كدخبر: ۴۰۵۸۹
تاريخ انتشار: ۲۴ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۵
تعداد بازديد: ۵۵۳۱
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
رئيس‌جمهور، مجري يا ايدئولوگ
اسكندر صالحي
نخست: «ايدئولوگ، اجمالا کسي است که در عالم نظر، صاحب تخصص است و براي عالم عمل، ارايه راه مي‌کند». همين. حال بسته به زمان و مکان، محتواي ايدئولوژي، تفاوت مي‌يابد. مثلا در کشوري اسلامي با اکثريت شيعه، ايدئولوگ کسي است که بر پايه آيين تشيع و ارزش و اعتقادات و باورهاي شيعي، تفسيري از جهان ارايه مي‌کند و به ويژه به اين سه پرسش پاسخ مي‌دهد که:
1. از کجا آمده‌ام؟
2. به کجا مي‌روم؟
3. آمدنم بهر چه بود؟
و در پاسخ به اين سه پرسش، براي عوالم سياست، اقتصاد و اجتماع، راهبردها و اصولي را تعيين مي‌کند و البته، اگر مطلب را هنر منوتيکي ببينيم، در زمان و مکان واحد، چند ايدئولوژي هم‌عرض مي‌توان داشت. اين ايدئولوژي‌ها در رقابت با يکديگر، يا رقابت دمکراتيک يا غيردمکراتيک، يکي‌شان مي‌توان گفتمان حاکم يا غالب، اين حکومت و غلبه هم مي‌تواند کوتاه يا بلندمدت باشد.

دوم: مجري کسي است که براي مدتي قدرت اجرا و اداره امور کشور را در دست مي‌گيرد. پيداست که رسيدن به قدرت هم مي‌تواند به روش‌هاي گوناگون باشد و در کشور ما که تفکيک قوا صورت گرفته، قضا و مسائل مربوط به آن در دست قوه ديگري است و قوه قانونگذار هم لزوما همراه و هم‌رأي با قوه اجرا نيست. هرچند در عمل، ممکن است، هر سه قوه در بسياري از مباني و راهبردها، همراه و هم‌رأي باشند ـ به جز مسائل قضائي ـ بقيه امور کشور در دست قوه مجريه است.

اين بقيه امور البته آنقدر گسترده است که رئيس‌جمهور منتخب، براي انجامش بين سي تا پنجاه نفر را به وزارت و مشاورت و معاونت برمي‌گزيند که هر يک از ايشان عهده‌دار رياست مجموعه‌اي است عريض و طويل و برخوردار از کارشناسان و کارکنان بسيار؛ بنابراين، رئيس‌جمهور اگر بتواند همين مجموعه را درست مديريت کند، تکليف خود را به بهترين وجه انجام داده است.
سوم؛ چرا در کشور ما مجري به جاي ايدئولوگ مي‌نشيند؟ به نظر مي‌رسد، موارد زير از جمله اسباب و علل اين امر باشد:

1. در چهار دوره، رئيس‌جمهور، عالم ديني بودند (آيت‌الله خامنه‌اي، حجت‌الاسلام هاشمي رفسنجاني) که علاوه بر مسئوليت اجرايي کشور، از خطيبان ديني و از ايدئولوگ‌هاي نظام اسلامي هم بودند.
2. همجواري با اتحاد جماهير شوروي و همزماني با دوران کمونيسم و انتشار زياد ادبيات سياسي و هنري اين کشور در ايران.

3. فقر و انديشه و توليد اندک فکر و انديشه روزآمد از سوي مراکز علمي و پژوهشي مربوط.
4. نبود متفکران تأثيرگذار بيرون از حاکميت، اما مقبول عام و حکومت.
چهارم. سخن اصلي و مدعايي اين نوشته اين است که در کشور ما هم، همچون اغلب کشورهاي پيشرفته و تأثيرگذار بايد رئيس‌جمهور، مجري باشد نه ايدئولوگ، زيرا:
1. حجم کارهاي اجرايي بسيار است.
2. توليد فکر و ايدئولوژي به فراغ بال نياز دارد.
3. در کشور ما قوه مجريه در ذيل جمهوري اسلامي است و جمهوري اسلامي خود مبتني بر ايدئولوژي يا تفسيري خاص (يا حداکثر، چند تفسير) از اسلام شيعي است.
4. جمهوري اسلامي رهبر دارد و هر که اداره قوه مجريه را بر عهده مي‌گيرد، به طور ضمني پذيرفته است که زير نظر رهبري فعاليت کند.

بنابراين، در هنگام اداي وظيفه رياست‌جمهوري، گاه آن است که حدود تدبير ايشان در انجام درست وظايف مربوط، سازمان يابد. انجام درست اين وظايف هم آنقدر نياز به انديشه و انديشه‌ورزي دارد که رئيس‌جمهور براي انجام بسامان آنها، افرادي را به مشاورت برمي‌گزيند، همچنان که معاونان و وزرا و ... هم چنين مي‌کنند. علاوه بر اين، اگر رئيس‌جمهور بخواهد به طرح و تدوين بيان ايدئولوژي هم بپردازد، از همه کارها باز خواهد ماند و هيچ کار را به نتيجه نخواهد رساند. نکات ديگري هم هست که فرصت اگر راه داد و مدد، عرض خواهد شد.
نظرات بینندگان:
خوشبختانه در کشور ما آنقدر فهم و شعور سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی بالاست که اگر شما در سوالات تلویزیون در مصاحبه با مردم کوچه و خیابان هم دقت کرده باشیدآنها برای همه سوالات سیاست خارجی و داخلی و پزشکی و غیره پاسخ قاطع دارند و یک تحلیلگر به تمام معنا هستند.
آقاي خاتمي هم كه...؟! لااقل تا وقتي دادگاه ويژه روحانيت، فردي كه لباس روحانيت مي‌پوشه رو خلع لباس نكرده، فكر مي‌كنم بشه به اون فرد هم عالم ديني گفت. نه؟!
زماني يك مجري توان مديريت سالم را خواهد داشت كه فكر و اراده مبتني بر ايدئولوژي و تفكر صحيح بر آن حاكم باشد به عبارتي تفكيكي كه اين عزيز از ايدئولوگ بودن و مجري بودن نموده اند مبتني براي فرض است كه اين دو مفهوم جداي از همند
..ايديولوگ يا تخريبچي دستاورد هاي نظام جمهوري اسلامي
چرا اين بلبل زبوني را در زمان خاتمي كه خود را تئوريسين اصلاحات مي دانست( و مي داند) نگفتيد .باور كنيم كه صادق هستيد!
نویسنده این یادداشت خیلی خوش بین بوده است. رییس جمهور فعلی برای خود رسالت پیامبری و نجات بشریت قایل است نه اجرای ايدئولوژی جدید !
علاوه بر این مشکل (ايدئولوگ بودن رییس جمهور) مسئله دیگر در کشور ما وجود خط قرمز هاست که بکسی اجازه نمیدهد مطالب را واضح بگوید و تا وقتی این خطوط قرمز ها هست سخن از بهبود اوضاع و یا امید بآن بستن در این نظام کار بجایی نخواهد برد و تا آنجا این وضعیت پیش خواهد رفت که دیگر انتقادها نه سازنده بلکه مخرب خواهند شد و دیگر هیچ سازشی ممکن نه!
سلام علیکم. نویسنده آورده: «در چهار دوره، رئیس جمهور عالم دینی بودند». ایا خاتمی جزو این «رؤسای جمهور» که عالم دینی بودند، نیست؟ البته سؤال سختی است؛ چون باید اول عالم دینی بودن را تعریف کرد.ضمنا غلط تایپی تان زیاد شده.
ای برادر! کو گوش شنوا. دل خوش سیری چند؟
ما هم امیدواریم کاندیداهای ریاست جمهوری به جای شعارهای کلی / برنامه های چهار ساله عملی ارائه کنند. انشاءالله
به نظر من اگر ترکیبی از ایدئولوژی و برنامه باشد بهتر است.نه یک مشت شعارهای توخالی و فضایی.
تذکر بجایی است.
مطلب بی محتوایی است و اساسا موضوع طرح شده نادرست است.
احتمالا نظر نویسنده ی محترم این نیست که برنامه رییس جمهور مبتنی بر ایدئولوژی نباشد/ بلکه این است که خودش ایدئولوگ نباشد و این وظیفه به عهده ی متخصص امر گذاشته شود.
چرا در کشور ما همه چیز توطئه اندیشانه تحلیل می شود. مگر این مطلب باید له یا علیه شخص خاصی باشد؟ نمی شود به عنوان یک نظریه دیده شود؟
نکته درستی است درد اصلی اینست که رئیس جمهور برداشت خود از اسلام را از همه صحیح تر می داند و در رابطه با منافع ملی انرا عمل میکند.در حقیقت درد اصلی برداشت های متفاوت از اسلام است.
اگر ایدئولوگ رادر بعد جهانی علاوه بر ابعاد ملی ملحوظ کنیم دراین صورت چهره آقای خاتمی درخشنده گی خاص دارد
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: