مجلس هفتم در تاريخ 7/3/83، يعني درست 4 سال پيش آغاز به كار كرد.
لاري، مفتح مجلس هفتم بود، البته با گزارش جنجالياش درباره انتخابات همين مجلس
و سالي كه نكوست، از بهارش پيداست.
دعواي اصولگرا و اصلاحطلب آغاز شد.
در مجلس هفتم نیز برخی بازهم نماینده بودند.
جوان آمدند و با عصا رفتند!
در مراسم افتتاح، همه حضور داشتند؛ از رئيسجمهور و وزرا و سفرا و وكلا تا كروبي.
هیچ کس فکر نمی کرد یه زمان هاشمی بخواد هم جانشین خاتمی بشه و هم رئیس خبرگان!
هيچكي! نميدونست قراره كي رئيس و كي نايب رئيس و ... شه.
در حاشيه افتتاحيه اين جلسه، كروبي تذكراتي به حداد داد.
ـ ببين غلام جون، يه وقت رئيس نشي ها، من كه لر بودم اين همه شيرمرد، كم آوردم، تو كه ديگه هيچي!
و سرانجام سرنوشت رؤساي مجلس هفتم مشخص شد؛ حداد رئيس شد.
ـ از همون اول نمايندهها به كارها و مواضع بعضيها، يه جوري نگاه ميكردند.
بانوان مجلس هم از همان موقع نسبت به عدم پذیرش جنسیتی اعتراض داشتند
نمايندگان پس از مدت كوتاهي اقامت خسته شده در 26 آبان 83 به ساختمان جديد در بهارستان منتقل شدند.
اين هم تصويري از همان ساختمان خوشگل و قشنگ جدید.
فعاليتهاي ورزشي از ديگر اقدامات نمايندگان بود؛ از جمله مسابقات فوتسال
ـ ببينيد اگه نتونستيد توپ رو بگيريد، پاي اون اقليتها رو هم بزنيد، اشكال نداره.
مجلس هفتم، همواره با حواشي جالبي همراه بود.
از جمله خستگيها و خوابها در مجلس.
در مجلس هفتم وزير راه دولت قبل بركنار شد
ـ دیگه ببخشید دیگه، خداحافظ...
دو استيضاح هم در دولت تازه صورت داد؛
يكي وزير جهاد كشاورزي كه دوباره رأي آورد.
و دیگری فرشیدی که بازهم رای آورد
و ديگری استيضاح ميركاظمي كه اصلا برگزار نشد.
ـ ديگه چي ميخواي از جونم، استيضاح رو كه منتفي كردي؟!
نادران: بچهها تو رو خدا منو قايم كنيد، الان افروغ مياد سراغم!
در اين مدت مجلس برخي دلخوريها و اختلاف سليقهها بين نمايندگان پيش آمد.

ـ شيطونه ميگه ...
ـ افروغ جون، بيا، بيا بريم با باهنر آشتي كن، زشته. به خاطر من...!
ابوطالب: فيلم مستند مجلس هفتم را منتشر ميكنم.
باهنر: بابا شيخ قدرت، يقه رو ول كن. من كه فيلم ندارم، به خدا سعيد فيلم گرفته!علیخانی: نه همین الان باید جیبهاتو خالی کنی!
در دوره هفتم بيشتر اداره مجلس توسط باهنر صورت گرفت.
ـ باهنر اذيت نكن، امروز بذار يه كم بيشتر بمونم.
ـ نه بدو برو، تو الان مصاحبه داري، من هستم.
مجلس هشتم شاهد برخي نطقهاي تند عليه دولت بود كه عمدتا از سوي اقليت بود؛ از جمله پيرمؤذن و اعلمي.

البته بندهخداها جفتشون هم رد صلاحیت شدن
برخی با اینکه میدانستند نامهشان غیر آییننامهای است ولی باز هم کار خود رو میکردن
ـ نگاه کن، ببین؛ اینجا نوشته زیر نصف نمایندگان امضا باشه نباید بخونی!
اواخر دوره هم باهنر اقدام به كاريابي براي برخي نمايندههاي راهنيافته كرد.
ـ خب اينم شماره منزلت، باشه يه كار مناسب برات پيدا كردم، ميزنگم.
راستي، برخي هم ضايع شدن و گزارش تفحص كذايي كه اينقدر پافشاري ميكردن، ناخونده شد.
اصلا منظورم جناب كاتوزيان نيست!
در طول دوران مجلس برخی نسبت به مدیریت حداد اعتراض داشتند
ـ بابا چیه؟ مگه من چی کار کردم؟
پايان مجلس هفتم هم با تصاوير جالبي رقم خورد.
عكس يادگاري حداد با بانوان مجلس
اهداي هدیه و لوح يادبود به نمايندگان
گرفتن عكس يادگاري دستهجمعي

ـ اِ آقا هل نده!
ـ حاج بابایی برو اون ور، این جا جای تو نیست، جر نزن برو سر جات!
و در پایان متاسفانه حداد نتوانست بر صندلی ریاست هشتم تکیه بزند.
خدایا شکر، خدایا توبَه!