مگر روزگاری در همین آسیا ما و کره جنوبی حرف اول و آخر را نمیزدیم. روزگارتان امروز چطور است آقای رییس فدراسیون، آقای رییس کمیته تیمهای ملی، آقای سرمربی تیم ملی در جام ملتهای آسیا و احتمالا اگر قول بدهید حرف شنوی داشته باشید سرمربی تیم ملی تا پایان مقدماتی جام جهانی 2014 برزیل. فقط به خاطر داشته باشید حافظه اهالی فوتبال حافظهای بلند مدت است و هر وعده و وعیدی که امروز به مردم میدهید روزی به یاد شما خواهیم آورد.

افشین قطبی چه چیزی به فوتبال ما اضافه میکند؟ این سؤال را به گونهای دیگر مطرح میکنم؛ سطح دانش افشین قطبی با سطح دانش مربیان داخلی چقدر متفاوت است؟ آیا او را باید یک مربی داخلی قلمداد کنیم؟ صرف اینکه 2 فصل را در پرسپولیس سپری کرده میتوان گفت او ساختار فوتبال ما و مجموعه عوامل تأثیرگذار در فوتبال، ریشهها، کاستیها، نقاط قوت و ضعف آن را به خوبی میشناسد.
به نوشته سایت دولتی ایران؛ در کل قطبی چه تفاوتی با مربیان داخلی مثل غلام پیروانی، ابراهیمزاده، مظلومی، جلالی و حتی قلعهنویی و دایی دارد. علیرغم نمایش نسبتاً خوبی که در سئول و پیونگیانگ داشتیم اما معلوم شد که قطبی هم توانایی تحول در فوتبال ایران را ندارد. او نتایج معقولی گرفت اما خارقالعاده کار نکرد. اگر تنها نقطه تفاوت نوع رفتار و گفتار او است باید گفت میتوانیم از دیپلماتهای کارکشته استفاده کنیم. نیاز امروز فوتبال ملی ما چیست؟ فوتبالی که به دلیل عدم صعود به جام جهانی سرخورده و محزون است.
1- پاسخ سؤال بالا یک کلمه است؛ تیم ملی ما سرمربی خارجی بزرگ میخواهد. ملاک و متر و معیار مربی خارجی بزرگ هم باید روشن باشد، نه اینکه به صورت موردی روی اشخاص بحث کنیم. فدراسیون فوتبال که میلیاردها تومان در دو سال گذشته هزینه کرده، یک کار پژوهشی نیز انجام دهد که فوتبال ایرانی باید از کدام مکتب پیشرفته فوتبال دنیا الگوبرداری کند.
مثل کرهجنوبی که از مکتب فوتبال هلند الگو گرفت یا مکتب فرانسه که آفریقاییها به سراغش رفتند یا مکتب برزیل که به ژاپن کمک کرد به استاندارد لازم در فوتبال دنیا برسد و در طول 10 سال گذشته روند ثابتی در فوتبال آسیا داشته باشد. فوتبال ایران به نسل سوخته مربیان خارجی نظیر ویرا، براگا، کوردس، متکوویچ و... نیازی ندارد. در یک کلام ما احتیاجی به مربیانی دو ریالی خارجی درجه چندم نداریم.
اصلاً سازمان لیگ برای مربیان خارجی که توسط مدیر برنامهها و دلالها به تیمها معرفی میشوند باید شرایط سختگیرانهتری تعیین کند تا تیمها هم در دام افرادی چون مارکو برزیلی، یونگ، اشمیت و... نیفتند.
2- در بحبوحه بحران تیم ملی افشین قطبی به مردم فوتبالدوست ما قول داد تیم را به جام جهانی ببرد. قراردادش هم بر همین مبنا امضا شد. 50 هزار دلار دستمزد و 500 هزار دلار پاداش صعود به جام جهانی. امروز هم قطبی با آن ادبیات فاخرش به سراغ ما آمده و وعده قهرمانی جام ملتهای آسیا را میدهد یعنی میخواهد کرهجنوبی، ژاپن، استرالیا، عربستان، قطر، بحرین و کره شمالی احیا شده را پشت سر بگذارد و ما را پس از 35 سال به آرزویی بزرگ برساند.
او هم اکنون پاداش چه چیزی را از فوتبال ایران میگیرد. پاداش عدم صعود به جام جهانی قراردادی 18 ماهه به ارزش 750 هزار دلار است. بیاییم این قرارداد را از زاویه دیگری نگاه کنیم. اگر قطبی مطمئن است قهرمان جام ملتها میشویم (ادعایی که نگارنده احتمال آن را کمتر از 20 درصد میداند) چرا حاضر نمیشود قراردادی 400 هزار دلاری ببندد و در قراردادش قید شود 400 هزار دلار پاداش قهرمانی در جام ملتها.
اگر نایب قهرمان شدیم 200 هزار دلار پاداش و اگر تیم ما سوم شد 100 هزار دلار پاداش دریافت کند. در این صورت همه مربیان در همه ردههای ملی میدانند نمیتوانند افکار عمومی را با شعار تحت تأثیر قرار دهند؛ کاری که افشین قطبی به خوبی با اصول آن آشنا است. او روانشناس قابلی است و میداند ما ایرانیها احساسی هستیم. دل شیر، قلب شیر، ببرها و... ادبیات گفتاری و احساسی او را تشکیل میدهند اما این هشدار را جدی بگیرید. با روند فعلی ما نه میتوانیم به جام قهرمانی 2011 قطر در جام ملتها برسیم، نه میتوانیم در 2014 مسافر برزیل شویم.
3- افشین قطبی در 3 مرحله سرمربیگری را در ایران تجربه کرده. یک بار با کمک حبیب کاشانی و استیلی قهرمانی را برای پرسپولیس به ارمغان آورده، یک بار در رده ششم پرسپولیس را در شرایط بسیار حاد تنها گذاشت و کشور را ترک کرد و آن مصاحبه معروف را با BBC انجام داد و یک بار هم موفق نشد تیم بحرانزده ما را به جام جهانی ببرد. نتیجهگیری نویسنده این مطلب این است که قطبی مربی بحران نیست.
او مدیریت بحران نمیداند و صد البته در پرسپولیس ثابت کرد قدرت رهبری و مدیریت تیمی که ستاره و فوقستارهها در آن بازی میکنند را ندارد. این نکته را هم در نظر بگیرید که ما برای افشینخان قطبی در حال رزومهسازی هستیم. او هیچگاه در رده ملی سرمربی نبوده و فدراسیون ایران و باشگاه پرسپولیس این لطف بزرگ را در حق او انجام دادهاند. چرا امیدواریم و آرزو میکنیم در جام ملتها جوابش را بگیریم.
4- کره جنوبی، عربستان، ژاپن و برخی دیگر از کشورهای صاحبنام فوتبال از جام ملتها به عنوان فرصتی برای جوانگرایی و نوگرایی در فوتبالشان استفاده میکنند، آیا قطبی نیز چنین قصدی دارد؟
اگر اینچنین است چرا از بازگشت علی کریمی به تیم ملی حرف میزند. عزیز من به جای دل بستن به جادوی علی کریمی جسارت به خرج بده و از مسعود شجاعی، غلامرضا رضایی، خلعتبری، مجتبی جباری و حتی جوانانی چون احسان حاجصفی، جادوگر فوتبال بساز. فوتبال کره جنوبی که قطبی بیشترین تاثیر را از آن گرفته در حال حاضر کجا است و ما کجاییم.
آنها همواره در جام ملتها میکارند و در جام جهانی درو میکنند اما ما چه عملکردی داشتیم. این روزها که ژاپن، دو کره و استرالیا مستقیم به جام جهانی رفتهاند و بحرین و عربستان در تکاپوی رسیدن به آفریقای جنوبی هستند حال و روز فوتبال ملی ما چگونه است. سوء مدیریت فدراسیون در این ناکامی چقدر نقش داشته بماند برای فرصتی دیگر اما مشکل ما مختص امروز و دیروز نیست مشکل از 10 سال پیش وجود داشته، نه فقط در فوتبال ملی که در لیگ قهرمانان آسیا و جام ملتهای گذشته هم ناکام بودهایم.
مگر روزگاری در همین آسیا ما و کره جنوبی حرف اول و آخر را نمیزدیم. روزگارتان امروز چطور است آقای رییس فدراسیون، آقای رییس کمیته تیمهای ملی، آقای سرمربی تیم ملی در جام ملتهای آسیا و احتمالا اگر قول بدهید حرف شنوی داشته باشید سرمربی تیم ملی تا پایان مقدماتی جام جهانی 2014 برزیل. فقط به خاطر داشته باشید حافظه اهالی فوتبال حافظهای بلند مدت است و هر وعده و وعیدی که امروز به مردم میدهید روزی به یاد شما خواهیم آورد.
پس دقت کنید و شعار بیهوده ندهید. ما یک سرمربی کار بلد، کارکشته، بیحاشیه، جسور و با دانش میخواهیم، نه یک دیپلمات و سخنگو زبردست در سخنرانیها و کنفرانسهای مطبوعاتی. درضمن از شما هم بیشتر قلبمان برای صعود تیم ملی به جام جهانی 2014 و قهرمانی جام ملتهای 2011 میتپد و به لطف خدا امیدواریم.