كدخبر: ۶۱۸۶۰
تاريخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۶:۵۳
تعداد بازديد: ۴۹۵۹۷
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
انقلاب مخملي حجتیه‌اي‌ها در راه است
گفت‌وگو با دكتر افروغ
عماد افروغ نماینده مردم تهران در مجلس هفتم و یکی از شناخته شده‌ترین اصولگرایان منتقد دولت است. وی که به دلیل برخورداری از صراحت لهجه خود از دم تیغ تخریب‌ها و توهین‌های برخی روزنامه‌ها در امان نمانده است به دلایلی که برای خودش محفوظ است اصرار دارد که هیچ نامی از احمدی‌نژاد و اطرافیانش حتی در سؤالات مطرح شده هم نباشد.

افروغ که این روزها دغدغه‌اش «برباد رفتن آرمان‌های جمهوری اسلامی است غلبه جریان متحجری که هیچ نسبتی با اندیشه‌های امام ندارد را خطری برای تداوم دموکراسی دینی در ایران می‌داند.»

آقای دکتر افروغ! با توجه به رویدادهایی که شاهد آن هستیم، مثلاً نوع برخورد با اعتراضات مردم و برگزاری دادگاه هاو تخریب چهره‌هایی مانند آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آیا به اعتقاد شما می‌شود ارتباط ارگانیکی بین این حوادث در نظر گرفت؟

بله! من شخصاً معتقد هستم حوادث در این عالم تصادفی نیستندو اراده‌ای در پس آنهاست. بعضی وقت‌ها این اراده به ضمیر خودآگاه افراد وارد شده و افراد به آن آگاه هستند و گاهی هم ممکن است ورودی به ضمیر خودآگاه نداشته باشد و ناخودآگاه عمل کنند. اما ناخودآگاه بودن یک مسأله به معنای تصادفی بودن آن نیست. به نظر می‌رسد چند صباحی است یک سلسله اتفاقاتی در کشور در حال رخ دادن هست که می‌توانیم بگوییم از پیامدهای آن سلسله حوادث و رخدادهایی است که به آنها اشاره کردید یا این حوادث در واقع پیامد منطقی و طبیعی یک چنین تفکر و اراده‌ای است.

یعنی شما معتقدید که این حوادث با هدف خاصی برنامه‌ریزی شده اند؟

من شخصاً معتقد هستم اراده‌ای در پس آنهاست. مسلم است که این اراده در جایی طراحی شده و در جایی تکوین پیدا کرده و ممکن است در ضمیر ناخودآگاه برخی نفوذ کرده باشد و در برخی نفوذ نکرده باشد. ممکن است برخی عاملان بلا اراده این سناریو باشند و برخی هم از طراحان این سناریو باشند. به هر حال یک اندیشه و تفکری در پس این حوادث وجود دارد که باید آن تفکر را فهم کرد.

ممکن است درباره این تفکر بیشتر توضیح بدهید؟

شخصاً معتقد هستم این تفکری است که توجهی به مدیریت سالم و مطلوب جامعه ندارد و همچنین به ضرورت‌ها و واقعیت‌های اداره صحیح جامعه نیز بی‌توجه است. این تفکر به گونه‌ای با اندیشه امام هم فاصله دارد. هرکس که با اندیشه امام و مبانی فقهی و فلسفی آن آشنا باشد متوجه این فاصله‌گیری می‌شود. به نظر می‌رسد در این میان آنچه که مغفول واقع شده حق مردم است. در حالی که همه می‌دانیم که حق مردم در اندیشه سیاسی امام جایگاه بالایی داشت.

مفهوم حق در جمهوری اسلامی و در اندیشه بنیانگذار آن در یک نگاه دو لایه‌ای چه به اعتبار اسلامیت نظام و چه به اعتبار جمهوریت آن دیده می‌شود. به نظر می‌رسد عده‌ای نگاه تکلیف گرایانه صرف به مردم دارند و با تفسیری متحجرانه و خاص از اسلام و حکومت دینی در واقع تضییع‌کننده حق مردم هستند. من فکر می‌کنم که امام در «منشور روحانیت» خود بهترین تعبیر و تفسیر را از اندیشه متحجرانه به دست دادند. اتفاقا این منشور جزو آخرین مطالب مکتوب امام است و حاصل عمر ایشان هم می‌تواند تلقی شود. کافی است که این منشور را ورق بزنیم تا ببینیم امام چه دل پردردی از دست متحجران و انجمن حجتیه‌ای‌ها و مدعیان ولایتی دیروز و مدعیان امروز داشتند.

یعنی شما معتقدید که تفکر حاکم بر این جریان همان تفکر انجمن حجتیه و قرائتی متحجرانه است؟

معتقدم که این تفکر متحجرانه است. در قالب تفکری است که به مردم و حق آنها چه به اعتبار اسلامیت نظام و چه به اعتبار جمهوریت آن وقعی نمی‌نهد. من یک نگرانی دارم که آن را سال ۸۵ در یکصدمین سال مشروطه بیان کردم و آن نگرانی این است که اگر گروهی بخواهد گروه دیگر را حذف کند ممکن است سرنوشت مشروطه را برای ایران رقم بزند.

در مشروطه روال امر به گونه‌ای شد که سنت گرایان اجتماعی حذف شدند و وقتی کودتا رخ داد، این نیروها برای مقابله با آن در صحنه نبودند. من با توجه به تحلیلی که از شرایط جاری کشور دارم همین خطر را به گونه‌ای معکوس پیش‌بینی کردم و آن خطر حذف نوگرایان اجتماعی است. اگر در مشروطه سنت گرایان اجتماعی حذف شده و نوگرایان اجتماعی یکه تاز میدان شدند در اینجا به نظر می‌رسد قرائتی از سنت گرایان و نه همه آنها غلبه پیدا کرده‌اند و به صورت انحصاری کشور را اداره می‌کنند که این امر هم به حذف بخش اعظمی از سنت گرایان خواهد انجامید و هم به حذف نوگرایان اجتماعی.

در نتیجه اگر حادثه‌ای رخ دهد کشور آن قابلیت و فعلیتی که برای مقاومت در برابر این حادثه را باید داشته باشد نخواهد داشت. بر مبنای تحلیل نظری که من از انقلاب اسلامی و مشروطه دارم به لحاظ نظری مشروطه به نوگرایی فلسفی گرایش پیدا کرد اما انقلاب اسلامی با وجود اینکه هم توجه به سنت گرایی فلسفی و هم توجه به نوگرایی فلسفی دارد اما صبغه گرایش آن به سنت گرایی فلسفی پررنگتر است.

این مسأله می‌تواند خطر حذف نوگرایی اجتماعی و به تبع آن حذف نوگرایان اجتماعی را به ارمغان بیاورد. در مجموع من فکر می‌کنم که مردم دارند حذف می‌شوند. حذف مردم از دیدگاه من به معنای حذف پوپولیستی آنها نیست؛ ممکن است گرایش‌های پوپولیستی هم وجود داشته باشد اما مردم متشکل از اقشار، دیدگاه‌ها و سلایق گوناگونی هستند. وقتی که ما می‌گوییم «مردم»، باید به اقشار، سلایق و دیدگاه‌های گوناگون توجه داشته باشیم. باید توجه داشته باشیم که جامعه بدون تکثر بقا ندارد و رو به موت حرکت می‌کند. ما باید حتماً به استقبال تکثر برویم و البته در کنار این تکثر به وحدت هم توجه داشته باشیم. یعنی وحدت و تکثر را باید دو روی یک سکه بدانیم.

بنابراین شما حاکمیت چنین تفکری را عامل وقایع اخیر می‌دانید؟

من در کل تحلیلم این است که اتفاقاتی که رخ داد برمی‌گردد به ظهور و بروز و نمود تفکر متحجرانه‌ای که صرفاً از سر تکلیف به مردم نگاه می‌کند و خودش را متولی اصلی دین و حکومت می‌داند و چندان میانه خوشی هم با مباحث فلسفی و عرفانی و توجه به مصالح روزمره و زمان و مکان در اداره امور ندارد.

این در واقع مسأله جدیدی نیست و همانطور که گفتم امام همواره گوشزد می‌کردند که نکند مردم در حکومت اسلامی فراموش شوند. به همین خاطر امام مفهوم جمهوریت را از باب تأکید مطرح کردند وگرنه اسلام به حق توجه دارد. اما چون امام می‌دانستند قرائت و تفسیری از اسلام ممکن است به این حق نهفته و مستتر در اسلام بی‌توجهی کند مفهوم جمهوری اسلامی را خلق کردند و بدین ترتیب یک پایه مشروعیت نظام را جمهوریت، مقبولیت و رضایت عامه قرار دادند. اما متأسفانه می‌بینیم که جریانی حاکم شده است که بر خلاف این امر هر روز هم هماهنگ‌تر، مجموعه‌ای‌تر و ارگانیک‌تر عمل می‌کند.

نوع برخورد با برخی اعتراضات را چطور ارزیابی می‌کنید؟

حضرت علی (ع) دست کم از منظری که من می‌خواهم با شما صحبت کنم دو الگو را در اختیار ما قرار می‌دهند؛ یکی از منظر سکوت و عدم حضورشان در قدرت که دست به ترور و کودتا نزدند و کاملاً پایبند به بستر‌سازی لازم برای تشکیل حکومت بودند و دیگری زمانی است که ایشان در قدرت بودند که نوع مواجهه ایشان با مخالفان و نگرش ایشان به آزادی برای ما عبرت آموز است.

ایشان هیچ گاه قصاص قبل از جنایت نکرده و هیچ گاه به قیمت سلب آزادی از مردم تلاش نکردند تا مردم را به صلاح و فلاح برسانند. بنابراین ایشان دو نوع الگوی خارج از قدرت بودن و در قدرت بودن را برای ما عرضه کردند. به اعتقاد من نوع برخوردی که ما با اعتراضات کردیم با الگوی علی (ع) تفاوت داشت و هیچ کدام از این برخوردها علوی نبودند. حضرت پیامبر (ص) وقتی که مکه را فتح می‌کند عده‌ای می‌گویند امروز روز انتقام است اما پیامبر می‌گوید امروز روز رحمت است.

من واقعاً برخورد رحمت آمیزی نمی‌بینم و متأسفانه کماکان هم این برخوردهای قهرآمیز ادامه دارد و این هیچ نسبتی با آموزه‌های دینی و الگوی علوی و نبوی و با ضرورت‌های مدیریت صحیح جامعه ندارد. آن هم جامعه‌ای که دارای پیشینه خاص انقلابی است و امروز بیش از هر چیز نیازمند وحدت است.

آقای افروغ! دولت جدید با منصوب کردن برخی افراد اعتراضات گسترده‌ای را ایجاد کرد. نظر شما درباره برخی انتصاب‌ها در دولت که با مخالفت‌های گسترده‌ای هم مواجه بود چیست؟ آیا نگرش و تفکر خاصی پشت آنها وجود دارد؟

تفکری وجود دارد که در تاریخ اسلام هم سابقه داشته و از آن با عناوین متعددی نام برده شده است. در جهان اهل تسنن از آن به عنوان اشعری گری و در جهان تشیع از آن با عنوان اخباریگری یاد می‌شود. نوعی رفتارگرایی، قشری گری، عوام زدگی و نوعی اجتناب از عقلانیت و تفکر را شاهد هستیم.

متأسفانه به گونه‌ای دیگر شاهد بروز و ظهور همان نفرتی هستیم که در تاریخ اسلام نسبت به فلسفه وجود داشته است. نوعی نگاه اطاعت گرایانه و تکلیف گرایانه صرف به مردم و نوعی تمسک به رفتارها و مناسک دینی و نه باورها و جهان‌بینی‌های اصیل دینی را می‌بینیم. متأسفانه می‌بینیم که تصوری از امام زمان (عج) به دست داده می‌شود که از تصورات منصوص و معقول کاملاً به دور است.

در روایات وارده به ما هشدار می‌دهند که کسانی که وقت[برای ظهور] تعیین می‌کنند کاذبند و کسانی که در این قضیه تعجیل می‌کنند هلاکند و فقط کسانی نجات پیدا می‌کنند که آن را به خدا واگذار می‌کنند. اما می‌بینیم که تصور فعلی کاملاً از روایات منصوص به دور است و بیش از آن که به مسأله انتظار به مثابه یک مفهوم عقلانی و فلسفی توجه شود به مثابه حربه‌ای برای توجیه بسیاری از سیاست‌ها و رفتارهای متحجرانه از آن استفاده می‌شود.

اگر مفهوم انتظار به صورت یک مفهوم عقلی و فلسفی به کار گرفته شود باعث بارور شدن عقل‌ها و به فعلیت رسیدن توانمندی‌ها می‌شود اما وقتی به عنوان یک حربه سیاسی برای تفوق سیاست‌های متحجرانه به کار گرفته می‌شود به معنای تعطیلی عقل تلقی شده و آن وقت بیشتر شاهد تجلی مباحث هیجانی و احساسی و رفتاری خواهیم بود.

این مسأله اساسی است که به جای اینکه ما فلسفه ظهور را خوب درک کرده و قابلیت‌های خود را به فعلیت برسانیم با فراموشی قابلیت‌ها و توانمندی‌های عقلی و انسانی خود مدام دستمان را بالا بیاوریم و بگوییم که امام زمان زودتر بیا. ما باید بستر را فراهم کنیم.

بسترسازی یعنی اینکه ابتدا توان خود را فهم کرده و عقلانیت خودمان را بارور کنیم و عقل را اساس برنامه‌ریزی و اعتلای کشور قرار دهیم. وقتی ما از عقل و توانمندی‌های بشری فاصله می‌گیریم و همه چیز را احاله می‌دهیم به امام زمان (عج) حاصلش چیزی است که اصلاً نمی‌شود روی آن برنامه‌ریزی داشت. چطور بگویم فضای فعلی فضای آسانی برای بیان این مسائل نیست.

چه کسی می‌تواند به من بگوید که سهم امام زمان مثلاً ۸۰ درصد یا ۴۰ درصد و یا ۵۰ درصد است؟! چه کسانی می‌توانند بگویند که چون امام زمان حاضر است پس او مسئول تمام زشتی‌ها و پلشتی‌های ما هم هست و همه چیز را به امام زمان نسبت دهد! اینطور نیست. ما خودمان اراده داریم و خودمان هم مسئول زشتی هایمان هستیم. ما باید چنگ بزنیم به آموزه‌هایی که منتسب به ائمه و امام زمان است و از خودمان سلب اراده نکنیم و همه چیز را به جایی که اصلاً قابل سنجش نیست احاله ندهیم.

با وجود اینکه در احادیث ما را برحذر داشته‌اند از اینکه ادعایی داشته باشیم که این ادعا مورد تأیید شرع و عقل نیست با این حال عده‌ای می‌آیند و با تکیه بر احساسات پاک مردم مسائلی را به امام زمان و خودشان نسبت می‌دهند آنچنان که می‌بینیم اعتراض علما را هم برمی‌انگیزد و این جای تقدیر است که این مسأله آنچنان به مسأله عام و مبتلابهی تبدیل شده است که علما هم در خصوص آن موضع می‌گیرند.

بنابراین امروز می‌بینیم تفکری غالب شده است که بر مبنای آن یک سری انتساب‌های بی‌دلیل که من در جایی از آن با عنوان انتظارگرایی‌های نامعقول و بی‌اعتبار یاد کردم انجام می‌گیرد. تصمیماتی گرفته می‌شود که واقعاً به معنای تعطیلی عقل و ذات و جوهره انسانی است و شاهد منتسب کردن بسیاری از رفتارهای ناموجه به جایی هستیم که منشاء امید و تلاش و تفکر و تعقل است.

پیش‌بینی شما از فضای سیاسی کشور در آینده چیست؟ آیا پس از فروکش کردن هیجانات فعلی می‌توان شاهد ازسرگیری فعالیت‌های سیاسی به شکل معمول بود؟

به این سؤال بایستی مشروط پاسخ داد. اگر از شرایط فعلی درس عبرت بگیریم و این شرایط را آسیب‌شناسی کرده و بتوانیم فهم دقیقی از مسائل ارائه کنیم می‌توانیم با استفاده از جوهره انقلاب اسلامی و با توجه به آموزه‌های دینی و فلسفی تشیع، فضا را تغییر داده و به سمت عقلانیت بیشتر و مدیریت بهتر و استقبال از تکثر دیدگاه‌ها و فهم جمهوری اسلامی و ملزومات و سازو کارهای آن پیش ببریم.

اما اگر همین روند بخواهد ادامه پیدا کند و ما امنیت گرایانه و مصلحت گرایانه برخورد کرده و با فرافکنی به جاهای مختلف بخواهیم مسأله را مدیریت کنیم من آینده بدی را پیش‌بینی می‌کنم. البته علائمی دال بر اینکه عده‌ای به فهم دقیق انقلاب و فهم فلسفی و عرفانی از آن بازگشت کرده‌اند دیده می‌شود. این بازگشت می‌تواند مبارک باشد.

به اعتقاد من در این میان علما نقش اساسی دارند. علمایی که در پیدایش انقلاب اسلامی نقش داشته‌اند می‌توانند در نظریه پردازی آن نقش فعال‌تری ایفا کنند و زنگ خطر را به صدا درآورند. شرایطی که در مدت اخیر شاهد آن بودیم شرایط مطلوبی نبود. ما تاکنون انقلاب مخملی نداشتیم اما اگر بخواهیم همچنان مسائل را امنیت گرایانه پیش ببریم انقلاب مخملی می‌تواند در آینده در کمین ما باشد.

یعنی می‌توانیم برویم به سمتی که مردم اصل حکومت دینی را کنار بگذارند و خواهان یک حکومت سکولار شوند. چراکه آنها به این نتیجه می‌رسند که وقتی حکومت دینی نباشد قدسی نیست و وقتی قدسی نباشد می‌توان به راحتی آن را نقد کرد. در حالی که در مردم سالاری دینی نه تنها نقد تعطیل نمی‌شود بلکه نقد مضاعف و دو لایه می‌شود، هم عطف به حقانیتش و هم عطف به مقبولیتش.

بنابراین در چنین نظامی قدسیت مانع نقد نیست بلکه عامل نقد است. نخبگان ما باید مطمئن شوند که حاکمان ما و سیاست‌ها و رفتارها ی منتسب به حاکمان ما از حقانیت لازم برخوردار است و مردم هم باید از این رفتارها و سیاست‌ها رضایت کامل داشته باشند.

پس در چنین نظامی نقد دو لایه است اما ممکن است تفسیری از قدسیت نظام به دست داده شود که مانعی جدی برای نقد تلقی گردد در این صورت از یک سو خطر نظام‌های سکولار و از سوی دیگر خطر دیکتاتوری مطلقه دینی منتخب جمهوری اسلامی را تهدید می‌کند. من پیش‌بینی می‌کنم که اگر به تکثر توجه نداشته باشیم یک وحدت صوری حاکم می‌شود و وحدت صوری یعنی نفاق و با نفاق نمی‌شود جامعه را اداره کرد. پس باید با تفکر و عقلانیت بیشتری جامعه را اداره کرد.

تاکنون آرایش نیروهای سیاسی در کشور با شکاف اصلاح‌طلب-اصولگرا همراه بوده است اما با توجه به رخدادهای اخیر برخی معتقدند که این شکاف وارد جبهه اصولگرا شده است و از این پس شاهد ظهور بازیگران و آرایش سیاسی جدیدی خواهیم بود. در این خصوص چه نظری دارید؟

اصولگرایان یکپارچه نیستند بلکه طیفی هستند. حسنی که اصولگرایان داشتند و شاید در جبهه اصلاحات کمتر شاهد آن بودیم این بود که نقد درون اردوگاهی خود را به نمایش گذاشتند. لذا می‌بینیم که مخالفان این تفکر غالب صرفاً از اردوگاه اصلاح‌طلبان نیستند و اتفاقا مبدع این انتقادات را بیشتر باید در اردوگاه اصولگرایان جست‌وجو کرد.

این نشان می‌دهد که برخی چهره‌های منتقد اصولگرا به دلیل داشتن سابقه تفکر عقلانی و فلسفی و به دلیل توجه به دعوای تاریخی علم گرایی و اراده گرایی یا تفکر اصولی و اخباری متوجه خطر هستند و این اتفاقات هم باعث هوشیاری بیشتر آنها و جدی‌تر شدن نقدهایشان شده است. با این حال من فکر می‌کنم که در آینده رگه‌هایی از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان به هم نزدیک شوند.

چون ما در جناح اصلاح‌طلب هم کسانی را داریم که به اصول و انقلاب اسلامی التزام داشته و مبانی اسلام را خوب می‌فهمند و جمهوری اسلامی را خوب درک می‌کنند. به اعتقاد من در آینده شاهد قرابت بیشتر میان بخش عاقل و منتقد اصلاح‌طلب با بخش عاقل و منتقد اصولگرا خواهیم بود و بدین ترتیب جریان سومی ظهور خواهد کرد. این جریان عطف به وجه کیفی نظری و فلسفی و فرهنگی خودش یک تجلی سیاسی هم پیدا می‌کند و لذا ما شاهد یک طیفی شدگی در اردوگاه‌های سیاسی خواهیم بود. البته همه اینها به شرطها و شروطها است که در بخش‌های قبلی صحبت‌هایم به آنها اشاره کردم.

با توجه به فضای ایجاد شده، رفتار گروه‌های سیاسی را در آینده چطور پیش‌بینی می‌کنید؟ برخی معتقدند که اصلاح‌طلبان دچار رادیکالیسم خواهند شد. دیدگاه شما در این خصوص چیست؟

می تواند رادیکالیسم حاکم شود اما این رادیکالیسم فقط در اصلاح‌طلبان نخواهد بود. ممکن است اصلاح‌طلبان به دلایل اجتماعی و سیاسی و حوادثی که متوجه آنها شده است استعداد بیشتری برای گرایش به رادیکالیسم داشته باشند اما من فکر می‌کنم این خطر اردوگاه اصولگرایان را هم تهدید می‌کند.

یعنی وقتی برای نقد دو لایه مستتر در جمهوری اسلامی این همه مانع دیده می‌شود ممکن است اصولگرایان هم به این نتیجه برسند که تا چه زمان بایستی صرفاً به دلالت‌های یک مبحث نظری دل خوش کرد؟ ممکن است به این نتیجه برسند که مشکل در نظر نیست بلکه در عمل است و آنگاه متقاعد شوند که باید کمی عمل گرایانه‌تر و انضمامی‌تر با مسائل برخورد کرد و دست از دیدگاه‌های مطلوب خود برداشته و تن به واقعیات بدهند.

آقای دکتر! قالب فعالیت‌های سیاسی را پس از این چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا فکر می‌کنید این فعالیت‌ها باز هم در قالب حزب و حزبگرایی تداوم خواهد یافت یا اشکال دیگری به خود خواهد دید؟

من فکر می‌کنم در حال حاضر بهتر است عقلای هر دو قوم بنشینند و مسأله را خوب فهم کرده و ریشه یابی کنند و به یک درک اجماعی و راه حل مشترک در این خصوص برسند. چراکه این مسأله یک مسأله جناحی نیست و فراتر از این صف آرایی‌های خام جناحی در کشور است.

اگرچه من همواره از عقلانیت سیاسی و حرکت به سمت تحزب و پذیرش گروه بندی‌های سیاسی عقلانی و شناخته شده در کشور سخن گفته‌ام اما شرایطی رخ داده است که به نظر می‌رسد ما به عنوان یک راه حل اساسی‌تر و برای جلوگیری از آسیب‌هایی که ممکن است با آنها دست به گریبان شویم نیازمند یک همگرایی و اجماع میان برخی چهره‌های اصولگرا و اصلاح‌طلب هستیم.

باید توجه داشت که عقلانیت و تحزب ترجمانی از فرآیند تفکیک در جامعه هستند و من احساس می‌کنم که امروز ضمن اینکه ما نیازمند فرآیند تفکیک هستیم اما به دلیل غلبه جناحی از اصولگرایان که درک متحجرانه و اشعری مسلکانه‌ای از دین دارد و متأسفانه تفسیر امنیت گرایانه و مصلحت گرایانه خودش را بر وجهه حقیقت طلبانه و آزادی گرایانه اسلام و حکومت تحمیل می‌کند حوادثی در کشور رخ داده است که فرآیند همگرایی و وحدت ما را مخدوش کرده است.

به نظر من وقتی چنین اتفاقی رخ می‌دهد باید یک اشتراک نظر بین عقلا و متدینان هر دو گروه برای مقابله با این معضل ایجاد شود. این معضل در حال حاضر هم گریبان اصلاح‌طلبان را گرفته است و هم گریبان اصولگرایان را. وقتی که این مرحله را به سلامت پشت سر گذاشتیم آن وقت می‌توانیم برویم به سمت فرآیندهای تفکیک و تکثری که برای اداره صحیح جامعه مورد نیاز است.

اما فعلاً مسأله اصلی سازوکارهای معطوف به همگرایی و وحدت بین نیروهای سیاسی است که باید به آن توجه داشته باشیم. بنابراین نباید دو نکته را از نظر دور داشت؛ اول اینکه واقعیت فعلی جامعه ما حکایت از یک طیفی شدگی دارد تا قطبی شدگی و دوم اینکه در این مرحله باید به فرآیندهای همگرایی توجه بیشتر داشته باشیم. هنگامی که از این آسیب به سلامت عبور کردیم آن وقت می‌توانیم به سمت توجه بیشتر به عقلانیت و تحزب و قطبی شدگی لازم برای اداره صحیح جامعه برویم.

آقای دکتر سؤالم معطوف به رشته شما یعنی جامعه‌شناسی است، آیا می‌توان برخی حرکت‌های اعتراضی مردم را در تحولات اخیر یک جنبش اجتماعی نامید؟

باید ابتدا جنبش را تعریف و دسته‌بندی کنیم. جنبش اتفاقی است که در عرصه غیر رسمی رخ می‌دهد و معمولاً یک فلسفه سیاسی٬ ایدئولوژی٬ رهبری تعریف شده ٬ منبع مالی مشخص و عضوگیری تعریف شده‌ای دارد. به علاوه باید ببینیم این جنبش از چه جنسی است. گاهی جنبش اصلاحی است و می‌خواهد دست به اصلاحات درون گفتمانی بزند و گاهی ممکن است جنبش انقلابی باشد یعنی بخواهد اساس و بنیان را بر هم بزند. من شخصاً معتقد هستم که این یک جنبش درون پارادایمی و درون گفتمانی است.

یعنی عده‌ای از عرصه غیر رسمی می‌خواهند اصلاحاتی را رقم بزنند که این اصلاحات از جنس انقلابی نیست و نمی‌خواهند جمهوری اسلامی را کنار بزنند. تا جایی که من شاهد هستم و موضع گیری‌ها را مرور می‌کنم می‌بینم که اینها معتقد هستند فاصله گیری‌هایی از انقلاب اسلامی و از لایه‌های آن از جمله قانون اساسی اتفاق افتاده است که باید مرمت و تعمیر شود. این امر حتی اگر جنبش هم باشد امر مبارکی است و باید به استقبال آن رفت و از فرصت‌هایی که می‌تواند این جنبش در اختیار ما قرار دهد کمال استفاده را کرد.

ما می‌بینیم که مردم به فردی چنگ زده‌اند که این فرد خودش سابقه رفتار انقلابی و مدیریت در زمان جنگ و بحران را دارد. به واقع این یک فرصت است و باید آن را به فال نیک گرفت. باید از ظرفیت‌های قانون اساسی در راستای هدایت این جنبش یا حرکت خاص اجتماعی به سمت و سوی اصلی‌اش کمال استفاده را کرد. نمی‌شود یک طرف را به رفتار قانونمند دعوت کرد اما به ظرفیت‌های قانونی برای اجازه فعالیت قانونی توجهی نداشت یا از یک طرف بگوییم بروید و واکنش قانونی نشان دهید اما از سوی دیگر هیچ محمل قانونی را در اختیار این فرد یا نیروی مورد نظر قرار ندهیم.

این در واقع نقض غرض است. قانون اساسی ظرفیت‌هایی را برای ما تعریف کرده است که این ظرفیت‌ها هم برای معترضان و هم برای سیاست گذاران و تصمیم گیران تعریف شده است. من به عنوان یک جامعه شناس عرض می‌کنم وقتی تصمیم گیران این فرصت را در اختیار نیروهای اجتماعی قرار نمی‌دهند نباید انتظار داشت که نیروهای اجتماعی دست روی دست بگذارند. آنها می‌روند و از محمل‌های غیر قانونی استفاه می‌کنند. من احساس می‌کنم این جنبش نوعی بازگشت به انقلاب است با یک تعبیر خاص که آن تعبیر هم چندان تعبیر ضد انقلابی نیست و به هیچ وجه صبغه مخملی و برانداز ندارد.

پس چرا عده‌ای سعی دارند آن را انقلابی مخملی قلمداد کنند؟

نمی دانم چه اصراری است که عده‌ای می‌خواهند با توجه به امکاناتی که در اختیارشان هست و با تفسیرهای تنگ و قشری و کلیشه‌ای و معمولاً ژورنالیستی انگ مخملی بودن به یک اعتراض طبیعی و عادی بزنند که در تمام دنیا به وفور اتفاق می‌افتد و البته آنها به خوبی مدیریت می‌کنند و مسأله را پشت سر می‌گذارند.

این تفسیرهای ناشیانه که در یک سری از اردوگاه‌های خاص شکل گرفته و طراحی می‌شوند من را به یاد سوفسطاییان زمان افلاطون می‌اندازد. این سوفسطاییان فکر می‌کنند علامه دهر و متخصص هر رشته‌ای هستند. آنها با تلاش در جهت جعل واقعیات و با لفاظی و بیان مطالب پیش پا افتاده و با کلیشه‌هایی که به دست می‌دهند خود را مستغنی از هر رشته‌ای از الهیات، طبیعت‌شناسی، جامعه‌شناسی، روانشناسی و فلسفه گرفته تا به تعبیر افلاطون کشتی‌گیری می‌دانند بدون آنکه تخصصی در آن داشته باشند.

متأسفانه طوری شده است که جامعه به اهل علم و خرد رجوع نمی‌کند و عده‌ای فکر می‌کنند با برداشت‌های ژورنالیستی و سطحی و داده‌های خود ساخته و مشهورات طراحی شده می‌توانند کشور را اداره کنند. متأسفانه با گره‌ای که می‌شد به سادگی بازش کرد طوری برخورد می‌کنیم که فکر می‌کنم دندان رستم هم نتواند بازش کند.

هانتینگتون در کتاب «موج سوم دموکراسی» خود الگویی در توضیح رفتار دولت‌ها با جنبش‌های خواهان دموکراسی در جهان سوم ارائه کرده است. به نظر می‌رسد رفتار دولت در مواجهه با رویدادهای اخیر و حرکت‌های اعتراضی مردم با این الگو منطبق باشد. نظر شما در این خصوص چیست؟

من سعی می‌کنم تفکر بومی داشته باشم و بر اساس شرایط ساختاری و فرهنگی و تاریخی خودمان مسائل را فهم کنم. معتقد هستم که این گره ساده‌ای بود که به کلاف پیچیده‌ای تبدیل شده است. شاید بخشی از این ماجرایی که ما شاهد هستیم ناشی از القائات تئوریک همان غربی باشد که اینها دم از مواجهه و مقابله با آن می‌زنند.

یعنی در حالی که منشاء تئوریکشان از غرب آمده اما به عنوان مقابله با تئوری‌های غربی همان تئوری‌ها را دارند دنبال می‌کنند. نمی‌گویم که نباید از تئوری‌های غربی استفاده کرد اما نباید اسیر این تئوری‌ها شد. ما خودمان منابع خوبی برای برخورد با بحران هایمان داریم. از جمله این منابع آموزه‌های دینی و شیوه مدیریت حضرت پیامبر و به ویژه حضرت علی است.

چرا که در زمان حضرت علی (ع)ما شاهد آن وحدت اولیه و آن وجه کاریزما و عاطفی دوران پیامبر نیستیم و به همین دلیل حضرت علی مجبور می‌شود با تکیه بر مشورت و عقلانیت بیشتر و با توجه به تفسیرهای دینی خودش کشور را اداره کند و بدین ترتیب منبع ذی قیمتی را در اختیار ما گذاشته است. ما اگر به منابع دینی خودمان مخصوصا شیوه حکومت داری حضرت امیر چنگ می‌زدیم بهتر می‌توانستیم کشور را اداره کنیم.

راه‌اندازی تشکیلات سبز امید از سوی میرحسین موسوی را چطور ارزیابی می‌کنید؟

من منتظرم تا منشور و ایدئولوژی و فلسفه سیاسی آن را ببینم که ظاهراً تاکنون مدون نشده است. اما با توجه به شناختی که از آقای موسوی و الگوی زیست مسلمانی که قبل از حضور در عرصه سیاست تدوین کرده‌اند دارم این را به فال نیک می‌گیرم و آن را فرصتی برای بارور شدن و تقویت ظرفیت‌های مربوط به انقلاب اسلامی می‌دانم.

برخلاف نگرانی‌هایی که از سوی یک جناح و تفکر خاص مطرح می‌شود من هیچ نگرانی نداشته و معتقدم باید از این فرصت استفاده کرد و اگر از آن استفاده نکنیم این فرصت از دست رفته و بحران‌هایی به سراغ ما می‌آید. به هر حال باید پذیرفت که جامعه را یک تفکر آن هم از جنس قشری‌اش نمی‌تواند اداره بکند.

منبع: خبر
نظرات بینندگان:
درود بر آقای افروغ
یکبار متن را بخوانید؛ اصلا تیترتان از متن در نمی آید.
چرا ارزش سایتتان را با این تیترهای مغرضانه و تخریبی پایین می آورید؟
حداقل ماه رمضانی، یک کم اخلاق داشته باشید
درود بر شجاعت دکتر افروغ که به کسانی که با هتاکی به دنبال حذف منتقدینند نشان داد که در مواجه با اصولگرایی دلسوز و با دغدغه، راه درستی را انتخاب نکرده اند
سلام تو را به خدا ي نفر رو بياريد كه انجمن حجتيه را بشناسه هر كي مياد در مورد انجمن حرف مي زنه مزخرف ميگه
من واقعا از افروغ خوشم نمیومد ولی از ته دلم میگویم خدا رحمت کند پدرومادرت را آقای افروغ که هنوز جوانمردی در جبهه اصولگرایان مدعی پیدا میشود درود بر تو که حرف دل مارا زدی
عجب
بالاخره کسی جرات کرد این حرفارو بزنه
مرسی آقای افروغ
سلام بالاخره یک نفر پیدا شد و رفت سر اصل موضوع یعنی گروه حجتیه با بیانی به نام دین سردین رابردند. خدا به ما رحم کند
خدايا به ما عامة مردم دركي عنايت كن كه عقلاي خود را به صدر نشانيم و ايشان را حرمت و پيروي كنيم.
یاشاسین افروغ
من وقتی نظراتی چون نظرات دکتر افروغ را می خوانم آرام می شوم و امیدوار به اینکه هنوز هستند کسانی که نمی خواهند ایران ویران شود، کنام پلنگان و شیران شود
به این میگن نماینده مردم حرف دل مردم رو بدون رو درواسی می گه .
تو که می گی درود یعنی همه ی اینو خوندی؟ بابا ای ول
زنده باد دکتر افروغ
حرف حق را بشنوید اگر وجدان دارید
سلام بر آقای افروغ
درود بر آقای افروغ اندیشمند منصف و حقیقت جو
آقای افروغ درست زدید وسط خال!!
مواظب باشید بلایی سرتان نیاورند. خدا شما را حفظ کند.
خيلي جالب بود و تحليل بسيار مناسبي داشتند اي كاش همه اينگونه به فكر بودند.
درود بر مدرس زمان
افروغ مردی که هیچگاه حقیقت را فدای مصلحت نکرد و توهین هایی که به او می شود برای همین است
احسنت
درود بر مسلمان واقعي
خيلي قشنگ وخوب گفتيد اصلا فكرنميكردم
باالاخره کم کم داره سروکله ادمهای شجاعتر وصریحتر پیدا میشه واقعا خوشحالم وبهایشون تبریک میگم.
بله منهم به این جامعه شناس ارزنده کشورمان آفرین میگویم؛ انشاءالله موفق وموید و مستدام باشند.
حق حقیقت گفتن برای هر بیننده و شنونده با خردی زیباست مگر که ...!!
ايشان واقعا جامعه شناس است. بايد قدر اينها را بدانيم.
اي كاش عقلاي ما وارد مجلس ، قوه مجريه و ... ميشدند
تیتر بی ربطی داشت!
باتشکر از این بزرگوار آنچه گفته است علمی و عالمانه و عاقلانه ومنصفانه است زیرا : 1- بافرمایش امام علی (ع) منطبق است که راه میانه راه سعادت است و غیر آن مذلت2-با هشدار امام خمینی در مورد خطر متحجرین منطبق است 3- با احادیث در مورد زمان ظهور منطبق است 4- نه گوش شنوائی برای شنیدن حقیقت به علت حفظ قدرت باقیمانده و نه فریادی و امر به معروفی و نهی از منکری 5- علمای عامل کجایند که به دجاله ها نهیب بزنند یا منتقم
درود برتو به اميد پيروزي
هرچی به نفعتونه می زنین نامردا
اقای دکتر ایا نبرد اصلی بین سنت و مدرنیسم نیست؟اگر نیست این قرائت های متضاد از اسلام را در دوسر طیف مسلمانان شیعه در کشور به لحاظ جامعه شناختی معلول چه میدانید؟ایا بر مبنای تحلیل روابط قدرت در درون حاکمیت سیستم کشور و با توجه شرائط محیطی حاکم در خاورمیانه انتظار وابستگی بیشتر به شوروی و چین قا بل پیش بینی نیست؟و بالنتیجه تصمیم به حذف تفکر اصلاح طلبی فعال از کشور نخواهد بود؟جریان دادگاه های فعلی این علامت را نمی دهد؟ جریان دانشگاه ازاد نشانه شروع نیست؟انتخاب دولت برمبنای خودی بودن و نه صلاحیت نشانه نیست؟از بین بردن امکان تعامل مفید بین دو جناح در اخرین لحظه ها چگونه تعبیر میشود؟جهت اصلی کشور تعیین شده است و بر مبنای برنامه خاص پیش میرود.برنامه دولت نمیتواند انجام سند چشم انداز باشد زیرا الزامات ان با این برنامه ها در تضاد است.شما چگونه فکر میکنید؟
آقای دکتر افروغ حضرت علی(ع) میفرمایند حق را بشناسید سپس میتوانید اهلش را بشناسید . اما شما تعدادی را اهل حق مینامید سپس از این منظر حق را از دید خود تفسیر میکنید.البته این گونه تفسیر به رآی در طول تاریخ کم نبوده و چه بسا افرادی مانند خوارج با اینگونه تفاسیر جو زده شده و آخرالامر میگویند لا حکم الا الله!!! .
مقاله فوق نه ربطی به گروه معلوم الحال حجتیه دارد و نه افرادی که دنبال تعالی و رشد جامعه هستند بلکه ایجاد شبه در ضمیر ناخوداگاه افراد جو زده است .نظریه آقای هانگتینگتون که یادمان نرفته (جنگ تمدنها) که همچنان ادامه دارد حال دولتهای حامی دمکراسی که موفق نشدند با جنگ سخت تمدنهای کهن را نابود کنند و طرح جدید آنها جنگ نرم و بالکانیزه است جهت تحقق بخشیدن به نابودی با ایجاد جنگهای مدرن (مانند جنگهای سایبرنتیک ، جنگهای رایانه ای ، عملیات روانی و...) و تخطئه و ایجاد شبه در ناخوداگاه افراد جو زده (در یک بازه زمانی خاص) سپس کمای عمومی جامعه و... ، به مقصود آقای هانگتینگتون نزدیک میشوند.
آقای دکتر دعا میکنم که شما مجری این امور نباشید و فردای قیامت دلیلی برای ایجاد شبه داشته باشید.
آقای دکتر افروغ ممکن است بفرمایید کدام گروه، کدام گروه را می خواهد حذف کند. فعلا که همگی علیه یک گروه متحد شده اید!
یک فیلسوف تابحال هرگز یک روحانی را نکشته است، در حالیکه روحانیون فلاسفه زیادی را کشته اند. جمله ای از دنیس دیروت.
سلام بر افروغ من شجاعت شما را در ابراز فهم منطقیتان می ستایم و در مجلس جای شما را خالی مبینم امید همه وطن دوستان به وجود امثال شما در جناح های مختلف خوش است
بابا جمع کنید سایتتون رو همش به نفع خودتون پیام رو درج میکنید 10تا پیام مخالف نبود نشون بدید!!! یه بچه دو ساله هم میدونه دارید گزینشی عمل میکنید.
فقط میشه گفت عالی بود حتی از اصلاج طلبها هم قشنگتر موضوع رو بررسی و ریشه یابی کردن
خاك بر سرت با اين تيتر زدنت!
حرف هایی از سر کینه و بغض . انصافا حرفا ربطی به تیتر داشت؟
آقای افروغ ازخود مصاحبه کننده هم رو دست خورد . چون بسیار مطالب حساس تر و قابل اعتتنا تری را مطرح کرده اند اما مصاحبه کننده معاندبا این تیتر اصل مصاحبه را کاملا واژگونه جلوه داده است
تبریک به خاطر شجاعت در بیان واقعیت
تشكر ميكنم واقعا مسله روز ايران رو بصورت علمي تحليل و راه حل ارائه دادند باشد كه گوش شنوايي!!!
چه خوب بود دیگر عقلای نظام هم به جریان خزنده انجمن به اصطلاح ضد بهائیت یا همان حجتیه پی میبردند و به تاریخ قبل و اوائل انقلاب نگاهی میانداختند تا از چهره واقعی این مسلمانما ها که آب در استین صهیونیسم جهانی میریزند آگاه شوند.
آفرین بر افروغ!
ما كه خودمان را از پيروان علي (ع) ميدانيم ، بايستي منافع كوتاه مدت در قدرت ماندن را به دليل منافع دراز مدت و ماندگار ماندن يك انديشه ارزشمند رها كنيم .
انسانهای شریف و با وجدان که پشتوانه انقلاب ایران هستند اجازه نخواهند داد مطالبات بحق مردم در هیاهوی اتهامات شبیه انقلاب مخملی قربانی شود
متن را که می خوانم وبعد نظرات را ، می بینم اصل عقل ورزی است و بیغرضی ...
وگرنه اصلاح طلبی یا اصول گرایی ...
جامعه ایرانی آنقدر بزرگ شده استکه تاب "اندیشه" را داشته باشد و آنچه را که بر نمی تابد دروغ است و نفاق و کفری که در پس نقاب دین پنهان است.
سخنی که از دل بر آید بر دل نشیند حرف حق ار هر حلقومی که بیرون بیاید طالب دارد خدایا به این ماه عزیز حق گویان را (افروغ ها)را یاریشان کن
درود برافروغ
ایکاش بجای بعضی وکیل الدوله های مجلس ایشان نماینده می شدندیک وکیل المله وافعی
سلام...البته امیدوارم این که میگم :1)نوشته شود در نظرات...2)رخدادی اتفاقی باشد.
الف:یعنی کسی مخالف با نظر آقای افروغ مطلب نداشته (اینجا نیز نقد کردنی که بوی مخالفت دهد ظاهرا" اشکال امنیتی پیدا میکنه و ...)
ب: اما راجع به نظرات خود دکتر: ضمن ارادتی که به ایشان و خانواده محترمشان دارم در ابتدا توصیه ای برادرانه دارم : مراقب باشید دچار گفتمان "ان شا الله گربه است" گرفتار نشوید.
سپس نقد: همین (مثکه وقت برنامه تموم شد)...هر موجودیت کاملی (اعم از نوشته...عقیده...عملکرد و...) برخوردار از یکسری نشانه های سلامتی است از آن جمله :جاذبه و دافعه...حقیقتا" نکته در خور توجهی از سخنان شما ندیدم که مشمول نقدی جانانه قرار گیرد(هر چند که پیش از این درباره جنابعالی جور دیگری بر ذهن حقیر خطور کرده بود...البته شاید این مجال، اینطور بود...ان شا الله)
واقعیت این است که مردم به جریان حاکم موجود رای مثبت داده اند و ادعای ایشان مبنی بر کنار زده شدن مردم توسط این جریان با این واقعیت در تضاد است ، شاید زندگی در تهران بین 2 میلون رای دهنده به آقای موسوی این توهم را ایجاد کرده است ، بد نیست عقلائی مانند ایشان کمی وقت گذاشته سری به حاشیه ها و مناطق محروم بزنند تا مردم را بهتر بشناسند ، و اگر حاشیه نشینان را نادان و آن 2 میلیون را فرهیخته فرض کرده اند بهتر است مطالعات عمیقتری در رابطه با جامعه شناسی مرکز نشینان داشته باشند.
الگوی شما علی(ع) و حق گوئی علیست.
آقای افروغ هر چند مخالف شما هستم ولی شما حقیقت را گفتید.ادامه حقیقت فراموش نشود.یا علی مدد...
آقای افروغ یاانجمن حجتیه را اصلا نمِی شناسندیااوضاع امروز جامعه را.
بسیارمنطقی و واقعی بیان شده انشاالله مجددابه احکام اسلام توجه خاص شود
تو که دم از اخلاق می زنی خوب نیا تو این سایت اخلاق شما حجتی ها با بقیه فرق می کنه می فهمی؟
زنده باد افروغ آرِی برادر
4 سال پیش به دوستام گفتم آماده باشید که انجمنی ها وارد بازار شدن. اینها طیف جدیدی از انجمن حجتیه هستن که وارد حکومت شدن. چون طیف سنتی اونها که اصلا حکومت اسلامی در زمان غیبت رو قبول ندارن. احسنت به افروغ
افروغ مرد اخلاق
با سلام - از بينش و تحليل ايشان متشكر هستم.
با سلام - از بينش و تحليل ايشان متشكر هستم.
آقای افروغ اگردرسال 84وزیر فرهنگ دولت نهم انتخاب شده بودید بازهم ازین حرفها می زدید.اظهارات خانم هیلاری .حمایت پرز واوباماوستایش نامه رجوی کسی که سرنوشت اوبرای دوستان شماباید عبرت آموزباشه از میرحسین کافی نیست
درود بر دکتر افروغ دقیقا حرف دل مردم را زدید " به نظر می‌رسد در این میان آنچه که مغفول واقع شده حق مردم است. "
آقاي افروغ تصويري كه از شرايط سياسي امروز ارائه مي دهيد كمابيش واقعيست اما اميدتان به عقلاي اصول گرايان چندان واقعيت ندارد چرا كه ايشان در تنها نهاد انتخابي (مجلس) هنگام بررسي صلاحيت وزراي پيشنهاد شده مصلحت خويش را برگزيدند و دغدغه فرداي كشور نداشتند.
بنده فقط در سوال آخر که جواب دادند تردید دارم و نمیدونم تحلیل آقای افروغ از تشکیلات آقای موسوی درست هست یا نه؟
از دکتر افروغ ممنون به خاطر شجاعت دربیان حقایق وعقل گرایی
حرف دل ما رو زدی دکتر ، شما باید الگوی اصولگرایان باشی.
دورد بر دکتر افروغ که واقعیات موجود در
جامعه را بطور شفاف نقد فرمودند ، بله حضور چند تفکر که در چهار چوب قانون اساسی عمل کنند باعث پیشرفت وبالندگی جامعه خواهد شدو جلوی انحطاط وخود کامگیها را میگیرد.
خیلی خوشم اومد. یه روشن فکره. نحوه تفکرش آدم رو یاد شهید مطهری میندازه. گرچه پسر شهید مطهری هم دست کمی از پدر ازادی خواه و دیندارش نداره. امیدوارم با این گونه افراد متفکر و دارای بنیاد فکری درست بیشتر مصاحبه بکنید.
با سلام

بنطر من آلای افروغ شناخت کاملی از حوادث اخیر دارند و علت این حوادث را به درستی تشخیس داده اند.
خودتان متوجه شدید اصلا تیتر چیست

حرف چیست خدا را در نظر داشته باش

غیر از غرض چیزی نیست خدا را در نظر داشته باش
من معتقدم دکتر افروغ درسن میگوید که جامعه به اهل علم و خرد مراجعه نمیکند و بیشتر سراغ برداشتهای شتابزده و سطحی ژورنالیستی می رود. به نظر من ضمن آنکه رزونامه و خبرگزاری ها اخبار وقایع اخیر را به مردم برسانند در کنار اینها امکانی فراهم شود کسانیکه مثل دکتر افروغ و دیگران که تعدادشان کم نیستند و خبره این کارند به ریشه یابی این جریانات بپردازند و راه حلی ارائه دهند.
در نظر گرفتن شرایط ساختازی و الگوی فرهنگ متمدن ایران واقعا گره ساده ای بود که به کلاف پیچیده ای تبدیل شد . با امید اینکه ساده صحبت کنییم ساده فکر کنیم و ساده تصمیم بگیریم
لطفا من جوان را راهنمائي كنيد كه اين انجمن حجتيه كه اينقدر قدرتمند است كيست و كجاست و چه شكلي است و افراد آن چه كساني هستند ؟
کاش ايشان به جاي اين همه کلي گويي به بيان مصداقهاي عدم تبعيت از عقل اصولگراياني که منظورشان بود نيز مبادرت ميکردند . آيا دانسته يا ندانسته با طرح مساله تقلب ،پايه هاي نظامي که خون هزاران شهيد براي آن نثار شده را متزلزل کنيم و ... جز انقلاب مخملي چيزي هست .شائبه اشعري گرايي درست نيست . اين همه تحولات و پيشبرد امور لازم براي کشور ( ازجمله سهميه بندي سوخت ، نظام يارانه ها ، سهام عدالت ، قانون خدمات دولتي ، سفرهاي استاني ، عزل و نصبهاي بدور از رودربايستي ، و ...) جز با شجاعت انقلابي و با اتکاي به عقل ميسور است . کي گفته با امام زمان ارتباط خاص دارد؟ در ضمن رفتاري که پيامبر با يهود مغرض داشت طبق نص آيه قرآن و گرفتن فديه را فراموش نکنيم . انصاف هم چيز خوبيست .
آقای افروغ لطفا منشور و ایدئولوژی آقای موسوی که تازه ارائه داده است را بخوانید تا بفهمید منشور ایشان هم با آنچه که حضرت علی علیه السلام بیان فرموده اند چقد فاصله دارد و می تواند شروع فتنه و ناامنی دیگر باشد. منشوری که هدف خدائی ندارد و فقط از آیات قرآن آنهم ناشیانه برای توجیح استفاده شده است. لطفا شما در این زمینه هم نظر خود را بدهید(بی صبرانه منتظر نظر شما در مورد آن هستم).
با تشکر
انشاالله ، دروغگویان رسوا خواهند شد !
امیدوارم بقیه زعمای قوم از اصولگرایان نیز عقلانیت را سر لوحه برخورد های خود قرار دهند . از آقای افروغ متشکرم
درود بر متفکر اصول گرا ودلسوز انقلاب
این انجمن حجتیه منو یاد انجمن فراماسونی میندازه !
با سلام باید به عرض برسانم
بنده سالهاست انجمن حجتیه ودیدگاههای آنها را می شناسم واز نزدیک آشنا هستم وتحقیقات زیادی هم در این خصوص داشته ام با تمام ایراداتی بسیاری که ممکن است به برخی از عملکرد های دکتر احمدی نژاد داشته باشم ولی هیچ قرابتی بین تفکرات خاص انجمن حجتیه وایشان نمی بینم لطفا جهت تنویر افکار عمومی بحث های کارشناسی وعلمی ارائه دهید که باعث بصیرت شود نه اینکه باعث جمود فکری شود .؟؟؟
من نفهمیدم این کودتا چه ربطی به انجمن حجتیه داشت ؟!؟ نمیدانم از همان اول انقلاب چرا همه فقط انجمن حجتیه را مورد تهاجم قرار داده‏اند و فقط کوبیده‏اند! چرا هیچ کس تا کنون به نقد انجمن نشسته است .چرا هیچکس حاضر به مناظره با اعضای انجمن حجتیه نشده است . همه روشنفکران امثال آقای افروغ تفکراتی را که هیچ ارتباطی به انجمن حجتیه ندارد را به آنها نسبت داده و سپس تهاجم خود را آغاز می‏کنند . از تمام این افراد می‏پرسم در 10 سال اخیر کدام مورد وجود داشته که انجمن حجتیه در اتفاقات سیاسی حضور داشته باشند . آیا حتی نام یک نفر از فعالان انجمن حجتیه در این سالها در معادلات سیاسی مطرح شده ؟ آیا کسی نام حتی یک نفر از اعضای انجمن حجتیه را می داند ؟
پس چطور امثال آقای افروغ و شریعتمداری هر جور اتهامی که مورد رضایت سردمدارانشان هست را به انجمن حجتیه نسبت می‏دهند ؟ یا این آقایان شعور ملت را در نظر نمیگیرند یا این که ما ملت قدرت فهم و شعور درستی نداریم ؟
نمی‏دانم چرا در این نظام و انقلاب که نام اسلام را حمل می‏کند هیچ ردپایی هم از انصاف دیده نمی‏شود ؟
من عضو انجمن حجتیه یا طرفدار آن نیستم اما مانند آنها دعا می‏کنم هر چه زودتر منجی و مصلح کل ظهور کند . دیگر طاقت این همه دروغ و ریا در من نیست .
كاش همه كساني مانند آقاي افروغ، آقاي مطهري، آقاي قاليباف ، آقاي محسن رضايي و ديگراني كه ايمان آنها از چشمه عقلانيت آنها مي جوشد و عقلانيت آنها بر مركب ايمان رهپويي مي كند به صورت سازماني و منسجم تر در رسانه ملي و يا رسانه اي ديداري مانند ماهوراه اين انديشه هاي ناب را كه ستوده عقل و پسنديده طبع است و زائيده تفكر زبده اي است كه علوي گونه است را بتوانند به سمع و نظر همه مردم برسانند تا مردم بتوانند را درست خويش را انتخاب كنند و در برابر آن احساس مسئوليت كنند.
سلام
اميدوارم اين نظر را آقاي افروغ ببينند يا به سمعشان برسانيد يا ايميلي از ايشان به من بدهيد.
داعيه داران امام زمان براي ظهورش دو راه دارند 1-ارتقا فهم و عقلانیتو عقل را اساس برنامه‌ریزی و مقدمه ظهور بدانيم.
2- تسامح و تساهل در امور فرهنگي از جمله رها كردن فحشا و كه از بي حجابي شروع مي شه و نيز گسترش ظلم و جور .
كه الحمدلله ما نوع دوم را به عينه و برنامه ريزي شده در جمهوري اسلامي بخصوص دولت كريمه و نظام مي بينيم.
ممنون مي شم اگه خطا ديدم راهنماييم كني.
مطالب ایشان به واقعیت خیلی نزدیک است حرف حق بایدگفته شودباشدکه عده ای غافل به خودبیایند
سخن كز دل برايد لاجرم بر دل نشيند
هدف این است علمایی که با شاه خاین وصدام ملعون جنگیدند حذف شوند
دروذ بر شما
لذت وافر بردم
بنده نسل سومي گيج شده ام كه اين انجمن حجتيه بالاخره كيست و چيست كه اينقدر قدرت مند است و يا زاييد ه تصورات باطل آقايان است كه ميخواهند فرافكني كنند و دشمن فرضي درست كننم.
درود بر آقای افروغ واقعادر جناح اصول گرا اگر پنج نفر انسان خوش فکر ومنطقی مثل ایشان وجود داشت مملکت به این فلاکت کنونی نمی افتاد
درود ورحمت خداوند بر پدر ومادر جناب دكتر افروغ در اين ماه مبارك رمضان
انتخابات دهم ریاست جمهوری باعث شد عده ای از خواص دست به انتحار بزنند و عده ای هم فرار به جلو چرا ؟0 استاد افروغ تاریخ در اینده به ما میگوید !!
من 1000 بار افتخار میکنم به اصولگرایی چون افروغ، چون با عقل و تدبیر صحبت میکند همچنین از احمد توکلی نیز به عنوان یه اصولگرای واقعی تمجید میکنم. چون اینا واقعا اصولگرایند. البته من خودم تمایل به اصلاح طلب ها دارم ولی اگر اصولگرایانی مثل افرادی فوق باشند کشور به سرعت رشد و تعالی پیدا می کند. البته اینو هم بگم که احمدی نژاد هم اصولگرا هست ولی اووون اصولی که به اونا گرایش داره فقط میشه تو........پیدا کرد. می بخشی احمدی نژاد!
خوشحالم از اينكه اقاي دكتر افروغ بدون حاشيه پردازي به اين واقعيت كه جبهه ي سومي كه تما ميت خواه بوده و با استفاده ابزاري از حضرت بقيه اله اعظم(ع) قصد ابراز وجود دارد هشدارميدهند. ولي متا سفانه اين جبهه مدتهاست شروع به فعاليت كرده وزير بناي خوبي هم براي خود تدارك ديده به نظر بنده تنها راه مقابله همان گفته جناب دكتر ميباشد يعني اتحاداصول گرايان و اصلاح طلبان بعلاوه اگاهي و روشنگري جامعه توسط افرادي همچون اقاي افروغ درمقابل خطر اين گروهي كه مقيد به هيچ اصول منطقي نبوده وتنها تفكربسته وخشن خود را برتر دانسته هيچ رحم و مروتي در راه رسيدن به هدف خود ندارند.
درود بر شما اندیشمند واقعی
بیچاره افروغ که حتی نام حجتیه را نیاورده است ولی سوال کننده و شما بزور می خواهید مطلب خودتان را به خواننده القاء کنید.
من از نظر تفکر سیاسی در دسته اصلاح طلبان هستم لیکن صحبتهای اقای دکتر افروغ را بسیار منطقی و خردگرایانه یافتم.
از آقاي دكتر سوال ميكنم دقيقا اين انجمن حجتيه را معرفي كنند و بگويند كيست و كجاست .
آيا اگر هر كسي از امام زمان دفاع كرد حجتيه است ؟
متاسفانه خود شما نیز در گزینش و چینش و تیتر بندی دچار اشتباه هستید . انشاء ا.. انتخاب این تیتر با متن مصاحبه از روی عمد نباشد و آدرس اشتباه به مردم ندهید .
خداوند عقلا را حفظ کند
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: