نوشته طنزآلود حاضر توسط «م.ا»، یکی از اعضای انجمن قدیمی روزنامهنگاران ایران برای سایت «بولتن» ارسال شده:
در یک روز مطبوع زمستانی در یکی از شوارع دُبی دیدم دو نفر که خیلی آشنا به نظر میرسیدند تفرجکنان و شلنگتختهزنان میگردند و از زندگی لذت میبرند! بنده بینوا که به دلیل خاصی در آن شهر غریب مشغول کارم بودم بعد از اینکه آقایان را بجا آوردم و شناختم، خواستم دنبالشان بروم و خوش و بشی کنم اما در آن آشفته بازار میسر نشد. بعد فکر کردم که شاید بهتر است دیدارشان را به تهران موکول کنم و در انجمن روزنامه نگاران که بنده بینوا هم عضو آن هستم خدمتشان برسم.
ماجرا گذشت تا اینکه به تهران برگشتم و با دوستان انجمن تماس گرفتم و از وضع آن جویا شدم که گفتند معلوم نیست چه خبر است و هیأت مدیره نه کاری میکند و نه توضیحی میدهد و... . در این گیر و دار یکی از دوستان مطلبی را از سایت (امروزنامه) به من داد تا بخوانم. این مطلب درباره سوء استفاده هیأت مدیره انجن از موقعیت و امکانات انجمن بود و در آن اشاره شده بود که در بسیاری موارد اعضای هیأت مدیره با امکانات انجمن به مسافرتهای خارج کشور رفته اند و هیچ توضیحی هم به اعضا نداده اند که دلایل سفرها چه بوده و چه دستاوردهایی داشته است. با خواندن این مطلب به صرافت افتادم تا ته و توی حضور آن دو «آشنا» را که از قضا اعضای اصلی هیأت مدیره هم بودند، در دبُی در بیاورم.
ابتدا از دوستان عضو پرسیدم در این دو سه ماه اخیر در انجمن اعلامیه یا اطلاعیه ای که نشان دهنده سفر به دُبی باشد دیده اند یا نه؟ کسی جواب مثبت نداد اما یکی از رونامه نگاران گفت از خانم.... شنیده است که اجلاسی به میزبانی یک سازمان بین المللی روزنامه نگاران در دُبی برگزار میشود. یافتن تاریخ برگزاری این اجلاس در عصر ارتباطات چندان مشکل نبود و با کمال تأسف دیدم که درست همان زمانی بوده که بنده بینوا آن دو «آشنا» را در یکی از شوارع دُبی دیده بودم شلنگ تخته زنان و تفرج کنان...
نرفتم. آنها که رفتند گفتند که فقط یکی از اعضای هیأت مدیره انجمن آمده بود و شش هفت نفر بقیه روزنامه نگاران عضو انجمن بودند، یعنی نه سر پیاز و نه ته پیاز. فقط قرار بود به آنها و بقیه بباورانند که شما هم به خرج انجمن سفر خارجی رفته اید؛ گیرم که یک هفته در افغانستان!!!
بابا ايوالله خداوكيلي همين جوريه. تا بفهمند يك سفر خارجي بدرد بخور پيدا شده رو هوا ميزنند.اين عادت ايراني جماعت است. خيلي نمي توان خرده گرفت.ولي اگر حس كنند كه كوچكترين خطري دارد، سفر را بذل و بخشش مي كنند.
اولا افغانستان يك كشور بسيار زيبا و قديمي است كه بسيار مناطق عالي براي ديدن و تفريح دارد. دوم اينكه افغانستان در محدوده فرهنگي ايران بزرگ قرار دارد و بسياري از آنان همزبانان ما هستند و تاريخ و فرهنگ آن با دبي قابل مقايسه نيست. اگر افراد كار را براي رضاي خدا انجام مي دهند برايشان دبي و كابل و پاريس و نيويورك نبايد تفاوت كند.