كدخبر: ۳۴۶۸۰
تاريخ انتشار: ۱۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۶
تعداد بازديد: ۹۶۴۷
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
دمکراسي، استبداد و حکایت ملانصرالدين
دكتر محسن رضايي
تا پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، استبداد و دمکراسي يکديگر را تعقيب مي‌کردند و به طور متناوب در جامعه تحقق مي‌يافتند. پس از استبداد قاجاريه، نهضت مشروطه ملي ايران به پيروزي رسيد و محصول آن آزادي‌ها و دمکراسي و نوشتن نخستين قانون اساسي و شکل‌گيري نخستين مجلس در ايران بود. پس از مدتي، بي‌نظمي‌ها و هرج‌ومرج‌هايي در ايران پديد آمد که استبداد رضاخاني را موجب و نزديک به بيست سال در ايران حاکم شد.

در شهريور 1320 و تا ملي شدن نفت، آزادي‌ها و دمکراسي در ايران به دليل ضعيف بودن شاه و اوضاع پس از جنگ جهاني و همچنين خواسته‌ها و مطالبات ملت ايران، بار ديگر جان تازه‌اي گرفت و تقويت شد تا آنکه به ملي شدن صنعت نفت انجاميد.

فشارهاي اقتصادي و ضعف دولت مصدق و اختلافات داخلي جبهه ملي و مبارزان، باعث شد که يک کودتاي ضعيف نظامي با کمتر از چهل تانک، چند نظامي و تعدادي اوباش، يک دولت ملي سرنگون و بار ديگر استبداد در کشور به مدت 25 سال حاکم شود؛ نهايتا در هفتاد سال، چند بار ملت ايران دمکراسي و استبداد را تمرين کرد و همين انسان را به ياد حکايت ملانصرالدين مي‌اندازد که ملا با خر خودش مي‌رفت، خسته شد. پريد که سوار خر شود، لغزيد و به آن طرف افتاد. ملا نگاه کرد و گفت: تفاوتي نکرد، از آن طرف نشد، از اين طرف سوار مي‌شوم! يعني دمکراسي و استبداد هيچ کدام به درد ملت ايران نخورد.البته نمي توان گفت که مشروطه وملي شدن نفت هيچ نتيجه اي نداشت ولي ملت ايران در نهايت به ارمانهاي خود دست نيافت.

امام و تجربه تاريخي

اين رفت‌وآمدهاي متناوب بين دمکراسي و استبداد که عامل اصلي آن، حضور مردم و يا بي‌تفاوت شدن و بيرون رفتن انان از صحنه بود، مهمترين درسي بود که حضرت امام در پيروزي انقلاب 22 بهمن از آن استفاده کرد و توانست به کمک آن، هم انقلاب را پيروز کند و هم کودتاي نوژه که بسيار بزرگتر از کودتاي سپهبد زاهدي بود را خنثي و هم بزرگترين جنگ سيصد سال اخير ايران را اداره و همه سرزمين‌هاي ايران را آزاد کند و جانشين خلف ايشان تا به امروز از همين عصاي موسايي که حضور پرنشاط و معتقدانه وباانگيزه مردم در صحنه بود، بهره برده‌است.

حال اين پرسش مطرح است که تا چه زمان و چه تاريخي، حضور پرنشاط مردم ايران در صحنه ادامه مي‌يابد و به چه عواملي بستگي دارد؟

تاريخ نشان داده که دمکراسي و آزادي به تنهايي براي حضورمردم درصحنه کفايت نمي‌کند .، بلکه مهمتر از آن محصول دمکراسي و آزادي است؛ اين همان چيزي است که مي‌توان نام آن را «دمکراسي کارآمد» گذاشت. هرچند انقلاب اسلامي ايران در سي سال اخير، گام‌هاي بلندي در بعد سياسي، دفاعي و امنيتي برداشته و ايران را به قدرت نخست منطقه تبديل کرده است؛ يعني ايران از نظر شاخص‌ها و معيارهاي دفاعي و امنيتي و سياسي در ميان کشورهاي منطقه مانند ترکيه، عربستان و پاکستان و حتي رژيم اشغالگر قدس بالاتر قرار گرفته است و در دنيا، جزو ده قدرت نخست است، ولي جنس اين پيشرفت، عمدتا سياسي و دفاعي است، اما در بعد اقتصادي، مشکلات معيشتي مردم را رنج مي‌دهد و با وجود آن‌که تاکنون چهار برنامه پنج ساله در ايران اجرا شده، مردم به بسياري از خواسته‌ها و مطالبات خود نرسيده‌اند.

فعلا درصدد نيستم که بگويم چه کساني و چگونه ايران را به قدرت سياسي ـ دفاعي نخست منطقه و از کشورهاي نخست دنيا قرار داده‌اند، ضمن آن‌که روشن است حتي پيشرفت سياست خارجي سي سال اخير به دليل ارتباط جهادي ايران با ملت‌ها و دولت‌هاي عراق، سوريه، لبنان و مقامت فلسطين بوده، وگرنه ديپلماسي ايران آنچنان موفق نبوده است؛ از جمله روابط خارجي با اروپا، آسيا، آفريقا و خاورميانه که تاکنون دستاورد ملموسي براي ايران نداشته‌اند.

به هر حال، مي‌توان در فرصت مناسبي به آن پرداخت که عده‌اي نگويند، در ميانه دعوا نرخ تعيين مي‌کنند، اما آنچه مشهود است، دولت‌هايي که تاکنون آمده‌اند، با وجود پيشرفت‌هاي فوق‌العاده‌اي که هر سال در 22 بهمن و هفته دولت به مردم گزارش مي‌شود و غالب آنها هم درست است اما:

1. ايران در بعد اقتصادي، صنعتي، تجاري، علمي و فرهنگي به رتبه نخست منطقه تبديل نشده و متأسفانه جزو ده کشور نخست جهان نيست.
2. ملت ايران در سي سال اخير از مشکلات اقتصادي همچون تورم و بیکاري و عقب‌ماندگي بيرون نيامده است.

نظام جمهوري اسلامي ايران با طراحي چشم‌انداز سياست‌هاي اصل 44 در صدد پر کردن اين خلأ و شکاف است، ولي اگر نظام نتواند دمکراسي را کارآمد سازد، به اهدافش نخواهد رسيد؛ بنابراين، مردم و نظام هر دو نيازمند دمکراسي کارآمد هستند.

دمکراسي کارآمد:

در ايران دمکراسي نوپاي سي ساله هنوز به بهره‌وري کاملي نرسيده است؛ يعني ميزان مشارکت مردم با نتيجه آن که تشکيل دولت کارامد است تناسب ندارد و از هر واحد مشارکت مردم منافع لازم و مورد انتظار وارد سبد زندگي مردم نمي‌شود. دلايلي که براي آن مي‌توان شمرد:

1. نامزدهاي رياست‌جمهوري بيشتر نماينده خودشان هستند و يا اگر نماينده ديگران باشند، نماينده عاطفي و احساسي آنان هستند نه برآيند يک جمع بزرگ تخصصي از نخبگان کشور و يا نخبگان طرفدار آنان.
2. شفاف نبودن رقابت درانتخابات وتصميم گيري درفضاي مه‌آلود.

به اين ترتيب، هر کدام از دو مشکل بالا که حل شود، در نتيجه انتخاب مردم موجب توليد منافع بيشتري براي آنان مي‌شود. مشکل نخست را مي‌توان با کمک ائتلاف نخبگان حل کرد که ائتلاف ميان افراد کارآمد و متخصص کشور صورت گيرد تا هر کدام، نمايندگي جمع بزرگي از نخبگان کشور را داشته باشند. مشکل دوم را نيز مي‌توان از ائتلاف نامزدهاي هم‌فکر و هم‌برنامه کاهش داد؛ البته بهبود تبليغات و مکانيسم انتخاباتي نيز در شفاف کردن انتخابات مهم است. حال اگر ائتلاف نامزدهاي هم‌فکر و ائتلاف افراد کارآمد و متخصص کشور دو پايه دولت ائتلافي باشند، نتيجه انتخابات، تشکيل دولت‌هاي کارآمد خواهد بود و چنين دولتي سود بسيار بيشتري براي مردم توليد مي‌کنند و زندگي آنان را بهبود مي‌دهند، در نتيجه از هر واحد مشارکت مردمي منافع بيشتري به دست مي‌آيد و ما شاهد کارآمدسازي دمکراسي اسلامي در کشور خواهيم بود، اين کار از چند راه ممکن است:

1. نامزدهاي انتخاباتي به چنين رويه‌اي به صورت توافقي برسانند.
2. مردم آنان را وادار به اين کار کنند.
3. سران سياسي کشور چه در جناح‌ها و چه در نظام، نامزدهاي انتخاباتي وادار به چنين خط مشي کنند.
4. نامزدهاي انتخاباتي، مي‌توانند با کمک‌هايي از نخبگان و کارشناسان به صورت دمکراتيک به دولت ائتلافي برسند؛
 
بنابراين دولت‌هاي ائتلافي چه توافقي و چه دمکراتيک و چه به صورت اجبار مردمي و چه به صورت دخالت سران و مراجع سياسي کشورموجب بالارفتن کارامدي وبهبود زندگي مردم مي شوند. به نظر من، شيوه دمکراسي با حمايت سران و مراجع سياسي از شيوه‌هاي ديگر بهتر است که در طرح دولت ائتلافي آن را توضيح دادم.
نظرات بینندگان:
چه خوب تحلیل کردید.ای کاش عواقب چنین عملکردهایی را هم می گفتید، که چیزی جز دلسردی مردم در بر ندارد. هر چند فعلا مسئولان سوار همان خر ملا نصرالدین هستند.
صحبت ها و مصاحبه هاي آقاي رضايي از سنجيدگي و متانت بسيار قابل ملاحظه اي برخوردار است. روشن است كه اين چهره سياسي كشور به درستي به مسائل و مشكلات كشور فكر ميكند و برآيند اين تفكر راه حل هاي خوبي است كه ابراز ميشود. اما چرا شخص آقاي رضايي و انديشه ايشان مورد اقبال عمومي قرار نميگيرد؟ به نظر من حضور ايشان در سپاه پاسداران باعث اين عدم اقبال عمومي از جانب مردم است كه اصلا توجيه ندارد. كي اين مردم ما وضعيت حال و انديشه فعلي افراد را ملاك ارزيابي خود قرار ميدهند خدا ميداند؟ باور كنيد افكار ايشان ميتواند ايران را از اين مشكلات مزمن نجات دهد. اميدوارم خدا عنايتي بكند و آحاد مردم با افكار ايشان بيشتر آشنا شوند.
جناب آقاي رضايي با سپاس از نظر كارشناسانه شما در خصوص نهادينه كردن دمكراسي كارآمد كه بسيار منطقي و عاقلانه است و راه برون رفت واقعي كشور از عقب مانده گي ست اما يك مشكل بايد حل شو د وآن هم نگاه ايدئولوژيك به منافع ملي ست كه در مقاطع مختلف سد راه پيشرفت گرديده و در عين حال به تقويت نگاه طالباني از دين منجر شده است والله همه امكانات نرم افزاري و سخت افزاري براي توسعه يافتگي كشور فراهم است و به تعبيري يك يا زهراء مي طلبد.. يك دل سوخته وطن -بهار
در انتخابات ریاست جمهوری نهم تنها کاندیدایی که برنامه داشت محسن رضایی بود و در مصاحبه تلویزیونی خیلی خوب جلو آمد اما متاسفانه .... واقعا به برادر گرامی بخاطر طرح مسائلی چنین اساسی و منطقی تبریک میگویم و موفقیتش را آرزو مندم و معتقدم اگر جناههای سیاسی بجای کشمکش بر سر منافع خود به منافع ملی بیاندیشند کشور ما موفقتر میشود
بسمه تعالی
در خصوص مطلب فوق دو نکته قابل توجه است نکته اول اینکه شاخص شناخت شخصیت های موثر و متعهد و کارآمد نظام بر اساس دوران خدمت آنان مورد ارزیابی باید قرار گیرد زیرا افتخار هرشخصیت به میزان خدمت ومشارکتش در ارتقاء و توسعه کشور ، انقلاب و اهداف انسان ساز آن تجلی پیدا میكند. شخص آقای محسن رضایی از جمله سرمایه هایی است که بخش عمده ای از سهم ادای وظیفه اش در راه انقلاب و توسعه آن با زمان حضورش در سپاه تجلی می یابد و بدون آن تاریخ نه تنها ایشان بلکه انقلاب دچار خلاء می گردد. اساساً دوران دفاع مقدس پرونده اعمال و از افتخارات هر رزمنده می باشد .
دومین نکته این است که خود آقای رضایی در اغلب مصاحبه هایی که در رسانه ها داشته اند بر این نکته توجه داشته اند که اعتماد به مردم و بخصوص جوانان مسلمان ایران زمین یکی از پایه های اساسی زمینه سازی و تحقق انقلاب و استمرار آن بوده است . مردم در تمامی مراحل در تمامی انواع حکومت های دمکراسی یکی از پایه های هر حکومت را می سازند . حال برای مشارکت و انتخاب آگاهانه مردم چه مکانیزمی باید انتخاب کرد . بخوبی می دانیم تمامی انسانها بر اساس آگاهیشان انتخاب می نمایند . پس در ابتداء باید زمینه رشد و آگاهی صحیح نه آنچه ما می پسندیم را باید برای مردم فراهم نمود و آنگاه انتخاب مردم را به ارزیابی گذاشت و آگاهی سیاسی و اعتقادی مردم باید فیلتر شده نباشد و تنها فیلتر آن چارچوب اعتقادی دین می باشدنه چارچوب آنچه که ما می پسندیم و باید مردم انتخاب نمایند .
نخبگان وظیفه طراحی استراتژی دارند نه تحمیل ایده و فکر
والسلام
آقای رضایی
شما اگر در بحث دمکراسی به معنی دمکراسی ( نه با تعریف دلخواه از آن ) نظام را قانع کنید ، قطعا کارآمدی به دنبالش خواهد آمد.
و کارامدی معنی اش اشتباه نکردن نیست.
Doroud khoda bar in marde bozorg & fahim ke dar jang hamase afarid va aknoon dar andishe pardazi baraye edareye behtare keshvar pa dar japaye shahid chamran nahade ast.daneshmandi bi edea va aref va bozorg
رضائی عزیرم اگر من به سهم خودم شما را نمیشناختم بعد از خواندن اظهارات شما میگفتم این یکی هم چون نزدیک انتخابات است شروع به حرفهای قشنگ زدن کرده ! ولی همانطور که گفتم چون حد اقل شخصیت شما را از دورانهای جنگ بیاد دارم و نمیتوانم باور کنم که این رضایی در اثر گذشت زمان مثل خیلیها خودش را گم کرده لذا میدانم و نظر شخصیم اینس که رضایی همان رضایی فرمانده سپاه امام و ایران است و عوض نشده منتها حالا در یک جبهه دیگر برای وطنش کوشش میکند ، اما ای برادر عزیز آیا دیگران هم مثل شما فکر میکنند ؟ در هر حال برای شما و هر کس که به منافع ملی ایران فکر میکند و کوشش مینماید دورود میفرستم و آرزوی موفقیت دارم .
ايده درست است است و اين از انجا ناشي ميشود كه با توجه به شرايط جهاني جديد نه دولت فعلي و نه دولت اينده كه از يكي از جناح هاي سياسي باشد توانائي حل مشگلات را نخواهد داشت و لذا دولت ائتلاف ملي پيشنهاد شده است.امكان تشكيل دولت ائتلاف ملي به روش پيشنهادي اقاي رضائي با شرايط زير وجود دارد.1- ارائه قرائت واحد از اسلام و قانوني كردن ان . 2- تعريف رابطه اين قرائت با دموكراسي و منافع ملي.
روند پيشبرد دموكراسي و -در نتيجه استفاده از مزاياي آن- مي تواند از پايين به بالا (يعني توسط مردم، با مكانيزم هايي مانند اعتصاب، تظاهرات، انقلاب، و ...)، و يا از بالا به پايين (يعني توسط حاكمان، و با پايبندي به اصول دموكراسي) پيگيري شود. مردم ايران با انقلاب سال 57 نقش خود را در پيشبرد دموكراسي به خوبي ايفا كرده اند. اما بسياري از حاكمان با اعمال حاكميت سليقه اي مانند دخالت در انتخابات و دخالت در تاييد صلاحيت كانديداها نشان داده اند اعتقاد و پايبندي چنداني به اصول دمكراسي كه مهمترين آنها احترام به حق انتخاب مردم است، ندارند. فكر مي كنم نوشته هاي آقاي رضايي نيز مؤيد اين نظر باشند زيرا ايشان براي كنترل حاكمان مكانيزم هايي را تجويز كرده اند. در اين مسير سخنان امام راحلمان مي تواند راهنماي ما باشد كه مردم را ولي نعمت حاكمان مي دانستند و اعتقاد داشتند كه حاكمان بايد خادمان ملت باشند و نه اربابان آنها. بياييد به رأي ملت احترام بگذاريم و ايمان داشته باشيم كه مردم مسلمان ايران هميشه بهترين گزينه ها را انتخاب خواهند كرد.
تحليل بسيار جالبي است پيشرفتها مربوط به خون شهدا است، پولهاي نفت به كشور آمده وكارخانه ها نصب شد ولي توليد و بهره وري بسيار پائين است
نكته بسيار مهم ديگر مديريت در قسمتهائي مخصوصا صنعتي كه از تخصص افراد سياسي خارج است در اختيار افراد مطيع قرار گرفته است نه مطلع، ودر بعضي موارد نيروهاي دلسوز توسط مطيعها كنار زده شدند . آقاي دكتر بپيشنهاد مي كنم گزارش مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي را در مورد عملكرد پتروشيمي بندر امام (ر..) و همچنن توليد در پتروشيمي را مطالعه نمائيد.تا مشخص شود چرا ما از نظر اقتصادي آنگونه كه در حد انتظار بود
پيشرفت نداشتيم .
ایکاش برادر بزرگوار جناب رضایی با قدرت در این انتخابات نیز کاندید شوند. آرزوی بنده رای دادن به شخصیتی است که بتونم با افتخار تمام از اهداف و برنامه های او سخن بگویم ولی افسوس که باید دلمون رو با امثال ...خوش کنیم. حیف و دو صد حیف. آقای رضایی شما رو به خدا قسم با اقتدار جلو بیایید حتی اگر کاندید نمی شوید در پی تشکیل حزبی قدرتمند باشید. با این شرائط دلسردی ملت ایران باعث نگرانی است شما خود بهتر می دانید. والسلام.
چيزي جز آن‌چه كه همه در ايام انتخابات مي‌گويند نبود. در عمل چه برنامه اي داريد؟هر چند كه تابناكي ها جز نظرات تعريفي و تمجيدي بر روي اين مقالات تئوريك و بي‌فايده چيز ديگري را منتشر نخواهند كرد. اما براي آن كه بدانند مردم احمق نيستند كه فكر كنند همه در تمجيد ايشان نظر مي دهند كافي است. اين كه در اين مقاله به ظاهر پرمحتوا فقط چهار نفر نظر داده‌اند (كه البته دو نفرشان مشهود است كه هميشه در تاييد مقالات ايشان از سوي خود تابناك سخن ميرانند) بسيار جاي تامل دارد. و اينكه دوست ديگري گفته اند چرا مورد اقبال عمومي نيست حرف كاملا صحيحي است اما به سپاهي بودنشان ربطي ندارد.
جناب آقاي رضايي تاريخ را خوب ورق زدند اما به نظر مي رسد تا سيستمي در ايران حاكم نشود كه بتوان در آن كنترل و نظارت وسيع و همه جانبه را بر اليت ها داشت كه هر روز با چهره و انديشه‌اي جديد بر جامعه حكمراني مي‌كنند و در پناه آن براي خود مصونيت ساخته اند بدون اينكه جامعه بتواند نسبت به عملكرد حال و گذشته آنان سئوالي داشته باشد تمام جهت‌هاي مركب ملانصرالدين براي اين ملت نجيب يك درد را دارد.
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: