كدخبر: ۲۹۳۱۱
تاريخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۳۸۷ - ۱۷:۱۱
تعداد بازديد: ۱۲۳۰۷
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
چرا چاپ مقاله در ISI مهم و با ارزش است؟
پس از انتشار مصاحبه‌اي كه در آن از نگرش صرف به دادن امتياز براي انتشارات مقالات در ISI انتقاد شده بود، دكتر غريبي در تماسي با سايت «تابناك» متن زير را در پاسخ به هجمه‌‌هاي انجام شده عليه ISI فرستاده است.
گفتني است، «تابناك» صرفا به بازتاب نظر موافق و مخالف پرداخته و موضع شخصي در اين زمينه ندارد.

تحقيق نيازمند نگرش‌هايي است كه يك شبه پديد نمي‌آيد، زيرا جاده موفقيت، راهي بس دراز است و به‌ صورت طبيعي ناكامي‌هاي مقطعي نيز آن را ناهموار خواهد كرد.
سنگ بي‌قيمت اگر كاسه زرين شكند قيمت سنگ نيفزايد و زر كم نشود

توجه به توسعه كشورها، ملزومات خاص خود را دارد. امروزه به ‌دلايل رشد علوم در همه حوزه‌ها، نيروي انساني اساسي‌ترين عامل توسعه است. وقتي سخن از نيروي انساني به عنوان عامل اساسي توسعه به ميان مي‌آيد، لازم است كه ويژگي‌هاي آن نيروي انساني با توجه به وضعيت محيطي امروز مد نظر باشد. شايد دو نوع نگرش در باب توسعه مطرح باشد؛ يك نوع نگرش توجه مطلق به نيروهاي داخل كشور براي حل معضلات بخش‌هاي خدمات، صنعت، فناوري، سياستگذاري حمل و نقل و ديگر حوزه‌هايي كه نيازمند بهبود است. اين نوع نگرش، نيازمند توجه به پيچيدگي‌هاي جهان معاصر نيست و توجه صرف به دانش و مهارت‌هاي نيروي انساني داخل كشور به عنوان مهمترين سرچشمه توسعه در اين نگرش به شمار مي‌رود. بر پايه اين نگرش، نياز به ارتباط با ديگر ملل به حداقل مي‌رسد و ديدگاه رقابتي جايگزين ديدگاه همكاري مي‌شود. به ‌جاي اعتماد، نگرش كنترل حاكم مي‌شود. بين حرف و عمل توازني وجود نخواهد داشت، مفاهيم به ‌صورت كلي مطرح مي‌شود و نيازمند بسط و شرح تفصيلي نيست. بيشتر متوجه كارآيي هستيم تا نوآوري، ثبات در حوزه‌ها را به عنوان عامل پايداري مي‌شناسيم و تغيير و تحول را ناخوشايند مي‌دانيم. هر نوع ارتباطي را با ديد لطمه به استقلال مي‌‌بينيم و توازني بين استقلال و ارتباط قايل نيستيم، يا به عبارت ديگر، جرأت و جسارت نزديك شدن به يكديگر را نداريم و كمتر به دنبال مشاركت بوده و جدايي را مفيد و اثربخش مي‌بينيم.

در نگرش دوم، توجه به ديدگاه‌هاي همسو با ارزش‌هاي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و سياسي و هم‌افزايي آنها با در نظر گرفتن ديگر ديدگاه‌ها به منظور يافتن را‌هكارهاي توسعه يافته در راستاي تحقق راهبردهاي كلان جمهوري اسلام، مبتني بر گسترش ‌اقتصادي دانش محور است.
چگونه مي‌توان اين مشكلات را مرتفع ساخت و كشوري توسعه ‌‌يافته همراه با ارتباط مؤثر با ديگر ملل بنا نهاد؟
چگونه مي‌توانيم روابط خود را با ديگر ملل تحكيم بخشيم و آن را به همكاري تبديل كنيم؟ عوامل موفقيت اين راهبرد چيست و چگونه مي‌توان اين عوامل را فراهم كرد؟

دنياي امروز با پيچيدگي‌هاي خاص خود روبه‌روست. در يك ‌سو، كشورهاي توسعه ‌يافته‌ قرار دارند كه رفاه و آسايش بشر امروز در حوزه‌هاي پزشكي، كشاورزي، حمل و نقل، آموزش، قوانين و مقررات، فناوري‌هاي نوين، دسترسي به اطلاعات، ايجاد نهادهاي خدماتي، خطوط راهنما براي توسعه ديگر ملل، و صدها موفقيت ديگر را به‌ ويژه در دو سه قرن اخير، مرهون تلاش بي‌وقفه خود مي‌دانند.

از سوي ديگر، كشورهاي در حال توسعه را داريم كه نقش كشورهاي پيشرفته را دست‌اندازي به منابع طبيعي، مهاجرت نيروي انساني با ارزش از كشورهاي در حال توسعه به توسعه‌ ‌يافته و يا همان فرار مغزها، تعريف مي‌كنند.
آنچه براي هر ملتي مهم است، دستيابي به رفاه همراه با ترقي و توسعه در موازنه رقابت و همكاري با ديگر ملل است. به ‌راستي، عامل مهم توسعه و پيشرفت در جهان كنوني چيست؟ مگر ارايه خدمات سريع و ارزان به مردم جز در سايه توسعه علمي ميسر است؟ وقتي سخن از گسترش علمي به ميان مي‌آيد، منظور كدام علم و چه نوعي از توسعه است؟ پرچم توسعه نوين بر دوش چه كساني است؟ آيا به غير از جوانان پر شور و اساتيد در دانشگاه‌ها و ديگر نهادهاي علمي اين مرز و بوم، بايد منتظر كسي ديگر بود؟

سال گذشته، يكي از روزنامه‌هاي كشور در مقاله‌اي با نام «توهم توسعه علمي از طريق افزايش تعداد مقالات در فهرست ISI» دانشمندان كشور و جوانان جوياي مرزهاي دانش را به مسخره گرفت و غير مستقيم تلاش در راندن جوانان با دانش ايران عزيز به كشورهاي غربي كرد و امروز سايت «تابناك»، بجاي تابناك بودنش، تارناك شده است و با به چالش كشيدن انگيزه دانشي آينده‌سازان علم اين كشور، تفكر زندگي باتلاقي را كه آغاز و پايان آن را مرگ فرياد مي‌كند، ترويج مي‌‌نمايد.
اينكه چاپ مقالات در سطح مرزهاي دانش را خدمت به غرب مي‌دانيم، مبتني بر چه استدلالي است؟

در سال 1357 تعداد مقالات چاپ شده ايرانيان در نشريات فهرست شده در ISI به رقم 450 مقاله رسيد. در آن هنگام، ايران با كره جنوبي در اين زمينه رقابت داشت، اما تعداد مقالات كره جنوبي، امروز از مرز 28 هزار گذشته است. به ‌دليل شرايط ايجاد شده در دفاع مقدس و سال‌هاي پس از آن در پانزده سال، تعداد مقالات ايرانيان با ركود همراه بود و در سال 1372مقالات دانشمندان ايراني بار ديگر به ركورد 450 مقاله رسيد.
در سال 1387 به دليل راهبردهاي درست حمايت از تحصيلات تكميلي، تعداد مقالات ايران در ISI به 9000 مقاله رسيد. آيا معناي اين حركت، استعماري نوين است و يا افتخاري ملي؟ آيا بايد اين اساتيد و جوانان رشيد دانشمند را به بهانه اين‌كه جانشان در خدمت غربي‌هاست و تن آنها متعلق به اين كشور است، روانه كشورهاي غربي كرد؟ به ‌نظر مي‌رسد كه مشتاق‌ترين كشورها براي جذب اين عزيزان،‌ همان كشورهاي غربي باشند تا از اين سرمايه با كفايت در راستاي گسترش بيشتر علوم خود بهره ببرند.

در مقاله تابناك اشاره شده است كه داوري مقالات ايرانيان توسط غربي‌ها و پذيرش و يا رد اين مقالات از سوي آنان، موجب شده است كه مرجعيت علمي كشورمان به غرب منتقل شود، اما به همت همين اساتيد با دانش و نيروي انساني بسيار جوان در پوشش دانشجويان دكترا و كارشناسي ارشد، امروز صدها استاد اين كشور به عنوان داوران اصلي نشريات علمي جهان هستند. آيا اين حركت درست بود كه ما امروز داوري مقالات دانشمندان جهان را به‌ عهده داريم و يا اين‌كه بايد منتظر مي‌مانديم ديگران، فعاليت‌هاي علمي ما را ارزيابي كنند و شادماني مرداب‌نشينان داخلي را با ژست حمايت از علم نظاره‌گر باشيم؟

شك ندارم، دانشمنداني كه در نشريات فهرست شده در ISI مقاله چاپ مي‌كنند، بر اين باورند كه امروز داراي تجربه بهتري در حوزه تحقيق شده‌اند، تبادل علمي بسيار خوبي با دانشمندان جهان دارند و تجارب بسيار خوبي از آنان آموخته‌اند. وزارت علوم و تحقيقات و فناوري و اعضاي هيأت مميزه همه دانشگاه‌ها، پژوهشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتي خصوصي و دولتي به گونه‌اي مي‌دانند كه روش‌هاي علمي به ‌كارگرفته شده توسط محققان امروز، براي انجام طرح‌هاي تحقيقاتي، بسيار پخته‌تر و دقيق‌تر از گذشته است. آيا عزيزاني كه معترض به نوشتن مقاله در مرزهاي دانش هستند و آن را با چوب استعمار نوين به چالش مي‌كشند، هرگز توجه داشته‌اند كه به همت همين دانشمندان نشريات علمي ايران در رديف نشريات علمي جهاني قرار گرفته است؛ نشرياتي كه هر روز از نظر كيفي پيشرفت داشته‌اند؟

به ‌راستي هيچ‌‌گاه از خود پرسيده‌اند براي حمايت از اين نشريات، چه مقاله مؤثري نوشته‌اند يا چه پشتيباني مالي يا حتي معنوي داشته‌اند؟ مگر وزارت علوم، تحقيقات و فناوري (مركز تحقيقات سياست علمي كشور) نشريات به زبان انگليسي در حوزه‌هاي علوم انساني، فني مهندسي، علوم پايه، كشاورزي و پزشكي منتشر نمي‌كرد، چرا دوستاني كه آنقدر نگران علوم انساني هستند، مقالاتي را مرتب و منظم براي آنها نفرستادند تا امروز اين نشريه‌ها سرآمد همه نشريات علمي كشور باشد؟ آيا در آنجا هم بهانه پذيرفته نشدن مقالات از سوي داوران خارجي را داشتند؟ اگر بهانه اين است كه داوران خارجي، مقالات با كيفيت عزيزان را چاپ نمي‌كنند، آيا اين حركت وزارت علوم، فرصتي مناسب براي عرض اندام دانشمندان اين حوزه نبود؟
اجازه مي‌خواهم پا را فراتر گذاشته و قصه پر غصه نشريات علمي پژوهشي را بگويم كه چند در ميان چاپ مي‌شوند. چرا اين نشريات فارسي زبان ـ كه بهانه‌اي براي دوستان از جنبه‌ تسلط نداشتن به زبان انگليسي باقي نمي‌گذارند ـ همچنان مهجور مانده است؟

به ‌راستي عزيزاني كه اين همه نگران علوم انساني هستند، چرا به تعداد رشته‌‌هاي علوم انساني، نشريه علمي پژوهشي فارسي ندارند؟ هرچند به گونه‌اي نشريات علمي پژوهشي را هم فاقد وجاهت علمي دانسته و بدون هيچ دليل موجهي فرموده‌اند كه مقالات بدون داوري به چاپ برسد. تفاوت اساسي در نگرش دانشمندان در علوم تجربي با برخي از عزيزان در اين است كه ما معتقد به داوري علمي هستيم تا مانع هر تقلبي در علم باشيم؛ از مدرك گرفته تا مقاله و عنوان و شما امروز همين داوري درست را عامل تقلب در نگارش مقالات علمي مي‌دانيد. نمي‌دانم آيا بايد به اين ادعا خنديد يا اشك باريد!

اما آنچه مهم است، امروز افتخارآفرينان جوان ما در المپيادهاي جهاني ـ كه جايگاه پايين‌تري در علم دارند ـ شركت مي‌‌كنند و افتخار مي‌‌آفرينند و توسط مسئولان نظام از همه طيف‌ها از چپ و راست و ميانه تشويق مي‌شوند. اگر افتخار علمي در اين سطح، اين همه نشاط و غرور براي كشور به ارمغان مي‌آورد؛ افتخار در عرصه توليد علم و فناوري چه جايگاهي را مي‌طلبد. بايد توجه داشت كه پس از حضور آنها در سطوح بالاتر علم، عرصه ابراز وجود تغيير مي‌كند و وارد ميدان جديدي مي‌شوند كه آن ميدان ISI و رقابت در عرصه توليد دانش است. شايد در آن زمان براي عرض اندام نيازمند توليد دانش نبودند و تنها كفايت مي‌كرد كه نظرات دانشمندان پيشين را به گونه‌اي فرا گرفته باشند و تا اندازه‌اي آن را دريافته باشند و گاه هم محفوظات خود را متعين كرده باشند. اما عرصه توليد علم، ميداني است كه در آن بايد خالق دانش جديد باشند و به عبارت ديگر خود را هم رديف ديگر دانشمندان جهان ‌ببينند.
متأسفانه سال گذشته ما آنان را متهماني دانسته كه استعماري نوين به نام ISI را به ايران عزيز به ارمغان آورده‌اند و امروز هم بار ديگر، همان تفكر را با زبان ديگري به قلم آقاي افروغ، از طريق سايت تابناك؟!

چگونه است كه افتخارآفرينان ورزشكار عزيز اين مرزبوم، وقتي مدال‌‌آوران صحنه جهاني هستند، به ‌راه‌هاي گوناگون تشويق و ترغيب مي‌شوند، اما عزيزاني كه در خلوت اتاق يا آزمايشگاه خود با كمترين امكانات مشغول تحقيق مي‌شوند، مستحق رانده شدن از اين كشور مي‌شوند «كه آنهايي‌كه جانشان براي ما نيست و تنشان در اين مملكت است، بايد از اين كشور بروند و همانند همانهايي باشند كه در بيرون از كشور در دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتي غربي هستند و از آنها حقوق مي‌گيرند» و يا ديدگاه آقاي افروغ «اين يک بلا و درد خانمان سوز است که توسط کساني به جان کشور افتاده که مباحث نرم‌افزاري علم را نمي‌شناسند و با نگاهي اثبات گرايانه دارند به انقلاب و فرهنگ اين کشور خيانت مي‌کنند».

به راستي، اين داوري برازنده خالقان مرزهاي دانش اين كشور است؟! چه كشوري را در اين جهان خاكي مي‌شناسيد كه مسئولان فرهنگي آن به جاي افتخار، به پيام‌آوران دانش كشور خود اين گونه جفا كنند؟
با بيان اين قبيل مسائل، چه انگيزه‌اي براي آينده سازان اين كشور باقي مي‌ماند؟
اما حقير به جوانان با دانش كشورمان اميدوارم،‌ آنها همان‌گونه كه در سال‌هاي اخير نشان داده‌اند از مرداب و سكون بيزارند و به پرواز مي‌‌انديشند. پس از انقلاب اسلامي، خودباوري آنها موجب شده است كه از خواري بگريزند و وحشت و ناتواني را به سخره بگيرند و آزادانه بر بال‌هاي دانش به حركت درآيند.

بال بر هم زد و برجست از جا گفت كاي يار ببخشاي مرا
سال‌ها باش و بدين عيش بناز تو و مردار، تو و عمر دراز
من نيم در خور اين مهماني / گند و مردار، ترا ارزاني
گر در اوج فلكم، بايد مرد / عمر در گند بسر نتوان برد
بايد دعا كنيم كه:
اي خدا اين وصل را هجران مكن/ سر خوشان عشق را نالان مكن
باغ جان را تازه و سرسبز دار/ قصد اين بستان و اين مستان مكن
بر درختي كآشيان مرغ توست/ شاخ مشكن، مرغ را پران مكن
نظرات بینندگان:
با احترام به نویسنده باید بگویم که آی.اس.آی یک شاخص از میان دهها شاخص علمی دیگر است. آی.اس.آی شاخصی نمایانگر علم و داده و آنالیز آنهاست و به هیچ عنوان شاخصی برای تکنولوژی و صنعت محسوب نمیشود. همه میدانیم که در کشور عزیزمان دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی در زمینه تئوری و نظری در سطح بالایی هستند ولی بایستی اعتراف کرد که تکنولوژی و صنعت کشور ما از آنجا که یک مسئله بومی است نیازمند شاخصهای بومی است. بهترین شاخص برای وضعیت تکنولوژی و صنعت در کشور در رفاه و اقتصاد آن کشور متجلی میشود.
جوابی روشن و واضح دارم و دادم ولی سایت شما از انعکاس ن خودداری کرد. چطور اعلام بی طرفی می کنید و نوشتهای که احتمالا مقالات ای اس ای ایشان هم از همین منوال است در سایتتان منعکس می کنید؟ ایشان باید بدانند زندگی باسلقی( نوعی شیرینی) نه آن است که ایشان می پندارند با چاپ مقاله ای اس ای بدست می آورند نه اگر اینگونه است چرا در بین این باتلاق نشینان مانده اید و دیار موعودتان را رها کرده اید. سوال اینست با چه ابزاری مقاله ای اس ای چاپ می کنید؟ شاید دست شما در استفاده از بودجه باز است و احتمالا با زندگی غیر باطلاقی در دیار دیگر زحمت چاپ مقاله می کشید اگر اینگونه است که اصلا صحبت با شما جز وقت تلف کردن چیز دیگری ندارد. و عجیب اینست که سایت تابناک با چاپ یک مقاله تارناک شد و شما ادعای چاپ مقاله انهم از نوع ای اس ای دارید. البته سایت تابناک با چاپ این نوشتار به سمت تار شدن می رود ولی امید دارم به حد اقل های متون هم توجه کند. اقا یا خانم ای اس ای که عنقریب به دروازه های پیشرفت غرب می رسید لطف کنید و یکی فقط یکی از نتایج مقالات ای اس ای خود را که این ملت عقب مانده را به افقهای شما نزدیک کرده است بازگو کنید.

این اقا/خانم محترم ای اس ای نویس حتما تهران را هم به سبک مجلات ای اس ای طهران مینویسند.
بالا بردن آمار مقاله ISI به تنهایی چاره ساز نیست و اینکه مسئولین آموزش عالی کشور دائم در رقابت با کشورهای منطقه صرفا به این آمار دلخوش کنند. زیرا این دیدگاه نمی توانند مشکلات کشور را حل نموده و نیازهای ما را پاسخگو باشد . اگر مقاله ISI خوب است که کشورهای غربی از نتایج آن استفاده می نمایند و گرنه یک موضوعی را بیش از اندتزه بزرگ کردن کار صحیحی نمی باشد
چاپ مقاله بی ارزش نیست اما رشته به رشته فرق داره. بعضی رشته ها مقاله خوب چاپ می کنند بعضی ها نه چون امکانات و زمینه کاریشون تو ایران سخت تره به همین دلیل به نظرم باید با توجه به زمینه کاری به چاپ مقالات توجه بشه. صرف چاپ مقاله مهم نیست اما متاسفانه بعضی وقتا تعداد مقاله بالاتر میشه نشانه سواد در حالی که همه نشریه های ISI ارزش علمی زیادی ندارن.بعضی اساتید تعدد مقالاتو کردن چماق تو سر انقاداتی که بهشون میشه
این موضوع که چاپ مقاله در ISI چه منافع یا مضراتی دارد به بررسیهای مفصلی نیاز دارد. اما اینکه دانشجویان و اساتید ما متاسفانه ماهها از وقت با ارزش خود را صرف یافتن موضوع تحقیقی میکنند که در ردیف مسائل مطرح آکادمیک و یا صنعتی کشورهای پیشرفته باشد تا تحقیق آنها به مقاله ای بیانجامد که قابلیت چاپ در ژورنالهای ISI را داشته باشد اسفبار است. دانشجو و استاد ما بجای جستجو و یافتن موضوع تحقیق از بین بینهایت مشکلات موجود داخل کشور در بخشهای مختلف باشد مقالات منتشره قبلی را جهت یافتن موضوع به روز بررسی میکند چرا که حل مشکلات موجود او را به مقاله نمی رساند.
متاسفانه مهمترین عایدی مقالات ISI بالاتر رفتن آمار مجموعه حاکم بر آموزش عالی کشور است و چه سرمایه های گرانبهای انسانی که خرج این ارتقا آمار نمیشود. ساماندهی تحقیقات در کشور با هدف ارتقا آمار کشور در بین کشورهای مقاله دهنده و نه حل معضلات کشور طنزی تلخ و واقعی است.
كاش يكي پيدا بشه و بگه فايده اين مقالات كه براي تهيه آن فكر و وقت اينهمه استاد و دانشجو و كلي هزينه تلف ميشه براي كشور چيه؟ آيا خود مقاله را ميتوان به تنهايي داراي ارزش دانست، يا اينكه مهم خود كار و نتيجه آن براي كشور است چه منتشر بشود يا نشود؟ اينكه استاد مجبور است در اتاق خود نشسته و صرفا براي مقاله دادن موضوعي را انتخاب كرده و با كار روي آن مقاله اي را منتشر كند به چه درد اين كشور ميخورد؟ كاش اينهمه فكر و وقت اساتيد و دانشجوها صرف حل مسائل داخل كشور مي شد نه به قول آقايان جلو بردن مرز دانش
بدینوسیله از جناب آقای دکتر غریبی به خاطر جوابیه بسیار مناسب شان که مرهمی بود بر آلام فراوان قشر مظلوم محققان تشکر می نماییم. محققان کشور سعی می کنند با تمام مشکلاتی که دارند در آرامش آزمایشگاههایشان به کارهای تحقیقاتیشان به پردازند و خدمتی را به جامعه علمی کشور و جهان ارائه دهند ولی افرادی مریض سعی می کنند با سخنان نسنجیده این سعی و تلاش را که نتایج آن را در تمام سطوح کشور مشاهده می کنیم بی رنگ جلوه دهند. آقای افروغ آیا علم به کشور و جامعه خاصی تعلق دارد؟ آیا راس تمام علوم به وجود لایزال خداوندی ختم نمی شود؟ آیا این همه پیشرفت تکنولوژی که طی چند دهه گذشته شکل گرفته برای همه قابل استفاده نیست؟ آیا اگر علوم در مرزها محصور می شد می توانست این چنین سریع جلو رود و مشکلات و مجهولات بشری را حل کند. باید گفت علم همچون اقیانوسی است که هر کس قطره ای به آن اضافه می کند. آیا چیزی که ما محققان ایرانی به این اقیانوس اضافه می کنیم با آن حجم عظیمی که دیگران اضافه می کنند، قابل قیاس است؟! آقای افروغ آیا فکر نمی کنید نگه داشتن اطلاعات در کنج کتابخانه ها و عدم ارائه آن خساستی است که مانعی بر سر راه رشد علمی خواهد بود. آقای افروغ حاصل همه این تلاشها پرورش جوانان توانمندی است که مطمئنا در آینده ای نزدیک به آرزوی همه دلسوزان که پیشرفت و توسعه کشور است جامعه عمل خواهند پوشید.
میرحبا!! متاسفانه کسانی که داعیه عالم بودن و دانشمندی را سر میدهند و خود را روشنفکر می نامند به جای تشویق دانشمندان جوانی که در عرصه علم به رقابت پرداخته اند و همین مقالات معتبر خارجی هستند که عیار کار آنان را محک می زنند، آنها را در انزوا فرو می برند. متاسفانه داوری در ایران هم مثل خیلی موارد دیگر با روابط انجام میشود اما در مورد مقالات ISI داوری ها خیلی منصفانه انجام میشود. نمونه موردی آن همین بس که بنده خودم چند مقاله در چندین مجله خارجی دارم بدون اینکه آنها من را بشناسند فقط کارم را پسندیدند جالب اینجاست که برای چاپ یک مقاله داخلی فقط نزدیک به یکسال است که اصلا جوابی به من ندادند که آیا مقاله من مورد پذیرش واقع شده یا نه!! پس بنابراین نمیتوان اینطور بیرحمانه گفت که چاپ مقالات در مجلات خارجی آثار سوء فرهنگی خواهد داشت بلکه نام ایران و ایرانی مثل همیشه در فضاهای علمی خواهد درخشید.
واقعا از دکتر غریبی عزیز سپاسگزارم. دیروز متاسف شدم وقتی دیدم آقای افروغ چنین دیدگاهی را نسبت به این مسأله دارند. پشتوانه ی اصلی پیشرفت کشور توسعه ی علمی است، فرقی نمی کنه که وقتی این اتفاق بیفته، نتیجش در یک مجله داخلی چاپ بشه یا خارجی. مهم اینه که کی از این نتیجه استفاده کنه. که متاسفانه اونا استفاده می کنند و ما استفاده نمی کنیم. قصه سر دراز دارد... قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری
آقای دکتر غریبی خودتونو خسته نکنین ... این افرادی که این نظرات تمسخر آمیز رو دارند هنوز به اون درجه نرسیده اند که بتونن فوابد علم و دانش و تاثیر آن بر زندگی انسان را درک کنن... و از اون گذشته از وسعت و همه جانبه بودن و جهانی بودن آن هم بدون اطلاع هستند.

زبان علم، زبان قصه و داستان و احتمالات نیست ... بلکه بر اساس شواهد ، مدارک و مشاهدات تجربی و علمی هست و و داوری این مقالات هم بر همین اصول استوار میباشد ... علم بزرگتر از اون هست که یک عده سعی کنن با شعارها و صحبت های توخالی کثیفش کنن! اصولا همونجور که خودتونم گفتید آدم نمیدونه در جواب این اظهارات سطحی چی باید بگه!

و قطعا جامعه علمی ایران هم بدون توجه به اظهارات اینگونه افراد مصمم قدم در راه علم میگذارد.
مقالاتی و محققینی که دردی از این مملکت رو دوا نکنند شایسته شعر پایانی عقاب و کلاغ هستند نه افرادی که از سر دلسوزی توجه محققین را به انسجام در تحقیقات و نگاه به اولویت نیازهای کشور در تحقیقات جلب می کنند. ما هنوز بسیاری از فناوری های مربوط به 50 سال قبل را وارد می کنیم و فارغ التحصیلان بیکار زیادی داریم اما اساتید دانشگاه بجای انسجام تحقیقاتی و ارائه پیشنهاد به مراجع دولتی در زمینه رفع وابستگی ها به فکر افزایش امتیازهای خود به هزینه کار دانشجویان می باشند و اجبار به ارائه مقاله در مجلات ISI می کنند که در بعضی موارد منجر می شود به دزدی علمی یا عدد و نمودار سازی و چاپ آنها.
وقتی مقاله آقای افروغ را خوانده بودم دچار اندوه و یاس عمیقی شده بودم. امروز پاسخهای هوشیارنه این دانشمند نازنین مر حمی بود بر زخم دلم و بارقه ای ازامید برای عشق بیشتر به پژوهشم و کشورم
یک عضو هیئت علمی دانشگاه
با سلام
از اين استاد دلسوخته تشكر مي‌نمايم. عمدة مطالب ايشان جالب و صحيح است. عمده مطالب آقاي افروغ هم صحيح است! اجازه بدهيد شمعي روشن كنيم و اين تاريكخانه را روشن كنيم و نگاهي همه‌جانبه بر آن بيندازيم. توسعه دانش و فناوري براي رفع نيازهاي بشري است. نيازهاي فكري و روحي و اطفاء غريزه كنجكاوي انسان با توسعه دانش برآورده مي‌شود. رفع نيازهاي جسمي و حوائج زندگي انسان نيز با توسعه فناوري ميسر مي‌شود. آيا نگاه ما به انسان، فقط انسان ايراني است يا انسان جهاني؟ برخي معتقدند وقتي ما در ايران با مشكلات فراوان دست به گريبانيم بايد نبوغ و فكر خود را براي رفع نيازهاي خود (انسان ايراني) به كار گيريم. ديگراني معتقدند كه توان فكري ما براي همة انسانهاست و نبايد خود را به مرزهاي جغرافيايي محدود كنيم. به نظر من هر دو دسته درست مي‌گويند! تعداد و توان انديشمندان ما به حدي هست كه در هر دو جبهه مشغول شويم! براي يافتن تراز بين‌المللي بايد در مقياس جهاني كار كرد و مورد قبول انديشمندان جهان (نه سياسيون و اقتصاديون جهان) قرار گرفت. براي يافتن زندگي بهتر بايد ايران را بهتر و بهتر ساخت تا بتوانيم در ايراني آباد و شاد، باز هم انديشة توانمند ايراني را بر فراز تفكر جهاني قرار دهيم. بدين ترتيب اين دو ديدگاه مكمل هم خواهند شد. به نظر شما تناقضي اينجا وجود دارد كه به چنين تقابلي بين اين دو عزيز منجر شود؟ به نظر من خير! فقط كافي است از نقطه بالاتري بنگريم و افق ديد خود را به دورها گسترش دهيم.
واقعاً حق با آقاي دكتر غريبي است. در اين بين بايد موارد زير را نيز مورد نظر قرار داد:
- بسياري از نشريات علمي داخلي نه تنها از نظر محتوا داراي اشكال هستند بلكه حتي نظم اجرايي درستي نداشته و بعضاً فرايند داوري يك مقاله در آنها چندين برابر مجلات خارجي زمان مي‌برد.
- متاسفانه بسياري از داوري‌ها در كشور ما كاملاً بر خلاف نظر بزرگان دين و صرفاً با نگريستن به شخصيت نويسنده مطلب است و نه ارزش خود مطلب.
- تا زماني كه در حوزه‌هاي مختلف علمي از دنيا عقب هستيم، بديهي است كه قابليت تشكيل مجامعي همچون ISI را نداريم؛ اما سوال اينجاست كه چرا در حوزه‌هايي مانند ادبيات فارسي، فلسفه، معارف اسلامي و مانند آنها هم نتوانسته‌ايم مرجع جهاننيان باشيم.

به اميد سربلندي ايران و ايرانيان
ضمن عرض تشکر از استاد گرامی که این مطلب را برای عموم روشن نمودند. اما بر خود لازم دیدم که چند نکته را در این مورد یادآوری نمایم. برداشت من این است که اساتید این مملکت باید در ابتدا چاره ای بر معضلات کنونی این مملکت که کم هم نیست بیاندیشند و سپس در صدد افزایش تعداد مقالات باشند. لازم به ذکر است وقتی دانشجو یا استادی قصد دارد مقاله ای در یک مجله ISI چاپ کند باید مشکلی یافته که یا برای آن راه حلی نیست و یا اگر هم هست، بهینه نیست و یا برای همه شرایط صادق نیست. اکثر اساتید ما سعی دارند که مشکلاتی را دل مقالاتی که در همین مجلات چاپ شده بیابند و سپس برای همان مشکلات که شاید دغدغه فعلی کشور ما نباشد راه حل پیدا کنند. این عمل که تحقیق در راه علم است بسیار پسندیده است. ولی از یک دانشجوی دوره تحصیلات تکمیلی و یا اساتید محترم انتظار می رود که مشکلات فعلی ایران را شناسایی و برای آنها راه حل ارائه دهند. من مقالات بسیار زیادی در مجلات ISI دیدم که صرفاً تجریه یک کشور در زمینه برخورد با یک مشکل و روش حل آن (هرچند غیر نو) بوده است. اتفاقاً اصلاً مجلاتی وجود دارند که تاثیرات عملی بسیاری از روشهای معرفی شده در سایر مقالات را چاپ می کنند. اما ما متاسفانه صرفاً چاپ مدلهای محض تئوری را یک حرکت به جلو می دانیم. آنچه که بسیار حائز اهمیت است کار کردن در هر دو حوزه است. حرکت در مرزهای دانش با ارائه مدلهای تئوری و بکار بستن تئوریهای برای حل معضلات داخلی. هر دوی این نوع مقالات باید برای کشور حائز اهمیت باشد. خاطرم است که یکی از دوستانم مقاله ای را برای مجله IEEE که به مسائل مربوط به برق می پردازد و مقر اصلی آن آمریکا است ارسال کرده و آنها در جواب گفتند که این موضوع برای ما حل شده است و با ارسال به مجله دیگری مقاله پذیرفته شده است. این نشان می دهد که بسیاری از مجلات برای کسب نظرات سایر جهان برای حل مشکل خود راه اندازی شده اند در کنار آن اهداف دیگر نیز برآورده میشود. به نظر میرسد که بتوان با تعریف پروژه هایی که به مشکلات کشور بپردازد در مجلات ISI نیز مقالاتی را به چاپ رساند. اما باید خاطرنشان کرد که معیار پیشرفت کشور صرفاً تعداد مقالات نیست بلکه هم راستایی آنها با حل مشکلات کشور است که یک کشور را به جلو می برد.
با تشکر فراوان
اينجانب فارغ التحصيل دوره دكتري از يكي از دانشگاه هاي داخل هستم. بنظر اينجانب طرح فارغ التحصيلي دوره دكتري بانمره عالي به شرط 2 تا مقاله ISI كه همكنون در دانشگاه هاي ما اجرا مي شود داراي مشكلات متعددي است. اولا : خارجي ها بايد روي تحقيق و فعاليت پژوهشي ما نظارت داشته باشند و بگويند كه اين كار خوب است يا بد است،‌ و اساتيد ما در درجه بعد قرار دارند. به عبارت ديگر ديگران هستند كه مي گويند شما صلاحيت علمي داريد فارغ التحصيل شويد يا خير. لذا دانشجوي دكتري مجبور است مقاله خود را در مجلات ISI‌ به چاپ برساند، مي توانيد امتحان كنيد،‌ اين طرح را از دوره دكتري حذف كنيد ببينيد تعداد مجلات ISI ما چقدر مي شود. دوم: مدت زمان زياد بررسي اين گونه مقالات است (تجربه اينجانب به 15 ماه هم مي رسد)البته مجلات علمي داخلي هم در اين قسمت دستكمي از خارجي ها ندارند. سوم:‌چرا تحقيقات ما بايد در مجلات خارجي چاپ شود؟ ‌تا انجا كه اينجانب اطلاع دارم برخي از كشورهاي پيشرفه نظير روسيه تمايل زيادي به چاپ تحقيقات خود در مجلات خارجي ندارند. پيشنهاد اينجانب توجه و ارزش دهي بيشتر وزارت علوم به مجلات و نشريات داخلي چه فارسي زبان و چه غير فارسي(انگليسي) است،‌مثلا به جاي گرفتن نمره عالي در دوره دكتري با دو مقاله ISI با دو مقاله داخلي باشد.
ما فقط تحقيق مي كنيم و نتايج تحقيقات خود را مفت مي فرستيم خدمت آنها_ هر چند مجبوريم ،مگر در داخل كسي مي تواند در مورد صحت و سقم پژوهش انجام يافته نظر دهد!؟- ولي صاحبان ISI هم خود تحقيقات به مراتب بيشتر از ما انجام مي دهند و هم از تحقيقات ما و نه ما بلكه كل جهان آگاهي يافته و همان ها را بصورت كاربردي و در عمل استفاده مي كنند .و با اين كار هميشه سالها از ما جلو تر خواهند بود چرا كه پيك علمي ما و اكثر دنيا به آساني و فقط به بهاي بالاتر رفتن تعداد مقالات در اختيار آنها قرار مي گيرد در شبيه اينكه ما نفت خام خود را به آنها مي فروشيم و آنها از آن مواد جديد بدست آورده و مجدد به خودمان مي فروشند البته با سود چندين هزار برابر. ولي چاره اي نيست اين يك دوران گذار علمي است كه بعد از مدت ها خواب زمستاني كه ملت ما گرفتار آن بود باز بحمدالله به بركت انقلاب اسلامي و خون جوانان از راه را پيدا كرده اند -باز روشن مي شود ايام شرق انشا الله
آقای دکتر غریبی
آقای دکتر متاسفانه شما در این تحلیل خود دست به مغلطه زدید. آنچه که مهم است خروجی هر رویکرد و برنامه ای است. اشاره داشتید که آمار مقالات بالا رفته است ولی به چه قیمتی؟ تمام تلاش مسولان وزارت علوم در حمایت همه جانبه از این مسئله باعث افزایش این آمار گردیده است. گیریم ما در منطقه اول شدیم و یا بالاتر از آن آمار مقالات به بیش از دهها هزار مورد در سال برسد. خوب که چی، وقتیکه این فعالیتها هیچگونه اثر ملموس و واقعی برروی صنعت و تکنولوژی کشور نداشته باشد و به رشد و توسعه و رفاه عمومی منجر نشود به چه درد می خورد. بسیار اشتباه است که اینگونه فعالیتها با فعالیتهای ورزشی مقایسه گردد. امروزه رشد، پیشرفت و تعالی کشور در گرو تلاشهای دانشگاهیان می باشد. متاسفانه امروزه فاصله سطح تکنولوژی کشور با سایر کشورهای توسعه یافته بسیار زیاد است،و پر کردن ای خلا تنها بدست عزیزان دانشگاهی و پژوهشگاهی می باشد و در صورت تمرکز فعالیت در این زمینه علاوه بر رشد و تعالی کشور دانشگاهها و محققین نیز از آن بهره مند می گردند. جناب آقای دکتر تا کی باید جامعه علمی کشور باید اینچنین وابسته به بودجه باشد تا با هر گونه مشکل بودجه ای عاجز از تهیه ابتدایی ترین نیاز های خود باشد. تا کی مردم باید تاوان سیاستهای علمی غلط را پرداخت کنند. تا کی ما باید مواد اولیه گرانقیمت را از کشورهای صنعتی با هزاران منت و التماس تهیه کنیم و با استفاده از تجهیزات گرانقیمت خارجی تحقیقات علمی انجام دهیم و سپس نتایج آن را مجانی در ژورنالهای خارجی چاپ کنیم و سپس همان ژورنالها را با قیمت بالا خریداری کنیم و مجددا این لوپ را تکرار کنیم. خواهش می کنم صادقانه بیاییم به این مسئله با دقت نگاه کنیم و خود را با یک سری آمارهای آنچنانی گول نزنیم. مسلما نسل آینده ما را در دادگاه تاریخ محاکمه می کنند. باز توجه شما را به این نکته جلب می کنم که چاپ مقاله در کشورهای پیشرفته یک محصول جانبی تحقیقات است نه یک هدف غائی.
دکتر زمانی عضو هیئت علمی
نظر ايشان در جاي خود درست و نظر دکتر افروغ نيز درست و منطقي است. ما نبايد افراط و تفريط داشته باشيم.
از مطلب با ارزش این استاد عالیقدر سپاسگزارم. این سخن همه کسانی است که برای چاپ هر مقاله معتبر در علوم پایه تجربی مانند زمین شناسی بیش از یکسال شبانه روز تلاش می کنند.
ضمن تشكر از مقاله ارزشمند و به جاي آقاي دكتر غريبي، واقعاً براي بنده به عنوان يك استاد دانشگاه جاي بسي تاسف است كه نماينده اي از مجلس كه مسئوليت كميسيون فرهنگي را نيز به عهده داشته اند چنين سطحي نگرانه به مسئله مقالات ISI پرداخته اند و نقش موثر و اساسي چاپ مقالات علمي را در توسعه كشور و حضور دانشمندان ايران در عرصه علوم جهان ناديده گرفته اند. به طور قطع چاپ مقالات ISI هدف غايي پژوهش در كشور نيست و لازم است كه دانشمندان ايران علاوه بر فعاليت در زمينه هاي مرتبط به دانش روز به حل معضلات علمي كشور (كه غالباً نيازي به علم روز ندارد) نيز بپردازند. ليكن فراموش نكنيم كه كه يكي از رسالتهاي اصلي دانشگاه توليد علم است كه قطعاً يكي از نمادهاي اصلي توليد علم چاپ مقالات علمي، آنهم در نشريات معتبر جهاني است.
به نام خدا
سال گذشته نیز بر جریان ظاهر گرایانه چاپ مقاله در مجلات isi نقد هایی از سوی دکتر داوری اردکانی وارد شد. سخن بر این است اگر ما ملاک رشد علمی را تعداد مقالات بگیریم از جریان و روح علمی غافل می شویم و این خطر برزگی برای کشور ماست . مانند این که تعداد مدالهای المپیادهای علمی را برابر با رشد کیفی آموزش و پرورش خود بدانیم که این قیاس مع الفارق است . یا این که تعداد مدالهای ورزشی کشور را معادل گسترش فرهنک ورزش و سلامت احاد جامعه بدانیم . باید بدانیم که این شاخصهای کمی افسون گرند و ما نباید شیفته این افسون گریها شویم و از اصل و بنیاد موضوع غافل شویم .
من متاسفم که بزرگان علمی کشور به جای درک سخن سنجیده و عمیق دکتر داوری و دکتر افروغ بی تابانه آن را نقد می کنند.
حسنی
تحلیل کاملا بجا و خردمندانه ای بود. متاسفانه گاها دیده می شود که عزیزانی که به هر دلیل موجه یا نا موجه قادر به چاپ مقاله در مجلات ISI نیستند هجمه های شدیدی به این معیار صحیح بین المللی وارد می کنند. چاپ مقاله در مجلات ISI معتبر واقعا افتخاری است که با مرارت و سختکوشی بسیار حاصل می شود و نباید کم اهمیت جلوه داده شود. آقای افروغ انسان شریف و دانشمندی است که افکار بلندی دارد. من مقالات ایشان را می خوانم و واقعا از مقاله ایشان در مورد ISI تعجب کردم، چون خارج از گردونه مقالات خوب ایشان قرار داشت!
آقای دکتر مثل همیشه به اینکه دانشجوی شما بوده ام افتخار می کنم.لهراسبی
کاش این مقاله کمی کوتاه تر بود و به این طولانی نبود. لطفا بخوانید ارزش خوندن دارد.
اینکه ژورنالی تاییدیه ISI را داشته باشد شرایط عجیب و غریبی ندارد و هیچ ربطی هم به غرب و غرب زدگی ندارد. نظم در انتشار و فرایند داوری مقالات از شرایطی است که تعیین کننده است. در کشور ما هم چند ژورنال ISI وجود دارد ولی متاسفانه بدلیل برخوردهای تنگ نظرانه و عدم مدیریت صحیح شرایط بگونه ایست که اعلام نظر در مورد یک مقاله گاهی بیش از یکسال طول می کشد. در حالی که برخی ژورنالهای خارجی یکماهه اعلام نظر می کنند.بنابراین ریشه برخی مشکلات در دستان خود ماست و نباید همه مشکلات را به غرب و غربزدگی ارتباط داد. لازم است مثلا وزارت فرهنگ و آموزش عالی در جهت توسعه ژورنالهای ISI داخلی دخالت کند.
نظر بسیار سنجیده و درستی است. من شخصا مقالات زیادی را در مجله های علمی جهان به چاپ سانده ام و به همین خاطر اکنون داور چند مجله بسیار مشهور هستم. و هیچ کس اصلا کاری نداره که شما ایرانی هستی یا نه ولی چون علم لازم را داری به عنوان داور انتخاب می شوی.
ما از لحاظ حضور علمی در مجامع علمی جهان بسیار عقب هستیم و این مقاله به درستی بیان می کند که ما باید سیاستهایی را برای تشویق ایرانی ها جهت چاپ مقالات، شرکت در سمینار های بین المللی و ..به کار ببندیم. در تعامل با دنیا است که مرزهای علمی جلو میروند. برای علم مرزی وجود ندارد.
این حرف کاملا غلط و نادرستی است که خیال کنیم جون داوری مقالات توسط داوران بین المللی انجام می شود پس ما وابسته و سرسپرده هستیم.
من خوشحال هستم که تابناک این بحث را باز کرده و همه میتوانند نطر کارشناسی بدهند
آقاي دكتر مسئله خيلي ساده است احتمالا" مقاله ايشان در ISI پذيرفته نشده است و تنها توانسته است مقاله خود را در برخي از نشريات بي ارزش داخلي منتشر كند كه اينگونه شمشير خود را عليه ISI بكار گرفته است .
علم مقدس و ارزشمند بود كه اين را هم قداست زدايي كرده اند و بقول كسي كاغذ پاره اي بيش نيست
با خيلي از مطالب گفته شده موافقم. بنده دانشجوي دكتري هستم در يكي از دانشگاه هاي بزرگ كشور. اينكه به توليد كنندگان علم بهاي كافي داده نمي شود درست است ولي بايد گفت در ايران زحمت علم را دانشجويان مي كشند و كمتر اساتيد در دانشگاه ها و مراكز پژوهشي. فقط تعيين و جهت دهي موضوع با اساتيد است و اگر در اينجا اشكال نيازسنجي كشور وجود دارد، مقصر عوامل مختلف است و نه دانشجوياني كه صرفا كار تحقيقي را بر عهده دارند. ولي نبايد فراموش كرد كه تب ISI به شدت اساتيد كشور را فرا گرفته طوريكه كمتر به نيازهاي كشور توجه ميكنند.
من خود استاد يار جوان دانشگاه ازاد هستم كه ظرف دو سال اخير 3 مقاله براي International ژورنال بسيار معتبر journal of solids and structures- Elsevier داوري نمودهام
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: