اين روزها، واقعهها و برنامههاي تلويزيوني هستند که انتظار او را ميکشند؛ مانند آنکه سخنراني وي در سالگرد ارتحال آيتالله طالقاني پيدرپي از شبکههاي مختلف با گزارشهاي تفصيلي و مبسوط پخش ميشود و سخنرانيهاي ادبي و تاريخي او در بزرگداشتها و کنگرههاي گوناگون و انعکاس غليظ آن هم در همين راستا ارزيابي ميشود.
تفرق و تحركات مخفيانه که نتيجهاي جز جداييطلبي در جبهه اصولگرايي ندارد، در حالي پيش ميرود كه از ميزان اين نوع تحركات در جبهه اصلاحطلبان كاسته شده و ميرود تا در اين جبهه توافق نهايي حاصل آيد.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، شواهد موجود نشان از آن دارد که دکتر احمدينژاد و گروه حاميان دولت، چندان تمايلي به همگرايي و وفاق گروهي براي شرکت در انتخابات رياستجمهوري ندارند حتي در بسياري مواقع، ميل به جدايي چون انتخابات گذشته در آنها پررنگتر است تا همدلي سياسي و جمعي.
ناگفته پيداست که اين رفتار به ويژه از وقتي سياسيون اصولگرا آن را از جانب رئيسجمهور شرکت کننده در دور بعدي انتخابات رياستجمهوري تلقي ميكنند، تا حدود زيادي مبدل به نوعي اپيدمي انتخاباتي شده است که هيچ رئيسجمهوري در ايران پس از انقلاب، دور بعد را با نام مصلحتهاي گروهي و جناحي از دست نداده و قيد آن را نزده است، اما بايد به اين نکته توجه داشت که اين رفتار در ادامه رفتاري است که در دور گذشته نيز از سوي دکتر احمدينژاد در پيش گرفته شد و به همان اندازه که آن رفتار غير طبيعي و به دور از عدالت معمول در ميان احزاب سياسي بود، اين رفتار، طبيعي و موافق عرف سياسي جامعه ايران است.
بنا بر اين گزارش، فارغ از رفتار و اهداف برخي دولتمردان كنوني براي حضور انفرادي و فعال در انتخابات آينده، باقيماندگان، چند تن از رجالي هستند که در افكار عمومي به عنوان سرقفلي رقابتهاي انتخاباتي اصولگرايان در هر دوره از آنها ياد ميشود. کساني که در مسابقه جمعآوري آراي مردم از مدعيان عنوان قهرماني به شمار ميآيند. در اين طيف نيز بر خلاف انتخابات دوره نهم، نه تنها وفاق و همگرايي بيشتر نشده است بلکه زمينههاي تکروی، به ويژه در ميان برخي از نامها بيش از پيش به چشم ميخورد.این افراد به دو گروه عمده تقسیم می شوند.
گروه اول که به تازه واردان بر می گردد نکته مد نظر اين گزارش را به خود اختصاص داده است. و آن شيوهاي است که برخي تازهواردان ـ در عين حقي که از بابت ورود در رقابتها براي خود قايلند ـ در پيش گرفته و آب گل آلود را آلودهتر و غير شفافتر ميکنند. اين گروه که در سخنان خود آشكارا، شرکت در انتخابات را به پس رانده و با ايما و اشاره به پيش ميکشند، با تنههايي که هر از گاهي به جريان اصولگرايي ميزنند، هر چند اصولگرا محسوب مي شوند اما در عمل چندان مقيد به پروتکلهاي اخلاقي و سياسي رفتار انتخاباتي اصولگرايان نيستند.
از افراد شاخص اين گروه، بايد ریاست قبلی مجلس شورای اسلامی وریاست صداوسیما را بر شمرد و بخش جالب ماجرا از آنجايي آغاز ميشود که آقای ضرغامي،، با در دست داشتن تنها رسانه ديداري و شنيداري کشور از وزن چشمگيري براي موج آفريني و بر هم زدن هارموني رقابتهاي اصولگرايي برخوردار است و به نظر ميرسد که همين مطلب در شرف وقوع است، چرا که ديدارهاي پياپي رئيس سازمان صدا و سيما با قشرهاي گوناگون هنرمندان، فيلمسازان و برنامهسازاني که تاثیر گذاری آن ها در افکار عمومی قابل توجه است ، در ماهها و روزهاي اخير به شدت رو به فزوني نهاده است .
از سوي ديگر، تمايل حدادعادل نيز که با فلسفه ابهامافزايي در صحنه حاضر ميشود، شايان توجه است. او که در زمان رياست مجلس خود به عنوان يکي از رؤساي سه قوه کشور، چندان در پيچ و خم برنامههاي تلويزيوني به چشم نميخورد، اين روزها و در قامت رئيس کميسيون فرهنگي مجلس، اين، واقعهها و برنامههاي تلويزيوني هستند که انتظار او را ميکشند؛ مانند آنکه نطق قبل از دستور مجلس ایشان و سخنراني وي در سالگرد ارتحال آيتالله طالقاني و سخنرانيهاي ادبي و تاريخي او در بزرگداشتها و کنگرههاي گوناگون پيدرپي از شبکههاي گوناگون با گزارشهاي تفصيلي و مبسوط پخش ميشود .
گروه دوم از اصولگرایانی که تکروی می کنند با فرض آنکه جناح اصلاح طلبان نامزد قوی به صحنه نمی آورد به فعالیتهایی دراستانها دست زده اند و نیازی به هماهنگی با سایرین نمی بینند.
اما بايد توجه داشت که اين گونه رفتارهاي فردگرايانه و نا هماهنگ، نه تنها موجب بالا آمدن و برد نسبي جناح رقيب يعني اصلاح طلبان خواهد شد، بلکه دولت و شخص رئيسجمهور كنوني را به عنوان رقيب آينده رقابتهاي انتخاباتي، که تا به اين لحظه به نظر ميرسد که هيچ کدام از چهرههاي شاخص اصولگرايي مطرح حاضر به ائتلاف با آن نيستند را نيز تنها خواهدگذاشت .البته بدیهی است که درصورت آمدن آقای خاتمی به صحنه، رقابت تنهابین ایشان وآقای دکتراحمدی نژاد رقم خواهد خورد ولی این تکروی ها جز حسرت چیزی برجای نخواهد گذاشت.