به‌روز شده در: ۳۱ تير ۱۳۹۳ - ۲۲:۵۳
تعداد بازدید: ۷۸۹۸۸
تعداد نظرات:
۴۰ نظر
دکتر میر مهرداد میرسنجری
کد خبر: ۱۲۰۱۲۵
تاریخ انتشار: ۲۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۹ - 16 September 2010
همزمان با ورود منشور كوروش کبیر به ایران زمین ـ به عنوان نخستین اعلامیه حقوق بشر در دنیا ـ و اعلام قریب الوقوع نمایش همگانی آن ـ هر چند به مدت کوتاه (چهار ماه) ـ در میهن دوستان ايرانی، شور و شوقی وصف ناپذیری را موجب شده است.

منشور کوروش، نه تنها به عنوان یک میراث ارزشمند ملی برای همه ایرانیان و یک میراث جهانی برای جهانیان، که به عنوان یک میراث گرانبار اسلامی، می تواند موجب مباهات باشد، چرا که با تحقیقات روان شاد علامه آیت الله استاد طباطبایی، استاد شهید مرتضی مطهری اثبات شده که ذوالقرنین، همان کوروش هخامنشی است.

در قرآن مجید، آيه هاي 83 تا 99 سوره كهف، از کوروش کبیر با نام ذوالقرنین به عنوان فردی یکتاپرست، صالح، دادگر و انسان دوست و به عنوان یکی از بندگان شایسته و برگزیده خداوند به نیکی یاد می کند.

این در حالی است که نام بنیانگذار نخستین و بزرگترین امپراتوری دنیا، نه تنها در قرآن مجید بلکه حتی در کتاب های عهد عتیق (از جمله تورات) نیز به عنوان یک انسان برگزیده و بلند مرتبه ثبت و ضبط شده است.

اما متأسفانه، دشمنان فرهنگ و تمدن ایرانی به هر راهی متوسل می شوند تا یا پیشینه تمدنی ایرانیان را نفی کنند، یا دستاوردهای فرهنگی تاریخی، فرهنگ کهن ایرانی و میراث کهن همه ایرانیان از آذری و کرد گرفته تا بلوچ و تاجیک را به یک دسته قومی خاص نسبت دهند!

این گونه است که به رغم این که ظهور زرتشت پیامبر ایرانی بنا بر نوشته های ارسطو و بطلمیوس (بیش از دو هزار سال پیش ) به شش هزار سال پیش از آنها، یعنی هشت هزار سال پیش بازمی گردد، پیشینه ظهور او را تعمدا به سه هزار سال پیش کاهش می دهند!

این ضد ایرانیان بیگانه پرست، چشمان خود را بر همه شواهد و استنادات انکارناشدنی تاریخی می بندند و بیهوده می کوشند ذوالقرنین را با آتیلا و چنگیز، بزرگترین فرمانروایان ظالم و خونریز مغول تبار و زرد پوست آسیای میانه یا اسکندر گجستک جوان متجاوز، بی اخلاق، چند خدا، ظالم و خون ریز یونانی تطبیق دهند.

این در حالی است که انسان های فرهیخته و دانشمندان بزرگی چون علامه آیت الله طباطبایی و پروفسور عبدالکلام آزاد (دانشمند شهیر هندی) با دلایل متقن به اثبات رسانده اند که ذوالقرنین، همان کوروش کبیر، بنیانگذار امپراتوری بزرگ هخامنشی در ایران بوده است.

نظر قطعی علامه طباطبایی در المیزان بنا بر شواهد تاریخی محکم این است؛ «ذوالقرنین قرآن همان کوروش کبیر هخامنشی است.»

استاد علامه طباطبايی می گويد: اگر ذوالقرنین قرآن، مردی مومن به خدا و به دين توحيد بوده، کوروش نيز اين چنين بوده و اگر ذوالقرنين، پادشاهی عادل و رعيت پرور بوده، کوروش نيز چنين بود؛ اگر او نسبت به ستمگران و دشمنان مردی سياستمدار بوده او نيز بود؛ اگر دين، عقل، فضايل اخلاقی و ثروت و شوکت داشت، کوروش هم داشت؛ همان گونه که قرآن فرموده کوروش نيز سفری به سوی مغرب کرد، بر لیدی و پيرامون آن مسلط شد و بار ديگر به سوی مشرق سفر کرد. آنجا مردمی ديد صحرانشين و وحشی که در بيابان زندگی می کردند. برای همین، به آنها کمک کرد، سدی ساخت در مقابل قبيله و قومی که آنها را آزار می دادند؛ در تنگه داريال ميان کوه های قفقاز و نزديک به شهر تفليس (تفسير الميزان، علامه طباطبايی).

 در زیر اصلی ترین مستندات تطبیق ذوالقرنین با کوروش کبیر به اجمال بیان می شود:

1- یکتاپرستی، نیکو کرداری، رأفت و انسان دوستی از صفات گفته شده ذوالقرنین در کتاب آسمانی مسلمانان است.
بنا بر فرموده قرآن مجید، ذوالقرنین، پادشاهي دادگر بود و نسبت به رعيت عطوفت داشت و هنگام كشورگشايي و غلبه قتل و كينه ورزي را اجازه نمي داد. از اين روی، هنگامي كه بر قومي در غرب چيره شد، پنداشتند، او هم مانند ديگر كشورگشايان خونريزي آغاز خواهد كرد، ولي او بدين كار دست نبرد، بلكه به آنان گفت: هيچ گونه بيمي پاكان شما در دل راه ندهند و هر يك از شما كه عملي نيكو كند، پاداش آن را خواهد ديد.
با آن كه آن قوم بي ياور و دادرسي در چنگال قدرت او بودند، با ايشان شفقت كرد و به دادگري و نيكوكاري دل آنان را به دست آورد.

بر پایه شواهد انکار ناپذیر تاریخی، همگی این ویژگی ها بر کوروش هخامنشی منطبق است که نمونه بارز خوی انسانی و رأفت و مدارای کوروش را در رفتار او با مردم بابل پس از فتح این سرزمین، در تاریخ می بینیم.

با این حال، برخی تلاش می کنند چنگیز و آتیلا و یا اسکندر مقدونی را ذوالقرنین معرفی نمایند، در حالی که هیچ یک از صفات آمده در قرآن مجید بر این جهانگشایان ظالم خونریز قابل انطباق نیست.

ذکر این نکته لازم است، بنا بر نوشته مورخان یونانی، کوروش کبیر از چنان جایگاه بزرگی برخوردار بوده که حتی اسکندر گجستک با وجود یورش وحشیانه به ایران و تسخیر و آتش زدن تخت جمشید به پاسارگاد مقبره کوروش رفته، در برابر مزار آن بزرگ مرد زانو زده و مراتب احترام خود را به کوروش کبیر بجا آورده است.

بنا بر فرموده قرآن مجید، ذوالقرنین مي گويد: «هذا فتح من ربي»؛ یعنی «همه فتوحات من نتيجه لطف خداست» و ما هیچ گاه در تاریخ، نه از اسكندر و نه از خاقان بت پرست مغول تبار زرد پوست، چنين گفتاري سراغ نداريم و سلاطين حميري يمن نيز در حد فاتحان بزرگ نبوده اند.

با توجه به این که بر خلاف بیهوده گویی های دشمنان کینه ورز، ملیت و هویت ایرانی بهترین معیار قضاوت واقعی درباره شخصیت های تاریخی هر ملت سخنان ثبت شده و مکتوب آنان است، در زیر، بخشی از سخنان تاریخی کوروش بزرگ پس از فتح بابل را برای شناخت ویژگی های شخصیتی و یکتاپرستی این بزرگ مرد تاریخ ایران و جهان مرور می کنیم:

«به نام ایزد جان و خرد؛
ایزد یکتایی که لحظه به لحظه او را بیشتر درک می کنم
ای مردم بابل، ما همه بندگان اهورا مزدا، خدای یگانه هستیم... ما نه پیروزیم و نه شکست خورده! ما امروز در سراسر این سرزمین پهناور، همگی با هم برابریم... همگی آزادیم...و همگی پاکیم. ما همگی دوستیم. ما تنها یک دشمن داریم و دشمن همه ما اهریمن است و جز او دیگر سایه ای نیست. ما همگی نوریم... سربازان اهورا مزداییم. از این لحظه من پادشاهی ام را بر این مبنا در تمام کره خاکی در سراسر این خاک پهناور که به فرمان من است، اعلام می کنم. از این پس، نام شاهنشاهی ما هخامنشی خواهد بود و این را به یاد پدر بزرگ عزیزم ـ که بخشی از اندیشه های نیک او به من به ارث رسید ـ به عاریه برمی دارم. ما از این لحظه، اندیشه و دین هر کس را محترم خواهیم دانست. هر کس به دین خودش خواهد پرداخت، هر کس نتیجه انتخاب خود را خواهد دید. هیچ کس حق تجاوز به حقوق دیگری را ندارد. از این لحظه، تمام بردگان آزادند. من تمامی گناهکاران را از این لحظه بخشیدم. هیچ کس مغضوب من نیست. هیچ بابلی از آنچه بوده، نترسد. این یک بخشایش عمومی است و زنان «بالشاسر» که در حرمسرای بابل بوده اند، از این لحظه آزادند. مال و اموالی در حد بازرگانی ثروتمند به هر یک از شما داده می شود و بعد شما می توانید به هر جای ایران پهناور از هند تا مصر و از توران تا یونان که خواستید بروید. شوهر شما مرده و شما وارثان او هستید. داشته های شخصی خودتان را بردارید و از کاخ خارج شوید. تمامی خزانه بالشاسر در میان مردم همین شهر به مساوات تقسیم خواهد شد. میان مرد و زن پیر و جوان و کودک تمایزی نیست. هر کس در قلمروی من به لطف اهورا مزدا زندگی می کند، از حقی مساوی با همه برخوردار است. تمامی تبعیدیان با هزینه حکومت هخامنشی به شهر و کشورشان بازخواهند گشت و با هزینه هخامنشی شهر ها و معابدشان دوباره راه خواهد افتاد. من تا زمانی که به تمام سخنانم جامه عمل بپوشانم، در این شهر خواهم ماند. آری زمین مقدس است... ما نیز یک به یک مقدسیم... این اهورا مزداست که ما را مقدس آفریده... و ما جهان زیبا را زیباتر خواهیم کرد. برای چنین هدفی همگان کار خواهند کرد... همه به دین و زبان خویش خواهند پرداخت و همه آزاد خواهند بود...»


2- واژه ذوالقرنین در قرآن مجید به معنای فردی است که دو شاخ در بالای سر او قرار دارد. همان گونه که در تصویر حجاری شده کوروش کبیر در پاسارگاد دیده می شود؛ کلاهی با دو شاخ در بالای سر او به خوبی نمایان است.

در ترجمه تفسير الميزان جلد 13صفحه 539آمده است:
«در كتاب دانيال هم خوابى كه وى براى كورش نقل كرده، به صورت قوچى كه دو شاخ داشته ديده است».

در آن كتاب چنين آمده: در سالسوم از سلطنت بيلشاصر پادشاه، براى من كه دانيال هستم بعد از آن رؤيا كه بار اولديدم رؤيايى دست داد كه گويا من در شوش هستم؛ يعنى در آن قصرى كه در ولايت عيلام است، مى باشم و در خواب مى بينم كه من در كنار نهر «اولاى» هستم. چشم خود را به طرف بالا گشودم. ناگهان قوچى ديدم كه دو شاخ دارد و در كنار نهر ايستاده و دو شاخش بلند است؛ اما يكى از ديگرى بلندتر است كه در عقبقرار دارد. قوچ را ديدم به طرف مغرب و شمال و جنوب حمله مى كند و هيچ حيوانى در برابرش مقاومت نمى آورد و راه فرارى از دست او نداشت و او هر چه دلش مى خواهد، مى كند و بزرگ مى شود.

در اين بين كه من مشغول فكر بودم، ديدم نر بزى از طرف مغرب نمايان شد. همه ناحيه مغرب را پشت سر گذاشت و پاهايش از زمين بريده است و اين حيوان تنها يك شاخ دارد كه ميان دو چشمش قرار دارد. آمد تا رسيد به قوچى كه گفتم دو شاخ داشت و در كنار نهر بود.

سپس با شدت و نيروى هر چه بيشتر دويده، خود را به قوچ رسانيد. با او درآويخت و او را زد و هر دو شاخش را شكست و ديگر تاب و توانى براى قوچ نماند. بى اختيار در برابر نر بز ايستاد. نر بز قوچ را به زمين زد و او را لگدمال كرد و آن حيوان نمى توانست از دست او بگريزد، و نر بز بسيار بزرگ شد.

آنگاه مى گويد: جبرئيل را ديدم و او رؤياى مرا تعبير كرده، به طورى كه قوچ داراى دو شاخ با كورش و دو شاخش با دو مملكت فارس و ماد منطبق شد و نر بز كه داراى يك شاخ بود با اسكندر مقدونى منطبق شد.

و اما سير كورش به طرف مغرب و مشرق: اما سيرش به طرف مغرب همان سفرى بود كه براى سركوبى و دفع «ليديا» كرد كه با لشکرش  به طرف كورش می آمد و آمدنش به ظلم و طغيان و بدون هيچ عذر و مجوزى بود. كورش به طرف او لشکر كشيد و او را فرارى داد و تا پايتخت كشورش تعقيبش كرد و پايتختش را فتح نموده او را اسير نمود و در آخر، او و ساير ياورانش را عفو نموده، اكرام و احسانشان كرد؛ با اين كه حق داشت، سياستشان كند و به كلى، نابودشان سازد و انطباق اين داستان با آيه شريفه «حتى اذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب فى عين حمئة».

3- در قرآن مجید آمده که ذوالقرنین در آغاز فرمانروایی خود، به منطقه ای که آفتاب غروب می کند، حمله کرده و پیروزی های بزرگی به دست آورده است. سپس به سوی شرق شتافت و در آن سامان، هم به پیروزی دست یافت و پس از آن، به مكاني رفت كه افتاب از ان طلوع مي كرد؛ يعني شرق و آنان پوششي براي محافظت خود نداشتند.
مقابل آفتاب سوزان اشاره به اين كه منطقه بياباني بوده و سكنه چادرنشين و كوچ رو براي آب و غذا و اشارت به سكنه مغولي و سكايي آسياي ميانه دارد.

همان گونه که می دانیم، نخستین حمله بزرگ کوروش کبیر به غرب ایران و سرزمین لیدی (در باختر آسیای کوچک یا ترکیه امروزی) بوده که به پیروزی کوروش و تابعیت لیدی به امپراتوری ایران انجامید. فرمانروایان لیدی که با بابل و مصر و حکومت های آسیای صغیر متحد شده بودند ،برای تصرف بخشی از ایران، در صدد ضربه زدن به کوروش برآمدند. کوروش پس از آگاهی از این توطئه، سپاهیانش را به طرف سارد، پایتخت لیدی گسیل داشت.

وی در این نبرد نیز پیروز بود. در نتیجه این حمله در 547ق.م سارد و شهرهای آسیای صغیر، یکی پس از دیگری به دستان پر توان کوروش کبیر سقوط کرد.

در تاریخ به این نکته اشاره شده که کوروش کبیر، پس از نبرد موفقیت آمیز در غرب ایران زمین (لیدی) برای سر و سامان دادن به شورش اقوام بیابانگردی که متجاوز، وحشی و خونریز بودند، به شمال شرق ایران بزرگ لشکرکشی کرد و موفق به فرو نشاندن آنان و تأمین امنیت مرزهای شرق و شمال شرق ایران شد.

4- سد یأجوج و مأجوج و مکان آن:
یکی دیگر از مشخصات ذوالقرنین در قرآن، عزیمت او به مناطق شمالی و رویارویی با قوم یأجوج و مأجوج بوده است و علاوه بر این، ایجاد سد یأجوج و مأجوج که در ساخت آن از آهن استفاده شده نیز در قرآن به ذوالقرنین نسبت داده شده است. جالب این که در تورات هم به ساختن سدی از جنس آهن اشاره شده است؛ آنجا که از قول کوروش خطاب به خداوند یکتا می گوید: «من اي كوروش، پيش روي تو خواهم خراميد ... جاي ناهموار را برايت هموار مي كنم، درهاي برنجين را مي شكنم، پشت بندهاي اهنين را خواهم بريد...»

در تعیین محل استقرار این سد، گمانه زنی های متعددی شده و حتی برخی آن را همان دیوار بزرگ چین تصور کرده اند، در حالی که کلید حل این معما در خود قرآن نهفته که کاربرد آهن در ساخت این سد مورد تأکید قرار گرفته که با توجه به این که در ساخت دیوار بزرگ چین هیچ گونه مواد آهنی به کار گرفته نشده، این نظریه مردود است.

در سرزمین میان دریای کاسپین و دریای سیاه، سلسله کوه های قفقاز به صورت دیواری راه های میان شمال و جنوب را بسته است؛ مگر یک راه که باز گذاشته و آن تنگه ای است که در میان رشته کوه هایی واقع شده و شمال و جنوب را به هم متصل می سازد و این تنگه در عصر حاضر، تنگه داریال نامیده می شود و در نقشه های موجود میان شهر ولادی قفقاز ـ پایتخت جمهوری اوستیای شمالی، شمالی ترین منطقه ایرانی نشین و فارسی زبان قفقاز که هم اکنون یکی از جمهوری های روسیه است ـ و تفلیس نشان داده می شود در همان جا که تاکنون دیوار آهنین باستانی موجود است و شک نیست که این دیوار همان سدی است که کوروش بنا کرده، زیرا اوصافی که قرآن بیان کرده، درباره سد ذوالقرنین کاملا بر آن منطبق است و همان گونه که قرآن یادآور شده، الواح آهنین در ساختمان آن به کار رفته و مس گداخته برای بستن مفاصل و رخنه های آن استعمال شده و در میان دو دیوار کوهستانی بنا شده است.

با در نظر گرفتن بازمانده سدی که هم اکنون در گذرگاه داریال قفقاز موجود است و شهادت کتب ارمنی ـ که این ناحیه را (بهاک کورائی) و (کابان کورائی) می گویند و به معنی گذرگاه و یا دره کوروش است ـ شکی نمی ماند که کوروش به سمت شمال غربی ایران رفته و از نواحی ای که امروز به نام دربند و معبر داریال معروف است، گذشته و در آنجا سدی بنا کرده تا مانع هجوم سکاهای متجاوز بشود.

در آنجا به دستور کوروش آهن و فلز فراوان آوردند و سدی از آهن بسان دیواری در معبر میان دو کوه که تنها راه عبور و مرور اقوام وحشی سکایی بود، بنا شد؛ این سد تنگه باریک میان دو کوه را می بست و مانع گذشتن سواران یغماگر سکایی بود و به همین جهت این دره به نام دره کوروش نامیده شده است.

تصویر نقاشی یک جهانگرد اروپایی از سنگ نگاره کوروش هخامنشی در پاسارگاد سندی است مبنی بر این که کتیبه بالای سر این سنگ نگاره  که به سه زبان ایران باستان نوشته شده بود و بخشی از بال حجاری شده در پشت سر کوروش کبیر به دلایل و توسط افراد نامعلوم تخریب شده  و هم اکنون وجود ندارد.

بنا بر شواهد تاریخی، کوروش کبیر پس از فرو نشاندن بیابان گردان شرق کشور به شمال ایران و قفقاز می رود و به دادرسی از مردم آن سامان می پردازد و برای جلوگیری از تهاجم متجاوزان بیابانگرد، از شمال کوه های قفقاز به درون خاک ایران، سدی را برای مردم آن سامان در قفقاز بنا می کند که در ساخت آن، از پاره های سنگ و آهن استفاده شد. جالب این که در نزدیکی تفلیس در قفقاز ـ که در همه تاریخ تا کمتر از دویست سال پیش در قلمرو ایران بوده ـ بقایای سدی کشف شده است که بر پایه پژوهش های علمی با کمال شگفتی در ساختمان آن، از ترکیبی از سنگ و آهن استفاده شده و جالب تر این که نام تاریخی رودی که در نزدیکی این سد قرار دارد، نیز «کوروش» است!

چند تن از بزرگانی که بر یکی بودن ذوالقرنین قرآن و مسیح عهد عتیق با کورش هخامنشی گواهی داده‌اند، عبارتند از:

1-مولانا ابوالكلام آزاد، مفسر بزرگ قرآن و وزیر فرهنگ هند در زمان گاندی در تفسیرالبیان،
2- ترجمه تفسیر سوره کهف از باستانی پاریزی
3-علامه طباطبایی در تفسیر المیزان،
4-آیت‌الله العظمی ناصر مكارم شیرازی و ده نفر از مفسران بزرگ قرآن در تفسیر نمونه (مانند قرائتی، امامی، آشتیانی، حسنی، شجاعی، عبدالهی و محمدی)،
5- تابنده گنابادی در کتاب سه داستان عرفانی از قرآن،
6- آیت الله میر محمد کریم علوی در تفسیر کشف الحقایق (با ترجمه عبدالمجید صادق نوبری )،
7- حجت الاسلام سید نورالدین ابطحی در کتاب ایرانیان در قرآن و روایات،
8- دکتر علی شریعتی در کتاب بازشناسی هویت ایرانی اسلامی،
9-صدر بلاغی در قصص قرآن،
10-جلال رفیع در کتاب بهشت شداد،
11-دکتر فاروق صفی زاده در کتاب از کورش هخامنشی تا محمد خاتمی،
12- منوچهر خدایار در کتاب کورش در ادیان آسیای غربی،
13- قاسم آذینی فر در کتاب کورش پیام آور بزرگ،
14- دکتر فریدون بدره ای در کتاب کورش در قرآن و عهد عتیق،
15- محمد کاظم توانگر زمین در کتاب ذوالقرنین و کورش،
16- آیت الله سید محمد فقیه استاد اخلاق، حافظ کل قرآن و نماینده مجلس خبرگان دوم،
17- استاد محیط طباطبایی،
18- حجه الاسلام شهید هاشمی نژاد،
19- سر احمدخان بنیان‌گذار دانشگاه اسلامی علیگر هند،

منشور حقوق بشر کوروش هخامنشی که در موزه بزرگ بریتانیا نگهداری می شود

منشور حقوق بشر کوروش هخامنشی در قرن نوزدهم و حدود 130 سال پیش در میان رودان کشف و سپس به موزه ملی بریتانیا منتقل شد... این منشور كه با نام استوانه‌ كوروش نيز شناخته مي‌شود، از جنس سفال است و در سال 539 پيش از ميلاد ساخته شده است.
دورتادور اين استوانه سفالين كه 23 سانتي‌ متر طول و 11 سانتي‌ متر عرض دارد، در حدود چهل خط به زبان ميخي بابلي، فرمان‌هاي كوروش حك شده است. منشور كوروش به ‌عنوان نخستين منشور حقوق بشر شناخته مي‌شود و در سال 1971 ميلادي، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمي منتشر كرد.

بدلي از اين منشور نيز در مقر سازمان ملل متحد در شهر نيويورك نگهداري مي‌شود.


در پایان، امید است که بازگشت منشور کوروش بزرگ به ایران و نمایش عمومی آن بهانه ای باشد، برای آشتی افکار عمومی و رسانه های گروهی کشور با میراث فرهنگی تاریخی ایران زمین و بابی باشد برای نگاهی مثبت و به مفاخر گذشته ما. تأیید قرآن مجید بر شخصیت تاریخی کوروش کبیر نیز می تواند یکی از دلایل اثبات این نکته باشد که برای حفظ و بقای هویت ملی ملت ایران زمین تاریخ پیش از اسلام ایران و تاریخ پس از اسلام ایران، نه نافی یکدیگر؛ بلکه هر دو لازم و ملزوم هم و از یکدیگر جدا ناپذیرند.


سنگ نگاره  یادمان کوروش کبیر، نه در ایران بلکه در میدان مرکزی المپیای شهر سیدنی استرالیا!


بازگشت به ابتدای صفحه
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: 0
در انتظار بررسی: 281
انتشار یافته: 40
امین
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
23:39 - 1389/06/25
21
123
به امید آن روزی که دنیا ارزش ایران و ایرانی را بفهمد. با تشکر
arya
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
23:45 - 1389/06/25
27
151
با سپاس بسیار از تابناک ایران دوست و نویسنده میهن پرست این مقاله.واقعا کوروش کبیر متعلق به همه ایرانیان و مایه مباهات و غرور ملی ما است و تایید علامه طباطبایی بر مطابقت ذوالقرنین قرآن مجید با کوروش کبیر دهان همه بد خواهان ملیت و هویت ایرانی را می بندد.از آقای میرباقری و سلحشور می خواهم در برابر این همه لطفی که به مفاخر عربی اسلامی دارند کمی هم به هویت ملی ایرانی بیندیشند مگر شما ایرانی نیستید؟چرا در باره کوروش بزرگ هخامنشی فیلم نمی سازند؟.خجالت آور است در حالی که همه دنیا کوروش کبیر را با نام سایروسCyrus the Great به عنوان یکی از بزرگ ترین و نیکوکارترین پادشاهان تاریخ می شناسند و در کتاب هایشان می آورند،جوانان و نوجوانان ایرانی هیچ اطلاعی از این شخصیت ملی ایرانی در رسانه های گروهی،صدا و سیما و کتاب های درسی دریافت نمی کنند. مسوولان محترم توجه داشته باشید ما اول ایرانی و بعد مسلمانیم بنا بر این کمی به هویت ملی ایرانی توجه کنید که عامل اصلی وحدت ملی ایرانیان همین است و بس.
پاینده باد خون پاک شهیدان هشت سال دفاع مقدس
پانده باد غرور میهنی و هویت ملی سرزمین اهوراییمان
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
00:09 - 1389/06/26
17
45
"...تنها چيزي که مطرح بوده اين است که در تفسير نمونه، در تفسير سوره کهف، در داستان ذوالقرنين، نظريه‌اي از دانشمند معروف هندي «ابو الکلام آزاد» نقل شده که او ذوالقرنین را با قرائني بر کوروش تطبيق کرده، و اين به عنوان يک نظريه در تفسير آمده است ؛ همچنين مرحوم علامه طباطبايي(ره) در تفسير الميزان اين نظريه را ذکر کرده‌اند..."

به نقل از سایت خودتان.
میهن دوست
|
UNITED STATES
|
01:50 - 1389/06/26
39
79
زنده باد اسلام و زنده باد ایران.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:22 - 1389/06/26
98
53
گیرم پدر تو بود فاضل
از فضل پدر تورا چه حاصل!؟
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:45 - 1389/06/26
62
41
با نشان ندادن نظرات من نژاد پرستی خود را ثابت می کنید. مرد که نیستید، حداقل آزاده باشید.
majid
|
UNITED KINGDOM
|
16:07 - 1389/06/26
18
44
thank you for your good articel and reserch
hamid
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
17:57 - 1389/06/26
17
53
عالی است
farzan
|
NORWAY
|
00:11 - 1389/06/27
31
24
هذا فتح من ربي» in aya dar qoran nist zolqarnain farmod haza mn fazle rabi.... na haza ftho mn rabi lotfan dar mawrde ayate qoran tawajoh kamel ra befarmaid
ناشناس
|
CANADA
|
06:06 - 1389/06/28
134
21
مطالب بسيار عالي بود البته از لحاظ نژاد پرستي فارسي و نشانه نژادپرستي شما سايت تابناك مي باشد اين اسم جعلي سنجري هميشه مطالب نژادپرستي مي نويسد ولي اميدوارم سر عقل بياييد شما در مقابل ديگران عددي نيستيد چون فقط خودتان را مي بينيد و فكر مي كنيد ديگران هيچي ندارند به ديگران اجازه بدهيد خودتسان را ارايه بدهند ...
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
23:44 - 1389/06/28
16
76
درود بر نویسنده
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
23:33 - 1389/06/29
15
68
انرزی گرفتم
ghanbar
|
SWEDEN
|
19:03 - 1389/06/30
15
80
بسيار خرسندم كه به تاريخ پر افتخار خود ارج مي نهيد . هم در قرآن و هم در تورات نام كوروش به نيكي ياد شده است.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
08:11 - 1389/06/31
11
68
درود بر مردان خدایی و عدالت گستر مردم دوست بی ریا و بی تزویر
كورش
|
-
|
08:30 - 1389/06/31
12
100
اگر كورش داراي چنين مقام ومنزلتي بوده وهست پس چرا اززير آب رفتن مقبره اش سخني نمي گويند كورش فرمود : خدايا كشورم را از سيل ،دروغ وخشكسالي محفوظ بدار
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
08:48 - 1389/07/01
13
46
عالي است
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
12:35 - 1389/07/01
34
18
نویسنده محترم که تا به حال پیداست سری هم به تخت جمشید یا پاسارگاد نزده اید البته من در اینکه مشخصات کوروش کبیر بیش از بقیه مدعیان با ذوالقرنین مطابقت دارد با شما هم عقیده ام اما نقش برجسته مردی با دو شاخ در پاسارگاد است نه در تخت جمشید نکند بقیه ادرس دادن هایتان هم در مطلب چنین باشد.
ایرانی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
08:45 - 1389/07/03
16
64
کاش ماهم مثل اون به حقوق و نظرات هم احترام بزاریم و فقط شعار ندیم
زنده باد ایران و ایرانی
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
09:58 - 1389/07/03
63
21
نمي شود كه با خواب و رويا تاريخ نويسي كرد
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
15:05 - 1389/07/04
9
73
عجب با این وجود در حال خراب کردن تخت جمشید و حذف تاریخ هستیم
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
16:43 - 1389/07/04
12
62
درود بر ایرانی وجاوید ایران
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
16:43 - 1389/07/04
12
59
درود بر ایرانی وجاوید ایران
سیمین
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
18:48 - 1389/07/04
12
120
به عنوان یک دانشجو رشته علوم سیاسی برای خودم متاسفم که این جوری در حال حاظر از کورش وکورشیان فراموش شده وتمام توجه ها به بعد از انقلاب است وبس.انگار ما گذشته نداشتیم وپدران خودمون رو فراموش کردیم.درود بر ایران وایرانی ونام پرشکوه ایران
i.m.21
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
08:27 - 1389/07/05
14
71
سلام ودرود بر نویسنده میهن پرست و واقعا" ایرانی این مقاله
بسیار عالی بود من که شخصا" دعای خیر فراوانی برای شما کردم
فاطمه
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
15:23 - 1389/07/05
17
40
تنها چیزی که میتونم بگم اینه که فوق العاده بود
ali
|
INDIA
|
07:43 - 1389/07/06
39
15
ایم مقاله ای است بدمن هر گونه سند--نام این علما با کدام سند ذکر شده؟
ناشناس
|
-
|
08:47 - 1389/07/06
11
54
پاینده باد ایران من
ساشا
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
15:20 - 1389/07/06
10
31
خیلی خوب بود ممنون از شما
نیما کاظمی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
09:04 - 1389/07/07
10
49
خیلی باعث تاسف است که به اینگونه از میراث باقی مانده از دوران کورش نگهداری میشود
علی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
11:29 - 1389/07/07
14
71
درجواب دوست عزیز:اگرپدرکسی فاضل باشدپسرکمی ازاوبه ار ث می بردوازپسرپدرفاضل انتظاربیشتری وجودداردتا....
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
10:42 - 1389/07/08
11
31
خیلی جالب است و جای تعمق بیشتر دارد
.ty
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
12:53 - 1389/07/08
10
31
.tashakor
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
18:49 - 1389/07/08
12
34
عجب باحال بود
دو بار خواندم
تشکر
كوروش
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
16:35 - 1389/07/09
15
64
درود بر كوروش
كوروش بزرگ و منشور آزاديش چراغ راه آدميان زنده باد ايران
"
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
21:52 - 1389/07/09
154
27
دیگر تاریخ پرستی بس است. آنهم تاریخ جعلی...!!!
ب
|
UNITED STATES
|
00:37 - 1389/07/10
19
66
باید از انگلیسی ها به خاطر نگهداری منشور تشکر کرد چرا که اکه نبرده بودنش درد کتیبه خلیج فارس بهش میخورد
ناشناس
|
-
|
12:14 - 1389/07/10
81
20
الهکم التکاثر حتی زرتم المقابر.(قران کریم - سوره تکاثر آیات 1و2) . بزرگداشت کوروش به عنوان بخشی از پیشینه این سرزمین قابل تقدیر است ولی نه به صورت افراطی. در این سرزمین دودمان های مختلفی حکمرانی کرده اند که هرکدام معایب ومزایایی داشته اند و در پرباری تاریخ وتمدن این کشور نقش داشته اند. و واقعیت این است که سلسله بعد از اسلام سهم بیشتری در فرهنگ امروزی ایران دارند. مثلا" یکی از رسوم هخامنشیان ازدواج با محارم برای پاک ماندن خون ونژاد شان بود که قطعا" در دنیای امروزی پذیرفته نیست.
آراز
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
12:51 - 1389/07/10
62
22
بنياد گرايي اسلامي با پان ايراينسيم قاطي شود چه معجوني در خواهد آمد؟؟؟!!!
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
13:37 - 1389/07/10
13
33
عالی بود استاد عالی
واقعا افتخار میکنم که دانشجوی شما هستم شاید مثبت ترین نقطه ی حضور من تو این دانشگاه آشنایی با شما بود
به شدت مقاله تون قابل احترام هست حیف این ترم باهاتون درس ندارم
امید ک.ز.ز
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
14:48 - 1389/07/10
94
50
با سلام و خسته نباشید.بنده یکی از محققین عهد عتیق هستم .فکر می کنم در مباحث تاریخی تعصب جایگاهی ندارد،و ابتداء از منظر تاریخی ادله و شواهد باید کامل باشد .به چند دلیل فکر می کنم این فرض که کوروش جناب ذوالقرنین است بجا نیست:
1-جناب ذوالقرنین دورانشان مربوط می شود به زمان حضرت موسی،در حالیکه کوروش متعلق به زمان سلیمان نبی(ع) است که ایشان از پیغمبران موسایی است.
2-نظر اکثر مفسرین مستند به تحقیق آقای ابول کلام آزاد مورخ معاصر (1269ه.ش -1339ه.ش)می باشد.که عمده استناد ایشان،تندیس کوروش در دشت مرغاب می باشد.(که در مورد این تندیس و تاج کوروش توضیح می دهم.)
3-ازعزیزان در خواست می کنم،در سایت ترجمه صحیح منشور را بگذارید،کوروش پیروزیش در بابل را به خدا نسبت نمی دهد بلکه آن را موهبتی از جانب مردوک(الهه جنگ و خونریزی برای یونانیان و در ایران باستان الهه پیروزی)می اند.اگر دوستان کمترین مطالعه ای در مورد ادیان والهه های مصر باستان و دونان داشته باشند ،در به کار بردن لفظ موحد برای کوروش احتیاط می کنند.
4-تاج سر کوروش که همه موافقان این نظریه به آن استناد می کنند،مخصوص کوروش نیست بلکه این تاج اسمش هم هم (hem hem crown می باشد .و شما با یک جستجوی ساده در می یابید که فراعنهء بسیار متاخر تر از کوروش دقیقا از این تاج استفاده می کردند،که متاسفانه از نظر ادیان شناسی مربوط به الهه پرستان ملحد می باشد.
اگر نظرات وتحقیقات علمی این حقیر با دلبستگی های شما دوستان تفاوت داشت ببخشید ولی بنده برای دفاع از نظرم در خدمتم.
نام:
ایمیل:
* نظر: