«از اواسط سال 78 گزارشهاي تکان دهندهاي درباره اين باند تجاوز در اختيار پليس مشهد قرار گرفت». اين سخنان فرمانده وقت ناحيه انتظامي خراسان در مصاحبه با روزنامه ايران در 2 شهريور 1381 است. بدين ترتيب «اولين اطلاع رساني» به مردم توسط پليس درباره وجود يک باند مخوف «دويست و هفتاد نفره تجاوز» به نام «باند باغ آلو»، حدود 1100 روز پس از دريافت گزارشهاي اوليه انجام شد. اين افراد تنها در يکي از موارد، دختر سيزده ساله تازه عقد بستهاي را از خيابان ربوده و در بدو ورود او را به درخت بسته و 30 نفر به وي تعرض کردند (اعتماد، 3 آبان 1382. از اين گروه در نهايت 9 تن اعدام شدند. دختر مزبور هم ابتدا خودکشي کرد و پس از آن که از مرگ نجات داده شد از منزل فرار کرد).
در مقاله گذشته نحوه اطلاع رساني درباره آمار ناهنجاريهاي اجتماعي مانند اعتياد، خودکشي و ايدز بررسي شد. ديديم عدم اعلام رسمي آمار مربوطه ـ چه کم باشد و چه زياد ـ گرچه از روي خيرخواهي انجام ميشود، مسئولان را از کمک بي شائبه و بي جايگزين مردم در کاهش يافتن اين ناهنجاريها محروم ميکند.
موضوع اين بخش از مقالات، بررسي فرض ديگري است از فرضهاي ششگانه نظام اطلاع رساني کنوني، که در آن نحوه اطلاع رساني در مورد مسائلي که به «امنيت» مردم مربوط ميشود و نيز علل و پيامدهاي مشارکت ندادن مردم در مقابله با ناامنيها بيان خواهد شد.
بازخواني مصاحبههاي مسئولان نيروي انتظامي به روشني نشان ميدهد که آنان تنها زماني مردم را در جريان قتل، کودک ربايي و تعرضهاي سريالي قرار ميدهند که مجرم را «دستگير» کرده باشند و ظاهرا دستگيري متهم را از به حداقل رساندن تعداد قربانيان مهمتر ميشمارند. از اين رو، نحوه اطلاع رساني درباره «باند باغ آلو» يک استثنا نيست، بلکه يک رويه است.
موضعگيري چند روز پيش فرمانده محترم انتظامي استان تهران درباره قاتل سريالي کرجي نکتهها در دل خود جاي داده است: «متأسفانه به دليل اين كه موضوع بدون در نظر گرفتن ملاحظات امنيتي ـ اجتماعي و بدون هماهنگي با پليس در دو نشريه انعكاس يافت موجبات هوشياري قاتل فراهم شد و او از استان گريخت» (ايران، 22 تيرماه 1387).
از اين عبارات کاملا روشن است که خود مسئولان انتظامي هم به خوبي ميدانند که اطلاع رساني درباره جنايات يک مجرم زنجيره اي، عرصه را بر مجرم تنگ کرده و او را از منطقه فراري خواهد داد، اما چون وظيفه «اصلي» پليس، «دستگيري» مجرم تلقي شده است هر نوع خبررساني قبل از دستگيري، نوعي اخلال در روند مواجهه پليس با يک جرم سريالي به حساب ميآيد.
با همين نوع استدلال، وقتي کودک رباي متجاوز مرودشتي در سال 80 چند دختربچه را با موتور گازي ربود و خانوادههاي آنان را به خاک سياه نشاند، پليس با وجود آنکه پس از مورد سوم از ماجرا آگاه بود حتي يک هشدار محلي اعلام نکرد و تنها بعد از دستگيري مجرم پس از دو سال از ماجرا پرده برداشت. البته در اين زمان تعداد قربانيان به 46 مورد رسيده بود! (ايسنا، 9 مهرماه 82). شايد بخت با مرودشتيها همراه بود، از اين جهت که قبل از آنکه رقم قربانيان سه رقمي شود مجرم دستگير شد؛ در مورد ديگر، پليس درباره بهزاد، رباينده 340 دختر نوجوان و متجاوز به عنف به 170 نفر از آنان، قبل از دستگيري وي لب به سخن نگشود (فارس، 20 تيرماه 1385). همين رويه خبررساني ـ و در واقع خبرنرساني! ـ درباره خفاش شب در تهران، مرد عنکبوتي در مشهد، رتيل کودک آزار در تجريش و همه موارد مشابه تکرار شده و ميشود.
بايد پرسيد وظيفه پليس در درجه اول چيست؟ وظيفه «اوليه و اساسي» پليس «جلوگيري از آسيب ديدن جان و مال و ناموس مردم» است نه «دستگيري مجرم»؛ اگر دستگيري مجرم را از پليس خواستهاند به خاطر حفظ امنيت مردم است. بنابراين آگاه نکردن مردم از وجود يک مجرم سريالي به منظور تسهيل در دستگيري وي که نوعا به قيمت نابود شدن جان و ناموس تعداد ديگري از مردم تمام ميشود نقض غرضي است که پليس براي آن تشکيل شده است.
پيش از بررسي بيشتر سياستهاي کنوني اطلاع رساني درباره امنيت مردم، لازم است به گوشهاي از نقش مردم در حفظ امنيت و مقابله با ناامنيها که متأسفانه در کشور ما فراموش شده است با يک نگاه مقايسهاي اشاره رود.
برخلاف بسياري از کشورها، در ايران برقراري امنيت وظيفه «پليس» تلقي ميشود نه «پليس و مردم». مردم نقش معيني در مقابله با ناامني ندارند؛ همکاري آنان در تأمين امنيت صرفا" در حد رعايت اقدامات احتياطي است مثل استفاده از قفلهاي مناسب و يا سوار نشدن بانوان در خودروهاي شخصي؛ گويي از مردم همين احتياطها برمي آيد و بس، در حالي که در جوامع امروز ايجاد امنيت يک «امر جمعي» است يعني «پليس و مردم به کمک هم» امنيت را برقرار ميکنند. اين مطلب نياز به توضيح دارد.
چه شده است که در تصوير زير تابلويي که براي دادن اطلاعات راهنمايي و رانندگي و ترافيک راهها تعبيه شده، به يک باره از رانندگان ميخواهد که به راديو گوش کنند؟

کودکي ناپديد شده است. در واقع کودک از يک خانواده ناپديد و يا ربوده نشده، بلکه از همه جامعه گرفته شده است و بنابراين هر کس تلاش ميکند به سهم خود در پيدا کردن او کمک کند. در اينجا مادر و پدر در مقابل مأمور کلانتري ضجه نميزنند؛ همه شهر به تکاپو ميافتد. پرونده در کشوي آگاهي نيست، در مقابل چشمان همه مردم است.
اگر مشخصات خودرو رباينده کودک و يا يک مجرم فراري در دسترس باشد، به هر صورت ممکن به اطلاع مردم رسانده ميشود. با اعلام شماره خودروي مجرم از طريق اين تابلوها و نيز در رسانهها، شهر با تمام کوچه پس کوچههايش به کمک مردم يکباره تحت نظر قرار ميگيرد.

به جاي صدها چشم گشتهاي پليس و آگاهي، چند صد هزار چشم به کمک گرفته ميشود. حتي زدن بنزين فرصتي است براي درخواست کمک از مردم. بر روي نمايشگرهاي تبليغاتي پمپ بنزين عکس کودک ناپديد شده يا مجرم فراري به نمايش در ميآيد. اين شخص را نديده ايد؟

وقتي فردي ناپديد يا ربوده ميشود داوطلبان مردمي با تجمع در مراکز پليس در جريان جزئيات بيشتري قرار گرفته و با توجه به مورد، روش مناسب جستجو را از پليس ميآموزند.

اين افراد حاضرند ساعتها و روزها وجب به وجب منطقه را بگردند تا بلکه اثري از فرد مفقود يا ربوده شده بيابند ولو دگمهاي که از پيراهنش افتاده باشد. اين جستجوها تا زمان درخواست پليس ادامه مييابد.

در پشت پاکت قبضهاي آب و برق و تلفن که به درب منازل ارسال ميشود، عکس مجرمان فراري و يا کودکان گمشدهاي است که تلاشها براي پيداکردن آنان بينتيجه بوده است. اما نبايد نااميد بود و بايد از هر روش ممکن براي تأمين امنيت از خود مردم کمک گرفت. اگر فرد ناپديد شده يا مجرم فراري در قيد حيات باشد در ميان همين مردم است.

وقتي از تابلو بزرگراه و نمايشگر تبليغاتي پمپ بنزين و پاکت قبض آب و برق چنين در جهت افزايش امنيت استفاده ميشود ميتوان حدس زد که از راديو و تلويزيون با برد بي نظير آن چگونه بهره گرفته ميشود.
اينها همه در ممالکي انجام ميشود که نوعا از نظر ميزان فداکاري از مردم ما عقبتر هستند. چرا در ايران عزيز ما با اين ظرفيت عظيم مکتبي و ملي، نقش مردم در حل معضلات مربوط به امنيت خودشان ناچيز است؟
آنچه گفته شد همه در مواردي است که پاي مجرم سريالي در ميان نباشد. اگر دو يا حداکثر سه جرم مشابه از قبيل قتل، کودکربايي و يا تعرض صورت گيرد پليس نه تنها «موظف» به اعلام آن در رسانههاي محلي و شبکه استاني و در مواردي شبکه سراسري است، بلکه آخرين اطلاعات در مورد شگرد مجرم سريالي، وسيله مورد استفاده، منطقه انجام جرم و از همه مهمتر تصوير چهره نگاري شده وي را در اختيار مردم قرار ميدهد. حتي در آنجا که مجرم با چهره نيمه پوشيده مرتکب جرم شده باشد پليس باز هم از انتشار تصوير چهره نگاري شده وي چشم نميپوشد.



آوردن تصاوير در ابتداي مقاله به سه منظور بود: اول آنکه به روشني نشان داده شود که با اطلاع رساني صادقانه در مورد مشکلات امنيتي مردم، آنان چگونه وارد صحنه ميشوند. دوم آنکه با چه کارهاي بدون هزينه و يا کم هزينهاي ميتوان ضريب امنيت را در جامعه بالا برد. سوم آنکه پاسخي به کساني داده شود که نقش مردم در برقراري امنيت را صرفا در رعايت پارهاي احتياطها ميدانند.
من به جد معتقدم که اگر مردم هوشمند ما به درستي مشارکت داده شوند با تکيه بر قرآن و معارف اهل بيت عليهم السلام و بهرهگيري از تجارب مفيد امروز، ما ايرانيان قادريم در زماني نه چندان طولاني کشوري الگو در امنيت و نظم و رفتار اجتماعي بسازيم به گونهاي که جهانيان بر آن غبطه بخورند.
در پايان، يک بار ديگر آنچه در مقاله چهارم (امالمشکلات کشور چيست؟) درباره يکي از فرضهاي ششگانه نظام اطلاع رساني بيان شد، مرور ميکنيم: نظام فعلي خبري، اخبار مربوط به امنيت مردم از قبيل سرقت، کودکربايي و تعرض را پخش نميکند و گمان ميکند با اين کار به جامعه آرامش رواني ميبخشد و در نتيجه از انجام وظيفه کليدي خود در برقراري آرامش باز ميماند. اگر اخبار حوادثي هم پخش کند ـ که ديگر نميکند ـ در واقع «اخبار پس از حوادث» است نه «اخبار حوادث».
muhammadmotahari@gmail.com
در کشور ما هنوز مجرمین ومتعرضین به جان ومال و ناموس مردم در رسانه ملی چهره شان را بصورت شطرنجی نمایش می دهند یعنی اینکه آبروی مجرم مهمتراز جان مردم بی گناه است. واقعا" متاسفم
واقعا حرفهای منطقی و درستی است ای کاش مسئولین هم این مطالب را بخوانند و عمل کنند
کار شما قابل تحسین است ، یکی از مهمترین رسالتهای یک نشریه را انجام میدهد ..بسیار متشکرم
من همیشه نوشته های اقای مطهری را که فقط در تابناک میبینم خوانده و به قلم ایشان و صراحت ایشان رشگ میبرم . انسانی وارسته و فهیم را همه دوست دارند . ولی از خق هم نباید گذشت که یک پارچه شدن پلیس و شهربانی کاری بس اشتباه بود . اساسا دو رشته تخصصی و مجزا از هم . مساله مرز با افسر نگهبان بودن در کلانتری ناحیه جردن طهران هیچ گونه سنخیتی با هم ندارد . ارتش منظم با داشتن دو بازوی شهر بانی و زاندارمری خیلی بهتر میتوانست به این دو مقوله بپردازد . خوب به خاطر دارم که زاندارم در روستا همانند بستگان اهالی بوده و گاها مردم روستا بنو عی همانند فامیل با نیروی امنیت منطقه رفتار میکرد . جالب این که در عزا و عروسی هم اقای رئیس پاسگاه و گروهبان قندلی ها بیشتر خودی جلوه میکردند . کد خدا هم خود را دست راست و بازوی پاسگاه زاندارمری بود . حالیه هر ماموری که پارتی و اشنائی نداشته باشد در نقاط پرت دور از خانه و خانواده مشغولل خدمت شده و چه بسا اکثر ماموران هم از سربازان غیر بومی و نا اشنا به فرهنگ بومی منطقه . و چه بسا اگر ماموری کاری به خطا کرده برای تنبیه به نواحی دور دست اعزام میشود که در دل گرایشی برای خدمت با عشق ندارد و
به نظر من شايد عدم استفاده نيروي انتظامي از روش هاي ياد شده در اين مقاله جهت اطلاع مردم كه در كشورهاي ديگر صورت ميگيرد اين است كه گمان ميكند اگر اين ها را به مردم اطلاع بدهند ممكن است عملكرد خودشان زير سوال برود و يا اينكه ميخواهند كشور را خيلي امن نشان بدهند كه گويا هيچ اتفاقي در اين مملكت نمي افتد. اما سخت در اشتباه بوده و قطعا نتيجه عكس خواهد داد.
مقاله و استدلاهاي بسيار جالب و مفيدي بود . اما كو گوش شنوا .
بنظر بنده يكي از دلايل مهم مخفيكاري پليس يا هر نهاد ديگر (همانطور كه در متن نيز اشاره شده است) ترس از افزايش انتظارات افكار عمومي و پيگيري آنها است كه طبعا بر خلاف راحت طلبي عده اي از مسوولين مي باشد. با مطلع كردن مردم بايد بيشتر تلاش كرد و همواره پاسخگو بود. اما اگر خبر رساني پس از دستگيري متهم انجام گردد، مردم تنها از موفقيت هايِ پليس مطلع مي شوند و در صورت عدم دستگيري هم كسي اطلاعي ندارد كه اعتراضي بكند (هر چند اين مساله به قيمت جان عده اي تمام شود).
با تشکر از سلسله مقالات جناب آقای مطهری،سوالی که به ذهن می رسد این است که از آنجا که مخاطب اصلی مقالات ایشان مسئولین محترم (نیروی انتظامی،صداوسیما،مطبوعات،نمایندگان مجلس و...)می باشند،چرا هیچ واکنشی از طرف آنهامشاهده نمی شود؟آیا مسئولین محترم این مقالات را نمی خوانند یااینکه با نوسنده محترم هم عقیده نیستند؟ و در هر یک از حالات فوق نویسنده یا سایت تابناک آیا نمی توانند نظر مسئولین را جویا شوند؟
آقای مطهری خیلی ظریف وماهرانه به سانسوری اشاره کردند که تحت عنوان مصلحت در نزد دولت مردان ما مطرح میشود نمونه این بیان زیبای ایشان در مطلب"آبرویش را بریز واورابه مردم معرفی کن"نیز مشهود بود این مصلحت اندیشی همانطور که ایشان فرمودند درعمل به ضرر ملت تمام شده است ای کاش مسئولان این واقعیت تلخ را بپذیرند
کاملا صحیح است، وقتی اعلام نمی کنند که مجرمان همین الان دارند چه کار می کنند ما چگونه آرامش روانی داشته باشیم!!؟ پلیس ایران وقتی یک مجرم را گرفت بعد می گوید که او را گرفتیم ! از کجا معلوم که 10 نفر مجرم دیگر مثل او همین الان آزاد نباشند!؟ و تا آنها هم چندین جرم دیگر را مرتکب نشوند پلیس موفق نمی شود ان ها را بگیرد، پس مثل اینکه باید صبر کنیم هر مجرم 10 نفر را بکشد یا به تعدادی از ناموس ما مردم، تجاوز کند بعد تازه پلیس بگوید که ما او را گرفتیم !! ان شاالله که پلیس این حرف های آقای مطهری را گوش کند!
دستتون درد نکنه که دردهای جامعه را کارشناسی جامعی می کنید. امیدوارم که مسئولان هم ببینند و عمل کنند.
با سلام
با سلام و عرض ارادت با آقاي مطهري عزيز كه با اين مقالات و پژهش هاي عميق و آسيب شناسانه حرف دل بسياري از افراد است... بسيار ممنون هستيم. اما جناب آقاي مطهري تاكنون مسئولين مربوطه براي چاره جويي با شما تماسي داشته اند و اقدام صورت گرفته است . يا اينكه مثل هميشه« هنر نزد ايرانيان است و بس» هيچ توجهي به دستاوردهاي ديگر كشورهاي موفق در اين زمينه نمي شود. به نظر مي رسد مطلب تقريبا روشن شده است و منتظر اقدام بايد باشيم/ اميدوارم جامعه ما بسوي اينگونه پژوهش هاي آسيب شناسي همرا به پيشنهادات عملي قدم بردارد. موفق و مويد باشي
اگر سایت تابناک فقط همین دو مقاله اقای محمد مطهری در باره پلیس و حوادث را در عمر رسانه ای خویش منتشر و پیگیری کرده باشد برای دنیا و آخرتش کافی است. انصافا مقاله بسیار خوب و عالمانه نوشته شده است و امید است نیروی انتظامی و فرماندهان ان به مقاله توجه کنند...
خواهش می کنیم به این مباحث دقیق و دلسوزانه ادامه دهید. خسته نباشید. پاسخ این زحمات را از خداوند می خواهیم. با تشکر
با سلام وتشكر از سايت تابناك كه مقالات ارزشمند ،واقع بينانه ،علمي ومستند به تجربيات مثبت جوامع مختلف وبدور از هرگونه تعصبات ومصلحت انديشي هاي سنت گرايانه از محقق ارزشمند جناب آقاي محمد مطهري را درج مينماييد سوال اين است كه آيا تاكنون از اين نظرات كاربردي اين محقق توانمنداز طرف مسئولين مرتبط با موضوع استقبالي بعمل آمده يا نه ؟
با سلام
دورد بر این برادر محترم با این گونه تحقیقات و ادله مستدل ایشان . اگر همه آسیب های اجتماعی این چنین ریشه یابی شوند . راه برای حل مسایل و معضلات اساسی کشور باز می شود.
این درحالی است که مدیران راهنمایی و رانندگی کشور برای اینکه زمانی که خود یا دیگر مسولان کشور تخلف سرعت مینمایند برای اینکه تصویر راننده معلوم نباشد دستور میدهند دوربینها از عقب تصویر خودرو را ذخیره نماید و چندین میلیارد بودجه طر حهای حفاظتی که میتواند کاربرد بسیاری داشته باشد را کاربریش را محدود میکنند.
جالب اینجاست که چقدر اخبار این حوادث کم به گوش خانواده ها می خورد. از حوادثی که نقل شد فکر میکنم حتی یکی از آنها هم به گوش خانواده من نخورده باشد. و همینگونه هست که خانواده ها اقدامات ایمنی را در پایین ترین سطح ممکن رعایت میکنند. اما اگر چند بار این گونه حوادث که تعداد آن نیز کم نمیباشد به گوش خانواده ها از طریق رسانه های ملی برسد دیگر نوامیس و کودکان گرفتار اینچنین بی حرمتی ها نخواهند شد.
کی شاهد اقدامات عملی هستیم بیان مطلب میشود اما از عمل به آن خبری نیست اگر هم هست کم رنگ با تشکر از آقای مطهری هم مشکل وهم پیشنهادات اجرایی را عنوان می نمایند اداء وظیفه مینمایند ما هم غیر از تشکر کاری دیگری بلد نیستیم
بنظر من نویسنده مقاله کاملا درست می گوید و بزرگترین مشکل اینست که مردم با روش این افراد تا زمان دستگیری آنها آشنا نمی شوند.
با سلام و تشكر
دستتون درد نکنه. من چند بار پیش از این روی اخبار و مقاله هاتون نقد نوشته بودم ولی منعکس نشده بود. به خودم قول داده بودم دیگه چیزی براتون ننویسم اما انصافاً در مورد این یکی نتونستم تشکر نکنم
وجدانا حرف دل من و بسياري ديگر از مردم را زديد. واقعا ممنونم.
با سلام در ادامه مباحثی که ارائه داده اید ذکر یک نکته ضروری است ،رسانه ملی و بویژه تلویزیون برای پرهیز از از ایجاد احساس ناامنی و دلزدگی در میان مردم و از دست دادن مخاطبان، بهتر است پخش" اخبار بد"دیگر کشورها را محدود کند و به جای آن در مورد حوادث داخل کشور که جنبه عمومی پیدا می کند اطلاع رسانی کند.
بنام خداوند تبارک و تعالی
ايكاش ما اينهم غرور بي خود نداشته باشيم و منصفانه هرحائي كوتاهي يا سهل انگاري داريم بدون تعصب كور قبول كنيم ودر پي جبران آن باشيم به قول بزرگي ندانستن عيب نيست نپرسيدن و عمل نكردن عيب است درپايان از توصيه هاي و تذكرات به جا و دلسوزانه استاد محمد مطهري به سهم خود بسيار سپاسگزارم .
یک لحظه خود را به جای خانواده یک قربانی تصور کنید،فقط یک لحظه!!! انوقت حس خواهید کرد که می خواهید دنیا را بر سر همه جهان خراب کنید.
با سلام و احترام
هفته پیش در ژاپن ، نیروهای پلیس در حین تمرین آزمایشی برای یافتن مواد مخدر ، بدون اطلاع یکی از مسافرین مقداری از این مواد را در بار وی قرار داد تا توانایی سگ های آموزش داده شده را بررسی کنند. ولی این آزمایش با موفقیت همراه نبود. و از طرفی مسافر بی خیر از ماجرا نیز یافت نشد. بارها از طریق تلویزیون این قضیه به اطلاع مردم رسانده شده و پلیس از مردم بابت آن عذر خواهی کرد.
با سلام و تشكر. خواهش ميكنيم كه ايشان مقالاتشان را در روزنامه ها هم درج كنند تا اثرگذاري اش بيشتر شود. شيلان