محسن رضایی، کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران، در نامهای خطاب به ملت شریف ایران، نکاتی را درباره انتخابات و مسائل پیش آمده پس از آن با مردم در میان گذاشته است.
به گزارش «تابناک» متن این نامه به شرح زیر است:
بسمه تعالی
ملت شریف ایران
اکنون که مبارزات انتخاباتی به پایان رسیده است، وظیفه خود میدانم که از مشارکت گسترده و تاریخی شما مردم ایران در تعیین سرنوشت خویش تشکر نمایم.
همچنین از همه کسانی که برنامههای این حقیر را که محصول کار گروهی و مدلی فراگیر و مبتنی بر عقلانیت و مبتنی بر نیاز و حقوق مردم بود، پذیرفتند و به آن رأی دادند و از کسانی دیگر که پذیرفتند ولی به دیگری رأی دادند یا کسانی که نیم نگاهی برای فردا به آن داشتند، سپاسگزاری میکنم. باید از مراجع دینی و نخبگان کشور نیز که حضور بارز و مؤثری در این انتخابات داشتند، تشکر نمایم.
حال که فعالیت ستادهای انتخاباتی پایان یافته است، از همه هواداران خود صمیمانه تشکر کرده و با آنها مرتبط خواهم بود و از نظرات و مشاورههای آنها در آینده و برای پیشرفت و توسعه کشور استفاده خواهم کرد. به ملت عزیز ایران هم قول میدهم که همواره در کنارشان بوده و خواهم بود.
همچنین در این انتخابات، رخدادهای تلخ و شیرین فراوانی به وجود آمد و پرسشها، ابهامات و دغدغههایی در ذهن نگران جامعه و نخبگان پدید آمد که باید در فرصتهای مناسبتری به آنها بپردازیم.
درسهای بزرگی در این حوادث برای ملتی که میخواهد به الگویی برای دیگران تبدیل شود و پایههای یک تمدن جدیدی را بگذارد، وجود دارد. به کار گرفتن این درسها برای ساختن آینده سرمایه بزرگی است که به بهای سنگینی به دست آمده است. به همین دلیل، باید این درسها را پاس بداریم و با صبر و حوصله به مطالعه آنها بپردازیم تا در طراحی راه آینده ایران اسلامی، بتوانیم از آن بهره کافی بگیریم.
دغدغههای انتخابات
این روزها کسانی هستند که به من و امثال من مراجعه میکنند و درباره آزادیها و مردم سالاری و انتخابات در آینده میپرسند. دغدغههای خود را میگویند. از دلسردیها حرف میزنند. من معتقدم که جمهوری اسلامی بدون آزادی و مردمسالاری دینی مفهومی ندارد و به همین دلیل با اطمینان میگویم که این ارزشهای بنیادین که از مهمترین دستاوردهای انقلاب اسلامی هستند، در آینده با شدت و قوت ادامه خواهد داشت، اما مسائل اساسی هست که مورد غفلت قرار گرفته است و نیازمند توجه و تأمل است:
اولاً آنچه باعث شده این پرسشها پدید آید، رخدادهای پیرامون انتخابات ریاست جمهوری بوده و بر کل نظام تأثیر گذاشته است؛ انتخاباتی که به هر حال در کنار اوجگیری جنبش حماسی ملت ایران، یک نزاع سیاسی هم در درون آن بین نامزدها اوج گرفت. این عامل در کنار مدیریت انتخاباتی و ساختارهای ناقص آن، بیتدبیریها، کج سلیقگیها و... در فرآِیند برگزاری انتخابات از یک سو و سوء مدیریت مطالبات و اعتراضات مدنی هواداران، موجب شد تا محیط سیاسی و جنبش اجتماعی مردم تحتالشعاع قرار گیرد و به سوی بحران وسوء استفاده غرب کشیده شود.
ثانیا ریاست جمهوری، تنها بخشی از حکومت است و نه همه آن. در کنار آن مجلس شورای اسلامی وجود دارد که نمایندگان شما مردم در آن حضور دارند و قوانین کشور را تدوین و بودجه را تصویب کرده و بر دولت نظارت دارند. همچنین قوه قضاییه هست که سازمان بازرسی و دیوان عدالت اداری میتواند هر نوع تخلفی را از مقامات دولتی گزارش و در دادگاهها بررسی کنند. این نهادها دژهای محکمی در دفاع از آزادیها و مردمسالاری دینی و حقوق ملت هستند.
ثالثا در رأس همه این قوای حکومتی، رهبری نظام که از مدافعان و سنگربانان آزادی و مردمسالاری طی سی سال انقلاب بوده است، قرار دارد؛ شخصیتی که در دوران انسداد سیاسی میگفت، خدا لعنت کند آن کسانی را که میگویند دانشجو نباید سیاسی باشد و یا در مقابل تغییر قانون اساسی برای اینکه ریاست جمهوری سه دوره چهار ساله شود مقاومت کرد، آیا ممکن است اجازه دهد که آزادیها و مردمسالاری دینی ضعیف شود؟
فردی که در دوران سکوت چپ و کنار رفتن از سیاست به آنها گفت که اگر به صحنه نیایید، نظام و جامعه نمیتواند با یک جناح اداره شود و ناچار خواهیم شد از فعالان و نخبگان سیاسی بخواهیم یک چپ جدیدی را به وجود آورند، چگونه ممکن است راضی شود که تنها یک گروه و سلیقه خاص در صحنه سیاسی کشور فعال باشد؟ فردی که استقلال کشور را در دوران اصلاحات نگه داشت و از رفتن کشور به سوی جنگ با آمریکا در چند سال اخیر جلوگیری کرد، آیا حاضر است جمهوری اسلامی را فدای یک گروه خاص و یا خدای نکرده سلیقه خویش کند، آن گونه که در تحلیل عدهای آمده است؟ برای همین، من مطمئن هستم که آزادیها و مردمسالاری و استقلال، مثل گذشته در کشور با قدرت تمام ادامه خواهد یافت و همه فعالان سیاسی، احزاب و جناحها میتوانند و باید در صحنه باشند.
آینده ایران
اما نکته مهمی که میخواهم به آن بپردازم، شرایط تاریخی، منطقهای و بینالمللی ایران است. شرایط تاریخی ایران نشان میدهد موقعیتی که در آن هستیم، پس از سیصد سال به دست آمده و در آن فرصتهایی است که اگر از دست برود، ممکن است تا سیصد سال دیگر تکرار نشود؛ بنابراین، امانتی از همه آن نسلهاست که در اختیار ماست و پر مسلم است که نباید به آن خیانت کنیم. نادیده گرفتن چنین موقعیت تاریخی و تعقیب منافع شخصی و گروهی و جناحی خود در چنین شرایطی خیانتی بزرگ به صدها میلیون ایرانی است که در سه قرن آینده میآیند و میروند.
ماندن و در جا زدن در وضعیتهای سیاسی، وارد نشدن به سطوح بالاتر شکوفایی و توسعه، عدم تعقیب تحولات اقتصادی و فرهنگی و مدیریتی در کشور و در یک کلام، زندانی کردن انقلاب در میان حصارهای سیاست و حکومت گناهی نابخشودنی است که نسلهای آینده آن را بر ما نخواهند بخشید. امروزه هر نوع نزاع سیاسی هر چند برحق هم باشد، اگر ما را از ادامه انقلاب در حوزههای اقتصادی و فرهنگی باز بدارد، یک گناه نابخشودنی است و فاتحان آن موجب خواهند شد که یک شکست استراتژیک را به ملت ایران تحمیل کنند. پس راهی جز وحدت بر سر ادامه انقلاب اسلامی در حوزههای فتح نشده نیست. البته لازمه آن هم، اصلاحاتی در حوزه سیاسی است.
شرایط منطقهای و بینالمللی ایران هم بی نظیر است. دریایی از فرصتها برای ما به وجود آمده است. ندیدن و استفاده نکردن از این فرصتها نیز یک گناه نابخشودنی است. برای استفاده از این فرصتهای تاریخی و منطقهای و بینالمللی نیاز به وحدت داریم. مهمترین وحدت در شرایط امروز وحدت مفهومی و ارزشی است. وحدت کلمه است. نباید کاری کنیم که عدالت در مقابل عدالت قرار گیرد. جمهوریت در مقابل اسلامیت نظام قرار گیرد. جمهوری اسلامی در مقابل آزادی قرار گیرد.
نظام در مقابل انقلاب اسلامی قرار گیرد و ادامه انقلاب اسلامی در حصارهای سیاست زندانی شود و یا دینداری در مقابل اخلاق قرار داده شود. ادامه این وضعیت ما را به سوی فروپاشی میبرد. سند چشم انداز بیست ساله کشور میتواند وحدت کلمه ما باشد. این سند از چنین ظرفیتی برخوردار است که عدالت، آزادی، مردمسالاری، اسلام و انقلاب را در کنار یکدیگر و همراه با توسعه و شکوفایی و تعالی پیگیری کند.
از سوی دیگر، ما به وحدت عملی و رفتاری دو طرفه نیازمندیم. کسانی که در حوادث اخیر اشتباه کردهاند، جبران نمایند و کسانی که آسیب دیدهاند، گذشت کنند و البته خسارتهای وارده به آنان جبران شود. نیاز به بازگشت اخلاق و ارزشها و تقوی به عرصه سیاست داریم. نیاز به همکاری و برادری داریم. نیاز به احترام به مردم و رعایت حقوق آنها را داریم. من معتقدم عدالت سیاسی مقدم بر عدالت اقتصادی است. اگر نمیتوانیم جای خود را به دیگران بدهیم و دیگران را در اداره کشور مشارکت بدهیم، بسی بیراه رفتهایم. نیاز به بسیج نخبگان کشور در اداره کشور و جامعه داریم، تا با کمک آنها بتوانیم انقلاب را در حوزههای اقتصادی و فرهنگی ادامه بدهیم.
امروزه جامعه ایران و نیروهای طرفدار جمهوری اسلامی دچار اختلافات شده است. خانواده انقلاب را تهمت باران میکنند. عدهای به برخی از اعضای این خانواده منافقین جدید لقب میدهند. عدهای دیگر بخشی از این خانواده را به عنوان خوارج لقب میدهند. آیا این یک توطئه نیست که نیروهای طرفدار نظام را به جان هم بیندازند و یک فروپاشی درونی صورت بدهند؟ من معتقدم پشت سر این فتنه یک توطئه است.
در اوج اقتدار جمهوری اسلامی در داخل ایران و منطقه و در زمانی که دولت بوش و صهیونیستها نتوانستند از طریق جنگ و تحریم به تنهایی کاری انجام دهند، به فکر انفجار از داخل افتادند تا با کمک آن ایران را ابتدا ضعیف سازند و سپس با کمک تحریمهای جدید و احیاناً حمله از بیرون ایران را تسلیم کنند. مهمترین ابزار توطئهگران در ایجاد فتنه استفاده از جهالت برخی و احساسات برخی دیگر است. در ضمن تقویت انحرافات در این میان نقش مهمی ایفا میکند. تأثیر اشتباه کاریهای جاهلانه و بروز تعصبات و احساسات غیر منطقی در حوادث اخیر کمتر از تأثیر دخالت بیگانگان در آن نبوده است.
من معتقدم ادامه روش برخی از فعالان سیاسی ما را به عقب میبرد و با شکست روبهرو میکند و تاکنون هم آسیبهایی وارد کرده است و ادامه روش برخی دیگر ما را به سراشیبی میبرد و آسیب میرساند. آسیبهایی که از هر دو طرف وارد شده قابل اصلاح است، اگر عزمی برای اصلاح باشد، این روشها باید اصلاح شود. با این حال معتقدم که آقایان میرحسین موسوی، احمدی نژاد و کروبی و دیگر فعالان سیاسی، راهی جز کنار هم نشستن برای منافع ملی را ندارند. اگر در ماههای آینده، دولت بخواهد که در مذاکرات هسته ای شرکت کند و یا مذاکرات با قدرتهای بینالمللی را آغاز کند، آیا نباید در آن ملت ایران با حمایت و همکاری همه، سربلند از این مذاکرات بیرون آید؟ یا اگر در ماههای آینده اسرائیل قصدی علیه ایران داشته باشد، آیا نباید با وحدت در مقابل آنها دفاع کنیم ؟
اگر امروز نتوانیم از احساسات و عواطف گذر کنیم و به عصر عقلانیت پای بگذاریم، نه تنها به خود خسارت وارد کردهایم که به ملت ایران خسارتهای نابخشودنی وارد میکنیم. مبارزه برای پاسداری از آزادی و دمکراسی با وحدت امکان پذیر است و نه با نزاع و دعوا. مبارزه با مفاسد اقتصادی با وحدت امکان پذیر است و نه با تهمت و افترا. تجربه نشان داده است که ما باید نقد و نصیحت و مبارزات خود در درون جامعه را برای اصلاح آن با مبارزات با دشمنان برای دفاع و یا کسب حقوق خود جدا کنیم. در اولی، باید با مهر و محبت و گذشت و نه با خشونت ولی در دومی باید با شدت و بدون گذشت برخورد کرد. نقد و نصیحت و مبارزات سیاسی در جامعه باید در چهارچوب امر به معروف و نهی از منکر صورت گیرد و نه جنجال و تخریب.
امر به معروف و نهی از منکر، همراه با اصلاح و وحدت است ولی نزاع و دعوا به فساد و تفرقه کشیده میشود. چرا علما و روحانیون و اسلام شناسان ما اجازه دادهاند، این فریضه مهم دینی متروک شود و یا آنکه محدود به ظواهر شود؛ آن هم به یک و یا دو مورد؟ اگر دولتمردان و نامزدهای انتخابات، حوادث پس از انتخابات را در چهارچوب امر به معروف و نهی از منکر میدیدند و صف معترضان را از اغتشاشگران و یا صف ملت را از دشمنان جدا میکردند، آیا به مردم اهانت میشد؟ آیا کسی زخمی و کشته میشد؟ آیا به نظام اهانت میشد؟ آیا دشمنان ما میتوانستند در خارج به آبرو و اعتبار ایران و نظام جمهوری اسلامی خدشهای وارد کنند؟ در فرصتهای مناسب تحلیل مفصلتری را از حوادث اخیر ارایه خواهم کرد.
من بر این باورم که روشهای مرسوم و جاری نقد و مبارزات فعالان سیاسی در جامعه، کارخانه بزرگی ساخته است که سالهاست دوستان را به دشمنان تبدیل کرده است و هر روز هم تکنولوژی آن را نو و مدرن میسازند. محصولات زهر آلودی تولید و به جامعه تزریق میکند و از دوستان میکاهد و بر دشمنان میافزاید، نشاط و شادابی و اعتماد و امید به آینده را ضعیف میسازد. باید این کارخانه را تعطیل کرد. این کارخانه در شرایط کنونی سم مهلک برای جامعه و نظام اسلامی است.
از سوی دیگر، خوشبینی نسبت به مخالفان و دشمنان نظام نیز تا کنون خسارات عظیمی به بار آورده است. البته دشمن تراشی در بیرون از ایران هم نباید تبدیل به یک کارخانه دیگری شود. اگر کسی دست دوستی به سوی ملت ایران دراز کند، نباید دست او را زخمی کرد و اگر کسی هم خنجری پشت خود مخفی کرد، نباید ناشیانه با آن دست داد.
در اینجا سخن حکیمانه رهبری انقلاب قابل توجه است که«... مردم و نخبگان و همه جناحها بايد مراقب باشند تا دوست و دشمن را اشتباه نگيرند و رفتاری را كه بايد با دشمن داشته باشندَ، با دوست انجام ندهند. مبادا دشمن را با دوست اشتباه بگيريم و دوست را بخاطر يك خطا، دشمن به حساب بياوريم.
.... از آن طرف، عدهای هم، بايد مراقب باشند تا دشمن معاند را دوست تصور نكنند و فريب حرفهای او را نخورند.»
برای دستابی به یک وحدت دو طرفه، نیاز به همکاری مردم و نهادهای حکومتی و فعالان سیاسی با یکدیگر است که طرح زیر میتواند در این باره راهگشا باشد.
1- تفکیک مردم معترض و ناراضی از ضد انقلاب و اغتشاشگر به توسط نهادهای حکومتی و فعالان سیاسی و خود مردم و تعامل و برخورد متناسب با آنها.
2- تفکیک مردم و فعالان سیاسی معترض از دخالت بیگانگان و عوامل آنها در داخل.
3 ـ تعامل و تفاهم بین معترضان و نهادهای حکومتی و مشارکت همه در حفظ منافع ملی و انجام فعالیتهای سیاسی.
4- فعالان سیاسی حقوق خود و مردم را از طریق قانون پیگیری کنند و نهادهای حکومتی هم شکایات مردم و فعالان سیاسی را با جدیت و بدون واهمه از کسی پیگیری نمایند.
5- نهادهای حکومت وظایف خود را در برقراری نظم و حفظ حقوق مردم طبق قانون انجام دهند.
6- سیره عملی امام و رهنمودهای رهبری، پایان بخش اختلافات (که در مراحل قبل حل نشده) باشد.
در پایان صمیمانه از همه میخواهم که قدر سی سال فداکاری و تلاش خود و ملت ایران را بدانیم و دست برادری به یکدیگر بدهیم و از سوی دیگر نشاط، شادابی و امید به آینده را در ملت خود حفظ و تقویت کنیم و این محقق نمیشود مگر با عزم و اراده راستین برای آشتی ملی و گذشت از تمام اطراف و دلجویی از آسیب دیدگان است.
تا آخر عمر در کنار شما خواهم بود و جانم را فدای ایران عزیز و اسلامی خواهم کرد.
محسن رضایی
شايد كه منتشر نكنيد اما با اين حال ... : اين انتخابات چه درسها كه ما نداد. يك درس هم خود شما (آقاي رضايي) و سايت حامي شما بود كه به ما ياد داد عيان شدن هويتها خيلي راه دور و درازي نميخواد!
شما جا خالی کردی وقتی که می توانستی حق را ثابت کنی!
برادر محسن اي سردار
مردم شما را شناختند آقا محسن
درود بر سردار كاشكي تيتر اين پيام امر به معروف و نهي از منكري كه كمرنگ شده شود ما چرا نود سياسي اجتماعي قضايي و... نداريم كه به نقد بكشيم نيرو انتظامي و قوانين ناقص ووووووووو
سلام بر تفکر برادر رضایی تا میرویم به خودمان ارامش بدهیم واز حق خوذ بگذریم کسانی هم چون ارباب کیهان نمک بزخم می پاشند گویی گوشی برای شنیدن حرف شما ورهبر ندارند
خداوند به شما جزای خیر دهد اگر کاری درجهت وحدت می توانید بکنید .ما شهید داده ایم .ما نمی خواهیم انقلاب بدست نا اهلان ونامحرمان بیفتد.
با سالم فراوان به شما دکتر محسن رضای.این مرد خوش فکر وبا هوش وشجاع.
حاج محسن عزیز...از توطئه ای که پشت سر این فتنه است صحبت میکنید ...حتما این نیز توطئه استکبار جهانی است!؟ برادر محسن در اینکه شما یکی از دلسوزان نظام هستید شکی نیست...با اینکه حق شما نیز بفراموشی سپرده شد ولی بخاطر نظام کوتاه آمدید! منتهی تا کی کوتاه خواهید آمد! وقتی دم از اعتراض در سایه قانون می زنند و کوچکترین اهمیتی به خواسته معترضین نمی دهند دیگر از چه اتحاد و ...صحبت میکنید!؟ وقتی صدای اعتراض خودی ها را به استکبار وصل میکنند دیگر از چه تفکیک بین دوست و دشمن صحبت میکنید؟! کاش همان دوران دفاع مقدس همه با آنهائی که رفتند و ما را تنها گذاشتند می رفتیم و شاهد چنین روزهائی نبودیم!
خوشحال و مفتخرم که جزو عده ای بودم که به شما رای داده ام آقا محسن
آقای رضایی عزیز هنوز نفهمیدید قضیه از چه قراره
فقط میشه گفت : احسنت
جناب آقاي محسن رضايي اگرچه در اين بيانيه شما نکاتي باارزشي وجود دارد که
سلام بر سردار : شما هم خوب میذانی که فرصت از دست رفت .جماعت حاکم به هیچ اصلی جز قدرت و ثروت پایبند نیست .تا اعدام و بد نامی و نابودی همه یاران قدیم پیش خواهد رفت .اینرا بچه 20 ساله من فهمیده .شما هنوز نفهمیدی ؟چقدر خوشبین هستی ؟
ما مي خواهيم در كنارمون نباشي كيو بايد ببينيم؟ ميدونم طبق معمول كامنت هام سانسور ميشه و تا دلت بخواد دمت گرم سردار، ايول دكتر، بهت اميدوار شدم و كلي از اين تعريفا گذاشته ميشه! ولي عادت داريم به اين سايت و طرز انتخاب خبرهاش! چه كنيم كه تو قحطي بي خبري و سايت درست حسابي اطلاع رساني مونديم
رضایی باز هم ثابت کرد ی مغز متفکره و عقلش بهتر از بقیه کار میکنه
با سلام و درود فراوان خدمت جناب آقاي رضايي.با نظر جنابعالي كاملا مخالفم.چه اينكه ارزشهاي بنيادين انقلاب ما(مردمسالاري ديني و آزادي)كاملا در معرض خطر قرار گرفته است و چشم انداز نا اميد كننده اي براي آن متصورم.از قوه مقننه و قضائيه صحبت كرديد و اينكه نقش نظارتي و كنترلي بر دولت دارند.خود قضاوت كنيد و نقش اين دو نهاد باصطلاح نظارتي و دامنه اختياراتشان را در حوادث اخير ببينيد.كجاست استقلال قوه قضائيه ؟كجاست شان مجلس؟جناب رضائي عزيز مردم ما آگاهند و تمام وقايع را بخوبي تحليل ميكنند.شايسته بود متن نامه را با واقعيات جامعه امروزي،كه بي شك در اين زمينه از ما آگاهتريد،مي نوشتيد.
احسنتم بر شما فرزند راستین ملت ایران و مرگ بر قدرت طلبان و منافع خواهان.
آفرین به این فرزند امام و رهبری و سردار واقعی ایران عزیز / ایکاش همگی در دفاع از رنج و ایستادگی امام و شهدا و جانبازان و خانواده های شهدا و آزادگی مردم ایران وحدت را تقویت کنیم //
آقا محسن همان صغرای کلامت را که خواندم دیدم آنقدر از واقعیات دور است که دیگر وقتی برای کبرای نوشته ات نگذاشتم. یا خیلی از ماجرا دوری یا اینکه مردم را خیلی دور می بینی. کمی چشمهایت را باز کن یا اینکه فعلا خموش باش تا شرایط مهیای کلام درست باشد.
در مجموع خوب بود
حالا هم آقای رضایی به تاکتیک نصیحت مردم روی آورده اند! تا دیروز از حقی صحبت میکردند که تا آخرین نفس از آن دفاع خواهند کرد و امروز نصیحت میکنند که مبادا دستاورد 30 ساله را براحتی از دست بدهیم. شادابی و نشاط تنها با اقناع همه اقشار جامعه و خصوصا نخبگان جامعه (البته نه آن نخبگان دولتی) امکان پذیر است و با راستگویی. راستگو باشید تا به این مملکت و نظام و ولایت آسیبی نرسد.
اقا محسن تعجب می کنم این منطق درست و روشن شما چه جوری به این نتیجه رسید که احمدی نژاد رو با موسوی و کروبی در یک کاسه گذاشت و شما رو هم کلا جدا از همه کرد !!!!!اقا محسن بی وفائی می کنید ضمن اینکه کلیات حرفاتونو قبول دارم اما رگه های بی صفائی هم توش هست این منطق حرف شما یعنی اعتقاد به این که شما قبول داری تقلبی نشده دروغی گفته نشده عوافریبی نشده یعنی رای واقعی شما همونی بود که خونده شد اقا محسن وحدت داشتن خیلی خوبه اما با کسی که پاشو گذاشته رو گلوی شما راه نفستونو بسته بد نعره می کشه ای مردم همه می خوان منو خفه کنند از چه وحدتی حرف می زنید شما وحدت با کی ؟ چرا اینقدر میگید اغتشاشگر بین مردم این مسلم که تو هر جمعی چند تا بی ظرفیت نامرد بی هویت وطن فروش پیدا میشه که سو استفاده کنه اما چرا شما هم مثل صدا و سیما حظور میلیونی مردم به قول خودتون ارام رو کم رنگ نشون می دیدی اما اون اغتشاشگرها اینقدر پر رنگ راستی لباس شخصی ها اغتشاشگر نیست؟ چه جوره که نمایندگان محترم ملت رفتند بیمارستان عیادت و دست مریزاد گفتن و تشکر صمیمانه کردن؟ باب تکلیفه ما رو روشن کنید ما کی هستیم بیگانه اجنبی مزدور اغتشاشگر اراذل اوباش مردم انقلابی پایبند ولایت بالاخره ما کی هستیم؟؟؟؟؟؟ دارم عصبی میشم این همه ادم تو زندانند اینا کیند؟ موسوی کیه؟ خاتمی کیه؟ کروبی کیه؟ هاشمی کیه؟ تاجزاده رمضانزاده حجاریان امین زاده اینا کیند اینا اگه می خواستن براندازی کنند خوب 8 سال رو قدرت بودند می کردند دیگه....
خدا وکیلی رحمت به شیری که خوردی ای سردار فرحیخته
آقای رضايی!
همش میگن قانون قانون ......
آفرین به این فرزند برومند امام و رهبری
فکر نمی کنید مجلسی که در این اوضاع رفته مرخصی کارکرد صحیح خودشو از دست داده؟مگه نباید تو راس امور باشه؟
متن آرامش بخشی بود. بعد از چند هفته تشویش فکر و اضطراب.
جناب رضایی ؛ تا کی محافظه کاری ؟ تا کی مصلحت اندیشی ؟
آقا محسن سکوت کنی که بهتره. مثل این که خبر نداری تو اوین داره چی میگذره؟ جنابعالی که خودت را یک استراتژیست فرض می کنی، نمی توانی ببینی که در این سی سال این روند حذف عاقل تر ها و صادق ترها یک قانون عام شده؟ هرکس خردمندتر و صادقتر زودتر تیپا خورده و یا خودش کنار کشیده. نوبت جنابعالی هم خواهد رسید. بزک نمیر بهار میاد... کمبوزه و خیار می آد...
آقای رضایی، شما یا توی باغ نیستی و یا آلزایمر داری. آن چیز هایی که قرار بود نابود بشود را نابود کردند. شما داری از چه چیزی دم می زنی.
حیف
احسنت بر سردار سرلشگر دکتر رضایی عزیز اما شما خود بهتر میدانی آقای دکتر احمدی نژاد اصلاح پذیر نیست و افکار عجیبی دارد اگر بیشتر می خواهید اینها را بشناسید به مسجد ارک یا حسینیه لباس فروشها یا بیت الزهرا مراجعه کنید تا ببینید استادان و همفکرانش چه ها که نمیگویند و نمی کنند. ما با افراد عجیبی طرف هستیم که میر حسین را ..........میدانند نه ما با این دولت همکاری نمی کنیم. درودبر رضایی کروبی موسوی
آقا محسن
بنام خدا
احسنت به تفكرات و شجاعت جنابعالي . من نيز جانم فداي ايران و همه ايراني هاي غيور نظير شما بزرگوار .