۲۰۰۶۸بازدید
محرم در آينه شعر معاصر فارسي
کد خبر: ۷۷۷۶۷
تاریخ انتشار: ۲۷ آذر ۱۳۸۸ - ۱۹:۴۳ 18 December 2009
فارس: عليرضا قزوه غزلي را با نام «خون خدا» در رثاي سومين امام شيعيان جهان سروده است.

نمي‌دانم تو را در ابر ديدم يا كجا ديدم
به هر جايي كه رو كردم فقط روي تو را ديدم

تو را در مثنوي، در ني، تو را در‌ هاي و هو، در هي
تو را در بند بند ناله‌هاي بي‌صدا ديدم

تو مانند ترنم، مثل گل، عين غزل بودي
تو را شكل توسل، مثل ندبه، چون دعا ديدم

دوباره ليلة القدر آمد و شوريدگي‌هايم
تب شعر و غزل گل كرد و شور نينوا ديدم

شب موييدن شب آمد و موييدن شاعر
شكستم در خودم از بس كه باران بلا ديدم

صدايت كردم و آيينه‌ها تابيد در چشمم
نگاهم را به دالان بهشتي تازه وا ديدم

نگاهم كردي و باران يك ريز غزل آمد
نگاهت كردم و رنگين كماني از خدا ديدم

تو را در شمع‌ها، قنديل‌ها، در عود، در اسپند
دلم را پَرزنان در حلقه پروانه‌ها ديدم

تو را پيچيده در خون، در حرير ظهر عاشورا
تو را در واژه‌هاي سبز رنگ ربنا ديدم

تو را در آبشار وحي جبرائيل و ميكائيل
تو را يك ظهر زخمي در زمين كربلا ديدم

تو را ديدم كه مي‌چرخيد گردت خانه كعبه
خدا را در حرم گم كرده بودم، در شما ديدم

شبيه سايه تو كعبه دنبالت به راه افتاد
تو حج بودي، تو را هم مروه ديدم، هم صفا ديدم

شب تنهاي عاشورا و اشباحي كه گم گشتند
تو را در آن شب تاريك، «مصباح الهدي» ديدم

در اوج كبر و در اوج رياي شام ـ ‌اي كعبه ـ
تو را هم شانه و هم شان كوي كبريا ديدم

دمي كه اسب‌ها بر پيكر تو تاخت آوردند
تو را‌ اي بي‌كفن، در كسوت آل عبا ديدم

دليل مرتضي! شبه پيمبر! گريه زهرا(س)
تو را محكمترين تفسير راز «انّما» ديدم

هجوم نيزه‌ها بود و قنوت مهربان تو
تو را در موج موج ربنا در «آتنا» ديدم

تو را ديدم كه داري دست در دستان ابراهيم
تو را با داغ حيدر، كوچه كوچه، پا به پا ديدم

تو را هر روز با ‌اندوه ابراهيم، همسايه
تو را با حلق اسماعيل، هر شب همصدا ديدم

همان شب كه سرت بر نيزه‌ها قرآن تلاوت كرد
تو را در دامن زهرا(س) و دوش مصطفي(ص) ديدم

تنور خولي و تنهايي خورشيد در غربت
تو را در چاه حيدر همنواي مرتضي ديدم

سرت بر نيزه قرآن خواند و جبرائيل حيران ماند
و من از كربلا تا شام را غار حرا ديدم

به يحيي و سياوش جلوه مي‌بخشد گل خونت
تو را ‌اي صبح صادق با امام مجتبي(ع) ديدم

تو را دلتنگ در دلتنگي شامي غريبانه
تو را بي‌تاب در بي‌تابي طشت طلا ديدم

شكستم در قصيده، در غزل، ‌اي جان شور و شعر
تو را وقتي كه در فرياد «ادرك يا اخا» ديدم

تمام راه را بر نيزه‌ها با پاي سر رفتي
به غيرت پا به پاي زينب كبري(س) تو را ديدم

دل و دست از پليدي‌هاي اين دنيا شبي شستم
كه خونت را حناي دست مشتي بي حيا ديدم

چنان فواره زد خون تو تا منظومه‎ي شمسي
كه از خورشيد هم خون رشيدت را فرا ديدم

مصيبت ماند و حيرت ماند و غربت ماند و عشق تو
ولا را در بلا جستم، بلا را در ولا ديدم

تصور از تفكر ماند و خون تو تداوم يافت
تو را خون خدا، خون خدا، خون خدا ديدم
مدیا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۹
انتشار یافته: ۲۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۱۴ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۷
السلام عليك يا ابا عبدالله
بسيار بسيار عالي بود
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۲۰ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۷
سلام
دمش گرم
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۳۶ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۷
سلام شعر خوبي بود ممنون
ناشناس
|
UNITED STATES
|
۲۱:۱۲ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۷
شعر زیبایی بود ولی‌ به روانی‌ و تاثیر گذاری اشعار دیگر ایشان نبود.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۱:۴۹ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۷
خیلی خوب بود.بینظیر بود...فقط کاش بجای بر دامن زهرا،در دامن زهرا گفته شده بود.چون "بر" با دوش بکار نمیرود
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۲:۲۴ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۷
آجرکم الله.انشاءالله.
ناشناس
|
UNITED STATES
|
۲۲:۲۴ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۷
قشنگ بود . آفرین
ناشناس
|
INDIA
|
۰۸:۴۵ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۸
بسيار زيبا بود.ممنون.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۸:۵۱ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۸
زیبایی این شعر به این دلیل است که جوهر قلمش اشک چشم بوده و آهنگ آن سوز دل .انشاء الله که مقبول سید الشهدا قرار گیرد.
ناشناس
|
UNITED ARAB EMIRATES
|
۰۹:۰۵ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۸
به سوگت ای شهید شاهد حق گو
نه دنیا را که عقبا را همه اندر عزا دیدم
کلامت سبز بود و یک قیامت در قیام تو
مقام عشق، عطرآگین به عطر نینوا دیدم
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۰۶ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۸
خداوند به همه عاشقان اهل بيت سلامتيعنايت فرمايد و اين شعر زيبا را همچون عبادت ذخيره آخرت براي شما قرار دهد
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۱۲ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۸
خداوند به همه عاشقان اهل بيت سلامتيعنايت فرمايد و اين شعر زيبا را همچون عبادت ذخيره آخرت براي شما قرار دهد
ناشناس
|
ITALY
|
۰۹:۲۶ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۸
خداوندا این شاعرگرانمایه راسوز مضاعف عطا کن.آمین ضمنا بیبت 14مصرع اول احتمالاکلمه ای ازقلم افتاده است.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۴۰ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۸
با تشکر ازآقای قزوه و غزل زیبایشان، اگر از ایشان اشعار بیشتری در سایت بگذارید تا در مراسمات ماه محرم و صفر استفاده شود ثوابش را تقدیم شما و شاعر آن مینمایم
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۹:۴۵ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۸
بسيار شعر زيبايي بود واقعا خيلي قشنگ بود و از انواع آرايه هاي ادبي داشت.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۰۹ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۸
به نظر این حقیر (به هر جايي كه رو كردم فقط روي تو را ديدم) غلو است خداوند همه را به ویژه من گنه کار را به شناخت صحیح اهل بیت که تنها نشانه آن دوری از گناه و کسب رضای خدا و خدمت خالصانه به خلق خدا برای رضای خدا است راهنمائی و راهبری فرماید.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۲۲ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۸
جبرائيل حيران ماند - مگر شما جبرئیل را دیده اید ؟؟؟ بعد چرا آورنده وحی از خواندن قرآن حیران بماند.
خدا را در حرم گم كرده بودم، در شما ديدم
پس دیگر حج نرویم چون خدا در خانه خود هم تجلی ندارد و ما را بی جهت به آنجا دعوت کرده ؟؟؟؟ یا تو حج بودی یعنی چه؟؟؟
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۴۳ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۸
بسیار زیبا بود

طیب الله
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۱۶ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۸
الحق شعر زيبايي بود....جناب آقاي عليرضا قزوه....طيب الله .....
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۱:۱۷ - ۱۳۸۸/۰۹/۲۸
اجرت با اقا امام حسين
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: