كدخبر: ۲۰۳۱۱
تاريخ انتشار: ۱۴ مهر ۱۳۸۷ - ۱۵:۴۸
تعداد بازديد: ۱۲۰۳۹
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
پاسداشت ادبيات و لغات فارسي به سبک مجريان رسانه ملي
استفاده از کلمات سخت و درشت معبر، مواصلاتي، تردد، ازدحام و... به اندازه‌اي زياد ‏است که بي‌شک، شنونده بايد لحظات بسياري را براي صرف و نحو افعال عربي بيان ‏شده بگذراند تا به متن خبر پي ببرد.

سال‌ها بود که مجري‌‌هاي رسانه ملي در ساختار نگارشي و گويشي خود، روش‌ و دوستور زبان ادبيات ‏فارسي را به كار مي‌‌بردند، اما مدتي است که ديگر حتي نشانه‌هاي کوچکي هم از رعايت ‏مرزهاي حفظ زبان پارسي ديده نمي‌شود.‏

به گزارش خبرنگار «تابناک»، در حالي که بيشتر گويندگان خبري در صداوسيما، بيشتر به ‏دنبال اداي حروف شش نقطه (پ – چ – ژ – ش) هستند، آن قدر به اين مورد دقت مي‌‏کنند که ماهيت مبتدا و خبر جمله را به فراموشي سپرده و جمله‌اي مجهول را به جاي يک ‏خبر به خورد بيننده يا شنونده مي‌دهند.

اين موضوع به اندازه‌اي گسترش يافته که براي نمونه، بخش‌هاي خبري خاصي در راديو ‏پيام، راديو جوان و به تازگي 20:30 چنان در بند اين مدل گويش گرفتار شده که به ‏راحتي نمي‌توان از خبرهاي اشاره شده، استفاده کرد.
اما از سوي ديگر، به تازگي کلماتي مانند الباقي، الي...، في‌الحال، چنان در خبرها، تحليل‌ها و ‏گزارش‌هاي تنظيمي خودنمايي مي‌کند که ديگر زماني براي انديشيدن به ادبيات ‏فارسي و قوانين آن نمي‌‌ماند.

با توجه به اين که صداوسيما، بزرگترين رسانه فارسي زبان منطقه است، اين بي‌توجهي و ‏کم سوادي در تنظيم نوشته‌هاي خبر، تحليل و گزارش‌هاي سياسي جالب به نظر نمي‌رسد و ‏آرام آرام زمينه‌هاي ضعف و تحليل زبان و ادبيات فارسي را فراهم مي‌سازد.
 
بنا بر قوانين ادبيات فارسي، ما در ساختار جمله‌سازي، افعالي مانند «گرديد» و «نمود» نداريم، ‏اما چه بسيار زيرنويس‌هاي تجاري و اطلاع‌رساني در رسانه ملي كه بدون توجه به اين ‏ساختار، براي مردم به نمايش درمي‌آيد.
اين موضوع همچنين در گزارش‌هاي ترافيکي از سطح شهر تهران و جاده‌هاي کشور به اندازه‌اي ‏دردناک است كه گويي، شما به بخش خبر عربي راديو بين‌الملل صداوسيما گوش مي‌کنيد.

استفاده از کلمات سخت و درشت معبر، مواصلاتي، تردد، ازدحام و... به اندازه‌اي زياد ‏است که بي‌شک، شنونده بايد لحظات بسياري را براي صرف و نحو افعال عربي بيان ‏شده بگذراند تا به متن خبر پي ببرد.

از سوي ديگر، در حالي که در سال‌‏هاي اخير، معادل بسياري براي کلمات خارجي و عربي ساخته شده، هنوز به راحتي به جاي بيان «تا» از «الي» استفاده مي‌شود ‏و گاه مي‌بينيم هنوز در شبکه خبر سيما براي شادباش عيدها ‏يا تسليت‌هاي مذهبي، از کلمه «باد» استفاده مي‌شود!

بنابراين، بجاست متوليان بخش‌هاي نظارتي و آموزشي رسانه ملي، دقت بيشتري بر خروجي‌‏هاي تصويري و متني اين مجموعه بزرگ داشته باشند تا بيش از اين، بيننده غربت و موج ‏سواري کم‌سوادي به ادبيات غني پارسي نباشيم.

نظرات بینندگان:
ياد آوري و انتقادبسيار به جايي است. واژهايي كه در گزارشها ، خبرها و فيلم هاي رسانه هاي گروهي به كارمي رود در درازمدت تاثير زيادي بر زبان و گفتار مردم كوچه و بازار دارد. افزون بر واژه هاي عربي تعداد زيادي واژه هاي اروپايي همراه با عدم رعايت دستور زبان فارسي در برنامه هاي مختلف صدا و سيما از جمله گزارش هاي ورزشي شنيده مي شود. در حالي كه گويندگان كشورهاي غربي و كشورهاي عرب زبان تلاش مي كنند واژه هاي بيگانه را كمتر به كار ببرند و حتي نامهاي خارجي را با توجه به روح حاكم بر زبان خود تلفظ كنند گويندگان ما سعي ميكنندبه زبان انگليسي و تلفظ غليظ نامهاي عربي ميزان آشنايي خود به ديگر زبانها را به بيننده القا كنند! برگزاري دور ه هاي باز آموزي درست سخن گفتن براي كليه گويندگان و ويرايش دقيق و موشكافانه گزارشها ،اخبارو ترجمه و دوبله فيلم ها با كمترين بودجه و برنامه ريزي ممكن خواهد بود.از صداو سيما و معاونت مطبوعاتي وزارت ارشاد بايد درخواست شود در اين باره مسئوليت بيشتري برعهده بگيرد.
ّبه نظر مي رسد انتقادهاي مطرح شده در بسياري از موارد سليقه اي است تا علمي و كارشناسانه.
hasasiat faghat dar morede kalamate farangi be ghey az arabi hast,baraaye mesaal in hame zoor mizanan ke nagan helicupter began balgard ama jaari kardane seyli az kalamate arabi ke kamtar kesi manzoor ro motewajeh mishwad irdai naradad!!yek baare begin hame arabi sohbat konan khila hamaro raahat konin!
یک روز شبکه دوم صدا و سیما گوشه صفحه تلوزیون به مدت 24 ساعت نوشته بود "الیلة الرغائب" من متوجه نشدم یعنی چی .صدا و سیما هم تماس گرفتم گفتن یکی از شب های مذهبی .سوال من این است که حداقل نمیشد بجای "الیله" مینوشتند "شب"؟!
نویسنده محترم بهتر بود اشاره ای هم به غلط های نوشتاری (املائی ) می کردند که برخی از آنها کاملا آشکار و خنده دار هستند و دائم در زیر نویس های رسانه اتفاق می افتند.
اون ماله قديما بود كه پارسي رو بايد پاس ميداشتيم ديگه حالا مدش رفته براي اينكه نشان بديم خيلي خيلي متخصص و فني و امروزي هستيم بايد كلمه هاي فرنگي رو زياد بكار ببريم
مرداد سال به گمانم 75 رهبر انقلاب در بازدید رسمی خود از صدا و سیما دستور اکید دادند که فارسی در رسانه ملی به شکلی شایسته پاس داشته شود . اندک زمانی بعد صدا و سیما با برگزاری آزمون 50 ویراستار استخدام کرد و این امیدواری به وجود آمد که اوضاع متحول خواهد شد اما انگار خیلی زود همه چیز به فراموشی سپرده شد . نه ویراستاران در جای خود به کار گرفته شدند و نه اساسا آموزش فارسی نویسی به کارکنان بخشهای مختلف بویژه در حوزه خبر چندان جدی گرفته شد . البته آزمون زبان فارسی پیش شرط ارتقای شغلی در بسیاری از مشاغل محسوب می شود اما چه فایده که کسی زحمت فارسی نوشتن به خود نمی دهد . کافی است ترکیب دبیران خبر را در شیفتهای گوناگون واحد مرکزی خبر و شبکه خبر و دیگر تحریریه ها ببینید تا آه از نهادتان بلند شود . در این حوزه ها در به کار گیری نیروها به چیزی که کمتر از همه توجه شده توانایی فارسی نویسی است و البته همین نیروهای کم توان نیز روزانه در چند شیفت متوالی کار می کنند و اساسا توانی برایشان نمی ماند تا به شیوایی و رسایی آنچه می نویسند دقت کنند . خلاصه اینکه کاملا حق با شماست اما مگر تنها در صدا و سیماست که نفس زبان فارسی را می گیرند . رجوع بفرمایید به روزنامه ها و خبرگزاریهای گوناگون تا ببینید چه وانفسایی است . خدا رحمت کند مرحوم فردوسی را . به گمانم دیگر بار باید همت کند و عجم زنده کند که پارسی در احتضار است .
حرف دل مارو زدی. متشکریم
خدا پدرتان را بيامرزد كه اين را گفتيد. نسبت به قبل خيلي ضعيفتر شده؛ مخصوصاً ورزشي‌ها. فردوسي‌پور و ميرزايي و... در فوتبال stronger foot را «پاي تخصصي» مي‌گويند!!! آخه يعني چه؟ يا اينكه مثلاً فلان بازيكن يا فلان تيم به بازي برمي‌گرده!! به اين معني كه مي‌تونه خودش رو با شرايط جديد بازي وفق بده! خيلي بده به خدا.
از اينکه به زبان فارسی توجه کرده ايد سپاسگزارم. به راستی که افسوس و دو صد افسوس که هیچ توجهی به فارسی گویی و فارسی نویسی صورت نمی گیرد به ویژه در جایی که باید هيچ توجهی صورت نمی گیرد. مجریان و گویندگان رسانه ملی با جرات و جسارت تمام از واژه های بیگانه به ویژه عربی استفاده می کنند.
ایول! بالاخره یکی پیدا شد حرف دلم رو بزنه.به خصوص این 20:30 خیلی مجری های بی تجربه ای داره! خواهش میکنم پیگیری کنید.
بابا جان ما به همین ها هم راضی هستیم شما جلوی کلمات غلط را بگیرید مثل گاهاً و خواهشاً که ما را دیوانه کرده است ما با دقت تمام سعی می کنیم به فرزندانمان درست حرف زدن را یاد بدهیم و آنوقت این صدا و سیما با یک سری مجری و مهمان بی سواد تمام زحمت ما را بر باد می دهد چند وقت پیش در یکی از سایت های مهم خبری دیدم نوشته بود فلان هنرپیشه ممنوع الکار شد شما اگر فهمیدید این چه زبانی است ما هم فهمیدیم
نویسنده محترم پیچیده بودند به واژه های عربی در حالی که این واژه ها قدمت بیش از هزازساله در زبان فارسی دارند وکاربرد آنها برای فارسی زبانان امروز نه تنها نامانوس نیست بله دراغلب موارد ناگزیراست.اساسا" حدود 60 تا 70 درصد زبان فارسی فعلی از کلمات عربی تشکیل شده است وبا حذف آنها چیزی از زبان فارسی یعنی زبان حافط و سعدی ومولوی باقی نمی ماند. ازطزفی زبان عربی زبان دین وفرهنگ دینی ماست و زبانی بیگانه نیست ء خوب بود که نویسنده محترم و همچنین مسوءلان محترم تر تابناک نسبت نه هجوم واژگان فرنگی و کاربرد بی جای آنها در رسانه ها مخصوصا" رسانه ملی حساسیت نشان می دادند.
وقتي زباني اين قدر ضعيف و رشد نيافته است که نمي توان به جاي کلمات عادي مثل تردد، ازدحام و غيره معادل پيدا کرد بهتر آن است که همان کلمات شکيل و معني دار عربي را استفاده نمود.
دست مريزاد بالاخره يكي هم پيدا شد كه دلي براي زبان و ادبيات ايران زمين بسوزاند جانا سخن از زبان ما مي گويي خدا را كمي هم به فكر زبان خودمان باشيم آمريكا ساليانه حدود 250 ميليون دلار خرج زبان فارسي ميكند ما براي زبان خودمان چه قدر هزينه ميكنيم به فكر باشيم قبل از آن كه زبان و ادبيات گران سنگمان از بين برود
واحدهايي مانند : اينچ ، يارد و...
و يا در اخبار اعلام خبر : بنزين بشكه اي فلان دلار ، هر انس طلا فلان مبلغ ،...
آخر شما براي اين مملكت خبر پخش مي كنيد . از شوراي نظرات بر صدا و سيما انتظار مي رود به منظور حفظ فرهنگ عمومي و نيز تقويت فرهنگ مشتري مداري موضوع را بررسي نمايد.
شما از خودتون آغاز کنید و توی همین مقاله یه جای "لغات" و "کلمه" از "واژگان" و "واژه" استفاده کنید.
به نکته ی جالبی اشاره شد...در دفترچه ی آزمون های سازمان سنجش کشور که مرجع تعلیم فرهنگ و زبان ایرانی و فارسی است بارها از عبارات خاص عربی از قبیل "کأن لم یکن" و الباقی استفاده شده است...
سلام دوستان
این تازه خوب خوبشه. ما برای اینکه متن قوانینمون به اصطلاح جامع و مانع باشه از کلمات و عبارات عربی چنان استفاده کردیم که اگر فرد عادی برای آشنایی با حقوقی که می تواند داشته باشد و قوانینی که باید رعایت کند بخواهد نگاهی به آن بیاندازد احساس میکند با ادبیاتی نو سر و کار دارد.
چرا در برابر این همه لغات انگلیسی که در زبان فارسی وارد شده اعتراض نمی کنید. زبان عربی و فارسی مانند شیر و شکر با هم آمیختگی دارند. اگر این واژه‌های عربی را از زبان فارسی حذف کنند، نسل آینده ما دیگر حتی کتاب‌های علما و بزرگان ما (مانند شهید مطهری و...)برایشان نامانوس و نامفهوم خواهد بود.
ای کاش سایت شما در این کار پیش گام می شد و از دیگران هم می خواست که چنین کنند: بعنوان نمونه می توان به جای مضاف بر از افزون بر و تولید از فرآوری و.. بهره گرفت.
درست است این مشکل ماست که خیلی دوست داریم حرفهای ساده را در پوشش یا لفافه بزنیم و با استفاده از واژه های عربی خودمون را با سواد نشون بدیم مثلا اگه خط اتوبوس های تند رو را سوار شده باشید (بگذریم از این که چه مسائلی برای ترجمه BRT پیش آمد و همگی می دانیم) نرسیده به ایستگاه بعدی از بلندگو اعلام می شود: مسافرینی که قصد عزیمت به .... را دارند از در این ایستگاه پیاده شده و از مترو استفاده نمایند. آیا برای پیاده شدن از اتوبوس قصد عزیمت نیاز است؟ مگر قرار است به زیارت رفت که قبلش باید قصد عزیمت کرد؟
از این مشکلات خیلی زیاد است و زبان بی نوای فارسی توسط خود ما فارسی زبانان درمانده تر شده در حالی که قدرت زبان فارسی در برخی کشورهای هم مرز بیشتر است! مثلا در زبان ترکی استانبولی همین کشور ترکیه 33هزار واژه فارسی اصیل وجود داره که هنوز هم استفاده می کنند بعضی از آن ها الان در فارسی استفاده نمی شوند و بجاشون عربی به کار می رود. مثال زبان فارسی در زبان اردو در پاکستان و هندوستان دیگر نیازی به گفتن ندارد!!!!!!
دوستان عزیز تابناک،
فکر نمی کنید بهتر باشد تا یک زبانشناس در این مورد نظر بدهد تا یک فرد که حتی تفاوت بین زبان و ادبیات را نمی داند. چنین نظراتی تنها باعث افت ارزش کیفی وبگاه شما خواهد شد.
زبان موجودی زنده در ذهن انسان است و در بطن جامعه رشد و تکامل می یابد و سازوکار آن تجویزی نیست.

با تشکر
علیرضا - زبانشناس
هرچه بگندد نمکش می زنند ...
همین که با این مقاله به دنبال زنده نگهداشتن زبان رو به مرگ پارسی هستید جای شکرش باقی است ولی شاید بهتر بود شما نیز در انتخاب عنوان این مقاله و مطلب کمی آنچه به انتقاد گرفته اید را رعایت می کردید و از ادبیات و لغات استفاده نمی کردید. به هر حال همه دست به دست هم داده ایم که زبان شیوای پارسی را به فراموشی بسپاریم و به گفته عزیزی چند نسل بعد از ما فرزندانمان حتی برای خواندن دیوان حافظ و سعدی و مثنوی نیز مشکل خواهند داشت. دلمان خوش است فرهنگستان داریم.
ببخشید...من مهندس مکانیک هستم و با وجودی که خیلی به سیاستهای صداوسیما انتقاد دارم ولی اصلا و ابدا با مقاله فوق موافق نیستم...لطف بفرمایید جایگزین کلمات بالا را هم بیان کنید تا اگرصداوسیمایی ها نمیفهمند حداقل مردم بدانند و یاد بگیرند...بهتر نیست؟
جانا سخن از زبان ما میگویی .. براستی در این عصر باید غریبانه بر زبان مادری گریست . اخر در کجای دنیا اینگونه با زبان رسمی یک مملکت بازی می کنند .!! حتما" باید یک جمله انگلیسی باشد تا باور کنیم زبان فارسی دارد به تاراج میرود.؟ خداوند فردوسی را بیامرزد .. راستی اگر زنده بود چه قضاوتی در مورد رسانه ملی ما میکرد.؟
من طرفدار ادبیات صدا و سیما نیستم، اما خبر شما هم خالی از اشکال نیست... به جمله آخر خودتون توجه فرمایید و تعداد کلمات عربی رو بشمرید لطفا... من فکر نمی کنم "شنونده عام" در درک کلمه هایی مثل معبر و تردد و ازدحام مشکلی داشته باشه، یا فکر کنه وصل شده به بخش بین الملل! بنده موافق آلوده کردن فارسی به کلمات عربی و دیگر زبان ها نیستم، اما اگر شما میخواهید از فارسی دفاع کنید، بهتر است با حساسیت و وسواس این کار رو انجام بدید.
من نمیدونم شما بر چه اساس ادبیات صدا و سیما رو محک می زنید اما به عنوان مثال ساختار "باد" برای تبریک یا دعا یک ساختار فارسی است و درست است (طبق چیزی که در درس ادبیات فارسی به ما یاد دادند)... عیدانه فراوان شد، تا باد چنین بادا...
این خبر شما، فارسی ترین کلمه اش، "پارسی" هست...
ضمن سلام و سپاس به خاطر دقت شما بنده معنی حروف شش نقطه را نفهمیدم
در این قضیه دوست و دشمن را به سختی میتوان شناخت پاس داشتن فارسی وظیفه ملی است اما توجه داشته باشید دوری از ادبیات عرب بعنوان دوری از ادبیات قرآنی تلقی نگردد و عدم آشنایی با الفاظ عربی یعنی عدم
آشنایی با قرآن
سلام
خدا رحمت کند رفتگان کسی را که این مطلب را بیان کرد. نمیدانید مدتها بود میخواستم از طریقی این مشکل را بیان کنم که دوستان "تابناکی" زحمت این کار را کشیدند. میخواستم فقط این را بگویم ، این طوری که این مجریان دارند پیش میروند کم کم کلمات زیبای فارسی کم رنگ خواهند شد .
خواهش میکنم این را به عنوان یک اخطار بیان بفرمائید
با تشکر
چرا این همه حساسیت روی کلمات زبان عربی وجود دارد ایا لغات و کلمات زبان لاتین در محاوره ها وجود ندارد اما تا بحال نشنیده و ندیده ام کسی حرفی و یا انتقادی بکند بنده هم معتقدم نباید از کلمات نامانوس استفاده شود ولی حداقل این است که زبان عربی زبان دین ماست و اشنایی با این زبان فهم مارا نسبت به دین بیشتر می کند
نظر شما بسیار درست می باشد و بر همه ما ایرانیان تکلیف است که زبان پارسی را پاس بداریم.
برادر جان یا خواهر گرامی ، جنابعالی در متن بالا بیش از یکصد بار از کلمات عربی استفاده کرده اید. بطور مثال در عنوان استفاده شما این کلمات عربی هستند _ ادبیات - لغات - مجریان ( که از لحاظ جمع هم اشتباه نموده اید - با حروف - مجری ان) _ ملی - با در نظر گرفتن حر واو عطف عربی یعنی به تعداد پنج کلمه از ده کلمه !!!!

عامری - مدرس دانشگاه
دقیقا" همینطور است .تقاطع غیرهم سطح بجای روگذر یا پل _استفاده از"دغدغه"بی توجه به معنی آن در جملات
فكري هم به حال حوادث غير مترقبه بكنيم:
آيا بهتر نيست به جاي آن بگوييم:
پيشامدهاي ناگهاني
اين فقط استفاده از زبان بيگانه توسط مجريان نيست كه فاجعه است فاجعه بزرگتر بكار بردن اصطلاحات غلط و رايج كردن آنها توسط آنان است به عنوان مثال بارها استفاده از كلمه اي مانند گاها" توسط ايشان را شنيده ام كه اينك در مكالمات مردم نيز رايج شده است . سوال اين است چطور مي توان كلمه فارسي گاه را با تنوين عربي تلفيق كرده از كلمه گاها بجاي گاهي استفاده نمود؟
زيرنويس هاي پخش شده از شبكه هاي مختلف مخصوصا اخبار ساعت 20 شبكه 2 ،اصول نقطه گذاري را رعايت نمي كند. من اين مسئله را با 162 در ميان گذاشتم ولي توجه اي نكردند.
بحث بسيار بجائيست . متاسفانه بسيار دير به آن پرداخته شده اما در همينجا هم قابل تقدير است . با كمال تاسف سخنرانان ما هم از واژه هاي عربي و يا انگليسي استفاده مي كنند . مي گويند همه زبانها فرسوده مي شوند و كم كم نابود هم مي شوند . بجز زبانهايي كه كاربرد زيادي در جهان داشته باشند . متاسفانه ما داريم بدست خودمان زبان شيرين فارسي را قبل از آن كه به شكلي طبيعي و در گذر پيچ و تاب تاريخ فرسوده شود نابود مي كنيم
از گفت و گوهاي فراوان بگذريم صدا و سيما و کارمندانش چه در خبر و چه در اجراي تلويزيوني توانايي رعايت فارسي گفتن و نوشتن را ندارند جز اندک شمار.
ممنون که به این نکته بسیار مهم اشاره کردید واقعاً به نظر می رسد که باید اصولی برای تدوین برنامه ها تعیین و در این رسانه به اجرا گذاشته شود که نشده مثلاً مجریان برنامه ها باید فرق بین اعتماد به نفس و برداشتن حیا و حرمت را در اجرای برنامه ها تشخیص دهند چندی پیش در یکی از برنامه های زنده دیدم که دو نفر از بازیگران معروف در مقابل دوربین راحت تر از منزل خودشان لم می دادند و ادا و اطوار در می آوردند و باور کنید ما در خفا چنان نمی کنیم که آنان در انظار می کردند آیا اسم این اعتماد به نفس است یا از میان برداشتن حیا و حرمت؟ خوب از چنین مجریانی آیا می شود انتظار داشت که "فارسی" پاس بدارند؟؟ ضمناً دیگر رسانه های ما هم مستثنی از این مشکل نیستند مثلاً ببینید چگونه "تصریح کرد" را کورکورانه و بدون توجه به معنی آن بجای"گفت" بکار می بریم! (نمونه اش همین اخبار صدا و سیما) یا چه راحت کلمات خنده دار و من درآوردی مثل "فوتسال" را بکار می بریم که دو کلمه بیگانه را یکی بصورت کامل و دیگری را بصورت ناقص به هم چسبانده ایم! آیا فرهنگستان ما نمی تواند کلمه ای به این معنی بسازد؟! یا به اشتباه و مثلاً برای تشخیص معنی کلمه "دو" بمعنی دویدن از 2 بجای دوی میدانی می گوییم دو و میدانی و اصل عبارت را خراب می کنیم بی توجه به اینکه حذف یای بدل از کسره و تبدیل بی قاعده آن به واو معنی عبارت را خراب می کند!
باور کنید ما گرفتاری دیگری هم داریم، از همین یادداشت هایی که برایتان فرستاده شده این گرفتاری خودنمایی می کند، تا سخن از پالایش زبان فارسی به میان می آید، شمار بسیاری هرآنچه در توان دارند به کار می گیرند تا زبان عربی را به بهانه ربان رسمی دین اسلام از این کار جدا کنند، و می گویند زبان عربی زبان قرآن است، اگر این شیوه اندیشیدن را بپذیریم پس ما چون فارسی سخن می گوییم، مسلمان نیستیم، یا شهروندان اندونزی که عربی سخن نمی گویند مسلمان نیستند، اسلام دینی جهانی است و نیاز به، بکارگیری واژه های عربی در زبان فارسی ندارد. بیش از 60 درسد (درصد) واژگان روزانه ما را واژه های عربی فرا گرفته، پس بیشترین پالایش برای این واژگان است. (چه سختی کشیدم تا این نوشته را فارسی بنویسم)
با سپاس از شما..........رسانه ملی که دیگر هیچ اهمیتی به واژ ه های فارسی نمیدهد.....خدای دیشب داشتم به همین فکر میکردم که امروز نوشته شما را دیدیم..باز سپاسگزارم.خواستم همین را گفته باشم......
دوستان عزیز درست است در زبان ماکلمات عربی زیاد است مثل کلمه ادبیات ومجریان و اتوبوس(انگلیسی) ولی اینان در زبان ما امیخته شده انداما بعضی کلما ت این شرایط را ندارند وجایگزین های فارسی انها راحتر وزیباتر است مثل(الباقی و مع الهذا)که خودمانی بگویم زیاد عربیند
زبانهایی که امروز در جهان هنوز زنده و بالنده بشمار می آیند بر پایه کاربرد واژها و زایش واژه های تازه در دوران نو به این جایگاه رسیده اند. هر زبانی که واژه های آن بکار بسته نشود دیر یا زود میمیرد زیرا هر دوره ای با پیشرفتهای فنی و مردمی همراه است که به انبوهی از واژه های تازه نیاز دارد. زبان پارسی پس از یک رشد کما بیش جهشی در دوران پس از قاجار، اکنون گرفتار بی توجهی شده و بسیاری از جا افتاده ترین واژه های آن در ادارات و تریبونها و نوشته ها و قوانین و بخشنامه های رسمی بکار گرفته نمیشود و بجای آن واژه های زبان عربی کاربرد سنگینی دارد. کاربرد انبوه واژه های عربی در دستگاههای رسمی کشور بجایی رسیده که زبان فارسی تنها در اندازه حروف اضافه در میان واژه ها دیده میشود و رفته رفته خواهیم دید که انبوه واژه های عربی گوینده را وادار به کاربرد دستور زبان عربی و کنار گذاشتن حروف اضافه فارسی نیز خواهد کرد. در این میان فرهنگستان زبان فارسی را میتوان پر مسئولیت ترین و کم کار ترین دستگاه بشمار آورد زیرا این فرهنگستان میتواند بخشنامه ها و یا قوانینی را پیش ببرد که بر پایه آنها دستگاههای رسمی کشور ناچار باشند که کارشناسانی را برای ویرایش گفته ها و نوشته های که میان همگان پخش میشود بکار بگیرند. برای نمونه اگر بخشنامه های دستگاههای دولتی که بدست کارمندان یا مدیران نوشته میشود، پیش از پخش از مسیر ویرایش فارسی بدست دفتر کارشناسی در زمینه زبان فارسی بگذرد، ما خواهیم دید که کاربرد واژه های فارسی از سرچشمه آغاز میشود زیرا این بخشنامه ها و نوشته ها پایه بسیاری از گفته ها و نوشته های دیگر خواهند بود. دست اندر کاارن بلند پایه کشور نیز باید رفته رفته بیشتر در یابند که آنها از بیشترین فرصت برای سخن گفتن و پخش سخنان خود بر خوردارند و نباید اینگونه در کاربرد واژه های غربی زیاده روی کنند. چرا یک دست اندر کار حکومتی بجای اینکه بگوید فلانی "تغافل" میکند، نمیگوید فلانی "خود را به نادانی میزند." آیا دست اندر کاران کشور براستی در این اندیشه هستند که کاربرد واژه های عربی مایه ارجمندی آنهاست. در دید مردم اینگونه نیست. یک بار در گزارشی از یک برخورد و رخداد رانندگی در صدا و سیما شنیدم که گزارشگر بجای اینکه بگوید "موتور سوار" میگفت "راکب موتور." پس ازشنیدن آن گزارش تا روزها غمگین بودم که چه بر سر زبان فارسی دارد می آید. اینکه در صدا و سیما و یا رسانه ها به جای "خاموش کردن آتش" میبینیم که میگویند "اطفای حریق" یکی دیگر از این نمونه هاست و براستی میتوان بیشمار نمونه از این بی مهری ها و نا آگاهی ها به زبان فارسی نشان داد که نه تنها واژه های تازه ساخته نمیشود بلکه از کاربرد جا افتاده ترین واژه های فارسی که در همین دهه های گذشته ساخته شده خود داری میشود.. یادمان نرود که اگر واژه های تازه فارسی آفریده نشوند این زبان میمیرد و تنها راه آفرینش و زایش واژه های تازه، کار برد ریشه ها و واژه های همان زبان است. بدینگونه است که ما امروز واژه "پیامک" را بجای اس ام اس داریم. آیا اگر دولت به گسترش زبان فارسی نیاندیشد، مردم به تنهاییی میتوانند نام یک دستگاه را از عدلیه بکنند دادگستری، یا نام بلدیه را بکنند شهرداری. این مسئولان هستند که باید راه را از سرچشمه باز کنند و جلوی کجروی ها را از سرچشمه بگیرند. اکنون باید ببینیم دولت در این زمینه چه گام استواری را بر خواهد داشت.
با سلام
بسیار پسندیده است که شما در سایت خود یک صفحه واژه نامه درست کنید و از واژگان اصیل فارسی بهره برید. بالاخره یکی باید این کار را آغاز کند. همه ما مسئولیم. چرا شما بع عنوان یک سایت پر بیننده نه؟
من به تابناکيهای گرامی پیشنهاد می کنم شما در کار پاسداشت پارسی به ويژه در گزارشها و خبرها پيشگام شوید تا خیل حمایت ها از سایت خود را از سوی میهن دوستان مشاهده نمایید.
اگر گذشتگان ما در پاسداشت زبان فارسی کوتاهی کردند دلیل می شود که ما هم اشتباه آنان را مرتکب شویم.چقدر دست روی دست بگذاریم تا فرهنگستان مثلا کاری کند.اگر زبان خود را اصلاح نکنیم زمانی بالاخره خواهد مرد این قرن نه قرن دیگر.
شهرياران بود و خاك مهرباني اين ديار
مهرباني كي سرآمد شهرياران را چه شد
اگرچه در قديمي‌ترين نمونه‌هاي نثر پارسي نويسندگان از آوردن شعرهاي تازي و حديث‌ها و آيه‌هاي قرآن به عنوان تأييد موضوع يا آرايش سخن و نيز از به كار بردن لغت‌هاي تازي خودداري نمي‌كردند، ليكن با بررسي دقيق نوشته‌هاي پيش از مغول اين واقعيت روشن مي‌شود كه نويسندگان آن روزگار در نگهباني از زبان فارسي از نفوذ زيان‌بخش قاعده‌هاي صرف و نحو تازي كوششي بسزا داشته‌اند. براي مثال، در نوشته‌هاي بلعمي و بيهقي و نصرالله بن عبدالحميد، مؤلف كليله و دمنه، و جز آنان به ندرت به كلمه‌هاي تنوين‌دار چون اتفاقاً، نسبتاً، حقيقتاً، واقعاً، عمداً، مسلماً و جز اين‌ها بر مي‌خوريم. آن‌ها بدين اصل توجه داشته‌اند كه داخل شدن واژه‌هاي بيگانه در زبان نه تنها زياني بدان نمي‌رساند، بلكه مايه‌ي وسعت و توانگري آن هم مي‌گردد. باز هم بدين واقعيت واقف بوده‌اند كه آن چه به استقلال و موجوديت يك زبان زيان‌هاي جبران ناپذير مي‌رساند، رخنه‌كردن ويژگي‌هاي صرف و نحوي يا دستوري بيگانگان است.
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: