خداوند است، از ویژگیهای برجسته اشعار وی است.

اما کاش در کنار تمام گرفتاریها، کاش در این بازی نور و صدا، اگر گاهی چشمان تیزبینمان به روز شمار تاریخ افتاد و هشتم مهرماه را دیدیم، حداقل بدانیم مولوی جایی در کنج تقویم ما با آرامی خوابش برده است.
بازگشت به ابتدای صفحه
نام:
ایمیل:
* نظر: