۱۴۱۳۶بازدید
کد خبر: ۵۸۶۹۶
تاریخ انتشار: ۱۷ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۱:۳۷ 08 August 2009
امتیاز خبر: 84 از 100 تعداد رای دهندگان 14136
معاون دادستان عمومي تهران امروز شنبه در دومين جلسه رسيدگي به افراد متهم به دست داشتن در اغتشاشات و ناآراميهاي پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در كشور، به تشريح بخش دوم متن كيفرخواست عمومي عليه متهمان پرداخت و با تشريح شيوه هايي كه ضدانقلاب براي سرنگوني نظام جمهوري اسلامي بكار گرفته است، از نفوذ اعضاي گروهك منافقين به ستادهاي انتخاباتي اصلاح طلبان براي بمب گذاري و انفجار در آنها خبر داد.

به گزارش واحد مرکزي خبر ، اين بخش از ادعانامه که اکبري، نماينده دادستان تهران آن را قرائت کرد به اين شرح است:

«رب بما انعمت عليّ فلن اکون ظهيراً للمجرمين»

رياست محترم شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامي تهران

قسمت دوم ادعانامه دادستاني تهران

همانگونه که استحضار داريد پس از حضور حداکثري مردم خدادوست و پرافتخار ايران اسلامي در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و لبيک به دعوت مقام معظم رهبري «مدظله العالي» در تجديد ميثاق مجدد با آرمانهاي امام راحل «رحمة الله عليه» در سي امين سال پيروزي انقلاب اسلامي که برگ زريني در مردم سالاري ديني و رکوردي بي سابقه از حضور مردم در جهان به ثبت رسانيد، جرياني معاند با افتخارات نظام اسلامي در داخل و خارج از کشور درصدد ايجاد فتنه و سياه نمايي اين افتخار عظيم و اخلال در نظم و امنيت جامعه و تشويش اذهان عمومي برآمد و با بهره گيري از رسانه هاي مخالف و افراد فرصت طلب و ارتباط با بيگانگان و استفاده از همه ظرفيت گروههاي ضد انقلاب که از سالها قبل درصدد فرصتي براي ضربه زدن به امنيت ميهن اسلامي ما بودند با طراحي توطئه و سناريوي فريب کارانه ادعاي تقلب و جعل در انتخابات سعي در تبديل نمودن يکي از بزرگترين افتخارات سياسي نظام جمهوري اسلامي ايران به چالش امنيتي و حربه تبليغاتي براندازانه عليه نظام داشتند.

در جلسه گذشته در مقدمه اول ادعانامه دادستاني تهران دلايل طراحي قبلي اين آشوبها و مستندات اثبات جرم سازمان يافته و برنامه ريزي شده اخير به استحضار رسيد.

در اين جلسه در دو بخش برنامه ريزي و طراحي کشورهاي بيگانه و مخالف جمهوري اسلامي ايران به منظور فروپاشي و براندازي نرم در کشور و دخالت آنان در حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري اقدامات گروهکهاي ضدانقلاب و تروريستي و نقش آنها در حوادث پس از انتخابات و آشوبهاي اخير به استحضار مي رساند:

الف ) برنامه ريزي و طراحي کشورهاي بيگانه و مخالف جمهوري اسلامي ايران به منظور فروپاشي و براندازي نرم در کشور و نقش آنان در حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري

پيروزي انقلاب اسلامي و به خطر افتادن منافع استعماري بيگانگان در داخل کشور و منطقه استراتژيک خليج فارس منجر به افزايش خصومت و دشمني غرب عليه جمهوري اسلامي ايران گرديده و برهمين اساس و در دوره‌هاي مختلف؛ اجراي طرحهاي متعدد سياسي و اطلاعاتي جهت مقابله با نظام ،در دستور کار آنها قرار گرفته است.

از سوي ديگر ؛ گرفتاري غرب به سرکردگي آمريکا در باتلاق عراق و افغانستان و شکست رژيم صهيونيستي در جنگ 33 روزه با حزب الله و جنگ 22 روزه غزه؛احتمال و امکان بکارگيري گزينه نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران را به حداقل کاهش داده و برهمين اساس ايجاد تغييرات ساختاري در نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران با رويکردهاي نوين اطلاعاتي و اقدامات پنهان و نرم در دستور کار غرب قرار گرفته است.

در همين راستا؛ فضاي مجازي، رسانه ،شبکه‌هاي ماهواره‌اي و غيره به عنوان ابزاري کارآمد و نوين جهت تغيير افکار، مورد بهره‌برداري بيگانگان قرار گرفته و براساس ادبيات جاسوسي غرب؛تغيير افکار؛زيربناي تغيير رفتار و نهايتا تغيير ساختار کشور را در پي خواهد داشت.

در همين راستا ؛ سياستهاي جديد غرب و به ويژه آمريکا و انگليس جهت مقابله با جمهوري اسلامي ايران بر سه اصل:

1- دموکراسي‌سازي (دموکراسي متناسب با اهداف و منافع غرب).

2- مشغول‌سازي نظام در داخل با ايجاد ناامني‌هاي داخلي و تشديد اختلاف‌ها

3- مهار اقتدار منطقه‌اي جمهوري اسلامي ايران

استوار گرديده که جهت تحقق اين اهداف استفاده از رسانه، ديپلماسي عمومي، ايجاد سازمان‌هاي مردم ‌نهاد و شبکه ارتباطي و سازماندهي مخالفان با هدف نافرماني مدني و راه‌اندازي پروژه مبارزه عاري از خشونت از مهمترين نقش و کارکرد برخوردار بوده و بودجه هاي کلان و ابزار نوين ارتباطي نيز بدان تخصيص يافته است.

از سوي ديگر؛سازمان هاي جاسوسي غرب نسبت به بهره برداري از تمامي فرصت ها و امکانات داخلي معارض و اپوزيسيون که به عنوان بازوهاي اجرايي و عملياتي آنها محسوب مي‌گردند ؛غفلت ننموده و گروههاي مذکور از قبيل گروه غيرقانوني نهضت آزادي جهت جريان سازي،ايجاد ناامني و به چالش کشاندن نظام و در قالب پياده نظام و ستون پنجم دشمنان به ايفاي نقش مي پردازند.

درهمين راستا؛گروهک منافقين،تندر و جريانات تجزيه طلب و قوم گرا با هدايت و حمايت بيگانگان و در قالب بمب گذاري،ترور،ايجاد اختلافات سياسي و قوميتي و بحران سازي؛مبادرت به اجراي برنامه هاي ضدامنيتي در ايام انتخابات رياست جمهوري نمودندکه تلاش جهت ترور يکي از کانديداهاي رياست جمهوري و انتساب آن به نظام در راستاي ايراد اتهام عليه مسئولين نظام،گسترش اختلافات و ايجاد ابهام و توهم در لايه هاي مختلف اجتماعي؛يکي از نمونه هاي اهداف و اقدامات آنها محسوب مي گردد.

راهکارهاي فروپاشي جمهوري اسلامي ايران :

دشمنان نظام (مقدس جمهوري اسلامي ايران) جهت پيشبرد سياست‌هاي مذکور؛ محورهايي را به عنوان راهکارهاي فروپاشي جمهوري اسلامي ايران طراحي، ترسيم و جهت اجرا در اختيار دستگاههاي اطلاعاتي و مؤسسات وابسته قرار داده‌اند که برخي از آنها عبارتند از:

1) تبليغ و ترويج ضرورت تغيير سياسي نظام.

2) حمايت‌هاي بين‌المللي از اتحاديه‌هاي کارگري ، اصناف، گروههاي باصطلاح مدافع حقوق بشر و تشکل‌هاي مدني مخالف جمهوري اسلامي ايران.

3) اعمال تحريم‌هاي اقتصادي عليه جمهوري اسلامي ايران.

4) تقويت مالي نيروهاي مخالف داخل نظام؛ به صورت پنهان.

5) شناسايي، جذب و توانمندسازي مراکز و افراد و اقشار مؤثر در جامعه مانند زنان، جوانان، NGOها و ... در جهت نيل به اهداف معين.

با توجه به جدول ترسيمي در تقويم کشور جهت برگزاري انتخابات رياست جمهوري در سال 1388؛ برنامه اجرايي اهداف فوق توسط بيگانگان با فرصت‌طلبي از آزادي‌هاي موجود ؛در راستاي براندازي نرم جمهوري اسلامي ايران و در قالب پروژه ديپلماسي عمومي (Public diplomacy) و اقدامات پنهان (Covert Action) به مرحله اجرا درآمده است.

براندازي نرم و اقدامات پنهان:

براندازي نرم که با ظاهري آراسته و براي عادي سازي در نزد افکار عمومي از آن با عنوان ديپلماسي عمومي ياد نمودند داراي مفاهيم و ويژگي هاي ذيل مي باشد:

از منظر يکي از دستگاههاي اطلاعاتي غرب:

«ديپلماسي عمومي به دنبال اين هدف است که منافع و امنيت ملي ما را از طريق درک، آگاهي و تاثير بر مردم کشورهاي ديگر حفظ کرده و از گفتگو بين شهروندان ما و موسسات و همتايان آنها در خارج نيز بهره ببرد.»

براندازي نرم از ديدگاه غرب همانا تحميل ارزش‌ها و چهارچوب‌هاي فکري حاکم بر جوامع غربي به ديگر جوامع است تا از اين طريق و به صورت خودکار سيستم آن کشور هدف متاثر و همراه با سياست‌هاي نظام سلطه گردد.

• هدف ديپلماسي عمومي غرب «ملت‌‌ها» و مسير و غايت نهايي آن تاثيرگذاري با هدف تسهيل در سياست‌هاي معطوف به اقدامات پنهان و براندازانه است بنابراين اقدامات پنهان در چارچوب ديپلماسي عمومي؛ مستلزم بکار بستن پيچيده‌ترين شيوه‌هاي عمليات رواني تهاجمي مي باشد

مهم‌ترين اهداف اين پروژه از ديدگاه نظريه پردازان عبارتند از:

1- وادار نمودن دولت به جهت‌گيري‌هاي مورد نظر آنان از طريق فشارهاي مردمي.

2- ايجاد فضاي عدم اعتماد نسبت به مسئولان نظام و اختلال در فرايند تصميم‌گيري.

3- انحراف افکار عمومي جامعه از منافع و اصول نظام و ترويج شيوه‌هاي موردنظر در جامعه از طريق تشکيک در ارزش‌هاي نظام.

4- ايجاد اختلاف در گرايش‌هاي مختلف جامعه و تفرقه و جدايي ميان مردم و حاکميت از طريق متهم کردن سران نظام و نسبت کذب دادن به مسئولان.

5- انشقاق در گروههاي فکري، قومي، مذهبي و غيره با هدف اختلال در وحدت ملي.

در تبيين اهميت اين بخش از اقدامات پنهان ؛يکي از وزراي خارجه کشورهاي غربي اظهار مي‌دارد: «در زمان حاضر، تلاش‌هاي ما در زمينه ديپلماسي عمومي در مقايسه با ديگر اقدامات بسيار مهم‌تر است به نحوي که اين تلاش‌ها جزءلاينفک سياست خارجي ما در برابر دولت‌هاي مخالف مي‌باشد.»

استراتژي امنيت ملي غرب پس از فروپاشي شوروي سابق که براي انطباق با شرايط متحول بين‌المللي طراحي و بازسازي گرديد، وظايفي را براي دستگاههاي مختلف امنيتي آن کشورها در راستاي اجراي مؤثر اين استراتژي تعيين و مشخص کرده و در همين راستا گزارشات راهبردي - امنيتي را تدوين نموده است .

نکته قابل توجه در دستورالعمل‌هاي گزارشات مذکور؛ جهت‌گيري‌هاي اقدامات آنها در راستاي اقدامات پنهان بوده و با منتفي دانستن جنگ نظامي، «جنگ نرم» و «فروپاشي از درون» را در برابر جمهوري اسلامي پيشنهاد مي‌‌کنند.

راهکارهاي تدوين شده در تقابل با ايران گوياي استراتژي غرب عليه جمهوري اسلامي و در چارچوب ديپلماسي عمومي بوده و اهميت راهکارهاي کاربردي آن به اندازه‌اي است که اين گزارشات را مي‌توان «مانيفست اقدامات پنهان» غرب عليه جمهوري اسلامي قلمداد کرد.

يکي از مقامات ارشد امنيتي غرب در بيان اهميت به کارگيري استراتژي‌هاي معطوف به ديپلماسي عمومي در برابر ايران، اظهار مي‌دارد: «ايران به لحاظ وسعت سرزميني، کميت جمعيت، کيفيت نيروي انساني، امکانات نظامي، منابع طبيعي سرشار و موقعيت جغرافيايي ممتاز در خاورميانه و هارتلند منطقه، به قدرتي بي ‌بديل تبديل شده که ديگر نمي‌توان با يورش نظامي آن را سرنگون کرد.»

محورهاي مهم گزارشاتي که بر ضرورت بکارگيري تاکتيک‌هاي ديپلماسي عمومي تاکيد دارند، گوياي برنامه‌هايي است که دولتمردان غرب تحت عنوان ديپلماسي عمومي عليه جمهوري اسلامي در سر دارند:

1- بهره‌برداري از اختلافات دروني ايران.

2- بکارگيري براندازي نرم بجاي اقدام نظامي .

3- دامن زدن به نافرماني‌هاي مدني در تشکل‌هاي دانشجويي و نهادهاي غيردولتي و صنفي به عنوان ابزارهاي مهم فشار بر ايران.

4- ضرورت تاکيد بر وجود نظارت بين‌المللي بر انتخابات.

5- حمايت رياکارانه از حقوق‌بشر و دموکراسي در ايران .

6- راه‌اندازي و تقويت شبکه‌هاي متعدد راديو و تلويزيوني به منظور سياه نمايي و فريب مردم

7- حمايت از اپوزيسيون‌ داخلي.

8- تسهيل در فعاليت NGOهاي همسو با غرب.

9- تسهيل در صدور ويزا براي افراد مستعد و همسو با اهداف غرب .

10- دعوت از فعالان جوان ايراني به منظور شرکت در سمينارهاي خارج از کشور براي جذب و آموزش هدفمند مانند آنچه که در کشورهايي مثل صربستان، فيليپين، اندونزي، شيلي،اوکراين و غيره اتفاق افتاد .

از سوي ديگر؛ در بخشي از دکترين هاي امنيتي خود آورده اند:

«ما ممکن است با چالشي جدي‌تر از هيچ کشوري جز ايران مواجه نشويم. نگراني‌هاي ديگري در مورد ايران داريم که به اندازه مسائل هسته‌اي مهم هستند. نگراني‌هاي ما در نهايت هنگامي حل خواهند شد که حکومت ايران با اتخاذ تصميمي راهبردي، سياست‌هاي خود را تغيير داده و نظام سياسي خود را باز نمايد و به مردم خود آزادي بدهد. اين مساله هدف غايي ماست. راهبرد ما گسترش تعامل با مردم ايران است. ما در راستاي نابودي استبداد و ارتقاي دموکراسي کارآمد، از تمامي ابزارهاي سياسي، اقتصادي و ديپلماتيک و ابزارهاي ديگري که در اختيار داريم استفاده خواهيم کرد که از آن جمله عبارتند از:

• افشاي موارد نقض حقوق‌بشر.

• حمايت از اصلاح‌طلبان از طريق برگزاري نشست‌هايي در وزارت خارجه و سفارت‌خانه‌هاي خود.

تخصيص بودجه در جهت حمايت مالي از فعاليت هاي مورد نظر غرب در داخل ايران

• اعمال تحريم‌هايي با هدف ايجاد شکاف بين مردم و حاکميت.

بر اساس استنادات موجود؛ پروژه براندازي نرم يا به قول خودشان ديپلماسي عمومي با توجه به شرايط داخلي، منطقه‌اي و بين‌المللي جمهوري اسلامي به طرق مختلف در دستور کار دولتمردان غربي قرار گرفته است که مهم‌ترين آنها عبارتند از:

1) ارائه کمک و آموزش به سازمان هاي غيردولتي و انتشار جزوات فارسي درباره ارزش هاي دمکراتيک و فعاليت‌هاي مدني هم جهت با آن .

2) آموزش خبرنگاران براي ايجاد شبکه منابع خبري با هدف جمع‌آوري اطلاعات و تحليل؛

3) آموزش و سازماندهي فعالان حقوق بشر در ايران جهت ترسيم چهره نامطلوب از نظام؛

4) ايجاد وب‌سايت‌ها و آموزش درباره نحوه برگزاري انتخابات و ارائه اطلاعات کامل از کانديداهاي انتخاباتي سال 1388؛

5) اعزام دانشجويان، هنرمندان و مشاغل حرفه‌اي و آموزش آنها جهت کادرسازي براي پست‌هاي کليدي و مناصب حساس در آينده؛

در پي تاسيس دفتر امور ايران در دوبي (مستقر در کنسولگري آمريکا) از سوي وزارت امور خارجه آمريکا که از پايگاه ريگا در لتوني در زمان جنگ سرد با هدف فروپاشي شوروي سابق نسخه برداري شده است، اين دفتر فعاليتهايي در خصوص جذب نخبگان ايراني و تاثيرگذاري بر انديشه‌ها و برداشتهاي آنان به منظور ترغيب آنها به اقدام عليه منافع ملي جمهوري اسلامي ايران در دستور کارخود قرار داده است.

در همين راستا سخنگوي وقت وزارت امور خارجه آمريکا اظهار مي دارد:

«دولت آمريکا از طريق سفارتخانه هاي خود در کشورهاي حاشيه خليج فارس و ساير کشورهاي همسايه‌ي ايران ، با سازمانهاي غير دولتي و رسانه هاي ايران همکاري و تعامل خواهد داشت . آژانسهاي مسافرتي بين ايران و آمريکا را افزايش خواهيم داد و مبلغ پنج ميليون دلار براي بازديد استادان و معلمان و حرفه هاي ديگر از آمريکا پرداخت خواهيم کرد »

بر همين اساس دفتر امور ايران در دوبي طي 2 سال اخير در قالب برگزاري دوره‌هاي آموزشي و اعزام گروههاي متعدد از اقشار مختلف به آمريکا؛ مبادرت به ايجاد زمينه هاي لازم جهت برقراري ارتباط با لايه هاي مختلف اجتماعي و نخبگان جامعه نموده و دعوت شوندگان بدون طي مراحل معمول اخذ ويزا و مساعدت مسئول امور ايران در کنسولگري آمريکا در دوبي آقايان جيليان برنز، رامين عسگرد، تيموتي‌ريچاردسون به آمريکا مسافرت نموده‌اند که عمدتا"تحت تاثير قرار گرفته و پس از بازگشت نيز به عنوان مسئول تشکيل گروههاي جديد و اعزام آنها به آمريکا فعال شده‌اند.

شکست طرحهاي آمريکا عليه ايران که با دستگيري برخي عوامل داخلي آنها صورت گرفت، آمريکاييان را بر آن داشت تا طرح و ايده جديدي تحت عنوان «پروژه EXCHANGE » (تبادل افراد و گروهها) را اجرايي نمايند که در چارچوب آن اعزام افراد و گروهها به آمريکا با صرف هزينه‌هاي گزاف از طريق پايگاههاي ايجاد شده عليه ايران (دبي، استانبول، باکو، لندن و فرانکفورت) با محوريت دبي کليد خورد.

مراحل اقدامات آمريکا در چارچوب ديپلماسي عمومي آمريکا در ايران عبارتند از:

1. اجراي طرح ابتکار منطقه‌اي بنياد سوروس.

2. پروژه EXCHANGE.

3. مبادلات دوجانبه.

در اين پروژه مسافرت افراد و نخبگان از لايه‌هاي مختلف جامعه در قالب گروههاي 15 نفره به ايالات‌هاي مختلف آمريکا طراحي گرديد؛ کليه مراحل اخذ ويزا، پرداخت کليه هزينه‌ها (هواپيما، هتل، بازديدها و خريد)، برنامه‌هاي حضور در آمريکا و ... با هدايت، مديريت و برنامه‌ريزي‌ وزارت خارجه اين کشور و تحت پوشش مؤسساتي چون مريدين، صلح، آسپن و ... اجرايي شد.(يادآوري مي گردد اين پروژه با ضربه اي که وزارت اطلاعات در سال 87 بر عوامل آن وارد نمود ناکام ماند).

از جمله شاخص‌هاي مورد نظر جهت انتخاب اين افراد مي‌توان به؛ «جوان بودن»، «مؤثر بودن»، «بازگشت حتمي به ايران»، «تحصيلات عالي»، «ارتباط با نهادها و مراکز دولتي»، «افراد داراي عدم سوءسابقه سياسي» و ... اشاره کرد.

اهداف سياسي و اطلاعاتي پروژه EXCHANGE آمريکا عبارتند از:

1- برقراري رابطه با گروههاي مختلف جامعه و ايجاد ارتباط مؤثر با متخصصين.

2- تغيير نگرش و ديدگاه شرکت‌کنندگان نسبت به آمريکا.

3- تغيير نگرش در جامعه ايران با هدف لزوم برقراري رابطه دولت ايران با آمريکا از طريق فشار توسط لايه‌هاي زيرين جامعه.

4- دستيابي به تحليل و نقطه‌نظرات شرکت‌کنندگان در پروژه EXCHANGE.

5- نفوذ در لايه‌هاي اجتماعي و برنامه‌ريزي جهت احياي منافع از دست رفته آمريکا در ايران.

6- فشار به دولت براي تغيير رفتار.

7- سست شدن پايه‌هاي دولت، تضعيف و در نهايت فروپاشي نظام.

8- معرفي آمريکا به عنوان تنها منجي ايران.

9- تشديد شکاف ميان ملت و حاکميت.

10- اخلال در نظام تصميم‌گيري کشور.

11- جريان‌سازي و تاثيرگذاري در قالب ميتينگ‌ها و تجمعات اعتراض‌آميز.

12- سوء‌استفاده امنيتي از نخبگان جامعه.

13- تحريک جريانات قومي.

14- تغييرات حقوقي مورد نظر در راستاي نظام حقوقي غرب.

15- ايجاد تغييرات در نظام انتخاباتي کشور به بهانه لزوم وجود نظارت‌هاي بين‌المللي در عرصه انتخاباتي.

دولت‌هاي غربي با مقايسه شرايط حاکم بر کشور ايران و کشورهايي چون اکراين و گرجستان انتخابات را بستر مناسبي جهت پيشبرد اهداف پليد خود و ابجاد تغييرات مورد نظر ارزشيابي نموده و با بهره برداري از پتانسيل مردمي بدون دخالت مستقيم خارجي و فشار از بيرون و با شيوه مبارزه عاري از خشونت و تبديل مطالبات اجتماعي به سياسي و فضاي رسانه و سايت اينترنتي به عنوان مهمترين ابزار و مؤلفه هاي به ظاهر قانوني اقدام به اجراي برنامه هاي خود نمودند .

براساس نتايج حاصل از تحقيقات بعمل آمده و اعترافات متهمين ، عمده اقدامات بيگانگان؛ به ويژه آمريکا و انگليس؛ جهت فعاليت عليه جمهوري اسلامي ايران در اين عرصه مبتني بر روش‌هاي ذيل مي‌باشد:

1- برگزاري دوره‌هاي آموزشي در خارج از کشور.

2- فعال شدن سايت‌هاي اينترنتي و رسانه‌اي با هدف اطلاع رساني و ساماندهي افکار بر اساس اهداف و برنامه‌هاي موردنظر. (در همين راستا وزارت امورخارجه آمريکا با تاسيس دفتري به نام گروه فرارسي ديجيتال وارد چت رومها و وبلاگ ها شده و بصورت مستقيم با مردم ارتباط برقرار نموده و به نوعي تنظيم رابطه ميان مردم ايران و دولت آمريکا را برعهده دارد. بنابراين محافل سياسي آمريکا از طريق ديپلماسي اينترنتي به دنبال پيشبرد راهبرد ايجاد شکاف ميان دولت و مردم ايران و ايجاد تاکتيک‌هاي همسو با علايق جوانان ايراني برآمدند.)

3- فعال شدن شبکه‌هاي ماهواره اي (به ويژه فارسي زبان).

4-انتخاب گروههايي از لايه‌هاي مختلف اجتماعي (گروه‌هاي حقوقي، پزشکي، هنرمندان، دانشجويان، اساتيد، روحانيون و...)جهت عزيمت به آمريکا و شرکت در برنامه‌هاي بازديدي و آموزشي.

5- برنامه‌ريزي جهت تغيير افکار و تغيير رفتار با هدف تغيير در ساختار نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران .

6- بسترسازي جهت افزايش نااميدي نسبت به آينده وبرنامه‌هاي اجرايي درکشور و تقويت گرايش و نگرش نسبت به آمريکا.

7- فعال شدن مؤسسات مطالعاتي و تحقيقاتي اروپايي جهت برقراري ارتباط با افراد موردنظر و ايجاد ارتباط با مراکز داخلي در قالب پروژه نهادسازي.

8- ارائه بورسيه‌هاي تحصيلي به افراد موردنظر و بازگشت آنها پس از تاثيرپذيري فکري.

9- فعال نمودن انگليس در قالب شناسايي و جذب نخبگان، راه‌اندازي سازمان هاي غيردولتي و اعزام افراد موردنظر به داخل کشور.

10- برگزاري دوره‌هاي آموزشي خبرنگاري در هلند و انگليس.

11- بهره‌برداري از کارمندان محلي جهت برقراري ارتباطات غيررسمي.

12- تبادل و همکاري اطلاعاتي با ساير سازمان هاي جاسوسي جهت بهره‌برداري از اطلاعات و امکانات آنها.

13- تحريک و هدايت مردم جهت گسترش دامنه اعتراضات

رويکردها و اقدامات اطلاعاتي بيگانگان در انتخابات دهمين دوره رياست ‌جمهوري:

1) بررسي و امکان‌سنجي فضاي موجود در کشور بمنظور ايجاد خلل در روابط ميان مردم و نخبگان با مقام معظم رهبري و ولايت فقيه ؛

2) تلاش جهت کاهش حمايت هاي مردمي از نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران (در داخل و خارج از کشور) و شکست وجهه جمهوري اسلامي ايران با هدف ممانعت از تبديل شدن ايران به عنوان الگوي موفق در نزد سايرکشورهاي جهان؛

3) بهره‌برداري از پتانسيل مردمي بمنظور نيل به اهداف مورد نظر مانند: ايجاد بي‌اعتمادي و دامن زدن به اعتراضات مردمي، تقويت جريانات قوميتي و اپوزوسيون داخلي، اجراي پروژه دمکراسي‌سازي در ايران با هدف تغيير در افکار، رفتار و نهايتاً تغيير ساختار نظام ؛

4) تلاش جهت تشديد شکاف ميان مردم و حاکميت، بهره‌برداري از اختلافات داخلي و ظرفيت هاي موجود در اين زمينه به ويژه در حوزه‌هاي مربوط به احزاب، جريانات سياسي و مسئولين، اختلافات قومي و مذهبي.

5) تشويق بخشي از ايرانيان مقيم خارج از کشور جهت فعاليت عليه جمهوري اسلامي ايران . و بهره‌برداري تبليغاتي از اجتماعات و اعتراضات آنها.

6) سازماندهي، هدايت و پشتيباني‌هاي مادي، سياسي و رسانه‌اي از گروههاي تروريستي و همگرايي بين اپوزيسيون داخل و خارج و اپوزيسيون داخل با گروههاي ناراضي اجتماعي.

7) بسترسازي در راستاي اجراي پروژه براندازي نرم وتشکيل دوره‌هاي آموزشي در کشورهاي مختلف (ازجمله امارات و هلند) در قالب موضوعاتي چون حقوق بشر و مبارزه عاري از خشونت.

8) ايجاد و حمايت مادي و معنوي از NGO ها جهت جريان‌سازي در لايه هاي مختلف اجتماعي و بهره‌گيري از پتانسيل و امکانات آنها در شرايط مقتضي.

9) فعال نمودن پروژه ايجاد بحران‌هاي داخلي (به ويژه در حوزه‌هاي اجتماعي) و پيگيري طرح فشار از بيرون، تغيير از درون؛

10) تمرکز بر عمليات‌روانى، شايعه‌پراکنى، جريان‌سازى و تبليغ ناکارآمدي نظام اسلامي از طريق سايت‌هاي اينترنتي، شبکه‌هاي ماهواره‌اي فارسي‌زبان به ويژه صداي آمريکا و بي‌بي‌سي فارسي و ساير شبکه‌هاي خبري ضدانقلاب فراري، سلطنت‌طلبان و منافقين و ساير وسايل ارتباطي؛

11) هدايت سازمان‌هاي غيردولتي و جريانات مخالف نظام جهت نظارت به نيابت از آمريکا بر روند انتخابات.

12) تاکيد بر بروز تقلب و عدم اطمينان به سلامت برگزاري انتخابات در ايران (حدوداً 10 روز قبل از روز راي‌گيري) و تلاش جهت القاء موضوع از طريق سايت‌هاي مربوط به وزارت امور خارجه (مواردي چون: قطع ارسال پيامک، کاهش سرعت اينترنت، بروز اشکال در خصوص حضور ناظرين کانديداها در حوزه‌هاي راي‌گيري و ... از نکات مندرج در اين خصوص مي‌باشند)؛ لازم به توضيح است که مسئول کميته صيانت از آراء ستاد آقاي موسوي، نيز يک هفته قبل از روز انتخابات (جمعه 15 خرداد 88) ضمن برشمردن موارد مذکور؛ وقوع آنها را دليلي بر تقلب انتخاباتي بر شمرده بود.

13) تحريک و زمينه‌سازي براي حرکت‌هاى خشونت‌آميز داخلي و نافرماني مدني و زمينه‌سازي براي وقوع آشوب‌هاي خياباني و ايجاد ناامني و تخريب و اغتشاش؛

14) تلاش جهت اتهام‌سازي و جنگ رواني عليه جمهوري اسلامي ايران به ويژه درعرصه نقض حقوق بشر با هدف افزايش انزواي جمهوري اسلامي ايران در عرصه بين‌الملل.

برخي از اقدامات کشورهاي غربي و سازمان‌هاي جاسوسي مربوطه که متناسب با اهداف و رويکردهاي فوق و از طريق سفارتخانه‌ها و رسانه‌هاي وابسته؛ قبل از انتخابات به اجراء درآمده، عبارتند از؛

1) تلاش سفارت انگليس براي نزديک شدن به احزاب سياسي در ايران که اولين تماس در آذر 1387 با يکي از چهره‌هاي سرشناس برقرار و به ايشان اعلام گرديد ؛ سفارت قصد دارد با برخي احزاب سياسي ايران ارتباط برقرار کند و در همانجا اعلام شد بعد از شما به سراغ آن احزاب خواهيم رفت ( اين تلاش با تدابير اطلاعاتي در همان مرحله با شکست مواجه شد) .

2) در اواخر سال87 از سوي دولت انگلستان دستورالعملي شامل 18 بند در خصوص انتخابات در ايران صادر شد که ضمن تقسيم کار در خصوص انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري و نقش حوزه هاي مختلف نظام مورد توجه قرار گرفته است . و دستور العمل جمع آوري اخبارو اطلاعات صادرشد.

3) مسافرت متعدد ديپلمات‌هاي انگليسي به شهرهاي مختلف ايران خصوصاً قم ،‌تماس با برخي ستادهاي انتخاباتي کانديداها در شهرستان ها ، حضور فعال ديپلمات هاي انگليس در روز انتخابات در حوزه‌هاي مختلف و ... که مبين تلاش‌هاي عملي مجموعه سفارت در راستاي انتخابات مي‌باشد.

4) بکارگيري گسترده کارمندان محلي از سوي سفارت انگليس در امر جمع‌آوري اطلاعات از سطح شهر و فعالين سياسي و شرايط اجتماعي . در اين راستا استخدام و بکارگيري کارمندان محلي با تحصيلات عالي(دکتري)و بينش سياسي بالا و گسيل آنها جهت ارتباطگيري با عناصر داراي دسترسي اطلاعاتي و دريافت تحليل هاي اختصاصي ايشان همراه با اطلاعات با ارزش آنان در زمان انتخابات؛ بخشي از تلاش هاي سفارت بوده است .

5) فعاليت گسترده اطلاعاتي انگليسي ها در جمع‌آوري اطلاعات از ناآرامي‌ها اغتشاشات پس از انتخابات بگونه اي که تقريباً بطور دائم کارمندان محلي خود را به صحنه هاي درگيري گسيل مي‌نمودند و به دنبال جمع‌آوري بودندضمن اينکه به کارمندان محلي دستور داده شده بود تا با احزاب سياسي تماس گرفته و تحليل ها و نقطه نظرات آنان را گردآوري و گزارش نمايند .

6) فعاليت نسبتاً متمرکز بي بي سي فارسي بر روند انتخابات در ايران در دوره قبل از انتخابات با خطوط القائي : شاداب نبودن انتخابات ، فرمايشي بودن انتخابات ، تمرکز تخريبي بر سياست خارجي دولت ‌تخريب وجهه دولت و ...

7) اعلام انتظار وقوع حوادث غير منتظره و خونين از سوي ديپلمات‌هاي انگليسي؛

8) ارتباط شوراي فرهنگي- آموزشي (BC) با بدنه جامعه به منظور بسترسازي ارتباطات از طريق اعطاي بورس، برگزاري آزمون‌هاي زبان، و ... . از اين طريق انگليس تلاش داشت تا با دور زدن دولت ايران، علاوه بر شناسايي و نشان افراد موردنظر، کمترين هزينه را در دسترسي به افراد مؤثر در شرايط بحراني به دست آورد.

9) شناسايي عناصر مطلع از طريق برگزاري آزمون انگليسي ILETS. در اين روش سفارت انگليس تلاش مي کرد تا با شناسايي افراد مؤثر، زمينه‌هاي بهره‌برداري از آنها را در شرايط بحراني فراهم سازد.

10) ايجاد بخش VIP (تشريفات) در بخش ويزا در راستاي بهره‌مندي از افراد داراي دسترسي در حوزه‌هاي مختلف کشور و نزديکي به آنها به بهانه مصاحبه ويزا.

11) اقدام ديپلمات‌هاي سفارت جهت ارتباط با نخبگان قومي و فرهنگي به منظور شناسايي و جلب آنها در جهت اهداف موردنظر.

12) حضور ديپلمات‌هاي سفارت در مناطق مختلف کشور تحت پوشش دانشجويان زبان فارسي و ارتباط‌گيري با مردم منطقه.

13) ايجاد زمينه‌هاي جذب افرادسياسي- فرهنگي در انگليس در راستاي منافع مورد نظر. (عطاءالله مهاجراني)

14) ارتباط مؤسسات مطالعاتي- تحقيقاتي انگليس با مراکز مطالعاتي- تحقيقاتي داخل کشور در راستاي القاء و تاثيرگذاري. (چتهم هاوس، IISS)

15) فعال شدن انگليس به عنوان بازوي اطلاعاتي آمريکا و اسراييل در راستاي جبران عدم حضور آمريکا و اسراييل در ايران.

16) ارتباط‌گيري با برخي نخبگان، احزاب و شخصيت‌هاي سياسي به منظور جمع‌آوري اطلاعات و آماده‌سازي آنها جهت همکاري با سرويس آن کشور.

17) تماس با اصحاب رسانه و مطبوعات به منظور تاثيرگذاري بر بدنه جامعه.

18) در اواخر فروردين يک دوره آموزشي در آلمان با حضور 5 تن از کانون وکلاء با موضوع حقوق شهروندي و جرائم سايبري برگزار گرديد و افراد مذکور بعد از بازگشت به کشور با تشکيل کار گروه‌هائي درصدد نظارت بر تخلفات انتخاباتي برآمدند.

19) برنامه‌ريزي جهت اعزام گروهي از خبرنگاران به آمريکا جهت ارائه آموزش‌هاي لازم در راستاي نظارت بر روند انتخابات رياست جمهوري به نيابت از آمريکا.

20) اظهارات برخي از مسئولين نمايندگي‌هاي خارجي در ايران مبني بر انتظار حوادثي غير منتظره در ايران پس از انتخابات رياست جمهوري.

21) انتشار اخبارکذب در خصوص سيستم شنود تلفن همراه در ايران و توانمندي‌هاي آن ، در اين مورد شرکت نوکيا زيمنس که تجهيزات شنود را به ايران فروخته است اقدام به ارائه اطلاعات کذب مربوط به قابليت‌هاي سيستم شنود ايران نمود .

رويکردها و اقدامات بيگانگان عليه جمهوري اسلامي ايران پس از انتخابات شکوهمند 22 خرداد عبارتند از:

1- تضعيف جايگاه ولايت فقيه

اين موضوع جزءرويکردها و اهداف اولويتي بيگانگان عليه جمهوري اسلامي ايران محسوب شده و عدم توجه برخي از جريانات سياسي به فرمايشات و رهنمودهاي مقام معظم رهبري(به ويژه پس از خطبه هاي تاريخي نماز جمعه مورخه 29 خرداد 88 ) مستمسک و بستر مناسبي جهت دامن زدن به مساله مذکور از سوي بيگانگان را فراهم نموده است. در همين راستا تلاش مذبوحانه مبتني بر القاء شکاف ميان نظرات مقام معظم رهبري با نظرات حضرت امام (ره) به صورت گسترده از سوي دستگاه تبليغي دشمنان صورت مي گيرد .

2- ايجاد انشقاق در صفوف يکپارچه ملت و تضعيف حمايت مردمي از اصول و آرمانهاي انقلاب اسلامي ؛

3- گسترش فضاي اختلاف ميان جريانات، احزاب و شخصيت‌هاي سياسي؛

4- به چالش کشاندن مشروعيت نظام جمهوري اسلامي ايران وطرح ادعاهاي درزمينه عدم برخورداري نظام و مسئولين از حمايت مردمي؛

5- تلاش جهت اثبات ناکارآمدي نظام در ايجاد دموکراسي، برگزاري انتخابات سالم، مقابله با بحران‌هاي اخير و رعايت حقوق بشر؛

6- تاکيد بر ضرورت حضور بيگانگان و ناظرين انتخاباتي در جمهوري اسلامي ايران جهت تضمين سلامت برگزاري انتخابات (اين موضوع طي سالهاي اخير در دستور کار جدي کشورهايي چون آمريکا و انگليس و گروهکهاي وابسته؛ مانند نهضت آزادي قرار گرفته است .)

برخي از اظهارات مداخله جويانه مقامات سياسي و اطلاعاتي آمريکا پس از انتخابات عبارتند از:

1- معرفي اراذل اوباش و داراي مشکلات اقتصادي و اجتماعي به عنوان پتانسيل‌هاي مطلوب در راستاي ايجاد بحران‌هاي داخلي از سوي رئيس سابق سازمان سيا

2- تاکيد بر ضرورت ابطال انتخابات به بهانه «ضرورت توجه به خواسته‌هاي معترضين و رعايت اصول و ضوابط دموکراسي در انتخابات»؛

3- خط دهي براي الگوبرداري از نقش جوانان در جريان پيروزي انقلاب اسلامي در سال 57 و بازسازي شرايط جهت بهره‌برداري از پتانسيل مذکور در راستاي مقابله با نظام؛

4- اعزام و فعال نمودن عوامل خود تحت عناوين خبرنگاران افتخاري و آزاد پس از بازگشت خبرنگاران خارجي؛

5- آموزش نافرماني هاي مدني از طريق سايت‌هاي اينترنتي(مانند سايت گذار؛ وابسته به مؤسسه خانه آزادي و سازمان سيا)؛

6- حمايت برخي مقامات آمريکايي و اروپايي از اغتشاشات خياباني

7- صدور قطعنامه از سوي کنگره آمريکا در حمايت از آشوبگران و محکوميت نظام

8- فعال نمودن شبکه‌هاي رسانه‌اي و اينترنتي و ايجاد محيط سايبر و مجازي جهت القاء اخبار موردنظر، تحريک مردم به حضور در تجمعات غير قانوني و اغتشاشات ، ‌انتشار اخبار مجعول و غيرواقعي در مورد آمار کشته شدگان.

9- اصرار بر معرفي آشوبگران به عنوان مردم معترض و قرار دادن آنها در مقابل نظام.

10- ارتباط يکي از عناصر فعال ستاد88 (متهم؛ آقاي رضا رفيعي ) با دفتر ويژه امور ايرانيان در دبي و خانم جيليان برنز به عنوان افسر اطلاعاتي آمريکا؛ارسال اخبار و گزارشات مربوط به اغتشاشات از طريق سايت‌هاي اينترنتي و همکاري با سرويس اطلاعاتي يکي از کشورهاي عربي منطقه. نامبرده ضمن برقراري ارتباط با مؤسسات رسانه‌اي آمريکايي؛مبادرت به اخذ تحليل هاي متناسب با رويکرد بيگانگان و مغاير با اصول انقلاب از برخي مسئولين سابق کشور نموده و اطلاعاتي در خصوص تاثيرات تحريم ها از مسائل مربوط به جريانات انتخاباتي را در اختيارخانم نازي بيگلري از صداي آمريکا (VOA) قرار داده است .

11- پس از محدوديت دسترسي‌ به شبکه‌هاي ماهواره اي؛ جريان اطلاعات به سمت اينترنت سوق داده شد و به منظور تسهيل استفاده از مطالب اينترنتي، نرم افزار پيشرفته ترجمه انگليسي به فارسي و بالعکس را براي استفاده عمومي در اختيار کاربران ايراني قرار دادند به گونه اي که با استفاده از اين نرم‌افزار کاربران مي‌توانند مطالب سايت‌هاي انگليس را به فارسي برگردانده و مطالعه کنند . اين اقدام به منظور دسترسي کاربران ايراني به حداکثر اطلاعات به زبان انگليسي ( خصوصاً سايت BBC ) مرتبط با بحران تمهيد شده هر چند که داراي کاستي‌هاي جدي مي‌باشد .

12- ارائه پيشرفته‌ترين امکانات نرم‌افزاري به گونه‌اي که امکان ديدن فيلم از طريق يک رايانه با خطوط تلفني و مودم و اينترنت با سرعت پايين را فراهم کردند تا مرتبطين خود با حداقل امکانات از فيلم‌هاي مورد نظر در خصوص اغتشاشات استفاده کنند .

13- هک سايت‌هاي متعلق به هر دو جريان موجود در کشور و همچنين سايت‌هاي مربوط به مسؤلين نظام ، ‌سايت‌هاي متعلق به برخي کانديداها و ... توسط بيگانگان جهت تشديد جو بدبيني داخلي. در اين مورد در برخي موارد از طريق مجاري داخلي ( شرکت شاتل و ... ) اقدام به هک نموده تا نشانه‌اي از عوامل خارجي به چشم نخورد و کاملاً به نزاع داخلي تبديل شود .

14- فعال نمودن شرکت آمريکايي فيس بوک در راستاي تسهيل ارتباطات ميان کاربران ايراني و ساير کشورها در خصوص ايران. اين شرکت با استناد به اين که بسياري از مردم جهان از فيس بوک براي مبادله اطلاعات درباره سرنوشت انتخابات ايران استفاده مي‌کنند، نسخه آزمايشي زبان فارسي خود را ارائه کرده تا فارسي‌زبانان از آن به زبان مادري خود استفاده کنند .

15- در دوره اغتشاشات ؛ برخي سايت‌هاي وابسته بيگانه شماره تلفن ها ، نام هاي کاربري و واژه هاي رمز را به صورت مجاني در اختيار کاربران قرار دادند تا در صورت قطع کامل خدمات اينترنتي در ايران ، مرتبطين و افراد ، از طريق اين تلفن ها بتوانند از اينترنت دايل‌آپ استفاده کنند

16- در راستاي افزايش آموزش دادن اطلاعات مربوط به مبارزات خشونت آميز و مبارزات مسالمت آميز ، حجم عظيمي از اين آموزش ها در ايام اغتشاشات ،بر روي اينترنت به زبان فارسي منتشر نمودند. در اين راستا دو دسته مطالب قابل دستيابي است:

الف) مطالب مربوط به آموزش روش هاي اعتراض خشونت بار مانند : ساخت بمب داراي کنترل از راه دور و بمب هاي ساعتي ، روش مبارزه با نيروهاي ضد شورش ، روش هاي مضروب ساختن پليس ، ساخت اسپري هاي گاز اشک آور در خانه ، جمع آوري و انتشار مشخصات کامل افراد بسيجي

ب) مطالب مربوط به آموزش روش هاي اعتراض مسالمت آميز مانند : تلاش براي تهيه سي دي و يا بلوتوث صحنه هاي مورد نظرپاشيدن رنگ سبز بر روي عکس ها و تبليغات حکومتي ، روشن نمودن چراغ اتومبيل ها در ساعات اوليه غروب به نشانه اعتراض ، توصيه به تداوم شعار دهي بر پشت بام‌ها .

17- حضور يک وکيل آلماني مرتبط با کانون وکلاء در داخل کشور و استقرار در يکي از هتلهاي واقع در کانون اغتشاشات .

18- حضور مستقيم برخي ديپلمات‌ها در تجمعات غير قانوني خياباني (از قبيل برخي سفراي کشورهاي اروپايي و انگليسي ) و جمع‌آوري اطلاعات توسط برخي از مرتبطين سفرا با حضور در تجمعات غير قانوني و نيز حضور معاون سفير فرانسه در مراکز راي‌گيري با ظاهري مبدل که مستندات آن در پرونده موجود است؛

19- مساعدت و حمايت مالي آشوبگران و گروهکهاي ضد انقلاب از سوي برخي کشور هاي اروپائي از جمله انگليسي و اعطاء ويزا و پناهندگي به عناصر اغتشاشگر؛

20- بهره‌برداري از کارمندان محلي توسط برخي سفارتخانه هاي اروپايي جهت جمع‌آوري اطلاعات و القاء اخبار موردنظر؛

21- فعال بودن دونفر از کارمندان محلي آلمان در جهت تلاش براي جمع‌آوري امضاء به منظور مسافرت دبير کل سازمان ملل متحد به کشور

22- تلاش جهت راه‌اندازي اعتصاب در کشور.

23- ارائه آموزش تخصصي جمع‌آوري اخبار به کارمندان محلي در آلمان.

24- جمع‌آوري اطلاعات بطور شبکه‌اي توسط متهمه خانم کليوتيد ريس (تبعه فرانسه) از اغتشاشات و نيز القاء ضرورت اعتصاب در نزد مخاطبين برحسب اعترافات نامبرده در مورخ 10 تير 88 .

25- حمايت از تجمعات اعتراض‌آميز در خارج از کشور توسط برخي کشورهاي اروپائي

26- تهديد به فراخواني سفراء اروپائي جهت اعمال فشار بر کشور و افکار عمومي

27- تهديد به افزايش تحريم عليه جمهوري اسلامي.

28- ايجاد محدوديت صدور ويزاء براي دولتمردان جمهوري اسلامي ايران .

29- در زمان اغتشاشات سرويس‌هاي اطلاعاتي رژيم صهيونيستي منابع خود را فراخوانده و اعلام نموده‌اند قصد دارند با آنها درخصوص انتخابات گفتگو نمايند . علاوه بر اين موارد در هنگام اغتشاشات دو نفر از وابستگان به سرويس اطلاعاتي اسرائيل در صحنه هاي درگيري دخالت داشته و در آتش زدن اتوبوس‌ها مشارکت نموده اند . دو نفر متنفذ نيز در تمامي شب هاي اغتشاش تا آخرين ساعات شب در صحنه اغتشاشات حضور يافته و به جمع‌آوري اطلاعات پرداخته‌اند .

30- اقدامات سياسي بيگانگان به ويژه انگليس ،آمريکا و برخي از کشورهاي اروپايي کاملاً در راستاي تشديد، برجسته‌سازي و ايجاد اميد براي ادامه اغتشاشات و اعتراض‌ها و سرعت بخشي به آن بوده است. در اين راستا به لحاظ ديپلماتيک اقدامات نامتعارف قابل توجهي صورت پذيرفته که اصلي‌ترين محورهاي آن به قرار زير است :

- اعلام مواضع و صدور بيانيه مداخله‌جويانه از سوي آمريکا، انگليس و رژيم صهيونيستي در خصوص شرايط و وضعيت پس از انتخابات ايران. در اين اظهارات به موضوعاتي مانند : ابراز نگراني از وقوع بي‌قانوني در انتخابات و فشار حکومت به اغتشاش‌گران، اظهار همدردي با حاضران در اغتشاشات، محکوميت موج بازداشت‌ها و سرکوب اغتشاش‌گران، ضرورت بازشماري آراء و اعلام آمادگي براي ياري‌رساني به تظاهرکنندگان در نمايندگي‌هاي خود اشاره شده است.

- ارائه مجوز راه ‌پيمائي و کمک به گروه‌هاي تظاهرکننده عليه جمهوري اسلامي ايران در مقابل نمايندگي‌هاي ايران در کشورهاي مختلف جهان.

- حمايت علني از اغتشاش‌گران با اعلام باز بودن درب سفارتخانه‌هاي برخي کشورهاي اروپائي بر روي عوامل اغتشاش‌گر

- صدور بيانيه و سازماندهي تظاهرات از سوي برخي احزاب سياسي اروپائي و تلاش براي يکپارچه کردن اعتراضات سياسي در ميان کشورهاي اروپائي عليه جمهوري اسلامي ايران

نقش دستگاههاي سياسي،‌ اطلاعاتي و رسانه‌اي انگليس در حوادث مربوط به پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري :

به دنبال پيروزي انقلاب اسلامي، انگليسي‌ها که به لحاظ نفوذ در حاکميت و شناخت دقيق از ساختار و رفتارهاي سياسي دولتمردان جديد دچار ضربه شديد و فقر قابل توجه اطلاعاتي شده بودند، در طول سي سال گذشته تلاش‌هاي وسيعي جهت افزايش آگاهي خود انجام دادند. اينان که خود را وارثان بزرگ امپراطوري بريتانيا مي‌دانند، بعد از افول دوران طلائي گذشته، در حال حاضر خود را نه به عنوان يک ابرقدرت بلکه به عنوان يک قدرت محوري در سياست جهاني با نقش جديد، قلمداد مي‌نمايند که با توجه به رويکردهاي جديد وزارت خارجه انگلستان و توجه بيشتر به خاورميانه و علي‌الخصوص ايران، اقدامات وسيعي را جهت جاسوسي واشراف بر اوضاع سياسي- اجتماعي و گسترش حوزه نفوذ خود به مورد اجرا مي‌گذارند.

هر چند بسترهاي روابط دو کشور به نسبت قبل از انقلاب به طور بنيادي متحول شده‌اند، اما انگليسي‌ها همچنان در تلاش براي حضور و نفوذ در ارکان و سطوح مختلف در جمهوري اسلامي ايران ، به عنوان کشوري مهم و تاثيرگذار در منطقه خاورميانه و تعقيب منافع سياسي و فرهنگي و اقتصادي خود مي‌باشند.

کشور انگليس باصطلاح به طور رسمي و به ظاهر هر نوع سياست تغيير رژيم از نوع سخت را رد مي‌کند، اما از سوي ديگر در لايه‌هاي پنهان با ايجاد بسترهاي مناسب جهت برقراري ارتباط با گروههاي مختلف جامعه سعي در بهره‌بردن از استراتژي براندازي از نوع نرم را دارد. بي‌ترديد انتخابات در ايران يکي از مهمترين موضوعاتي است که انگليسي‌ها در تلاشند از جزئيات آن مطلع بوده تا به اقتضاي وضعيت، برنامه‌ريزي لازم در جهت مداخله وبهره‌برداري از نقاط ضعف وآسيب‌هاي داخلي، به منظور تغيير افکار و رفتار در راستاي سياست‌هاي متبوع خود به عمل آورند.

شوراي فرهنگي آموزشي بريتانيا که به عنوان بخش فرهنگي سفارت انگليس در ايران فعاليت مي کرد ، سابقه حضور در کشور از زمان قبل از انقلاب اسلامي (تحت عنوان انجمن ايران و انگليس) را دارا بوده ؛ و در دوره جديد از سال 2001-2000 ميلادي با نام شوراي فرهنگي و آموزشي انگليس آغاز بکار کرده است. شوراي فرهنگي انگليس سازماني مستقل و در بيش از 100 کشور دنيا داراي شعبه بوده و مرکز آن در لندن مستقر مي باشد؛ اما در ايران بخش فرهنگي سفارت انگليس محسوب ميگردد.

از جمله فعاليتهاي متعدد بريتيش کانسيل(BC ) مي توان به : برگزاري آزمونهاي عمومي و تخصصي زبان انگليسي ، مشاوره هاي آموزشي ، اعطاي بورسيه در مقاطع مختلف تحصيلات تکميلي ، و نيز به نخبگان ، محققان ، اساتيد دانشگاهها و مراکز آموزش عالي ، مسئولين و کارمندان دستگاههاي مختلف ، روزنامه نگاران و نظاير اينها اشاره کرد. از سوي ديگر هدايت پروژه هاي علمي ، آموزشي ،پژوهشي و هنري با مشارکت مراکز ايراني و انگليسي ، پروژه هاي مشترک دانشگاهي و موارد متعدد ديگر در زمره امور محوله اين مرکز قرار دارند.

اگرچه فعاليتهاي مذکور في نفسه اموري عادي بنظر مي رسند ؛ اما نکته مهم آن است که اين مرکز انگليسي در پوشش اين پروژه ها اهداف و مقاصدي نظير: شناسايي و جذب نخبگان علمي و دانشگاهي ، طرحها و پروژه هاي مراکز آموزش عالي و تحقيقاتي کشور، جمع آوري اطلاعات در زمينه هاي مختلف در قالب نظرسنجي از مراجعين حضوري ، برگزاري جلسات مشاوره عمومي و خصوصي براي افرادي که قصد تحصيل و يا مهاجرت به خارج از کشور دارند؛ و موارد متعدد ديگري را دنبال مي کند.

اين شورا با هماهنگي و همکاري با سفارت انگليس در تهران هر سال در قالب بورسهاي چونينگ وزارت خارجه انگليس ، تعدادي از بهترين دانشجويان و فارغ التحصيلان دانشگاههاي ايران را براي ادامه تحصيل در مقاطع تحصيلات تکميلي و يا گذراندن فرصت مطالعاتي و تکميل پروژه هاي خود شناسايي ، و با انجام مصاحبه نسبت به اعزام آنها اقدام مي کند که در همين رابطه برخي از اين افراد پس از اتمام مدت دوره تحصيلي ديگر تمايلي براي بازگشت به ايران ندارند

در معرفي انواع ديگر بورسهاي اعطايي شوراي فرهنگي انگليس مي توان به بورسهاي کوتاه مدت و کمک هزينه‌هاي تحصيلي اشاره کرد که به برخي اساتيد دانشگاهها و افرادي از دستگاههاي مختلف داخل کشور اختصاص مي يابد؛ و آنها با سفر به انگلستان نيز از تسهيلات دفتر مرکزي آن در لندن بهره مند مي شوند.

شوراي فرهنگي و آموزشي انگليس تلاش وافر دارد تا با تمامي افرادي که تحت عناوين مختلف به انگليس اعزام مي نمايد، پس از بازگشت به کشور همچنان ارتباط خود را حفظ نموده و از آنها در مقاطع مختلف در جهت تامين منافع انگلستان استفاده کند.

به عبارت ديگر اين قبيل افراد در زمره مرتبطين شوراي فرهنگي در سازمانهاي مختلف داخلي قرار مي گيرند؛ و حتي از اين افراد به بهانه هاي مختلف براي شرکت در مراسم و مناسبتهاي سفارت انگليس و شوراي فرهنگي دعوت به عمل مي‌آيد که طي برگزاري اين قبيل مراسمها ديپلماتهاي ارشد و مظنون به فعاليتهاي اطلاعاتي انگليس با طرح موضوعات مورد علاقه ؛ اطلاعات کاملي از اين افراد ، و همچنين مشاغل و جايگاههاي آنها در مراکز دولتي را کسب مي کنند.

به هرحال اساس کار انگليسيها بطور اعم و شوراي فرهنگي و آموزشي انگليس بطور اخص ، بر شناسايي و جذب افرادي در دستگاههاي گوناگون جمهوري اسلامي ايران قرار دارد تا با استفاده از آنها به مقاصد و اهداف اطلاعاتي خود در کشور جامه عمل بپوشانند.

برگزاري دوره هايي با حمايت بريتيش کانسيل و مشارکت مراکز انگليسي و ايراني در داخل کشور است که طي آن نمايندگاني از شوراي انگليس ضمن آشنايي با محققان ايراني؛ از آنها دعوت مي کنند که مراحل پاياني پروژه هاي خود را در قبال پرداخت کليه هزينه ها(سفر،اقامت،تحصيل و...) در انگليس به انجام رسانند . نکته مهم آن است که برخي از اين پروژه ها به لحاظ اهميت در زمره پروژه هاي ملي قرار مي گيرند و محققان مربوطه نيز بعضاً طي همکاري آنها با شوراي فرهنگي و آموزشي انگليس و يا ساير مراکز انگليسي زمينه ساز سوء استفاده بيگانگان را فراهم نموده اند .

با نزديک شدن به زمان برگزاري انتخابات و حضور جدي نامزدها در عرصه سياسي _تبليغاتي کشور، بخش سياسي سفارت با حضوري جدي و آرايشي منظم که از کارمندان محلي و توانمند اين بخش تشکيل گرديده، از اواخر فروردين88 با سازماندهي و تقسيم وظايف، جهت انجام جمع‌آوري اطلاعات و اخبار از موضوعاتي چون: ديدگاههاي مسئولين نظام ، نمازهاي جمعه، صدا وسيما، سپاه و بسيج و نظرات فرماندهان عاليرتبه، مساجد، محافل سياسي، نشريات و روزنامه‌ها وسايت‌هاي اينترنتي، شاخص‌هاي اقتصادي، بازار و تجارت و حضور در جوامع روستائي، اقدام نمودند. بر همين اساس بخش سياسي هفته‌اي دو روز جهت جمع‌بندي اطلاعات و اخبارجمع آوري شده با حضور رئيس بخش و آقاي توماس برن، اقدام به تشکيل جلسه نموده وجمع‌بندي گزارش نهائي تهيه مي‌گرديد. درهمين راستا؛برخي از اقدامات اين کشور در راستاي پيگيري و تحريک اغتشاشات اخير عبارتند از:

1- سفارت انگليس چند ماه قبل از انتخابات با تشکيل کارگروهي جهت بررسي تحولات روزانه کشور مبادرت به رصد نمودن اخبار خبرگزاريها ، وب سايتها ، وب لاگها ، نظرات مردمي ، دانشجويان ،‌ روحانيون ، ‌مقامات صداوسيما ، سپاه و بسيج نموده و با نزديک شدن به ايام انتخابات ؛سفرهاي استاني ديپلمات‌ها وکارمندان محلي آغاز گرديد که در اين راستا بررسي نظرات برخي اقوام مختلف ايراني نسبت به هر کانديدا مورد توجه آنها بوده است.

2- فعاليت گسترده اطلاعاتي انگليسي ها در جمع‌آوري اطلاعات از ناآرامي ها و اغتشاشات پس از انتخابات بگونه اي که تقريباً بطور دائم کارمندان محلي خود را به صحنه هاي درگيري گسيل مي نمودند و به دنبال جمع‌آوري اطلاعات بودند . ضمن اينکه به کارمندان محلي دستور داده شده بود تا با احزاب سياسي تماس گرفته و تحليل ها و نقطه نظرات آنان را گردآوري و گزارش نمايند .

3- بعد از مشخص شدن نتيجه انتخابات؛ سفارت انگليس مبادرت به خط دهي انتشار اخبارکذب مبني بر تقلب در انتخابات نموده و ضمن اعلام ساختگي و جعلي بودن آراء، اغتشاشات و تجمعات غير قانوني را به عنوان اعتراض و حق مردم مطرح مي نمود .

برگزاري جلسه‌اي از سوي وزارت امور خارجه انگليس با حضور گروهکهاي اپوزيسيون (از جمله منافقين)در لندن پس از شکل گيري اغتشاشات که در اين جلسه مقرر گرديد ؛استراتژي ذيل در دستور کار معترضين و اپوزيسيون قرار گيرد:

الف ) استمرار اغتشاشات و تجمعات غير قانوني (به ويژه پس از اقامه نمازجمعه تاريخي مورخ 29 خرداد 88.

ب) عدم مشارکت آشکار و تابلودار گروهکهاي اپوزيسيون ؛

ج) تفکيک اعتراضات از خط خشونت(در قالب نافرماني مدني).

4- شرکت کليه ديپلمات‌هاي سفارت انگليس در راهپيمايي ها و تجمعات غير قانوني پس از انتخابات.

5- يکي از متهمين حوادث اخير؛ در بازجويي هاي انجام شده به حضور غير قانوني در جمع طرفداران آقاي کروبي در سعادت آباد به همراه همسر خود ، حضور در تجمعات غيرقانوني طرفداران ميرحسين موسوي در سعادت آباد و گيشا اعتراف کرده و به حضور الکس پينفيلد دبير اوّل سياسي و توماس برن( دبير دوم سياسي که پس از حوادث اخير از کشور اخراج گرديد) ؛در مورخه 24 خرداد 88 در خيابان سنايي حين درگيري و آشوب حضور کاردار انگليس در يکي از تجمعات غيرقانوني بعد از انتخابات ، شرکت ساموئل مورگان ديپلمات بخش روابط عمومي در مورخه 25 خرداد 88 در حوالي خيابان مطهري و شريعتي حين آشوب و دستگيري برخي معترضين ، حضور توماس برن در مورخه 28 خرداد 88 در خيابان انقلاب در راه پيمايي غيرقانوني ، شرکت پاول بلامي معاون بخش ويزا ( اخراجي از کشور ) در تاريخ 28 خرداد 88 در ميدان فردوسي وعکس برداري از تجمع آنروز ، و حضور ساموئل مورگان در مورخه 27 خرداد 88 در خيابان کريمخان در راهپيمايي غيرقانوني اعتراف نموده است.(حسين رسام؛بازجويي 6 تير 88 صفحات 12 و13)

همچنين تعدادي از متهمين صراحتاً معترف هستند که در جريان تجمع غير قانوني طرفداران آقاي موسوي در بهارستان الکس پينفيلد دبير اوّل سياسي سفارت از آنها درخواست داشته که به ميدان بهارستان رفته و مشاهدات خود را گزارش کنند .(آرش مؤمنيان،حسين رسام)

سفير انگليس از کارمندان محلي درخواست داشته که اوضاع در ساير شهرها را بررسي و گزارش نمايند.

قبل از انتخابات الکس پينفيلد و يکي از کارمندان محلي بخش سياسي با چند نفر از اعضاء ستاد مرکزي يکي از کانديداهاي معترض ملاقات داشته ، و با برخي نفرات وابسته به احزاب و‌ مسئولين برخيNGOها نيز ملاقات نموده است. بعد از انتخابات نيز در مورخه 4 تير 88 در قسمت VIPبخش کنسولي سفارت؛آقاي پينفيلد با يکي از افراد مطرح سياسي اصلاح طلب ( به هنگام اخذ ويزا) ملاقات نموده و پيرامون نامزدهاي انتخابات و حوادث پس از آن و خطبه هاي تاريخي نماز جمعه مورخ 29 خرداد 88 مذاکره نموده است. (حسين رسام؛ بازجويي مورخه 9 تير 88 صفحات 17 و18)

تخصيص بودجه 300 هزار پوندي براي پرداخت به NGOهاي داخلي. کمک به اين NGOها مي‌توانست شبکه‌اي منسجم و هماهنگ از سازمان‌هاي غيردولتي را براي بهره‌گيري در شرايط بحران سازماندهي نمايد.

شناسايي عناصر دسترسي‌دار از طريق برگزاري آزمون زبان انگليسي ILETS. در اين روش سفارت انگليس تلاش داشت تا با شناسايي افراد مؤثر، زمينه‌هاي بهره‌برداري از آنها را در شرايط بحراني فراهم سازد.

تلاش جهت پخش فيلم‌هاي داراي عدم مجوز پخش در داخل سفارت با هدف جلب نظر کارگردانان و تهيه‌کنندگان فيلم‌ها جهت استفاده در مواقع ضروري.

ايجاد بخش VIP (تشريفات) در بخش ويزا در راستاي بهره‌مندي از افراد داراي دسترسي در حوزه‌هاي مختلف کشور و نزديکي به آنها به بهانه مصاحبه ويزا.

تلاش ديپلمات‌هاي سفارت جهت ارتباط با نخبگان قومي و فرهنگي در راستاي شناسايي و جلب آنها در راستاي اهداف موردنظر.

حضور ديپلمات‌هاي سفارت در مناطق مختلف کشور تحت پوشش دانشجويان زبان فارسي و ارتباط‌گيري با مردم منطقه.

ايجاد زمينه‌هاي جذب شخصيت‌هاي سياسي- فرهنگي در انگليس در راستاي منافع مورد نظر. (عطاءالله مهاجراني)

ارتباط مؤسسات مطالعاتي- تحقيقاتي انگليس با مراکز مطالعاتي- تحقيقاتي داخل کشور در راستاي القاء و تاثيرگذاري. (چتهم هاوس، IISS)

پر کردن خلاء اطلاعاتي آمريکا و اسراييل توسط انگليسي‌ها در راستاي جبران عدم حضور آمريکا در ايران.ارتباط‌گيري با نخبگان، احزاب و شخصيت‌هاي سياسي به منظور جمع‌آوري اطلاعات و آماده‌سازي جهت همکاري با سرويس آن کشور.

تماس با اصحاب رسانه و مطبوعات به منظور تاثيرگذاري بر بدنه جامعه

نقش شبکه خبري دولتي BBC در حوادث پس ازانتخابات رياست جمهوري:

شبکه خبري دولتي BBC که زيرنظر سرويس جهاني فعاليت مي‌نمايد و بودجه آن را وزارت خارجه انگليس تامين مي‌نمايد، از دو سال قبل با گزينش و اعزام خبرنگاران و افراد عادي تحت پوشش بنياد «تراست» اقدام به اعزام اين افراد در گروههاي مختلف به ترکيه و دبي نمود تا آموزش‌هاي تخصصي به آنان داده و با اين آموزش‌ها بتوانند باصطلاح «روزنامه‌‌نگار شهروندي» را گسترش داده و با گزينش افراد مستعد از بين اين افراد، نيروهاي مورد نياز را براي ساير بخش‌هاي BBC گزينش نموده و در نهايت شبکه وسيعي از افراد مرتبط داخل کشور را هدايت و مورد استفاده قرار دهند.

بودجه بنياد تراست که توسط وزارت خارجه انگليس، برخي کشورها ي اروپايي تامين مي‌گردد، بالغ بر 30 ميليون دلار مي‌باشد.

BBC پس از آغاز فعاليت‌ها و در راستاي ايجاد تغييرات گسترده، اقدام به تاسيس تلويزيون فارسي BBC نمود که فعاليت خود را در دي‌ماه سال گذشته (1387) آغاز کرد. اکثر افراد گزينش‌شده در اين رسانه دوره‌هاي آموزشي تراست را گذرانده و از خبرنگاران رسانه‌هاي منتقد نظام مي‌باشند.

رسانهBBC فارسي در ابتدا با اقدامات هدفمندي که دنبال مي‌کرد، شروع به برقراري ارتباط گسترده با برخي مستندسازان داخلي نمود و آثار آنان که در داخل فاقد مجوز و قابليت پخش نداشت را گردآوري نمود. سپس با برنامه «نوبت شما» که رهبر اصلي آن يکي از دستگيرشدگان اغتشاشات 18 تير و از دست‌اندرکاران اصلي تراست که مدتي را در زندان به سر برده است؛ شروع به ايجاد چالش و مشکل در داخل کشور و بزرگ‌نمايي مشکلات داخلي و معضلات سياسي مي‌نمايد.

تلويزيون فارسي BBC قبل از برگزاري انتخابات، تدارکات ويژه‌اي را براي خط دهي پوشش سالگرد 18 تير به عمل مي‌آورد تا بتوانند از اين طريق ضمن تحريک مردم و دانشجويان، اغتشاشاتي را ايجاد نمايند. در آستانه برگزاري انتخابات رياست جمهوري، شبکه BBC فارسي با دعوت از برخي از عناصر معاند و مسئله دار و پرداخت هزينه يکماهه اقامت آنان در لندن و نيز پرداخت پول براي برگزاري ميزگردهاي سياسي، تخم فتنه و نيز بحث تقلب در انتخابات را مي کارد.

در مقطع انتخابات رياست جمهوري، حتي پيش از راه‌اندازي تلويزيون فارسي‌زبان BBC بارها اين سؤال از جانب مسئولان آن شبکه خبرپراکني مطرح گرديد که آيا مي‌شود خبرنگار به ايران فرستاد؟ نحوه پوشش چگونه باشد؟ و... نتيجه همه اين برنامه‌ريزي‌ها از يکسو و شرايط خاص پيش‌آمده قبل از انتخابات از سوي ديگر، باعث شد که BBC خود را براي يک اقدام مداخله جويانه در جمهوري اسلامي آماده کند.

تلويزيون فارسي‌زبان BBC با تدارکات وسيع در روز انتخابات، برنامه خود را 24 ساعته نموده و با افراد مسئله دار در داخل کشور ارتباط برقرار کرده تا اخبار و گزارشات لحظه به لحظه را منتقل نمايد.

راهکارهاي اعلام شده از سوي بيگانگان در خصوص استمرار اعتراضات به نتيجه انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري :

1- تاکيد بر استمرار روند اعتراضات و عدم پذيرش نتايج انتخابات تا حصول نتايج موردنظر؛

2- معرفي سپاه و بسيج به عنوان عناصر کودتاي نظامي و ضرورت حذف و خروج نيروهاي مذکور از صحنه . ( خاطر نشان مي گردد اعلاميه هاي کشورهاي مختلف در قالب نقض حقوق بشر،ضرورت حضور ناظرين بين‌المللي و... در اين راستا ارزيابي گرديده و حذف نيروي مردمي بسيج از صحنه در گزارشات راهبردي نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي آمريکا؛مورد تاکيد قرار گرفته است).

3- ايجاد تمايز ميان حوزه‌ها و عرصه هاي مذهبي و غيرمذهبي ؛

4- بزرگنمايي اختلاف در سطوح مختلف جامعه ،تاکيد بر عدم حمايت برخي از نخبگان از نتايج انتخابات .

5- تاکيد بر حمايت برخي از نخبگان و چهره‌هاي سرشناس از مخالفين و معترضين؛

6- تشديد فشارها با هدف استعفاي رئيس جمهور ؛

ب ) اقدامات گروهکهاي ضدانقلاب و تروريستي و نقش آنها در حوادث پس از انتخابات و آشوب هاي اخير

با وجود اينکه با نامه تاريخي حضرت امام(ره) گروهک نهضت آزادي از حوزه سياسي کشور به حاشيه رانده شد و تهديدات آن عليه مباني انقلاب اسلامي دورتر گرديد ولي اين گروهک با پافشاري بر مواضع براندازانه خود از ابتداي انقلاب اسلامي تا کنون با فراز و نشيب هاي گوناگون کوشيده تا ثمره خون صدها هزار شهيد و جانباز را به نيستي بکشاند. گروهک مذکور طي دوسال گذشته با ورود فعالانه تر به عرصه سياسي کشور تلاش نموده خود را به عنوان يکي از جايگزين هاي مهم حاکميت جمهوري اسلامي ايران ، نزد کشورهاي خارجي و همچنين گروههاي معاند داخلي مطرح نمايد. به شکلي که در اين مدت دبيرکل گروهک سفرهايي به امريکا، آلمان و... داشته است.

ذيلاً به برخي موضع گيري ها و اقدامات نهضت آزادي طي دو سال گذشته اشاره مي گردد:

1- مواضع نهضت آزادي پس از سفر سه ماهه آقاي ابراهيم يزدي (رئيس تشکيلات غير قانوني گروهک) به آمريکا ( از30 بهمن 86 لغايت5 خرداد 87) شکل تند تري به خود گرفته به گونه اي که پس از سالها در جلسات دفتر سياسي گروهک، به صراحت «استراتژي براندازي نظام» مطرح و با قيد "مسالمت آميزي" که يزدي به آن اضافه مي کند و همانا براندازي نرم مي باشد، تصويب مي شود.

2- آقاي يزدي پس از بازگشت از آمريکا با جسارت و گزافه گويي ارکان اصلي نظام را هدف قرار داده و استراتژي حمله به «ولايت فقيه» را با هدف هنجار شکني از مقدسات نظام، در دستور کارخود قرار داد . وي در مصاحبه اي در مورخه23 خرداد 87 با سايت خبري روز عنوان نمود: " الان زمان آن است که عملکرد نظام مبتني بر نظام ولايت فقيه را مورد ارزيابي قرار بدهيم. ما معتقديم که مشکل اساسي ايران در سيستم ولايت فقيه است.

در مرداد سال گذشته سازمان مجاهدين انقلاب از سران گروهک نهضت آزادي براي شرکت و سخنراني در کنگره دوازدهم خود دعوت کرد وآقاي ابراهيم يزدي در جلسه هفتگي تشکيلاتي خود دراين خصوص اظهار داشت:« بنده به کنگره دعوت شده بودم و پيام هم دادم و در جلسه نيز قرائت شد و بايد ما از گذشته درس بگيريم تا بتوانيم در پيشبرد اصلاحات موفق باشيم. »

آقاي ابراهيم يزدي درخصوص پيوند مشترک بين نهضت آزادي با سازمان مجاهدين انقلاب و حزب مشارکت گفته است:«... ما از اينکه گروههاي سياسي آرام آرام به واقعگرايي نزديک ميشوند خوشحاليم ؛ گروههايي که 10 سال پيش مرزبندي خودي و غيرخودي را ابداع کرده بودند امروز به اين نتيجه رسيده اند که اين مرزبنديها واقعبينانه نيست .کارگزاران امروز با 10 سال پيش متفاوتند ... زماني بود که مجاهدين انقلاب اسلامي در وضعيتي نبودند که بتوانند با نهضت آزادي بنشينند. اما در کنگره امسال ما را دعوت کردند و ما هم شرکت کرديم.»

اين گروهک در پيام به کنگره حزب مشارکت نيز ، فعاليت نهادمند سياسي ، رشد و توسعه احزاب و سازمانهاي سياسي را لازمه تقويت فرآيند دمکراسي خواهي در کشور دانسته و عنوان نمود«... طرحهاي چند لايه و پيچيده تماميت خواهان تنها زماني ميتوانند موفق باشند که احزاب سياسي امکان گفت و گو و مفاهمه در شکل همکاريهاي جمعي نداشته باشند...»

شاخه جوانان حزب مشارکت نيز از محمد توسلي(رئيس دفتر سياسي نهضت آزادي) دعوت نمود که در سالن اجتماعات آن حزب سخنراني نمايد. توسلي در سال 86 گفته بود:"... بايد روي جريانات سياسي بيشتر کار شود. بطور مثال روي مشارکت بايد سرمايه گذاري کرد که ميتواند با گستردگي تأثيرگذار باشد . "

3- در يکي از جلسات هم انديشي جريانات اپوزيسيون که آذرماه سال86 با ميزباني گروهک نهضت آزادي وحضور نمايندگاني از گروهک غيرقانوني ، ادوار تحکيم وحدت، دفترتحکيم، متنفذين ضدانقلاب، عناصر شاخص سياسي نظير؛ عبدا... نوري، انصاري راد و...) برگزار گرديده بود، بر اين موضوع تاکيد شده بود که؛ مشکل امروز کشور(آقاي) احمدي نژاد نبوده بلکه اصل ولايت فقيه است و نوک حمله ما بايد به آن سمت باشد. همچنين در اين نشست مطرح شد که در اين مسير مي بايست بعضي از سران نظام همراه نمود.

4- گروهک نهضت آزادي در انتخابات اخير بر خلاف دوره هاي گذشته به صورت فعال شرکت کرده و با حمايت از آقايان موسوي و کروبي انتظار خود را از اين افراد انجام تغييرات اساسي در کشور مطرح نمود.

در اين راستا نهضت آزادي پس از برقراري جلساتي با مسئولين ستادهاي آقايان موسوي و کروبي ضمن انجام توافقات همکاري تعدادي از عناصر خود در تهران و شهرستانها را موظف به حضور در ستاد آقاي ميرحسين موسوي نمود که از اين ميان مي توان به حضور عماد بهاور رئيس شاخه جوانان گروهک در ستاد 88 آقاي موسوي اشاره نمود که نامبرده نيز تعدادي از عناصر عضو شاخه جوانان را در اين ستاد به کار گيري نموده بود.

علاوه بر نهضت آزادي طيف ديگري از گروههاي ضدانقلاب التقاطي ومدعي حقوق بشري با همکاري کشورهاي غربي فعاليتهايي را در راستاي بستر سازي جهت ايجاد و گسترش اغتشاشات پس از انتخابات داشته‌اند

- اظهارات برخي از سرکردگان و گروهک هاي ضد انقلاب در ايام رقابتهاي انتخاباتي:

برخي از سرکردگان وگروهک هاي ضد انقلاب در ايام رقابتهاي انتخاباتي با القاء تقلب و وقوع کودتاي انتخاباتي سعي در بستر سازي براي اغتشاشات پس از انتخابات داشته اند که از اين ميان مي توان به سرکرده گروهک نهضت آزادي و کيوان صميمي (عضو و از عناصر موسس کميته خود خوانده دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه) اشاره داشت.

در عرصه هاي نظامي؛ گروهک هاي ضد انقلاب مسلح، از گروههاي چپ کمونيستي و سوسياليستي گرفته تا جريانات التقاطي و منافقين کوردل و جريانات قومگراي جدايي طلب با پشتيباني اربابان غربي خود خون هزاران نفر از مردم بي گناه را بر زمين ريخته اند.

نکته جالب توجه در خصوص گروهک منافقين آن است که اين گروهک در يک حرکت حساب شده و توافق في مابين دول غربي و منافقين از فهرست گروههاي تروريستي خارج مي گردد که اين امر در واقع اقدامي جهت مشروعيت بخشي و دادن قدرت مانور به اين گروهک جهت اقدامات براندازانه در بستر انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اسلامي ايران بوده و نکته مهم در اين زمينه آن است اولين کشوري که در اين راستا اقدام نموده و گروهک منافقين را از فهرست گروههاي تروريستي خارج نمود، کشور انگليس بود که رد پاي اين کشور در جاي جاي اغتشاشات اخير هويدا مي باشد.

گروهک تروريستي منافقين قبل از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري همچون سنوات گذشته بدليل عناد با نظام مقدس اسلامي و عدم شناخت اوضاع داخل کشور ، بار ديگر در تحليل هاي خود دچار اشتباه فاحشي گرديده گروهک مزبور پيش از برگزاري انتخابات ، با تلاش فراوان در ستاد هاي انتخاباتي آقايان ميرحسين موسوي و کروبي نفوذ نمودند ،{ پرونده هاي کلاسه فرعي570/85/88 } همچنين از ماهها قبل برنامه ريزيهايي را جهت سازماندهي از اعتراضات صنفي رقابت هاي انتخاباتي و تشديد اختلافات ميان هواداران نامزدها طراحي کرده بودند که با شرکت غرور آفرين 85 درصدي مردم فهيم ايران اسلامي در انتخابات ، تمام نقشه ها و برنامه هاي منافقين در انتخابات نقش بر آب شد .

عناصر گروهک منافقين با بهره گيري از همه توان خود و اعزام تيم هاي آموزش ديده براي ايجاد اغتشاش و موج سواري و سوق ‌دادن اعتراضات به سمت اقدامات خشونت آميز ، ايذايي و تروريستي اقدام نمودند . اين گروهک با صدور بيانيه هاي پي در پي از سوي سرکردگان خود و انتشار گسترده آن از طريق شبکه‌هاي ماهواره اي و فضاي مجازي اينترنتي در جهت گسترش دامنه و استمرار اغتشاشات و آشوب ها تلاش نمودند. در اين رابطه به پيام سرکردگان گروهک در تاريخ 27 خرداد و 18 تير 1388 اشاره مي گردد :

« آرى، اکنون شما زن و مرد جنگيد و، در هر کوى و برزن برمي خيزيد برمي خروشيد، همچنانکه ( منافق مريم رجوي ) اعلام کرده است، بايد قويا از ابطال انتخابات اين رژيم استقبال نمود. انتخابات آزاد بايد تحت نظر ملل متحد، بر اساس اصل حاکميت مردم، صورت بگيرد ... 27 خرداد 88 »

((تظاهرات برق آسا، در هر زمان و در هر مکان، به ويژه در نقاط ضعف و نقاط خلاء نيروهاى سرکوبگر دشمن حتى در شرايطى که هيچگونه امکان تجمع نيست، هسته هاي 9 نفره ، 5 نفره و حتى هسته هاي مقاومت 3 نفره جوانان انقلابي مي توانند نيروهاي سرکوب گر دشمن را تجزيه، خسته و فرسوده کنند. دسته هاي کوچک، موتور محرک و راهگشاى تجمعات بزرگترند. هسته ها و تيمهاى جداگانه تدارکات و ترابرى و امداد پزشکى و ارتباطات را، تا آنجا که برايتان امکانپذير است، فراموش نکنيد... 18 تير 1388 ((

همچنين گروهک مزبور به برخي از مرتبطين خود که از قبل در اردوگاه اشرف واقع در عراق آموزشهاي تروريستي را گذرانده و با اهداف مشخص به داخل کشور اعزام شده بودند، دستورالعمل اقدام ايذايي و تروريستي اعم از آتش زدن اتوبوس ها ، بانک ها ، کيوسکهاي تلفن ، حمله به مراکز نظامي انتظامي و نيروهاي بسيج را ابلاغ نمودند . در همين راستا يکي از اصلي ترين پايگاههاي گروهک تروريستي منافقين مستقر در کشور انگليس(به شماره تلفن 00442032398487) هدايت تيم هاي ترور و اغتشاش داخلي را برعهده داشته و ضمن اعلام خط مبارزه مسلحانه ، و ايجاد هرج ومرج در کشور و تحريک معترضين به سر دادن شعار هاي تند عليه مسئولين و ارکان اصلي نظام اقدام نموده ، و با القاء بي اعتمادي مردم نسبت به نظام ، بستر لازم را براي بوجود آمدن شکاف ميان مسئولين و مردم فراهم کرده و از انجام هرگونه حرکتي که اين هدف را محقق نمايد فرو گذار ننمايند . اقارير متهم پرونده کلاسه 88/11597/ط د در اين خصوص بدين قرار مي باشد:« از مهرماه سال 86 از طريق يکي از هواداران گروه وصل به آنها ( منافقين ) شدم و در دي ماه همان سال بصورت غير قانوني توسط قاچاقچي مرتبط با گروهک عازم عراق شدم و مدت سه ماه در قرارگاه آنها آموزشهاي مختلفي از قبيل کار با کامپيوتر ، اقدامات تبليغي ، جذب نيرو ، کلاسهاي ايدئولوژي ، جمع آوري اطلاعات ، اقدامات ايذايي و ... را گذراندم و بصورت غير قانوني جهت انجام ماموريتهاي محوله به داخل کشور بازگشتم . در اين مدت آنها در ازاء اقدامات صورت گرفته توسط بنده ، مبلغ يک ميليون و چهارصد هزار تومان به حساب من و نفر مرتبطم واريز نمودند . ازجمله محورهاي ماموريت من در انتخابات جمع آوري اخبار و اطلاعات از حوزه هاي انتخاباتي و اخذ عکس وفيلم و ارسال آن به منافقين بود . بعد از آغاز اغتشاشات تاکيد آنان بر حضور من در صحنه هاي درگيري بود که در تاريخ 27 خرداد 88 سرپل من به نام زهره از شماره تلفن 00442032398487 طي تماسي به من گفت : همه مردم ايران مشکلات شخصي دارند ... ولي ريشه مشکلات کجاست؟... بايد ريشه رو زد .... الان فکر کنم وقتش باشه ، نبايد دست روي دست گذاشت... ،ما آمده ايم به کمک تو ، پس جنگ مسلحانه امروز صداي ماست .... با دوستانت برويد يک جايي رو آتش بزنيد ، جاهايي که بسيج است ، پنج شش تايي جمع شويد يواشکي برويد مرکز اينها را آتش بزنيد بنزين ببريد ( کوکتل ) پرت کنيد سمتشون پمپ بنزينها را آتش بزنيد، اتوبوسهاي عمومي رو ... مردم رو بياريد پايين بعد وسط خيابون آتش بزنيد ... »

در همين رابطه تعدادي از مرتبطين گروهک که با هدايت منافقين جهت ايجاد آشوب و بلوا در صحنه حضور يافته بودند حين درگيريها کشته و يا زخمي مي شوند که منافقين نيز بنا به خصلت منافقانه خود به منظور مصادره بخشي از اعتراضات به نفع خود در

تاريخ 3/ 5/ 88 اقدام به ايجاد نماد يادبود براي ايشان در اردوگاه اشرف مي نمايند .

لازم به ذکر است عناصر نفاق به منظور جمع آوري اطلاعات داخل کشور ضمن پرداخت مبالغي به صورت ماهيانه به برخي نفرات ، اقدام به فريب ايشان از طريق ارتباط گيري با پوشش هايي از قبيل آژانس هاي خبري مانند خبرگزاري هما ، آژانس ايران خبر ، همچنين کميته هاي به اصطلاح دفاع از حقوق بشر و زندانيان سياسي و .... نموده اند .

با لطف و عنايت حضرت حق و تلاشهاي شبانه روزي سربازان گمنام امام زمان( عج ) تعدادي از مرتبطين اصلي گروهک که در آشوبهاي خياباني نقش فعالي داشتند شناسايي و دستگير گرديدند و تلاش تروريستهاي منافق جهت خدشه به نظام مقدس اسلامي ناکام باقي ماند .

گروههاي قوم گرا و تجزيه طلب نيز که سالهاست با هدايت دشمنان قسم خورده اين مرزوبوم براي فروپاشي اين سرزمين تلاش مي کنند نيز در اين دوره از انتخابات رياست جمهوري بيکار ننشسته واجراي بخشي ديگر از سناريو را بر عهده گرفته بودند.

بر اساس اسناد و مدارک و متهمان موجود، اين جريانات با هدايت سرويسهاي اطلاعاتي دشمن اقدامات ايذايي مختلفي براي ايجاد و گسترش اغتشاشات در دستور کار داشته که توسط وزارت اطلاعات قبل از هر اقدامي بازداشت گرديدند. در ذيل به بخشي از اقدامات و برنامه هاي آنان اشاره مي‌گردد:

آنان در ستاد انتخاباتي آقاي کروبي با هدف جمع آوري اطلاعات و تاثيرگذاري نفوذمي کنند و درراستاي تقويت اختلافات بين طرفداران کانديداها و اغتشاشگري از اين رهگذر مي پردازند و اقدام به طراحي انفجار حين سخنراني آقاي ميرحسين موسوي در استاديوم شهر تبريز مي نمايند.

لازم به ذکر است از متهمين اين پرونده دو قبضه سلاح و تعداد 20 بمب بدست آمده است.

در عرصه هاي فرهنگي؛ عوامل ناتوي فرهنگي دشمن با بهره گيري از امپراطوري رسانه اي سعي در اجراي طرح ها و برنامه هاي براندازانه داشته اند که در اين چارچوب مي توان به فعاليتهاي رسانه اي غرب در راستاي براندازي جمهوري اسلامي ايران با بهره گيري از فضاي التهابات و اغتشاشات پس از انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري اشاره داشت. در اين زمينه موارد ذيل قابل توجه مي باشد:

اقدامات رسانه اي و عمليات رواني کشورهاي انگليس و آمريکا بيشترين تلاش را براي گسترش آشوب ها داشته و در اين ميان نقش انگليس بيشتر و تاثيرگذار تر بود. به جرأت مي توان گفت شبکه BBC فارسي از فعال ترين عوامل تحريک کننده در جريان اغتشاشات بوده و عمليات رواني اين شبکه در بالاترين سطح نسبت به ساير شبکه هاي ماهواره اي قرار داشت. با بررسي عملکرد اين رسانه در روزهاي پيش و پس از آشوب ها، دو چهره کاملاً متفاوت ازBBC فارسي قابل مشاهده مي باشد. در روزهاي پيش از اغتشاشات و ايام رقابتهاي انتخاباتي اين شبکه جهت جذب مخاطب سعي در نمايش شور و حال انتخاباتي در ايران و همچنين ارائه ديدگاههاي متفاوت سياسي موجود در کشور داشت. اين اقدام باعث گرديد زمينه براي اجراي مرحله بعدي طرح اين شبکه آماده گردد.

در مرحله بعدي و با شروع آشوب ها اين شبکه تبديل به رسانه اغتشاشگران گرديده و ضمن برزگ نمايي ارائه اخبار، فيلم ها، گزاشات، مصاحبه ها و ... در خصوص اغتشاشات، اقدام به جنگ رواني عليه جمهوري اسلامي ايران نمود. BBC فارسي در اين بخش از برنامه عمليات رواني کوشيد تا ضمن القاء مسئله تقلب در انتخابات با ارائه فضايي حماسي و احساسي بينندگان را براي حضور در جمع اغتشاشگران ترغيب نمايد.

اين شبکه کماکان مي کوشد با پخش تصاوير آرشيوي مربوط به اغتشاشات و يا هر تصوير جديد فضاي کشور را ملتهب نشان دهد .

در ميان شبکه هاي آمريکايي نيز VOA ( صداي آمريکا ) بيشترين نقش را در دامن زدن به اغتشاشات داشت. اين شبکه البته در سطحي پايين تر و غيرحرفه اي تر از BBC پيش از شروع رقابتهاي انتخاباتي با اتخاذ روندي تخريبي دو هدف را در دستور کار قرار داده بود:

1- تخريب اعتبار و مشروعيت انتخابات در جمهوري اسلامي ايران از رهگذر غيردمکراتيک توصيف کردن آن

2- تخريب وجهه و اعتباررئيس جمهور

پس از انتخابات و با شروع اغتشاشات نيز اين شبکه کوشيد با ارائه اخبار جهت دار، انجام مصاحبه با عناصر ضدانقلاب فراري و ... حرکت اغتشاشگران را حرکتي مردمي در راستاي براندازي نظام اسلامي معرفي نمايد.

علاوه بر شبکه هاي فوق دهها شبکه وابسته به گروهکهاي ضد انقلاب که با حمايت هاي مالي و فني کشورهاي غربي به فعاليت مشغول مي باشند نقش مکمل شبکه هاي BBC و VOA را بر عهده داشته اند.

کشورهاي غربي علاوه بر فعاليت در حوزه شبکه هاي تلويزيوني در عرصه اينترنت نيز سرويسهايي را به اغتشاشگران ارائه دادند که بخشي از آنها به شرح ذيل مي باشد:

1. قرار دادن نرم افزار ترجمه انگليسي به فارسي و بالعکس براي استفاده عمومي

2. ارائه نرم افزارهاي پيشرفته براي ديدن فيلم هاي مربوط به اغتشاشات با اينترنت سرعت پايين

3. ارائه برنامه هاي فيلتر شکن متناسب با ساختار شبکه ايران

4. سرويس دهي از سوي شرکت Twitter براي مخاطبان ايراني (اين شرکت امريکايي به روز رساني سرويس خود را که مستلزم قطع چند روزه در مورخه 20- 06 -2009 بود را با هدف حمايت و سرويس دهي به آشوبگران به تاخير انداخت)

5. فعال کردن شرکت امريکايي فيس بوک در راستاي تسهيل ارتباطات ميان کاربران ايراني و ساير کشورها. اين شرکت در مقطع اغتشاشات نسخه آزمايشي فارسي خود را ارائه کرد تا آشوبگران بهتر بتوانند از آن استفاده کنند.

از جمله ديگر جريانات فعال در عرصه مقابله با نظام ديني جمهوري اسلامي ايران گروههاي سلطنت طلب بوده اند که با فروپاشي نظام ظالمانه پادشاهي در 22 بهمن1357 تا به امروز با هدايت و پشتيباني نظام سلطه بين المللي و در رأس آن آمريکاي جهانخوار و صهيونيسم خون آشام به مقابله با انقلاب اسلامي پرداخته و در اين مسير از هيچ جنايتي کوتاهي نکرده اند. اين گروهها که سوداي بازگرداندن نظام سلطنت و پادشاهي به کشور را در سر مي پرورانند با بهره گيري از تمام ظرفيت هاي تبليغي - رسانه اي، سياسي، نظامي و فرهنگي برگرفته از اربابان غربي شان در تلاش براي نابودي اعتقادات ديني جامعه و جايگزيني باورهاي پوسيده شاهنشاهي مي باشند.

از جمله گروههايي که در اين روند طي دو سال گذشته، با حمايت هاي مالي، اطلاعاتي، نظامي، آموزشي و رسانه اي غرب فعال گرديده، گروهکي به نام "انجمن پادشاهي" مي باشد.

اين گروهک که با اتخاذ استراتژي براندازي جمهوري اسلامي ايران از طريق اقدامات تروريستي با حمايت سرويسهاي اطلاعاتي کشورهاي امريکا، انگليس و رژيم صهيونيستي تشکيل گرديده برنامه هاي گسترده اي را جهت براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران طراحي نموده که با لطف الهي و تلاش سربازان گمنام امام زمان (عج) اين برنامه ها در نطفه خفه شده و مجال تحقق نيافته است.

سياستهاي گروه تروريستي انجمن پادشاهي جهت تحقق هدف براندازي به شرح ذيل بوده است:

1- گسترش شبکه رسانه اي گروهک با استفاده از فضاي تلويزيون هاي ماهواره اي و اينترنت .

2- دين زدايي از افکار و انديشه بينندگان، مستمعين و مرتبطين با هدف قرار دادن آنها در مقابل حکومت ديني و الهي جمهوري اسلامي ايران و تبديل اين افراد به پياده نظام دشمن در براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران .

3- ارائه آموزشهاي نظامي و اطلاعاتي به افراد جذب شده جهت ايجاد و ارتقاء توان عملياتي عليه جمهوري اسلامي ايران .

4- استفاده از عناصر جذب شده جهت انجام اقدامات اطلاعاتي و جاسوسي در راستاي اهداف سرويسهاي اطلاعاتي دشمن و همچنين اهداف و برنامه هاي گروهک .

5- شناسايي و انجام اقدامات اطلاعاتي عليه عناصر و نيروهاي طرفدار نظام جهت ترور.

6- طراحي جهت انجام اقدامات تروريستي .

7- ايجاد رعب و وحشت در کشور با انجام عملياتهاي تروريستي کشتار جمعي با هدف گرفتن حداکثر کشته در اين عملياتها و ايجاد بحران غيرقابل مهار در کشور.

8- طراحي ترور شخصيت هاي سياسي و صاحبان انديشه و نظر در جامعه و...

گروهک انجمن پادشاهي بر اساس سياستهاي فوق الذکر در فروردين ماه سال 1387 اقدام به بمب گذاري و عمليات تروريستي در حسينيه حضرت سيد الشهداء شيراز نمود که در اين عمليات 14 نفر از عزاداران حسيني به شهادت رسيده و بيش از 200 نفر زخمي و جانباز گرديدند، که در ميان شهدا از افراد خردسال و بانوان نيز وجود داشتند.

پس از اين اقدام ددمنشانه که عاملين آن توسط وزارت اطلاعات شناسايي و به چوبه دار سپرده شدند، گروهک مزبور جهت انجام اقدامات متعدد تروريستي و براندازانه برنامه ريزي نمود که هر بار توسط سربازان گمنام امام زمان (عج) شناسايي و عوامل آن دستگير گرديدند.

از جمله اقدامات گروهک موسوم به انجمن پادشاهي استفاده از فضاي انتخاباتي در جهت پي گيري اهداف براندازانه گروهک در چارچوب استراتژي امريکا، انگليس و اسرائيل در اين زمينه بوده است، که در اين خصوص برنامه هاي ذيل از طريق سرويس هاي اطلاعاتي دشمن و سران گروهک در دستور کار عوامل داخلي آن قرار داشته است:

1- جمع آوري اطلاعات در خصوص فضاي انتخاباتي دوره دهم رياست جمهوري .

2- جمع آوري اطلاعات در خصوص سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و بسيج .

3- شناسايي مراکز مهم و پرجمعيت رأي گيري با هدف بمب گذاري .

4- شناسايي و انجام اقدامات لازم جهت آمادگي براي بمب گذاري و انجام اقدام تروريستي در دو مرکز پرجمعيت رأي گيري حسينيه ارشاد تهران و مسجد النبي نارمک .

5- بمب گذاري در مراکز پر جمعيت منجمله امام زاده حضرت علي اکبر( ع) چيذر و امامزاده زيد(ع) واقع در بازار تهران .

6 - بمب گذاري در حسينيه فاطميون واقع در خيابان مجاهدين .

7- استفاده از بمب هاي شيميايي و سمي در مراکز پرجمعيت .

8- شناسايي مراکز حساس دولتي براي بمب گذاري .

9- شناسايي انبارهاي مهم سوخت و مواد غذايي .

10- برنامه ريزي جهت آلوده سازي آب شرب تهران به مواد سمي بسيار قوي .

11- ارائه آموزش هاي ذيل به اغتشاشگران جهت گسترش آشوبها:

- آموزش تشکيل هسته هاي مبارزاتي

آموزش اصول حفاظت اطلاعات

آموزش ساخت بمب ها و نارنجک هاي دست ساز

آموزش مقابله با پليس ضد شورش

آموزش مبارزات پارتيزاني

آموزش ساخت دستگاه شوک الکتريکي

آموزش ساخت اسپري اشک آور و روش هاي مقابله با آن

آموزش شنود و ضد شنود

آموزش عبور از فيلترينگ و مقابله با راههاي شناسايي در اينترنت

آموزش روش هاي مقابله با امواج پارازيت

آموزش تعقيب و مراقبت و ضد تعقيب

آموزش کار با اسلحه

موارد پيش گفته حکايت از آن دارد که گروهک تروريستي انجمن پادشاهي طي دو سال گذشته در مسير براندازي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران حرکت نموده و اعضاي اين گروهک با علم به موضوع در راستاي اهداف سرويس هاي اطلاعاتي دشمن و سرکردگان گروهک قدم برداشته اند.

همچنين شواهد موجود نشان دهنده آن است که اين گروهک در جريان اغتشاشات پس از انتخابات بر اساس طراحي دشمنان جمهوري اسلامي ايران به عنوان قطعه اي از پازل براندازي مخملين به عنوان يکي از بازوهاي قهري جريان برانداز براي به چالش کشيدن اقتدار نظام جمهوري اسلامي ايران بحران سازي هاي گسترده و غيرقابل مهار، تشجيع اغتشاشگران وارد ميدان گرديده است که از جمله مي توان به طراحي و برنامه ريزي جهت انفجار بمب در حرم مطهر حضرت امام راحل در مورخه30 خرداد 88 ، توسط فردي به نام بيژن عباسي اشاره نمود که با هشياري ماموران قبل از نزديک شدن به ضريح مقدس امام (ره) به علت انفجار به هلاکت رسيد.

متهمين خارجي پرونده انجمن پادشاهي عبارتند از:

1- جمشيد شارمهد: وي از سرکردگان گروهک بوده و در لس آنجلس آمريکا مستقر مي باشد. نامبرده رابط سرويس اطلاعاتي CIA و تشکيلات انجمن پادشاهي بوده و نقش اصلي را در گروهک ايفا مي نمايد.

2- ايمانوئل آفار: نامبرده يهودي الاصل، افسر اطلاعاتي موساد بوده و در کشورهاي آمريکا و اسرائيل حضور دارد.

3- دردانه منوچهري: نامبرده در شهر لندن انگليس مستقر بوده و رابط گروهک با سرويس اطلاعاتي انگلستان مي باشد.

لازم به ذکر است پس از واقعه انفجار حسينيه سيد الشهداء شيراز براي نامبردگان توسط دستگاه قضايي wanted قرمز اخذ و به پليس بين الملل ارائه گرديده که متاسفانه پليس کشورهاي آمريکا و انگليس (عليرغم اقدامات تروريستي توسط نامبردگان و پذيرش موضوع در رسانه ها) هيچ نوع همکاري در دستگيري و تحويل متهمين نداشته اند.

متهمين رديف اول پرونده مذکور در داخل کشور عبارتند از :

1- محمد رضا علي زماني، فرزند اسماعيل،

2- احمد کريمي، فرزند محمود

3- حامد روحي نژاد، فرزند محمدرضا

4- آرش رحماني پور، فرزند داود

5- امير رضا عارفي، فرزند احمد

شرح اتهامات هر يک از متهمين در پرونده منعکس مي باشد و در کيفرخواست آنان دلايل اتهام و ميزان دخالت هر يک در فتنه هاي اخير احصا گرديده که در نوبت اعلامي قرائت و تبيين مي گردد .

معاون دادستان عمومي و انقلاب تهران
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: