مروری بر آغاز تا پایان مرحله اول بحران کردستان
کد خبر: ۸۲۸۶۸۶
تاریخ انتشار: ۰۵ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۷:۳۷ 27 August 2018

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ توطئه و حوادث مختلفی در اندازه‌های نقطه‌ای، محلی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای با دخالت مستقیم و آشکار بیگانگان با چاشنی‌های صنفی، قومی، مذهبی و سیاسی علیه آرمان‌ها و ارزش‌های نظام نوپای انقلاب اسلامی به‌وقوع پیوست

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ توطئه و حوادث مختلفی در اندازه‌های نقطه‌ای، محلی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای با دخالت مستقیم و آشکار بیگانگان با چاشنی‌های صنفی، قومی، مذهبی و سیاسی علیه آرمان‌ها و ارزش‌های نظام نوپای انقلاب اسلامی به‌وقوع پیوست، اما در بین همه این بحران‌ها و فتنه‌ها، «قصه پر غصه کردستان» دارای ویژگی‌های خاصی است. از جمله آن می‌توان به طولانی بودن، تلفات بسیار و آسیب دیدن جدی جمعیت خودی اشاره کرد. در این فرصت به بررسی اجمالی مرحله اول بحران کردستان از ۲۲ بهمن سال ۵۷ تا ۲۷ مردادماه ۵۸ و واقعه پاوه می‌پردازیم.

سقوط پادگان مهاباد

حزب دموکرات کردستان در ۲۴ بهمن ۱۳۵۷، تنها دو روز بعد از پیروزی انقلاب ادعای خودمختاری و جدایی‌طلبی از ایران را طرح کرد. عبدالرحمن قاسملو (فارغ‌التحصیل دانشگاه پراگ چکسلواکی) و غنی بلوریان دو نفر از رهبران گروهک مائوئیستی دموکرات از مرز‌های غربی وارد کشور شدند و به دنبال اجرای طرح جدایی کردستان و تشکیل جامعه سوسیالیستی بر اساس تفکر جدایی دین از سیاست بودند. از همان ۲۴ بهمن ماه حملات عناصر مسلح وابسته به این گروهک به مراکز نظامی، پاسگاه‌های ژاندارمری و سازمان‌های دولتی منطقه آغاز شد، لذا هیئتی از سوی دولت موقت در روز ۳۰ بهمن ۵۷ برای مذاکره با رهبران این حزب عازم مهاباد شدند. اما فردای روز مذاکره، پادگان تیپ ۲ لشکر ۶۴ ارومیه در مهاباد به دست حزب دموکرات سقوط کرد و تمام سلاح‌ها و مهمات آن از جمله ۱۸ دستگاه تانک، ۳۶ قبضه توپ سنگین و هزاران قطعه سلاح از پادگان خارج شد و سپس پادگان را آتش زدند.

روزنامه اطلاعات در دوم اسفند ۱۳۵۷ خود می‌نویسد: «افراد مسلح که خواهان خودمختاری هستند با تشکیل کمیته مشترک سربازان انقلاب و رزمندگان کُرد، اداره امور پادگان‌های پیرانشهر و پاوه در نزدیکی مهاباد را به دست گرفتند.» (ضمناً مواضع و عملکرد هیئت تحریریه و گروه خبرنگاران روزنامه اطلاعات حداقل تا آخر سال ۵۸ به شدت مشکوک بود!)
در همین زمان امریکایی‌ها نیز ضمن پیگیری دقیق این حادثه و حوادث مشابه آن حمایت ها‌ی خود را به صورت پنهانی از این حزب ادامه دادند. گزارش خیلی محرمانه ۲۹ اسفند ۵۷ سفارت امریکا در تهران با عنوان «قیام کرد‌ها در سنندج» (که بعد‌ها از اسناد سفارت امریکا در جریان تسخیر لانه جاسوسی به دست آمد) درباره چگونگی و علل وقوع درگیری سنندج می‌نویسد: «حاکمیت دولت در منطقه دوردستی مانند کردستان بسیار ضعیف است؛ سنی ها‌ی ایران کمتر شیفته این انقلاب اصولاً شیعه در ایران هستند. مخالفت قابل توجه در مناطق دیگر هم وجود داشته است.»

نوروز ۵۸

در نوروز ۱۳۵۸ وضعیت سنندج به مرحله‌ای می‌رسد که ساختمان شهربانی و رادیو و تلویزیون به اشغال مهاجمان مسلح در می‌آید و به دستور سرلشکر قرنی عده‌ای از نیرو‌های مردمی، پاسداران و سربازان از کرمانشاه با بالگرد به داخل پادگان سنندج گسیل می‌شوند تا از سقوط مرکز لشکر ۲۸ کردستان و شهر سنندج به صورت کامل جلوگیری کنند. در این مقطع عملکرد شهید قرنی در برخورد با ضد انقلابیون به گونه‌ای است که تمامی ضد انقلابیون داخلی و خارجی و پشتیبانان آن‌ها در دولت و در تهران با تمام توان علیه ایشان جوسازی و اعمال فشار می‌کنند.

در همین شرایط هیئت بلندپایه‌ای از جانب امام خمینی (ره) مرکب از آقایان طالقانی، بهشتی، صدر حاج سیدجوادی، بنی‌صدر و ها‌شمی رفسنجانی، وارد سنندج شد و با شورشیان مذاکره کرد. بالاخره در روز دوم فروردین ۵۸ آتش بس اعلام شد. در فردای روز آتش‌بس در اقدام مشکوکی، به دستور نخست‌وزیر مهندس بازرگان، سرلشکر قرنی نخستین رئیس ستاد ارتش از سمت خود برکنار شد.

در ۱۱ و ۱۲ فروردین سال ۵۸ مردم در انتخابات تعیین نوع نظام شرکت کردند و ۹۸ درصد مردم ایران به نظام جمهوری اسلامی رأی آری دادند و این تیر خلاصی بر تمام خیالات دشمنان داخلی و خارجی انقلاب بود. یک روز پس از اعلام جمهوری اسلامی، نیروی هوایی عراق برای نخستین بار به گمرک مهران تجاوز کرد. از این تجاوز رژیم بعث عراق تا حمله سراسری به خاک ایران در ۳۱ شهریور ۵۹، ارتش عراق حدود ۶۳۶ بار به صورت زمینی، هوایی و دریایی به خاک ایران تجاوز داشت.

جنگ در نقده

حزب دموکرات کردستان که خود را حزب قالب در کردستانات می‌دانست تصمیم داشت به بهانه افتتاح دفتر خود در شهر نقده با فراخوانی همه هوادارانش، میتینگ سیاسی نظامی بزرگی در این شهر راه‌اندازی و ضمن تصرف شهر نقده، خودمختاری منطقه کردستانات ایران از دولت مرکزی را رسماً اعلام کند. برای این میتینگ سیاسی جمع کثیری از اهالی نقده، بوکان، مهاباد، سردشت، پیرانشهر، سقز و اشنویه شرکت داشتند. همچنین تمامی عناصر حزب دموکرات کردستان در این تجمع مسلحانه شرکت کرده بودند.

جنگ در نقده از ۳۱ فروردین ۵۸ با تیراندازی‌های مشکوک آغاز شد. در روز اول حدود ۱۰ نفر و در ادامه حدود ۲۰۰ نفر از مردم و عناصر مسلح بومی و غیربومی کشته شدند. نماینده حزب دموکرات کردستان در تهران عاملان اصلی وقوع این درگیری‌ها را عوامل فئودال‌ها دانست که با عناصر ارتجاعی از قبیل: پالیزیان و اویسی در ارتباط بودند. در واقعه نقده علاوه بر مردم عادی، نمایندگان بعضی از احزاب کردی کشور‌های ترکیه، سوریه و عراق حضور داشتند. جنگ در نقده به مدت چهار روز ادامه یافت که خوشبختانه با مقاومت خودجوش و انقلابی مردان و زنان نقده‌ای و مراکز جمعیتی اطراف (کرد، ترک، شیعه و سنی) و با درایت و مدیریت بی‌نظیر و اقدام به موقع حجت‌الاسلام حسنی نماینده حضرت امام (ره) در آذربایجان شرقی و امام جمعه شهر ارومیه این اقدام دشمنان شکست خورد.

فاجعه مریوان

شهرستان مریوان به دلیل وسعت زیاد، مرزی بودن، دسترسی به استان‌های کرمانشاه، کردستان و آذربایجان غربی و... از اهمیت زیادی برای پیاده‌سازی اهداف ضدانقلاب برخوردار بود. مدتی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی گروه «چاو» که «شیرین بهاره» (فرزند امام جمعه مریوان) و «فؤاد سلطانی» از مؤسسان آن بودند در این شهر اعلام موجودیت کرد و به طور مخفیانه فعالیت می‌کرد. با ادغام این گروه با چند گروه دیگر، حزب کومله تشکیل شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی گروه فوق از اولین گروه‌های سیاسی چپ در مریوان بود که دست به غارت و خلع سلاح پایگاه نظامی و انتظامی منطقه می‌زد. چریک‌های فدایی خلق مریوان هم که اکثر افراد آن غیربومی بودند در کنار این‌ها فعالیت می‌کردند.

همزمان جمعی از جوانان شهر مریوان با فعالیت‌های دینی و مذهبی، بخشی از جو شهر را در اختیار داشتند. این جوان‌ها سپاه پاسداران مریوان را در محل کنونی میدان ۲۳ تیر مریوان در ساختمان سابق ساواک راه‌اندازی کردند. فرمانده سپاه مریوان شهید عبدالله طرطوسی تحت حمایت مردم مؤمن و متدین شهر مریوان قرار داشت. این پاسدار‌های بومی اولین و مهم‌ترین مانع ضد انقلابیون جهت رسیدن به هدفشان محسوب می‌شدند.

گروه‌های کمونیستی با محوریت کومله ابتدا حدود ۴۰۰ نفر نیروی مسلح را از شهر‌های بوکان، مهاباد، سقز و سنندج به مریوان منتقل کردند و در روز ۲۳ تیرماه به بهانه انجام راهپیمایی در اعتراض به تصمیم دولت مبنی بر عودت زمین‌های کشاورزی به مالکان آن‌ها و پاکسازی صدا و سیما، مردم را از روستا‌ها به شهر کشاندند.

در مسیر راهپیمایی وارد صدا و سیما که در جوار سپاه قرار داشت شدند. سپس در پناه مردم بی‌خبر که به هیچ وجه در طرح آن‌ها قرار نداشتند به مقرسپاه حمله کردند و در نهایت ۲۵ نفر از بهترین فرزندان مریوان را در این اقدام غافلگیرانه به شهادت رساندند. واقعه ۲۳ تیر برای تمامی گروه‌های سیاسی معارض نظام در کردستان یک شکست و رسوایی تمام عیار بود. این واقعه موجب روشنگری و وحدت مردم متدین اکثر شهر‌های کردستان شد. بعد از انتشار این خبر ۱۰۰ نفر از اعضای سپاه به وسیله چند بالگرد از کرمانشاه به پادگان ارتش در مریوان منتقل شدند و روز بعد این افراد طی عملیاتی مختصر تعدادی از عناصر این حزب را در همان مقر اشغالی سپاه کشتند و مقر را از لوث وجود آنان پاکسازی کردند.

معجزه پیام امام

بعد از شکست حزب دموکرات در نقده و کومله در مریوان این احزاب با بسیج تمامی توان باقیمانده خود و بهره‌گیری از پشتیبانی هوایی و تسلیحاتی عراق و در هماهنگی کامل با امریکا شهر پاوه را به عنوان هدف عملیاتی خود انتخاب و در این شهر تجمع کردند. موقعیت جغرافیایی شهر پاوه به گونه‌ای است که در صورت تصرف عوارض حساس مشرف و پیرامونی به راحتی قابل دفاع بوده و در صورت داشتن پشتیبانی هوایی عراق می‌توانستند از آن به عنوان مرکز دولت آزاد تمامی گروه‌های معارض علیه نظام نوپای اسلامی استفاده کنند.

در ۲۵ مرداد روزنامه‌ها خبر از حمله گسترده افراد مسلح به پاوه دادند. راه‌های ورودی به شهر را بستند و مردم همسو با نظام و مراکز استقرار پاسداران و پیشمرگان کرد مسلمان، ارتش و ژاندارمری را مورد حمله قرار دادند. از همه شهر فقط دو نقطه در دست نیرو‌های انقلابی بود. مهاجمان مسلح خانه‌های افرادی را که با آنان همراهی نمی‌کردند غارت می‌کردند و سپس به آتش می‌کشیدند.

با بر هم خوردن کامل اوضاع در ۲۵ مرداد دکتر چمران همراه تیمسار فلاحی و ابوشریف فرمانده عملیاتی سپاه وارد شهر پاوه شدند. دکتر چمران در این شهر ماند و با بسیج همه امکانات و نفرات باقیمانده در محل ژاندارمری پاوه در حالی که در محاصره صددرصد بود، فرماندهی عملیات را برعهده گرفت.

در روز ۲۶ مرداد ماه ضد انقلابیون وارد تنها بیمارستان شهر شدند و به بهانه یافتن پاسداران مجروح، همه کادر اداری، درمانی، مجروحان نظامی، عادی، زن و بچه‌های بی‌گناه را قتل‌عام کردند. این فاجعه بسیار هولناک‌تر از جنایات قبلی این گروه‌ها در نقده و مریوان بود. چند ماشین با بلندگو اعلام می‌کرد هرکس وفاداری خود را به حزب دموکرات اعلام کند درامان است. ما فقط آمده‌ایم پاسداران چمران را سر ببریم. سرانجام هزاران نفر از عناصر حزب دموکرات در کنار عناصر حزب بعث عراق، منافقین، کومله، فداییان خلق و...، این شهر را تصرف و از صبح روز ۲۶ مردادماه حمله مستقیم به محل حضور دکتر چمران را آغاز کردند.

این جنگ از غروب ۲۶ مرداد به صورت دیوار به دیوار و نفر به نفر ادامه یافت. در سحرگاه ۲۷ مرداد فرمان حضرت امام (ره) از رادیو و تلویزیون کشور پخش شد. ابتدا مردم شهر پاوه و سپس گروه‌های ضدانقلاب از آن مطلع شدند. ضدانقلابیون مسلح وحشت زده به جای پیشروی و تصرف کامل ژاندارمری پاوه که فقط چند نفر در آن سالم باقیمانده بودند کم‌کم عقب‌نشینی کردند. از ابتدای طلوع آفتاب جنگنده‌ها و سپس هوانیروز ارتش ایران و از حدود ساعت ۹ صبح روز ۲۷ مرداد سیل عظیمی از نیرو‌های مردمی و سپاه سواره از کرمانشاه به پاوه رسیدند.

پیام امام (ره) معجزه بود و لبیک مردم، سپاه و ارتش به این پیام موجب شد دیگر شهر‌های کردستانات نیز مانند مریوان، بسطام، بانه، سردشت، مهاباد، بوکان و سقز هم از لوث وجود ضدانقلابیون تخلیه و آنان به سمت مرز و داخل خاک عراق متواری شوند. این آرامش و امنیت حدود یک‌ماه برتمام شهر‌های کردستان حاکم بود. در این مدت دولت بازرگان به‌صورت مخفیانه با سران ضدانقلاب ارتباط و مذاکره داشت.

این آرامش پایان مرحله اول بحران کردستان بود. لیکن با خبط و حماقت و سوءتدبیر دولت موقت مجدداً ضدانقلابیون احیا و از آن سوی مرز‌ها و کوه‌ها وارد شهر‌های کردستانات شدند و اینچنین مرحله دوم بحران در کردستان آغاز شد. با خارج شدن پاسداران و حاکمیت دوباره این احزاب، مجدداً بحث خودمختاری و استقلال کردستان و تشکیل دولت‌های قومی در سراسر ایران مطرح و جنگ داخلی، حمله به پادگان‌ها و اماکن دولتی و... آغاز شد.
در این مرحله حجم گستاخی، سبوعیت، جنایات و به خصوص اعمال محدودیت و خشونت ضدانقلابیون در شهر‌ها و روستا‌ها به حدی بود که عملاً زندگی برای مردم مختل شده بود. مردمی که مایل به همکاری و پشتیبانی مادی و غیرمادی از این گروه‌ها نبودند نمی‌توانستند در کردستانات زندگی کنند، لذا مجبور به مهاجرت شدند. بدین طریق مرحله دوم بحران در کردستانات نهادینه شد که کم و بیش تا امروز ادامه دارد.

این گزارش نخستین بار در روزنامه جوان منتشر شده است.

اشتراک گذاری
روی خط سایت ها
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر: