كدخبر: ۱۳۵۷۲
تاريخ انتشار: ۱۹ تير ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۵
تعداد بازديد: ۱۴۲۳۲
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
تحول اقتصادي با كشور چه خواهد كرد؟
گروه تحليل اقتصادي تابناك
اين روزها طرح تحول اقتصادي دولت كه محور آن نقدي كردن يارانه‌هاست، به موضوع اصلي محافل اقتصادي و افكار عمومي تبديل شده است. در اين ميان، از يك‌سو فوايد اين طرح اميدواري‌هايي را درباره آن مطرح كرده و خطرات و پيامدهاي آن نيز به نگراني‌هايي دامن زده است.

به نظر مي‌رسد براي قضاوت نهايي درباره طرح تحول اقتصادي، بايد منتظر جزييات بيشتر آن بود، اما براي ارزيابي مقدماتي، به خلاصه موارد مطرح‌شده از سوي رئيس‌جمهور و دبير كارگروه تحول اقتصادي اشاره مي‌شود:

ـ هدف اصلي اين طرح، پرداخت نقدي يارانه‌هايي است كه هم‌اكنون از سوي دولت براي حامل‌هاي انرژي و نان پرداخت مي‌شود.
ـ ميزان اين يارانه حدود نود هزار ميليارد تومان در سال است.

ـ در مرحله نخست، يارانه برق، گاز، آب و بنزين حذف شده و نقدا پرداخت مي‌شود و در مرحله دوم، يارانه گازوئيل، نفت سفيد و نان نقدي پرداخت مي‌شود.

ـ نحوه پرداخت يارانه، تشكيل حساب ملي براي هر خانواده و واريز هر سه ماه يك بار يارانه به آن حساب خواهد بود.
اما پيش از وارد شدن به ارزيابي طرح، توجه به دو نكته ضروري است:

1. اصطلاح پرداخت نقدي يارانه‌ها، واژه دقيقي براي اين طرح نيست، زيرا همان‌گونه كه برخي كارشناسان مطرح كرده‌اند، يارانه، هزينه‌اي است كه دولت براي قشري خاص يا كالا و خدماتي ويژه انجام مي‌دهد و وقتي قرار باشد به همه افراد كشور مبلغي به عنوان كمك‌هزينه زندگي يا حقوق پرداخت شود، اين مبلغ را نمي‌توان ناميد، بلكه نوعي سهم افراد از درآمد نفت كشور است و به همين دليل به صورت مساوي بين افراد يك كشور تقسيم مي‌شود. هرچند مبناي محاسبه ميزان كلي آن همان يارانه‌اي است كه هم‌اكنون در حال پرداخت به مردم است.

2. در جريان انتخابات رياست‌جمهوري، يكي از كانديداها، طرح پرداخت ماهانه پنجاه هزار تومان به هر ايراني را مطرح كرد كه اين طرح در آن زمان با واكنش‌هاي منفي رسانه‌ها روبه‌رو شد، هرچند برخي كارشناسان از آن حمايت كردند. حال آن‌كه طرح جديد را به نوعي مي‌توان تكرار همان ايده دانست، چراكه سالانه نود هزار ميليارد تومان براي كل كشور، به معناي پرداخت ماهيانه صد هزار تومان به هر ايراني است و اين تقريبا معادل همان پنجاه هزار تومان سه سال پيش با احتساب تورم و افزايش قيمت نفت است.

اما آيا اين طرح شدني است؟
مهمترين مسئله در اجراي اين طرح، بار تورمي ناشي از پرداخت چنين رقم عظيمي به همه شهروندان كشور و نقدينگي هنگفت مورد نياز آن است كه براي آشنايي با ابعاد آن، توجه به مفهوم نقدينگي و تفاوت آن با ثروت، ضروري است.

نقدينگي به همه موجودي نقد افراد جامعه گفته مي‌شود كه شامل اسكناس، چك‌پول، اوراق مشاركت و موجودي حساب‌هاي بانكي افراد است؛ يعني وجوهي كه افراد به صورت نقد در اختيار دارند و يا مي‌توانند با مراجعه به بانك، آن را دريافت كنند.

اما ثروت، مفهومي فراتر از نقدينگي دارد، چراكه شامل همه دارايي‌هاي فرد از جمله نقدينگي وي نيز مي‌شود. اين دارايي‌ها ممكن است به صورت طلا، جواهر، ارزهاي خارجي، زمين، ملك، خودرو، ماشين‌آلات، سهام و يا اوراق داراي ارزش مي‌باشد و تبديل آن به پول نقد، نيازمند مراجعه فرد به بازار و فروش دارايي خود و دريافت پول نقد است؛ بنابراين، هرچند حجم نقدينگي در كشور ما به حدود 160 هزار ميليارد تومان مي‌رسد، اما حجم ثروت بسيار بيشتر از آن است؛ براي نمونه، حتي اگر تنها 5 / 1 درصد از مساحت ششصد كيلومترمربعي در تهران بزرگ را مسكوني در نظر بگيريم، ارزش اين املاك، معادل نقدينگي كل كشور خواهد بود.

يكي از اشكال ثروت كشور، نفت و گاز است كه بخش عمده آن به عنوان ذخاير و معادن در درون زمين جاي دارد و بخشي از آن (سالانه 5 / 1 ميليارد بشكه) استخراج و مقدار كمتر از نصف آن در داخل مصرف شده و مابقي در بازارهاي جهاني به فروش مي‌رسد.

به عبارت ديگر، در مجموع انرژي كشور، آن بخشي كه در داخل مصرف مي‌شود، به نقدينگي تبديل و بخشي كه در خارج فروخته مي‌شود، پس از تبديل دلار حاصله از فروش نفت به ريال، توسط بانك مركزي به نقدينگي تبديل مي‌شود.

حال اگر به طرح تحول اقتصادي توجه كنيم، مي‌بينيم كه مجموع انرژي مصرف‌شده كشور كه مصرف‌كنندگان، حدود نود هزار ميليارد تومان كمتر از بهاي واقعي آن را مي‌پردازند ـ شامل گاز، برق و فرآورده‌هاي نفتي ـ به طور كلي به پول نقد تبديل نمي‌شود و براي تبديل شدن آن به پول نقد، دولت بايد اين انرژي‌ها را به قيمت واقعي در داخل يا خارج از كشور به فروش برساند و مابه‌التفاوت آن با قيمت فعلي را به صورت نقد به مردم پرداخت كند.
حال پرسش اين است كه اگر اين اتفاق بيفتد، چه اثراتي بر تورم خواهد گذارد؟

اثرات تورمي طرح پرداخت نقدي يارانه‌ها به سه دسته تقسيم مي‌شود:

1ـ اثر مستقيم: افزايش شديد بهاي انرژي و رسيدن آن به قيمت واقعي كه به معناي شش برابر شدن قيمت بنزين، سي برابر شدن قيمت گازوئيل، هشت برابر شدن قيمت برق و ده برابر شدن قيمت گاز است. افزايش شديد قيمت‌هاي انرژي به منزله افزايش بهاي كالا و خدماتي است كه از انرژي استفاده مي‌كنند؛ براي مثال، هزينه حمل‌ونقل از بهاي بنزين و گازوئيل تأثير مي‌پذيرد و بهاي سيمان و فولاد تحت تأثير سوخت كارخانجات توليدكننده است؛ بنابراين، افزايش حامل‌هاي انرژي قيمت كالاها و خدمات متناسب با سهم انرژي در هزينه تمام‌شده آنها افزايش مي‌يابد كه اين امر در سناريوهاي خوشبينانه، بار تورمي 75 تا 90 درصدي را به همراه دارد.

2ـ اثر نقدينگي: طبيعي است پس از افزايش شديد بهاي انرژي در كشور، مصرف آن به طور محسوسي كاهش مي‌يابد و به طور طبيعي شهروندان بنزين، گازوئيل، برق و گاز بسيار كمتري مصرف مي‌كنند؛ بنابراين در اين شرايط، دولت از يكسو با مازاد انرژي در داخل روبه‌رو شده، يعني گاز، بنزين و برق مازاد خواهد داشت كه قابل فروش در بازارهاي خارجي است و از سوي ديگر، براي پرداخت نقدي به مردم، با كمبود منابع روبه‌رو مي‌شود كه نتيجه هر دو عامل، استفاده از دلارهاي اضافي ناشي از صرفه‌جويي در انرژي و تبديل آن به ريال يعني افزايش نقدينگي است و افزايش نقدينگي هم به افزايش تورم منجر خواهد شد.

بنابراين اگر پس از واقعي كردن قيمت‌هاي انرژي، مصرف انرژي كشور كاهش يابد، و حتي به 50 درصد برسد كه بسياري اين رقم را با توجه به فرهنگ مصرف مردم ايران و برخي عوامل ديگر كمبود بهره‌وري انرژي در ايران، خوشبينانه مي‌بينند، دولت بايد نيمي از نود هزار ميليارد تومان مورد نياز خود براي پرداخت ساليانه به مردم را از محل انرژي صرفه‌جويي‌شده كه به دلار فروخته شده است، به ريال تبديل كند و اين به معناي افزايش سالانه 25 درصدي نقدينگي ناشي از اجراي طرح تحول اقتصادي است كه به افزايش فعلي 25 درصدي نقدينگي افزوده مي‌شود و اثر تورمي آن نيز به طور خوشبينانه بين 20 تا 25 درصد برآورد مي‌شود.

3ـ اثر افزايش تقاضا : طبيعتا پس از افزايش قيمت حامل‌هاي انرژي خانوارهاي ايراني در مصرف انرژي صرفه‌جويي كرده و بنابراين از محل دريافت نقدي از دولت مازادي خواهند داشت كه اين وجه را صرف خريد ديگر كالاها و خدمات خواهند كرد و در اين ميان، سبد خاصي از كالاها و خدمات كه بيشتر مورد توجه خانوار‌ها هستند، تحريك شده و به دليل محدود بودن عرضه آن، دچار افزايش قيمت خواهند شد.

براي مثال، در صورتي كه سالانه به يك خانواده پنج نفره، شش ميليون تومان پرداخت نقدي شود و اين خانواده فاقد خودرو شخصي باشد، از محل مازاد پرداخت شده براي انرژي كه ممكن است يك تا دو ميليون تومان در سال باشد، اقدام به خريد اقساطي يا نقد خودرو مي‌كند و افزايش تقاضاي خودرو ارزان‌قيمت نسبت به عرضه آن، منجر به افزايش قيمت اين كالا و تشديد تورم مي‌شود كه اين پديده مي‌تواند درباره بسياري از كالاها نظير مسكن يا مواد خوراكي به وقوع بپيوندد؛ آثار تورمي اين بخش نيز در خوشبينانه‌ترين سناريوها 15 تا 20 درصد است. مگر آن‌كه دولت با ورود مستقيم به اين مقوله و تعيين دقيق قيمت، مانع اين نوسانات شود.

بنابراين مجموع تورم ناشي از اجراي طرح تحول اقتصادي به طور خوشبينانه حدود 115 درصد برآورد مي‌شود كه با افزوده شدن به تورم كنوني به 140 درصد مي‌رسد. حال پرسش اينجاست كه آيا مجموع درآمد خانوارها پس از اجراي اين طرح به همين ميزان افزايش مي‌يابد كه اجراي طرح تحول اقتصادي به بدتر شدن وضعيت زندگي شهروندان منجر نشود؟
بانك جهاني اثر تورمي آزادسازي قيمت فقط بنزين را 40 درصد و مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي اين اثر را 132 درصد برآورد كرده است.

بنا بر مطالعات بانك مركزي، هزينه زندگي يك خانوار چهار نفره در كشور در سال جاري با احتساب نرخ تورم بيش از ده ميليون ريال در ماه است. به عبارت ديگر، متوسط هزينه زندگي يك ايراني در شرايط كنوني، حدود 250 هزار تومان در ماه است كه پس از اجراي طرح تحول اقتصادي، درآمد اين فرد، ماهانه صد هزار تومان يعني 40 درصد افزايش مي‌يابد، اما هزينه‌هاي وي 140 درصد افزايش مي‌يابد كه اين به معناي شكاف شديد بين درآمد و هزينه‌هاي فرد است.

البته تنها در رابطه با نقدي كردن يارانه نان اين آثار وجود ندارد كه آن هم با توجه به قشر وابسته به اين يارانه، دولت نهم احتمالا آن را به عنوان آخرين مرحله نقدي كردن يارانه‌ها در نظر گرفته است.
بنابراين توجه به آثار تورمي طرح تحول اقتصادي دولت، يكي از مقدمات ضروري بررسي آن تلقي مي‌شود.
نظرات بینندگان:
اگر سري به قيمت مسكن و اجاره خانه در تهران بزنيم ميبينيم بيشترين افزايش ها در مناطق محروم مي باشد و در مناطق شمالي شهر مسكن افزايش كمتري داشته است كه ناشي از افزايش نقدينگي دهك هاي پايين جامعه مي باشد در اين مناطق قيمت ها نسبت به سال 84 چهار تا پنج برابر شده است در صورتيكه در آمد افراد در خوشبينانه ترين حالت دو برابر شده است لذا افزايش ها نه تنها دردي را دوا نكرده است بلكه بر مشكلات قشر محروم افزوده است .بهر حال هر طرحي كه منجر به افزايش نقدينگي در بازار شود نه تنها به نفع طبقه پايين نبوده بلكه كاملا به ضرر اين قشر جامعه خواهد شد .
كار پسنديدهاي كه آقاي احمدي نژاد انجام دادند دعوت از اقتصاد دانان و اساتيد دانشگاه بود كه اميد است به نظرات آنان توجه شود. چرا ما نميخواهيم بفهميم كه اقتصاد و پول و تورم و ديگر مقوله هاي بغرنج جامعه ما دانش و آگاهي خاص خود را نياز دارد و اين دانش امروزه در جهان موجود و شناخته شده است.
مشكل اينستكه سالها طول كشيد تا ما بفهميم كه براي موفقييت در فوتبال
ميتوان و بايد از كساني كه فوتبال را بهتر از ما بلد هستند كمك بگيريم.
جالب اينكه مابراي اقتصاد به شدت در حال احتضار خود حتي باندازه فوتبال هم
حاضر به قبول نياز به كمك آنها كه از ما بهتر ميدانند نيستيم.
به اميد آن روزي كه بپذيريم آنچه را كه نميدانيم .
به اعتقاد من این طرح تحول اقتصادی بسیار مضر است به دلیل اینکه ما هر چه مي کشییم از نقدینگی بالا بوده و هر انسان عاقلی می تواند تشخیص دهد که به محض اجرایی شدن این طرح، تورم سر به فلک خواهد کشید. اگر آقای احمدی نژاداعتقاد دارد تورم بیشتر روانی است پس به استناد حرف ایشان اثر روانی این طرح تاثیری فاجعه بار بر گرانی خواهد داشت.
براي شما متاسفم که از ترس بسته شدن حقايق را درباره اين طرح که موجب کپي برداري از نسخه هاي دسته چندم وشکست خورده بانک جهاني است نمي نويسيد
با تشکر از این مطلب جالب
من به این دلیل با این طرح در شرایط فعلی مخالفم که اکنون در آستانه تهدید نظامی از طرف دشمنان هستیم و با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی موجود این طرح باعث افزایش نارضایتی در مردم خواهد شد و شرایط را برای دشمن آمماده میکند
بعنوان يک محقق دانشگاهي به شما مي گويم اين درصدي که به نقل ازبانک جهاني براي تورم زديد اشتباه ومربوط به 5سال پيش است که قيمت بنزين در داخل يک سوم خارج بود نه الان که يک هشتم است
بااحترام به نقدشما به نظرمن شمافقط عامل هایی که تاثیر منفی دارندرادرنظرگرفته اید.وپیامدهای مثبت مثلاصرفه جویی که یک ازآثار آن کاهش وابستگی به خارج است توجه نکردیدو...
واقعا اين مقاله بهترين شيوه براي نشان دادن عمق سطح فكري كارشناسان اقتصادي تابناك بود!!!!. از اين‌كه اين مقاله را منتشر ساختيد خيلي خوشحال شدم و كمال تشكر را دارم!!!!. واقعا حماقت نيست كه از يك طرف بگوييم قيمت گاز و آب و برق و .. ده برابر يا هشت يا ... ( كه البته 3 تا 5 برابر است اما به خاطر ضربه به طرح تحول از هر جهت و با هر وسيله‌اي هشت تا 10 برابر عنوان كرده‌ايد)بشود و بعد هم بگوييم يه خاطر صرفه‌جويي در مصرف!!! يارانه نقدي‌شان مازاد مي‌آورد!!! درثاني. يارانه براي اقشار كم درآمد جامعه تعيين مي‌شود. چرا بايد كسي كه خودرو دارد و جزو اقشار آسيب‌پذير نيست (از جمله خود من و حضرات تابناكي) از يارانه سرسام آور بنزين استفاده كند و قشري كه خودرو ندارد از دريافت آن بي‌نصيب باشد؟ واقعي نبودن قيمت نان نه تنها بار سنگين مالي براي دولت دارد بلكه اجحاف سنگيني به قشر نانوا، حتي در صورت دريافت آرد رايگان است. اما همه مردمي كه نان مي‌خورند قشر آسيب‌پذيرند؟ پس چرا بايد امثال من و شما بر گرده آنان سوار شويم؟ و روزانه خروار خروار نان بيات شده را به خاطر فله‌اي خريدن دور بريزيم؟ اگر طرح پرداخت يارانه‌ها با نظارت، تحقيق و تكميل صحيح فرم‌هاي تقاضاي يارانه توأم باشد آيا عدالت تحقق نخواهد يافت؟ و اما مطلب آخر. مي‌دانم توان تحمل انتشار اين نظر را نداريد. اما اين سوال مرا خوهشا پاسخ بديد كه اين كارشناسان اقتصادي شما در كجا درس خوانده و مدرك گرفته‌اند؟؟؟؟
با سلام...اول لازم میدانم به شجاعت هیئت حاکمه ی ایران تبریک بگویم .بعد هم می بایست بگویم که این طرح ِ جایگزینی مبادله ی پولی به طور مستقیم با روال عادی آن ، که همان پرداخت یارانه است در بهترین حالتش یر به یر شدن است.یعنی اگر پرداختی دولت مساوی با یارانه ی الآن باشد آنوقت است که این سوال مطرح می شود که پس ، این طرح چه ضرورتی دارد؟واگر پرداختی دولت کمتز از میزان یارانه ی در حال حاضر باشد ، سبب فشار مضاعف به خلق الله خواهد شد... خلاصه عرض کنم این طرح در درجه ی اول نیازمند هرچه قویتر شدن نهادها و ارگانهای بازرسی و نظارتی (از جمله سازمان بازرسی کل کشور)جهت کنترل موبه موی قیمتها و تحولات بازار است و سپس کار روحی و روانی بر روی افکار عمومی به منظور هضم سالم مقوله ی افزایش ناگهانی قیمتهاست.چرا که همراهی مردم در طول اجرای هر طرح ملی ای بدون تردید از جمله ی عوامل به سرانجام رسیدن آن ایده است...ان شاءالله
دولت نمی توانست این طرح دقیق کارشناسی نماید و پس از بررسی همه جوانب آن را اعلام کند؟
این طرح هم مثل بنگاههای زود بازده ، غیر از بدبختی برای ما نخواهد داشت.
چون علاوه بر اینکه جلوی شناسنامه های باطل نشده و جعل آن را نمی توان گفت که خود معضلی خواهد شد، و دلایل منطقی که خودتان آوردید و همه انها نشان از دردسر های فراوان طرح است.
مثلا می خواهند به هر خانواده ماهی 200000 تومان بدهند ، واقعا با این همه افزایش قیمت در کالا ها جایگزین می شود.
مثل پودر لباسشویی که کسی ندید یارانه آن به کجا رفت.آیا کسی به جوانان بدبختی مثل ما در ابتدای زندگی فکر می کنه؟
شنیده ام در کشور اسپانیا به روغن زیتون یارانه می دهند تا اززان باشد و مردم مصرف کنند و سالم بمانند. نمی توان به 17 میلیون خانوار مستقیم پول داد . الان ما در یک اداره 150 نفری هستیم و آمار دقیق و 100 درصدی نداریم که بگویم فلان مزایا به چند نفر تعلق میگیرد. حالا در کشور 68 میلیون نفری با چند میلیون شناسنامه اضافه افراد متوفی و المثنی و میلیاردهایی که در ظاهر چیزی ندارند بخورند و لباس ندارند بپوشند ولی ادعا میکنند یارانه به آنها تعلق میگیرد چه باید بکنیم؟ باید مثل اسپانیا که در ابتدا مثال زدم بیائیم و فقط روی دو چیز کار کنیم: 1- میزان یارانه ای که دولت می تواند بپردازد 2_از بنزین و گاز و نان و آب و برق یارانه ها را هدایت کنیم به تولید و مصرف شیر و لبنیات و تحقیقات و آموزش عمومی و آموزش عالی و بیمه های عمومی و تکمیلی و راه آهن و مترو و منابع طبیعی و توسعه پایدار و کشاورزی نوین و یکپارچه سازی زمینهای کشاورزی و تشکیل و استفاده از تعاونی های توسعه روستایی در تمام روستا های ایران.
آن دوستي که قيمت گاز يا برق هشت يا ده برابر نمي شود به فيش برق وگاز خود نگاه کند وبا مقايسه دوعدد سهم دولت وسهم مصرف کننده متوجه شود تا در طرح تحول چه اتفاقي خواهد افتاد تازه تابناکي ها کمتر هم نوشته اند
در حال حاضر که برای حاملها انرژی یارانه پرداخت میشود . وضعیت صنایع معلوم است .ولوازم تولید داخل با ان کیفیت و قیمت تولید میشود . که قابل رقابت با بازار های جهانی نیست . در صورتی که حاملهای انرژی خذف شود قیمت تمام شده کالا به کجا خواهد رسید . قیمت محصول داخلی چند برابر نوع خارجی باکیفیت بالا خواهد شد .آیا شرکت هایی که بصورت انحصاری تولید را به حلق الله تحمیل می کننددر آن صورت چه توجهی خواهند داشت ؟. چند تا شرکت تعطیل خواهد شد .؟
یک نکته ریز و در عین حال استراتژیک که برنامه ریزان این طرح از آن غافل مانده اند، تاثیر آن بر نرخ رشد جمعیت خواهد بود.
اقشار با درامد پایین، آسیب پذیر و خصوصا قشر بی مسئولیت و عمدتا معتادین کشور جهت بهره مندی هر چه بیشتر از این یارانه نقدی اقدام به زاد و ولد بیشتری خواهند نمود و به نظر می رسد سناریویی که جامعه ما در اوایل دهه 60 تجربه نمود و نرخ رشد جمعیت در عرض 4-3 سال سه برابر شد ( تبعات آن بر کسی پوشیده نیست) دوباره تکرار خواهد شد.
مهر
یه نکته جالب در این مورد اینه که چقدر سریع این طرح داره جلو میره!!! گویا قراره از آذر ماه پرداخت نقدی یارانه ها شروع بشه!! حالا چطور تو ی این مدت میخوان این همه آمار و اطلاعات و ارزیابی و بررسی کنن جای سوال داره!!!
افزايش قيمت حاملهاي انرژي همراه با واقعي شدن قيمت محصولات بايد طي چند سال و بصورت تدريجي باشد وگرنه همه صنايع نابود ميشوند و تورم هم بيداد خواهد كرد!!!!!
بعلت آنکه خانوارهای دریافت کننده کمکهای مالی آنرا نه برای پر کردن فاصله بین قیمتهای سوبسیدی و واقعی بلکه برای هر آنچه بخواهند خرج میکنند تورم انفجاری خواهد بود. (حتی نرخ تورم سه رقمی)
پس از مدت کوتاهی این مبلغ هرچه باشد دیگر تاثیری نخواهد داشت
در کنار آن تزریق اجباری ارز و تبدیل آن به ریال جهت پرداخت بدون ما به ازا به مردم موجب بیماری هلندی شده صنعت کشور را خواهد خشکاند در نهایت ظرف مدت کوتاهی منجر به فجایعی مانند سوء تغذیه شدید و تاثیرات ویرانگر اجتماعی خواهد شد. استدعا دارم تامل فرمایند. این گونه اقدامات بایست بصورت کاملا تدریجی و کنترل شده صورت گیرد.
نحوه شناسايي قشر مستضعف در اين طرح فاجعه است. پركردن فرم وتاييد ان توسط مساجد محل غير منطقي ترين راه براي اين كار است وطبق تجربه اوايل انقلاب منجر به تهيه ليستي از افراد مي شود كه حداقل 50% انها مستضعف نيستند همانگونه كه در طرح مسكن مهر بسياري از افراد كه 1 يا چند خانه داشتند موفق شدند زمين مجدد بگيرند.فساد مالي واخلاقي اين طرح در حد فاجعه است. خداكند دولت با كار كارشناسي وكمك گرفتن از متخصصين معتبر بين المللي راه حل درستي براي اين كار پيدا كند ولااقل از تجربيات مالزي -تركيه - چين و... استفاده كند. ان شائ الله.
این کاری است که ترکیه 30 سال پیش از ما انجام داد و شاهد تورم 3 رقمی اش تا چند سال پیش بودیم ولی بعد از آن توانست نرخ تورم را 1 رقمی کند و به راحتی با بازار های جهانی رقابت کند.ما اگر به فکر آینده مان باشیم باید آماده چند سال تورم شدید شویم تا بعد از آن بتوانیم همسان با بقیه کشور های توسعه یافته پیشرفت کنیم .این چیزی هست که صندوق بین المللی پول پارسال با استفاده از معتبرترین کارشناسان اقتصادی جهان , به ایران توصیه کرد
در اینکه نهایتا روزی باید یارانه ها هدفمند و تعدیل شوند بحثی نیست و اینکه تاثیرات تورمی این موضوع نیز اجتناب ناپذیر است ولی بایستی تحمل شود نیز یک حقیقت است. اما در راه تحول اقتصادی این فقط یکی از گامهاست. گام دیگر و مهمتر از آن آزاد سازی و خصوصی سازی واقعی و صحیح است و رقابتی کردن اقتصاد. اگر یارانه ها حذف شوند و مدیریت اقتصاد کشور همچنان دولتی بماند و 85% اقتصاد در دست دولت و شركتهاي وابسته به آن باشد، ما از حذف رایانه ها فقط متضرر خواهیم شد و بلکه اقتصاد کشور بشدت بی ثبات خواهد شد.
یک سوال که مطرح است اینستکه ای یارانه نقدی تا چند وقت باید پرداخت گردد اگر فقط برای یکسال باشد که نقض غرض است وپس از آن اقشار ضعیف با تورم اولیه وشدید حاصل از آن از پا در می آیند اگر تداوم داشته باشد اولا به علت تزریق مداوم نقدینگی تورم را تشدید وتمدید می نماید وثانیا قشر زیادی از مردم را بدلیل اینکه خیالشان از مقری مستمر راحت میکند به سمت تنبلی وآماده خوری ونابودی روحیه کار و فعالیت سوق میدهد
نظرات کاربران:
نام:
ايميل:
* نظر: