این مطلب توسط برخی اشخاص یا رسانهها طرح شد که استعفاء دادن یا استعفاء داده شدن رئیس فدراسیون کاراته، به واسطه نتایج ضعیف تیم ملی کاراته در رقابتهای قهرمانی جهان بوده که در این صورت، اگر مجدداً مدالآوری معیار موفقیت فدراسیونهای ورزشی تلقی شود و اظهارات برخی اشخاص پس از المپیک که این معیار را به چالش کشیدند فراموش شود، آیا نباید بسیاری از اشخاص همزمان با ناکامی المپیک استعفاء میدادند و کرسیهای مدیریت را به اشخاصی اصلح می سپردند؟!
هنوز در حافظه بلندمدت برخی اشخاص مدیریت همراه با ریسک بهزاد کتیرایی نخستین رئیس فدراسیون ووشو در دوره مدیریت محسن مهرعلیزاده به فراموشی نسپرده شده است. او در مقام یک رئیس فدراسیون چنان با زیرمجموعه رئیس وقت دستگاه ورزش از جمله قدمی و کفاشیان اره میداد و تیشه می گرفت که ذکر حکایت آن مثنوی هفتاد من خواهد بود اما قطعاً اخبار آن ایام سند مشخصی برای این اختلافات دامنهدار است که نهایتاً منجر به تغییر رئیس فدراسیون در فاصله چند ماه تا انتخابات ریاستجمهوری شد.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، در آن زمان کتیرایی در خصوص اختلافاتی که برای تغییر نایبرئیسش به وقوع پیوسته بود، استعفایی را به مهرعلیزاده داد که خبر آن هیچ جا درج نشد، چرا که مهرعلیزاده با آن موافقت نکرد اما متن آن استعفاء را نیز به کتیرایی پس داده نشد و در کشوی میز مهرعلیزاده باقی ماند تا در آستانه انتخابات ریاستجمهوری با این استعفاء موافقت شود و حکم سرپرستی فدراسیون ووشو برای نایبرئیس معذول کتیرایی صادر شود و کتیرایی در کمال ناباوری این فدراسیون را ترک کند و مدعی عزل از کرسی ریاست شود، حال آنکه استعفای او پس از ماهها به کار رئیس دستگاه ورزش آمده بود!
کتیرایی کلیدهای فدراسیون ووشو را تحویل داد و فدراسیونی که از صفر تحویل گرفته بود و به عنوان نخستین رئیس آن دستاوردهای فراوانی همچون بحث حجاب بانوان ووشو در میادین آسیایی و جهانی، نایبقهرمانی ووشو آسیا، راهاندازی نخستین لیگ ووشو، احداث خانه ووشو و مواردی از این دست را در آن تحصیل نموده بود، تحویل داد تا دورهای مشاور یکی از معاونین سازمان صداوسیما باشد و پس از آن حکم مدیریت تربیتبدنی صداوسیما را از عزتالله ضرغامی دریافت کند و به انتظار تغییرات در دستگاه ورزش و کنارگذاشتن مهرعلیزاده از معاونت ریاستجمهوری بنشیند.
با رفتن مهرعلیزاده و آمدن علیآبادی، کتیرایی که یکی از منتقدین اصلی ورزش در سیستم مدیریتی پیشین و از آسیبدیدگان رفتار سیاسی مدیریت پیشین لقب گرفته بود، نامش برای کرسیهای مختلف همچون یکی از معاونتهای سازمان تربیتبدنی، سرپرستی فدراسیون فوتبال و موارد متعدد دیگری مطرح شد اما هیچیک از این اخبار تحقق نیافت تا پس از آنکه او از کاندیداتوری برای ریاست فدراسیون فوتبال نیز منصرف شد و ترجیح داد در این عرصه که شانسی برای برگزیده شدن نداشت، مقابل علیآبادی نایستاد _ پس از اعلام انصرافاش از کاندیداتوری- همگان منتظر انتصاب یا انتخابش برای کرسی دیگری باشند.

او با کارنامه نسبتاً قابل قبولی، فدراسیون ووشو را تحویل داده بود و پس از آن، در پی عملکرد ضعیف مدیریت بعدی که در این دوره تغییر کرد، اهالی ووشو به دنبال مدیری در حد و اندازه او میگشتند اما او که گفته بود، هیچ گاه به این فدراسیون باز نخواهد گشت، بر تصمیم خود پافشاری کرد تا با رفتن علیرضا سمندر که روزگاری دوستی با کتیرایی داشت، عالمی مدیرکل دفتر امورمشترک نهادها و فدراسیونهای ورزشی در حالی که در آمریکا به سر میبرد، سرپرستی را برعهده گیرد و شرایط مهیا شود که این بار در انتخابات کاراته با 44 رای از 45 رای ماخوذه همچون ووشو با اکثریت آراء کرسی راست را از آن خود سازد؛ اتفاقی که دست آخر در 10 بهمن ماه 1386 به وقوع پیوست و تنها رای مخالف آن جمشید سلیمی پیشکسوت کاراته بود که بعدها نیز به منتقد فدراسیون مبدل شد. در آن مقطع سه طیف مختلف و مخالف کاراته که دقیقاً حکم دشمنان یکدیگر را دارند، به واسطه آنکه هریک به قدرت رسیدنشان را در ریاست کتیرایی میدیدند، برای یک هدف که انتخاب قاطع او بود، متحد شدند و این یکپارچگی برای بالا بردن کتیرایی به قله مدیریت این مجموعه بزرگ، چنین نتیجهای را در انتخابات رقم زد.
مدیرکل اسبق حراست سازمان تربیتبدنی با ورود به فضای فدراسیون کاراته از هر سه طیف در سه بخش فدراسیون استفاده کرد و طیف چهارم که در حال شکلگیری بود و کتیرایی به دلایل متعدد از جمله همراهیهای گذشته، مدیونش بود را نیز در کنار میز زرشکی نشاند که همین طیف نیز به اختلافات دامن زد. طیف چهارم به جای کتیرایی پشت میز زرشکی نشست و خود را جانشینی مطلق رئیس خواند و به دبیر و سایر بخشها امر و نهی کرد تا به فاصله چند هفته از ورود کتیرایی به شرقیترین اتاق مجموعه ورزشی شیهد کشوری و نشستن پشت میز ریاست این فدراسیون بزرگ، رشته اختلافاتی جدی گشوده شود.

کتیرایی در ابتدای امر تلاش کرد خود را یک سطح بالاتر از این جریانات قرار گیرد و از ترکشهای این جنگ قدرت در امان بماند اما رقبایی که قصد داشتند، پس از پایان دوران مدیریت کتیرایی، کاراته را در مشت بگیرند، برابر هم صف کشیدند تا شرایط به گونهای پیش برود که حبيباله ناظريان رئیس اسبق فدراسیون کاراته و کارشناس خبره و مدیر تیمهای ملی کاراته در زمان کتیرایی، عطای کار را به لقایش ببخشد و دومین طیف با خروج از فدراسیون، علاوه بر طیف دیگر، رئیس فدراسیون را هدف بگیرد و به صف دشمنان کتیرایی بپیوندد که با تغییر رئیس سابق فدراسیون، کنار گذاشته شدهاند یا مورد استفاده قرار نگرفتهاند.
شسکت تیم ملی کاراته در مسابقات جهانی ژاپن، موقعیت مدیریت فدراسیون کاراته را پیچیدهتر کرد و باعث شد طیفهای مخالف فرصت مناسبی بیابند و در مواردی بیرحمانه به انتقاد بپردازند و بدین نحو مقدمات کنار گذاشتن رئیس فدراسیون کاراته را فراهم نمایند. هنگامی که در مراسم عقد قرارداد تیم ملی فوتبال با گروه خودروسازی سایپا، دو دستگاه اتومبیل به دو کاراتهکای محجبه کشورمان که در مسابقات جهانی مسابقه ندادند، اهداء شد، غیبت سوالبرانگیز کتیرایی نشان داد اوضاع اصلاً مناسب نیست.

در ادامه این روند پربرخورد، اختلافات به جایی رسید که کتیرایی بالاجبار به درگیریها ورود کرد و محسن آشوری دبیر فدراسیون را در ابتدا و عشرت شاهمحمدی نایبرئیس بانوان کاراته را پس از آنکه حتی به او اطلاع نداد، قرار است مراسم تجلیل از این قهرمانمان چه زمان برگزار شود و در واقع برخورد حذفی از سوی نایبرئیسش با وی شده بود و همچنین در پی برخی مسائل دیگر به گفته خودش، دستور نهادهای بازرسی بود، کنار گذاشته شدند تا اوضاع پیچیدهترشود و این طیف نیز به جمع مخالفین کتیرایی پیوست. مخالفینی که سکوت پیشه کرده بودند اما اتحادشان این بار تنها برای یک هدف بود و آن هدف، چیزی جز حذف کتیرایی از این مجموعه و پایین کشیدنش از صدر مدیریت این مجموعه نبود.
این حجم مخالفین که تنها یک گروه را برای وی باقی گذاشت، باعث شد این بار کتیرایی که به محض ساماندهی نسبی شرایط آشفته این فدراسیون، نتواند به مدیریتش ادامه دهد و به مراتب کمتر از عمر مدیریتش در ووشو دوام آورد و به فاصله یک سال و چند روز، کنار گذاشته شد.
البته شاید اگر به توصیهها مبنی بر بازگرداندن برخی اشخاص که با برخی چهرهها نزدیکی دارند، توجه میکرد، چندصباحی بر عمر مدیریتش در کراته افزوده میشود اما در هر صورت این اتفاق محقق نشد اما او توصیهپذیر نبود و در تفویض اختیارات به زعم برخی اشخاص جانب اعتدال را نمی گرفت تا به جبران این همه اعتماد به زیرمجموعهاش، پس از شکست تیم ملی کاراته در مسابقات جهانی ژاپن،

هریک تقصر را به گردن دیگری بیاندازد و در نهایت این رئیس فدراسیون باشد که نزد عوام زیرسوال برود.
او البته بهای عدم توصیهپذیریاش را داد تا در متن استعفایش خطاب به عليآبادي بنویسد:« پيرو مذاكره حضوري پيرامون بازگشت بعضي از افراد به فدراسيون، با توجه به اينكه حضور مجدد اين افراد تضعيف مديريت فدراسيون را در بر خواهد داشت، بنابراين خواهشمندم با استعفاي اينجانب موافقت فرماييد.» و رئيس ورزش نيز که انگار گزینهای در آستین داشت، بلافاصله عليرضا آهي؛ نايب رئيس سابق فدراسيون كاراته را به عنوان جانشين كتيرايي منصوب كرد که البته این تغییرات چندان بدون پرداخت هزینه نبود چهرههای برجسته و تاثیرگذار کاراته در قالب گفت و گوهایی بر آثار تخریبی این تغییرات پیایپی در فدراسیون کاراته تاکید کردند.
تغییراتی که منجر به استعفاء دومین رئیس فدراسیون کاراته در کمتر از سه سال اخیر شد و رئیس این فدراسیون که از جمعیتی یک میلیون و چندصدهزار نفری برخوردا است را از صحنه خارج ساخت که برحسب اتفاق این تغییرات بار دیگر در آستانه انتخابات ریاستجمهوری به وقوع پیوست تا به کتیرایی توصیه شود، در صورت انتخاب شدن به عنوان رئیس فدراسیون دیگری در ادوار آتی، خود پیش از انتخابات ریاستجمهوری استعفاء دهد!
پس از کنارکشیدن کتیرایی این مطلب توسط برخی اشخاص یا رسانهها طرح شد که استعفاء دادن یا استعفاء داده شدن رئیس فدراسیون کاراته، به واسطه نتایج ضعیف تیم ملی کاراته در رقابتهای قهرمانی جهان بوده که در این صورت، اگر مجدداً مدالآوری معیار موفقیت فدراسیونهای ورزشی تلقی شود و اظهارات برخی اشخاص پس از المپیک که این معیار را به چالش کشیدند فراموش شود، آیا نباید بسیاری از اشخاص همزمان با ناکامی المپیک استعفاء میدادند و کرسیهای مدیریت را به اشخاصی اصلح می سپردند؟!