با وقوع جنايتي فجيع عليه يك كودك چهار ساله در جنوب شرق تهران، پروندهاي با موضوع فرزندكشي در شعبه ويژه قتل دادسراي امور جنايي تهران به جريان افتاد.
به گزارش ايسنا، ساعت 18 عصر روز گذشته ماموران كلانتري 158 كيانشهر از طريق گزارش مركز پيام در جريان به قتل رسيدن كودكي چهار ساله به نام علي اكبر قرار گرفتند و بلافاصله در تماس با قاضي محمد شهرياري بازپرس كشيك قتل پايتخت وي را از وقوع اين حادثه مطلع كردند.
بازپرس جنايي پس از اطلاع يافتن از موضوع فورا در راس اكيپي تخصصي از عوامل بررسي صحنه جرم متشكل از پزشك كشيك قانوني و ماموران تشخيص هويت در محل جرم واقع در شهرك شهيد بروجردي حضور يافت و تحقيقات خود را آغا زكرد.
بازپرس پس از حضور در صحنه در حالي با جسد علي اكبر روبرو شد كه سرش از تن جدا شده و روي بالش افتاده بود. و اين امر نشان ميداد كه اسماعيل 36 ساله پدر كودك ، او را در خواب به قتل رسانده است.
با بررسيهاي اوليه، مادر كودك كه بسيار بي تابي ميكرد به بازپرس گفت: ساعاتي قبل از مغازهاي كه در آن كار ميكنم به خانه آمدم و با اين صحنه فجيع در حالي روبرو شدم كه اسماعيل هم اقدام به زدن شاهرگ گردن خود كرده بود و خون زيادي از او ميرفت. بلافاصله موضوع را به عمه فرزندانم اطلاع دادم تا به مدرسه دو فرزند ديگرم برود و آنها را به خانه خود ببرد. بعد اسماعيل در حالي كه به سختي صحبت ميكرد گفت: ما مشكلات زيادي در زندگي داشتيم و به سبب حل شدن اين مشكلات بايد قرباني ميداديم به همين دليل علي اكبر را سر بريدم اما قبل از كشتنش يك ليوان آب به او خوراندم.
اين زن ادامه داد: پس از آنكه اسماعيل از حال رفت به اورژانس زنگ زدم و او را سريع به بيمارستان سينا منتقل كرديم.همسايگان هم با پليس تماس گرفتند و ماموران را در جريان حادثه قرار دادند.
به دنبال اظهارات اوليه اين زن، بازپرس ويژه قتل به بيمارستان سينا رفت تا از اسماعيل تحقيق كند اما پزشكان اعلام كردند كه او تحت عمل جراحي قرار گرفته و در حال حاضر نميتواند سخن بگويد.
با توجه به اين موضوع تحقيق از بستگان متهم آغاز شد كه آنها به اتفاق اظهار كردند اسماعيل از مدتي قبل اعتياد خود را ترك كرده و به شدت عصباني بود و در اين اواخر از بيكاري رنج ميبرد.
با توجه به عدم شرايط مناسب متهم براي بازجويي، قاضي شهرياري دستورات قضايي لازم را صادر و ادامه تحقيقات را به زمان پس از بهبودي نسبي متهم موكول كرد.
بازپرس شعبه هفتم بازپرسي(ويژه قتل) دادسراي ناحيه 27 تهران در همين زمينه تاكيد كرد: با توجه به ماده 220 قانون مجازات اسلامي، پدر يا جد پدري در صورت قتل فرزند مستوجب قصاص نيستند و به جزاي نقدي و تعزير محكوم ميشوند. در حالي كه لازم است با توجه به موارد متعددي كه در سالهاي اخير به وقوع پيوسته در اين زمينه بازنگري هاي لازم از سوي قانونگذار صورت گيرد و لااقل مجازات موجود در قانون افزايش يابد.
درج اين خبر از رسانه هاي عمومي دردناك بوده و مناسب نيست چرا كه مخاطب عمومي از مردم هستند كه شايد دچار مشكل روحي شوند!
شمارا بخدا این مطلب را منعکس کنید .
روانشناسان کجایند /تجزیه تحلیل کنند /تاریشه این بدبختی ها کنده شود و مثل اون قدیما محبت باشد و عشق ویکرنگی..راستی ما ایرانی ها چمون شده؟شاخ افریقا هم جنین کاری نمی کنند....چه کسی مقصر است ؟
دوست عزیز دنبال دلیلش برو ...
بیکاری ، فقر ، اضمحلال فرهنگی موجب این فجایع است ، ریشه یابی این موضوعات ما را به خیلی مسایل راهنمایی می کند وگرنه کدام پدر راضی به این جنایت است. بدون قصد دفاع از چنین جنایت هولناکی این قبیل موضوعات آینه اجتماع هولناک کنونی ما می باشد که بدترین نمونه های آن در میان اقشار آسیب پذیر پیدا می شود.
من و خانمم هر دو شاغليم و سالهاست در انتظار تولد فرزند هستيم ولي با خرج 10 ميليون هنوز بچه دار نشد ه ايم آنوقت......
برادر ارجمند، کشتن این پدر فقط صورت مسئله را پاک می کنه، راه حلی ارائه بده تا ریشه مسئله نابود بشه تا دیگه شاهدتکرار این مصائب تلخ و دردناک نباشیم.
لا اله الا الله - با خواندن خبر تمام روانم بهم ريخت . بيچاره كودك 4 ساله - حتما موقع سر بريدن دست و پا ميزده و آرزوهاي كودكيش را بهمراه جان دادن ... . لعنت خدا بر اين پدر - بايد در ملا عام او را دار بزنند .
اشک ـ آه ـ بای ذنب قتلت!!؟
آیا میدانید تامین مایحتاج زندگی یعنی چه؟؟؟؟ آیا میدانید خجالت کشیدن درهنگام روبرو شدن با همسر وفرزندانی که لحظه شماری میکنند تا پدر با دست پر وارد خانه شودیعنی چی؟؟؟ والله خیلی از ماها توان درک آن زجر کشنده را نداریم.آیا هرگز در خودکشی های پدران مظلوم کسی قطره اشکی فشاند؟من خیلی از این دردها راتجربه کردم.بارها به مرز خودکشی رسیدم اما نگاه معصومانه همسر وفرزندان نازنینم مرا ترساند تا زنده بمانم وله شوم ونیست شوم.باید چون شمع سوخت ولی ساخت.به مدت سه سال تمام- فرزندانم (بجز مهمانی ها که بعدا به علت مشکلات مادی قطع کردم)فقط شب اول ماه مبارک رمضان گوشت خوردند.به مدت سه سال فرزندانم درهنگام مهمانی میوه خوردند.به خدا خیلی سختی کشیدم.اما نگذاشتم کسی بفهمد.سرانجام به لطف خدا مشکلات حل شد واکنون الحمدلله زندگی خوبی داریم .آنچه که انسان را به درد می آورد عدم توجه مدیرانی است که قدرت تشخیص صورت سرخ شده ازسیلی را با صورت گل انداخته از رفاه را ندارند.
یکی از دلایلی که این سایت را هولناک می دانم این است که خبرهای هولناک را بی ملاحظه منعکس می کند. در فرهنگ ایرانی ها اگر بخواهند خبر هولناکی را به بستگان کسی بدهند مثلاً می گویند تصادف کرده است. شما هم اگر ایرانی هستید بهتر بود تیتر این خبر هولناک را این جوری می زدید که "پدر سنگدلی پسر خردسالش را کشت" بعد در متن خبر عین آن چیزی که اتفاق افتاده را البته با اظهار تأسف نقل می کردید.
خدایا هیچی نمی تونم بگم فقط می خوام گریه کنم به طفل معصوم نه از روی احساس بلکه از روی وجدان چرا هر شبم رو در پی بچه ام با اشک سپری می کنم و کسی بچه اش رو با چنین رذالت میکشد
شرم آور است.
از سخنان برادر بند دوم واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم.
من روزی صد بار از خانواده شرم می کنم وقتی که چیز هایی که می خواهند نمی توانم تهیه کنم. تفریح ، مسافرت ، زیارت که دیگر اصلا حرفش را نزنید. باور کنید هر چند وقت یکبار آرزوی مرگ می کنم اما تنها چیزی که جلوی مرا میگیرد زندگی خانواده ام پس از من است.
لطفاازدرج خبرهای تکان دهنده باجزییات که سودی جزجریحه دارکردن احساسات مردم ندارد جلوگیری فرمایید تاثیربسیارمنفی بهمراه دارد
ايشان هم جزاي نقدي را پرداخت مي کنند و ممکن است سال ديگر در تاکسي و اتوبوس کنار شما بنشينند و فکر کنند اگر بخواهند سرتان را ببرند قبلش آبي چيزي بدهند يا لازم نيست
در زمان جاهلیت برخی مردم از ترس مشکلات مالی فرزندان خود را می کشتند. در مزمت همین عمل قبیح آیه "و لا تقتلوا اولادکم خشیه املاق" نازل شد. به این مضمون که فرزندانتان را از ترس عدم تامین معاش نکشید. چراکه خداست روزی دهنده و بر هم او می بایست توکل کرد.
واقعاً و با تمام وجودم متأسفم، هم براي اين ... كه نميدونم اسمش رو چي بزارم آدم يا... هم براي نقصهاي موجود در سيستم قانونگذاري.
در شهر اصفهان كيوسك هايي در نظر گرفته اند براي امداد هاي اجتماعي . ضروري است در تهران نيز چنين اقدامي از سوي مراكز ذيربط صورت گيرد چون قطعا اين پدر دچار اختلال روحي بوده است كه بيماري شناخته شده اي است تحت عنوان Mood disorder depretion ;i كه با دارو هاي ساده اي قابل در مان است ولي متاسفانه ايشان براي مراجعه به يك روانپزشك بايد حدود 50000هزارتومان حداقل هزينه مي كرد بارها گفته ام خدمات روانپزشكي بايد تحت بيمه قرار گيرد و نيز اورژانس آسيبهاي رواني داشته باشيم ولي كو گوش شنوا عزيزان اين هم مثل يك معده درد بيماري است و قابل درمان و البته پس از درمان هاي اوليه نياز به حمايت هاي پس از درمان دارد. متاسفانه اكتفا مي شود به تعدادي ميز گرد در رسانه كه مردم را نصيحت مي كنند. آنهم توسط يك عده آدم بي درد و غير متخصص. مردم هم بعضا احساسي برخورد مي كنند.حالا فرضا قانون مجازات اسلامي اصلاح شود و پدر يا جد پدري را قصاص كنند چه مشكلي حل مي شود . حتما مي گوييد درس عبرت مي شود . وقتي پدر ديگري بيمار شد و قدرت تفكر منطقي را از دست داد مي خواهد از چه عبرت بگيرد. از مسئولين سايت هم تشكر مي كنم كه اين اخبار را منعكس مي كنند تا دلسوزاني هم كه در رسانه و دستگاههاي تصميم گيري محلي از اعراب ندارند حرف خود را بزنند موفق باشيد.
چرا بعضی ها فکر می کنند بازگو کردن حقیقت جنایت درست نیست ، اتفاقاً تابناک در انعکاس اینگونه اخبار بدرستی عمل می کند. مگر فکر می کنید از این جنایتها در کشور ما نمیفتد مگر همین چند وقت پیش نبود که پدر سنگدلی دختر بچه اش را با روسری از نرده های پله خانه اشان دار زده بود و هزاران هزار جنایت که در گوشه کنار اتفاق میفتد و این وظیفه رسانه ها ست که اینگونه اخبار را منعکس کنند .عزیزان عمق فاجعه بیشتر از اینهاست باید مسئولین امر کاری بکنند.
از خواندن اين خبر بسيار ناراحت شدم. سه نظر اولي را كه خواندم در واقع درست هستند.
باسلام
واقعا هنوز هم ايا عده اي هستند كه اعتياد را صرفا يك بيماري بدانند؟